امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۱۷:۵۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 164822
تاریخ انتشار: ۴ شهریور ۱۳۹۵ - ساعت ۱۷:۴۴
تعداد بازدید: 181
السلام علی الحسین الذی سمحت نفسه بمهجته ، السلام علی من اطاع الله فی سره و علانیته، السلام علی من جعل الله الشفاء فی تربته ، ... السلام علی ابن خاتم الانبیاء ، السلام علی ابن سیدالاوصیاء، السلام علی ابن فاطمة الزهراء، ...

به گزارش پیروان مـوعــود؛مشهور این است که از ناحیه مقدسه حضرت مهدی(ع) درباره سالار شهیدان اباعبدالله الحسین(ع) و وقایع عاشورا، زیارتی وارد شده است و معمولا مضمون همین زیارت ، مورد استناد خطبا و مداحان اهل بیت(ع) قرار می گیرد.

هدف از عرضه مقاله، آشنایی مختصری با محتوای این زیارت و ذکر سند آن است امید که مورد رضای حق واقع گردد.

این زیارت به دوصورت مختلف ذکر شده و مرحوم «سیدابن طاووس » هر دو را نقل کرده است اما یکی را در کتاب «اقبال الاعمال » و دیگری را در کتاب «مصباح الزائر».

آنچه در کتاب «اقبال الاعمال » (1) است، عنوانش «زیارة الشهداء فی یوم عاشورا» می باشد.

«ابن طاووس » درباره سند این زیارت می فرماید:

«روینا باسنادنا الی جدی ابی جعفر محمد بن الحسن الطوسی 1 قال: حدثنا الشیخ ابوعبداله محمد بن احمد بن عیاش قال: حدثنی الشیخ الصالح ابومنصوربن عبدالمنعم بن النعمان البغدادی 1 خرج من الناحیة سنة اثنین و خمسین و ماتین علی یدالشیخ محمد بن غالب الاصفهانی ، حین وفاة ابی و کنت حدیث السن و کتبت استاذن فی زیارة مولای ابی عبدالله(ع) و زیارة الشهداء رضوان الله علیهم ; فخرج الی منه ...» (2)

جدم ابوجعفر محمد بن حسن طوسی ، با سندی که ما به ایشان داریم ، چنین روایت کرده است: شیخ ابوعبدالله محمدبن احمد بن عیاش برای من روایت کرد که: شیخ پرهیزگار ابومنصور بن عبدالمنعم بن نعمان بغدادی فرمود: در سال 252 ، در هنگام وفات پدرم ، و در حالی که من نوجوانی بیش نبودم ، نامه ای نوشتم و طریقه زیارت مولایم اباعبدالله(ع) و شهدا را درخواست کردم ، پس از ناحیه [مقدسه] به دست شیخ محمدبن غالب اصفهانی نوشته ای به این شرح برای من خارج شد ...

مرحوم سید بعد از این توضیح به بیان متن زیارت می پردازد.

این زیارت، دربردارنده سلام و درود بر حدود 80 نفر از شهدای کربلا با ذکر صریح نام و بیان حالات بعضی از آنهاست . سپس بر قاتلین آنها با ذکر صریح نام، لعن می فرستد. مرحوم مجلسی در بحارالانوار بعد از نقل این زیارت می گوید:

«این زیارت را مفید و سید (مرتضی) و غیر این دو نفر نیز ، در کتاب مزار خود در قسمت زیارت عاشورا آورده اند و سندش را حذف کرده اند.»

سپس سند آن را در کتاب «المزار الکبیر» تالیف «محمد بن المشهدی » ذکر می کند. (3)

بررسی سند و محتوای این زیارت:

الف: بررسی سند: در سلسله سند این حدیث بعد از شیخ طوسی نام سه نفر ذکر شده است که عبارتند از:

1. محمد بن احمد بن عیاش

2. ابومنصور بن عبدالمنعم البغدادی

3. محمد بن غالب الاصفهانی

نام هیچکدام از اینها در کتب رجال ذکر نشده و حال اینها برای ما معلوم نیست.

اشکال دیگری که در سند این حدیث است، تاریخ صدور آن از ناحیه می باشد. مرحوم مجلسی در این باره می گوید:

«در تاریخ این خبر اشکالی است. چون چهار سال زودتر از ولادت (حضرت) قائم(ع) صادر شده است.» (4)

سپس برای این موضوع ، دو توجیه ذکر می کند:

توجیه اول این است که احتمال دارد از ناسخ اشتباهی رخ داده و صحیح آن 262 ق باشد.

توجیه دوم این است که احتمال دارد از ناحیه امام حسن عسکری(ع) باشد.

بنابراین ، هم راویان این خبر مجهول هستند و هم اینکه بر فرض صدور آن از ناحیه مقدسه معلوم نیست که از امام حسن عسکری یا حضرت مهدی (ع) هست یا نه ؟

اما در عین حال ما نمی توانیم روایتی را تنها به خاطر ضعف سند از حیز انتفاع بیندازیم; به خصوص اگر محتوای آن دربردارنده معارف بلند اخلاقی و دینی باشد، مضافا اینکه دقت در سند روایات بیشتر مربوط به روایات فقهی و کلامی است ، زیرا در اینگونه روایات احتمال تقیه و یا دسیسه در ساختن روایت بیشتر وجود دارد.

ب: بررسی محتوایی: مضمون این زیارت مفید و با وقایع تاریخی منطبق است و خواندن آن اختصاص به وقت معینی ندارد به همین جهت مرحوم مجلسی می گوید; «من این زیارت را در زیارات مطلقه ذکر کرده ام.» (5)

اما زیارتی که به اسم زیارت ناحیه مشهور است غیر از این زیارتی است که نقل شده و آن زیارت دربردارنده وقایع عاشورا است. اصل این زیارت را «ابن طاووس » در «مصباح الزائر» (6) و مرحوم «مجلسی » در «بحارالانوار» نقل کرده است . البته مرحوم مجلسی در یک جا آن را به صورت کامل ذکر کرده (7) و در جای دیگر قسمتی از آن را آورده است. (8)

مرحوم مجلسی قبل از نقل کامل این زیارت می گوید: «ظاهرا این تالیف سید مرتضی رصی الله عنه است » (9) و «ابن طاووس » هم تصریح دارد که سید مرتضی به وسیله این الفاظ ، امام حسین(ع) را زیارت می کرد. (10)

علامه مجلسی در جای دیگر می فرماید:

«ظاهرا این زیارت از مؤلفات سید مرتضی و مفید » است و شاید در کیفیت نماز خبری به آنها رسیده باشد چون اختراع نماز جایز نیست » (11) و در جای دیگر منشا اختلافی را که بین این زیارت و زیارت منسوب به سید مرتضی است در این می داند که سید مرتضی از جانب خود مطالبی اضافه کرده است. (12)

تنها نکته ای که با توجه به آن می توان ، این زیارت را به حضرت مهدی(ع) نسبت داد جمله ای است که در بحارالانوار از مؤلف مزار کبیر «محمد بن المشهدی » نقل شده است که ، ایشان می فرماید: «این زیارت از ناحیه به سوی یکی از ابواب بیرون آمده است.» (13)

ولی نه راوی آن برای ما روشن است و نه بابی که این روایت به آن انتقال یافته است! در هر حال در اینجا نیز با قطع نظر از سند ، به بررسی محتوای این زیارتنامه می پردازیم:

در متن کاملی که ذکر شده است، برای هر یک از مواقفی که در ذیل آمده ، اذکار ، ادعیه و اعمالی خاص تعلیم داده شده است . هنگام خروج از خانه ، هنگام رسیدن به مقصد، هنگام نزدیک شدن به شهادتگاه ، هنگام رسیدن به قتلگاه ، هنگام داخل شدن در قبه شریفه و وقوف بر قبر و توجه به جوانب مختلف زیارت علی بن الحسین (علی اکبر) (ع) زیارت سایر شهدا، خواندن دو رکعت نماز زیارت با کیفیت مخصوص و اعمال بعد از نماز زیارت ...

بحث ما درباره این زیارت معرفی قسمتهایی است که مضامین آن دارای مطالبی است که از نظر اخلاقی و تاریخی نکاتی آموزنده به همراه دارد.

ما در این مقاله باختصار بخشهایی از این زیارت را که دارای مضامین بلند اخلاقی و یا نکات آموزنده تاریخی هستند شرح می دهیم .

به طور کلی می توان زیارت مورد بحث را در 10 بخش دسته بندی کرد.
بخش اول: درود و سلام بر انبیا و پنج تن آل عبا

در این بخش اولا سلام و درود بر 24 پیامبر به همراه اوصاف مشهور آنها آمده است سپس بر علی و فاطمه زهرا و امام حسن: درود می فرستد. پس از آن با درود بر امام حسین(ع) فصل جدیدی از زیارت آغاز می شود.

درباره این بخش توجه به دو نکته لازم است: اول این است که بسیاری از زیارات اهل بیت(ع) با درود بر انبیا الهی شروع می شود، که شاید حکمتش توجه به این مطلب باشد که این بزرگواران در مسیری حرکت می کنند که از حضرت آدم شروع شده است و ادامه راه انبیاء الهی است و اینها وارثان انبیاء برای رسیدن به اهداف عالیه الهی هستند. پیام این زیارت نیز همین است که وقایع عاشورا و مصائبی که بر امام حسین(ع) و یارانش پیش آمد، در راستای برنامه الهی است.

دوم این است که در هنگام سلام بر حضرت داود(ع) می خوانیم:

«السلام علی داود الذی تاب الله من خطیئتة »

سلام بر داود(ع) که خداوند از خطایش گذشت

در اینجا توضیح این نکته لازم است که چون ما معتقد به عصمت تمام انبیای الهی هستیم بنابراین ، مراد از خطیئة حضرت داود(ع) در اینجا ، آن افسانه ای نیست که در کتب عهد عتیق ذکر شده است (14) چنانکه در روایات مختلفی که از اهل بیت رسیده است، بشدت آن تهمتها را تکذیب می کنند، (15) بلکه مراد عجله در قضاوتی است که انجام گرفت و بلافاصله توبه کرد و این ترک اولایی بیش نبود. (16) و اینکه در میان تمام اوصاف زیبایی که خداوند در قرآن، حضرت داود(ع) را بدان می ستاید، چرا در اینجا، این وصف انتخاب شده است و علتش برای ما مشخص نیست و علمش را به اهلش می سپاریم .
بخش دوم: بیان حالات و اوصاف شخصی امام حسین(ع)

در این بخش امام حسین(ع) به عنوان کسی معرفی می شود که با خون خود، جانش را در راه دین بخشید، و خدا را در پنهان و آشکار، اطاعت کرد، و خداوند در خاک او شفا قرار داد و زیر گنبد و بارگاه او ، دعا مستجاب است و ائمه: از نسل او هستند و او فرزند پیامبر(ص) و علی(ع) فاطمه زهرا(س) و خدیجه کبری 3 است و او فرزند سدرة المنتهی و فرزند بهشت ابدی و فرزند زمزم و صفا است ...
بخش سوم: بیان مصائب دردناک حضرت اباعبدالله الحسین و یارانش:

در این بخش از زیارت گوشه ای از مصائب جانفرسایی که در واقعه کربلا برای امام حسین(ع) و یارانش پیش آمد در قالب عبارتهایی بسیار حزن انگیز بیان می شود:

«پیکرش به خون آغشته شد ، حرمت خیمه گاهش شکسته شد. او و یارانش در حالی کشته شدند که لبانشان خشکیده ، جسدهایشان عریان، پیکرهایشان تغییر یافته و اعضایشان قطعه قطعه شده و سرهایشان بالای نیزه رفته بود. تجهیزاتشان به غنیمت برده شد و در بیابانها افتادند و بدون کفن دفن شدند و محاسن او به خون خضاب شد و دندانش با چوب خیزران نواخته شد و سرش بالای نیزه و بدنش عریان در صحرا بود...»
بخش چهارم:اظهار اندوه در برابر واقعه جانگداز کربلا

در قسمتی از این بخش چنین آمده است:

«اگر روزگاران مرا به تاخیر انداخت و تقدیر الهی مرا از یاری تو باز داشت، و نبودم تا با کسانی که با تو جنگیدند، بجنگم، و با کسانی که به دشمنی تو برخاستند ، به دشمنی برخیزم، در عوض ، هر صبح و شام ندبه و زاری می کنم و به جای اشک برای تو خون گریه می کنم و ...» 

پیام این بخش این است که در برابر ظلم ظالمان و ستمی که به مظلومان می رسد، نبایدبی تفاوت بود، حتی اگر کاری از عهده ما بر نیاید ، باید با اظهار تاسف ، تنفر خود را اعلام کنیم.
بخش پنجم: گواهی بر ادای وظیفه حسین(ع)

در این بخش از زیارت ، زائر گواهی می دهد که امام حسین(ع) وظائفی را که در برابر خداوند و جامعه داشت، به نحو احسن انجام داد، در اقامه نماز و انجام زکات و امر به معروف و نهی از منکر کوشا بود، مطیع خدا بود ، به ریسمان او تمسک کرده بود، او خدا را از خود ، خشنود ساخت، یاور حق و دین و مدافع حریم آن بود، و در برابر سختی و بلا، صابر بود ...

در این بخش ، امام حسین(ع) به عنوان دربردارنده تمام صفات کمالیه و عامل به همه تکالیف شرعی و اجتماعی در حد اعلای آن معرفی شده اند و چنین کسی می تواند الگوی عملی ما در زندگی باشد.
بخش ششم: فلسفه قیام امام حسین(ع)

این زیارت علت قیام را ظلم آشکار ظالمان ذکر کرده است و خطاب به امام حسین(ع) می گوید:

«... تا آن زمان که ستم دست تعدی دراز کرد و ظلم و بیداد، نقاب از چهره برافکند و ضلالت و گمراهی ، پیروان خویش را فرا خواند ، ... پس در آن زمان بود که آگاهی تو ، به شرایط موجود ، موجب گردید که به انکار عملی برخیزی و بر تو لازم شد که با فاجران و بدکاران به جهاد برخیزی ...»
بخش هفتم: بیان مراحل قیام کربلا

امام حسین(ع) آغاز گر جنگ و خونریزی نبود و برای جلوگیری از ظلم و ستم ، مراحلی را طی کرد که در این زیارتنامه این مراحل به این صورت ذکر شده است که: ایشان مردم را به وسیله حکمت و موعظه حسنه به سوی خدا دعوت کرد و به برپایی حدود الهی و فرمانبرداری از خداوند امر کرد، و مردم را از پلیدیها و سرکشی نهی کرد، و آنها را از عذابهای الهی ترساند و حجت را بر آنها تمام کرد.
بخش هشتم: برخورد شدید دشمن با امام حسین(ع)

در این قسمت بیان می کند که وقتی امام حسین(ع) حجت را بر آنها تمام کرد به مبارزه با آنها پرداخت و آنها پیمان و عهد و بیعت شکستند، به جنگ ابتدا کردند و با هر وسیله ای به امام حسین(ع) و یارانش ضربه زدند و امام حسین(ع) نیز با قدرت تمام به مقابله با آنها پرداخت. سپس در ادامه چنین آمده است:

«و چون دشمنان تو را ثابت قدم و قویدل دیدند، برای تو دامهای مرگ آفرین قرار دادند، و آب را بر تو بستند و تو را تیرباران و سنگ باران نمودند ، و با زخمهای فراوان تو را از پای انداختند و راه نجات را برایت بستند و کار به جایی رسید که دیگر برایت یاوری نمانده بود و لی در عین حال همه چیز را به حساب خدا گذاشته بودی و صابر بودی و از زنان حرم و فرزندانت دفاع می کردی ، تا آنجا که تو را از اسب سرنگون ساختند واسبها تو را لگدکوب می کرد و تجاوزگران با شمشیرهایشان بر تو ضربه می زدند ، در این هنگام عرق مرگ بر پیشانیت نشست... و تو هنوز گوشه چشمی به سوی حرم و خیمه هایت می گرداندی .»

سپس در ادامه واقعه چنین آمده است:

«اسب توشیون کنان از تو دورشده ، شیهه کشان و گریه کنان به قصد خیام حرم سرعت می گرفت. پس چون زنان حرم اسب تو را بلازده و زین را واژگون دیدند، از خیمه ها بیرون آمدند در حالی که موهایشان را پریشان کرده و بر صورتهای خویش سیلی می زدند و نقاب از چهره انداخته بودند و با صدای بلند می گریستند، در حالی که بعد از عزت ذلیل شده بودند و به سوی قتلگاه تو می شتافتند و در این حال شمر بر روی سینه تو نشسته بود و شمشیرش را در گلویت فرو می برد و از خون گلویت سیرابش می کرد و با دستش محاسن ترا گرفته بود و با شمشیر تیزش سر از بدنت جدا می کرد. در این حال حواست از حرکت باز ایستاد و نفسهایت پنهان شد و سرت بر بالای نیزه ها رفت و ...»
بخش نهم: وقایع بعداز شهادت و آثار آن

در این بخش سخن از اسارت اهل بیت و به غل و زنجیر کشیدن و حرکت دادن آنها در صحراها در هوای گرم و سوزان در بازارهاست. سپس خطاب به امام حسین(ع) چنین آمده است:

«با کشتن تو اسلام را کشتند و نماز و روزه را متروک ساختند ، و سنتهای الهی و احکام دین را شکستند و پایه های ایمان را ویران نمودند و آیه های قرآن را تحریف کردند و در ظلم و تجاوز سرعت گرفتند .... و کتاب الهی مهجور واقع شد ... و با فقدان تو ذکر الله اکبر و لااله الاالله و حرام و حلال خدا و تنزیل قرآن ، مفقود شد و بعد از تو تغییر و دگرگونی و بی دینی و تعطیل دین و هوا و هوسها و گمراهیها و فتنه ها و باطلها ظاهر گشت.»
بخش دهم:ارتباط با خدا به وسیله پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)

بخش پایانی زیارت به توسل به خاندان عصمت و طهارت: اختصاص یافته و زائر با واسطه قرار دادن ارواح پاک امامان معصوم سعادت دنیا و آخرت و پاک شدن از همه گناهان و پلیدیها را از خداوند درخواست می کند.

پیام این بخش از زیارت این است که تمام این تکریم هایی که نسبت به اهل بیت(ع) می شود به خاطر اینست که اینها چون بر اقرار به خدا ثابت قدم بودند و مطیع و یاور پیامبر بودند و از نوری که با پیامبر نازل شد تبعیت کردند ، بنابراین ، تنها وسیله ای هستند که می توانند واسطه بین ما و خدا گردند و در آخرت نیز شفیع ما واقع شوند فلذا در زیارت جامعه نیز می خوانیم:

«خدایا! اگر من شفیعانی نزدیکتر از محمد و اهل بیت اخیار و ابرار او: می یافتم ، آنها را در درگاه تو شفیع قرار می دادم.»

«اللهم ثبتنی علی الاقراربک و احشرنی علیه والحقنی بالعصبة المعتقدین له، الذین لم یعترمنهم فیک الریب و لم یخالطهم الشک ، الذین اطاعوانبیک و وازروه و عاضدوه و نصروه و اتبعواالنورالذی انزل معه.»

پی نوشتها:
×. لفظ «ناحیه » از زمان امام علی النقی و امام حسن عسکری (ع) که شیعیان در جو اختناق به سر می بردند به عنوان رمز استفاده می شد و مرادشان از این لفظ محلی بود که امامرا در آنجا دیده اند و یا حکمی را از ایشان گرفته اند، در عصر غیبت صغری نیز کسانی که به حضور حضرت حجت (ع) شرفیاب می شدند و مطلبی را دریافت می کردند، این گونه تعبیر می کردند که این مطلب از ناحیه مقدسه خارج شده است.
1. ابن طاووس ، علی بن موسی بن جعفر،اقبال الاعمال ، تهران، دارالکتب الاسلامیة ، ص 537
2. ر.ک: المجلسی ، محمدباقر ، بحارالانوار،تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، 1388ق، ج 45 ، ص 65 ; ج 101 ، ص 269 .
3. المجلسی ، محمدباقر، همان ، ج 101 ، ص 274.
4. همان جا
5. همان جا
6.ابن طاووس ، علی بن موسی بن جعفر، قم ، مؤسسه آل البیت: لاحیاءالتراث،1417ق ، ص 221
7. المجلسی ، محمدباقر ، همان ، ج 101 ، صص 249 - 231
8. همان ، ج 101 ، صص 327 -317
9. همان ، ج 101 ، ص 231
10. ابن طاووس، علی بن موسی بن جعفر، همان ، ص 221
11. المجلسی ، محمدباقر، همان، ج 101 ، ص 251 12. همان ، ج 101 ، ص 328
13. همان جا.
14. ر. ک: کتاب دوم اشموئیل، فصل 11 ، جمله های 2 تا27
15. ر. ک: طباطبائی ، سید محمدحسین ، تفسیر المیزان ، قم ، انتشارات اسلامی، ج 17 ، ص 200
16. ر.ک: ص ، آیات 24 -21

آخرین اخبار