امروز : جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۸ - 2019 October 18
۰۵:۳۶
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 173051
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۷ - ساعت ۲۰:۵۱
تعداد بازدید: 1055
  پ. ميعادتمام بخش هاى زندگى  حضرت زينب كبرى (س)، نشانگر يك نكته است: ايشان وارث پنج تن آل عبا (ع) بود. چنين چيزى از اعمال و رفتار و ...

زينب (س)، فهيمه فهم ‏ناشدنى‏
 

پ. ميعاد
تمام بخش هاى زندگى  حضرت زينب كبرى (س)، نشانگر يك نكته است: ايشان وارث پنج تن آل عبا (ع) بود. چنين چيزى از اعمال و رفتار و كمالات ايشان پيداست؛ بلكه اين ويژگى در القاب ايشان هم متجلّى شده است. حضرت زينب (س) را «شير نوشيده از وحى»، 1 «مايه سرور على بن ابى طالب (ع)»، 2 «نايب فاطمه زهرا (س)»، 3 «مشتق شده از حسن مجتبى (ع)» 4 و «نايب امام حسين (ع)» 5 خوانده اند. اين القاب، برخاسته از اعمال و رفتار آن بانوى گرامى است؛ و الّا، بى جهت بر سر زبان ها نمى افتاد.

 



حضرت زينب (س)، بانويى بودند كه امام سجّاد (ع)، پس از خطبه خوانى ايشان در «كوفه»، خطاب به ايشان فرمودند:

«عمّه جان! بحمدالله، شما دانشمندى بدون آموزگار و فهميده اى هستى كه فهم نمى شود؛ گريه و ناله، آنچه را كه از دست رفته، باز نمى گرداند، پس آرام باشيد.» 6

امّا چه ويژگى هايى در زينب كبرى (س) وجود دارد كه ايشان را «غير قابل فهم» مى كند؟ با ما همراه باشيد تا قطره اى از درياى فضائل ايشان را برشمريم.

آب دريا را اگر نتوان كشيد

هم به قدر تشنگى بايد چشيد

الف) علم و عقل

شايد بتوان گفت از مشهورترين برترى هاى حضرت زينب (س)، «علم» و «عقل سرشار» ايشان است.

در ادامه، به چند نمونه از روايت هايى اشاره مى كنيم كه نشانگر اين دو ويژگى حضرت (س) است:

1. روايتگر علوم

حضرت زينب (س) با آنكه در هنگام زندگى مادرشان، كودك بودند، خطبه پر رمز و راز ايشان را براى ديگران نقل كردند و آنچه امروز از خطبه حضرت زهرا (س) به دست ما رسيده است، حاصل علم و تيزهوشى قهرمان كربلا (س) است. 7

علاوه بر اين، حضرت زينب (س) روايات متعدّدى از پدر و جدّشان (ص)، نقل كرده اند. بنابراين، ايشان روايتگر علومى بودند كه اهل كساء (ع) مخزن و معدن آن محسوب مى شدند.

ابن عبّاس ، شاگرد و پسرعموى حضرت على (ع)، از حضرت زينب (س) با عنوان «عاقل و داناى ما» ياد مى كند. 8 اين سخن ما را به ياد لقب معروف ايشان «عقيلة بنى هاشم ؛ زن داناى بنى هاشم » 9 مى اندازد.

2. استاد زنان مدينه

حضرت زينب (س)، پيش از رحلت اميرالمؤمنين (ع)، تا زمانى كه در «مدينه» اقامت داشتند، در خانه خود، مجالس تفسير «قرآن» و بيان احكام برگزار مى كردند و شاگردان بسيارى داشتند. 10

هند يكى از شاگردان ايشان بود كه در طى ماجراهاى پرپيچ و خمى، همسر يزيد بن معاويه  شد. اين بانو، حضرت زينب (س) را در ميان كاروان اسراى كربلا مشاهده كرد و وقتى متوجّه شد كه امام حسين (ع) به شهادت رسيده اند، در كاخ يزيد، سر برهنه و گريبان چاك كرده، وارد شد و نخستين لرزه ها را بر ستون كاخ پوشالى قدرت او انداخت. اين بانو، دانش آموخته از مكتب حضرت زينب (س) بود.

حضرت زينب (س)، در مدّت اسارت كه امام سجّاد (ع)، بيمار بودند نيز به سفارش امام حسين (ع)، به سؤالات شرعى و احكام زنان در مسير پاسخ مى دادند. 11 همچنين پس از پايان يافتن اسارت، دوباره مجالسى در خانه خود ترتيب مى دادند و در آن مجالس، به عزادارى نيز مى پرداختند. 12

3. خطبه خوان بى نمونه

حضرت زينب (س)، آن چنان در مسير اسارت خود خطبه خوانى مى كردند كه راويان به ياد اميرمؤمنان (ع)، استاد سخنوران عالَم مى افتادند. 13 البتّه از دختر حضرت على (ع) بعيد نيست كه چنين خطبه خوان و سخنور باشد! امّا نكته جالب توجّه اينجاست كه بعد از سخنرانى حضرت زينب (س) در كوفه، امام سجّاد (ع) ايشان را «داناى بى استاد» خواندند. بدين ترتيب، به همگان ثابت كردند كه عمّه سادات، از علم خدادادى بهره مند هستند. 14

ب) عبادت و بندگى

حضرت زينب (س)، در عبادت و بندگى، خالص خالص بودند؛ وگرنه چگونه كسى مى تواند عزيزش را پرپر و در خون غلتيده ببينيد و نخستين سخنش اين باشد كه: «خداوندا! اين قربانى را از ما پذيرا باش!» 15 يا چه كسى مى تواند تمام ماجراى اسارت و تلخى هاى بى حدّ و حصرش را در هم شكند و با سرِ بالا گرفته به  ابن زياد ملعون، سخن از آزمايش الهى به ميان بياورد و بگويد: «چيزى جز زيبايى نديدم!» 16

در وصف اين چنين بانويى، امام سجّاد (ع) مى فرمايند:

«عمّه ام زينب در طول سفر اسارت از كوفه تا «شام»، پيوسته نمازهاى واجب و مستحبّ خود را انجام مى داد و در بعضى منزلگاه ها مى ديدم كه ايشان در اثر ضعف و گرسنگى، نماز خود را نشسته مى خواند؛ چرا كه سهميه غذاى خود را ميان كودكان تقسيم مى كرد و ديگر توان ايستادن نداشت.» 17

حضرت زينب (س) را «عابد آل على (ع)» مى خواندند. 18

ج) حيا و پرده پوشى

ماجراى اسارت، از آن رو بسيار جانسوز است كه حرمت كسانى شكسته شد كه خداوند به آنان جاه و منزلتى عالى داده بود؛ 19 چرا كه پرده حيا، از پرده پوشانى پاره شد كه حيا و عفّتشان، در تاريخ اسلام شُهره بود.

در روايات آمده است كه وقتى حضرت زينب (س) براى زيارت قبر پيامبر اكرم (ص) مى رفتند، امام حسن (ع)، امام حسين (ع) و اميرالمؤمنين (ع) ايشان را همراهى مى كردند و وقتى به مزار مى رسيدند، اگر چراغى روشن بود، حضرت على (ع) جلو مى رفتند و پيش از رسيدن حضرت زينب (س) آن را خاموش مى كردند. وقتى امام حسن (ع) يك بار علّت كار ايشان را پرسيدند، حضرت امير (ع) پاسخ دادند: «مى ترسم كه نگاه كسى به شخص خواهرت زينب بيفتد.» 20

23686 موعود، شماره 1، ص: 29

د) قدرت و اراده فوق انسانى

در كتاب هاى تاريخى، از مستجاب الدّعوه بودن حضرت زينب (س) سخن به ميان آمده است. مستجاب الدّعوه بودن حضرت زينب (س) را مى توان از دلايل «ولايت داشتن» ايشان برشمرد. به عبارت ديگر، خداوند به حضرت زينب (س)، قدرتى داده بودند كه مى توانستند روال طبيعى امور را با اراده اشان بر هم بزنند. اين قدرت، تنها در دست كسانى است كه از ولايت برخوردارند.

نمونه هاى بى شمارى كه از كرامات حضرت زينب (س) در «سوريه» روايت شده است، نشانگر اين قدرتمندى و اراده حضرت زينب (س) است. همچنين در روايتى جالب، نقل شده است كه در شام، مردى به  فاطمه ، دختر امام حسين (ع)، نظر بدى كرد و حضرت زينب (س) فرمودند: «زبانت بريده باد! چشمت كور باد و دستت بشكند.» و در همانجا، مرد لال و كور و فلج شد. 21

از نظر بزرگان دين، حضرت زينب (س)، داراى قدرتى بودند كه مى توانستند در همان صحراى كربلا، همه چيز را به نفع امام حسين (ع) پايان بدهند؛ امّا از آنجايى كه اين خاندان هميشه راضى به قضاى الهى بودند، حضرت زينب (س) نيز صبر پيشه كردند و بر مصائب فائق آمدند.

از نشانه هاى داشتن اين قدرت، مى توان به اين روايت اشاره كرد كه در كوفه، با فرمان «ساكت باش!» حضرت زينب (س)، تمام صداها خاموش شدند؛ صداهايى كه تا آن زمان، گوش زمين و فلك را پر كرده بود. 22

د) بى گناهى و عصمت

عصمت كه به معناى خوددارى از انجام گناه است، مراتب مختلفى دارد. مراتبى از آن براى هر انسانى قابل دسترسى است كه به اين مرتبه عصمت، عصمت اكتسابى مى گويند.

عصمت، با دورى از گناه و تقواى الهى به دست مى آيد و هر چقدر تقوا بيشتر شود، حفاظت از گناه مستحكم تر مى گردد. با اين اوصاف آيا كسى هست كه بتواند منكر عصمت حضرت زينب كبرى (س) بشود؟ زنى كه از القابش، «امانت دار خداوند» 23 است، مى تواند معصوم نباشد؟

آيت الله  جوادى آملى  در اين باره مى گويد:

هيچ دليلى بر انحصار ولايت و عصمت در امامان معصوم (ع) نيست. از همين رو، مى توان گفت: زينب كبرى و حضرت ابوالفضل العبّاس عليهما السّلام نيز، در حدّ خود معصوم و ولى الله بودند.

غير ولى خدا، نمى تواند در پاسخ آن ملعون كه گفته بود: ديدى خداوند با تو و برادرت چه كرد؟ بفرمايد: «جز زيبايى چيزى نديدم.»

ولايت زينب كبرى (س) را امام سجّاد (ع) با جمله «شما به حمدخدا، داناى بى استاد و فهيمه فهم ناشدنى هستيد.» امضا فرمود. 24

پى نوشت ها:

______________________________
(1). رضيعة الوحى؛ به نقل از بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، «عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال» (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)، قم، مؤسسة الإمام المهدى (عج)، چاپ اوّل، 1413 ق. ج 11- قسم- 2- فاطمه (س)، ص 948.

(2). سُر أبيها؛ به نقل از همان.

(3). نائبة الزهراء؛ به نقل از همان.

(4). شقيقة الحسن؛ به نقل از همان.

(5). نائبة الحسين؛ به نقل از همان.

(6). «أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَة غَيْرُ مُعَلَّمَة فَهِمَة غَيْرُ مُفَهَّمَة إِنَّ الْبُكَاءَ وَ الْحَنِينَ لَا يَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْرُ فَسَكَتَت» طبرسى، احمد بن على، «الإحتجاج على أهل اللجاج»، مشهد، نشر مرتضى، چاپ اوّل، 1403 ق.، ج 2، ص 305؛ با استفاده از همان نرم افزار.

(7). ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، منشورات اعلمى، چاپ دوم، سال 1408 ه خ. ق، ص 95؛ به نقل از مقاله «نقش حضرت زينب (عليها السلام) از كربلا تا شام»، به نقل از سايت عاكفون.

(8). احمد بهشتى، زنان نامدار در قرآن و حديث، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، 1368، ص 51، به نقل از مقاله خادمحسين فاضلى، «حضرت زينب (عليها السلام)؛ شخصيت و نقش ايشان در نهضت كربلا»، به نقل از سايت معرفت.

(9). بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، همان.

(10). ذبيح الله محلّاتى، «رياحين الشريعة»، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 57؛ به نقل از مقاله خادمحسين فاضلى، همان.

(11). همان، ص 62؛ به نقل از همان مقاله.

(12). سيد عطاءالله مهاجرانى، پيام آور عاشورا، صص 345- 345 با استفاده از مقاله «افشاگرى ها و پيام رسانى هاى بازماندگان واقعه»، به نقل از سايت حوزه.

(13). بشير بن خزيم اسدى مى گويد: زينب، دختر على (ع) را در آن روز كه به سخن پرداخت ديدم؛ نديدم زنى با حيايى را كه سخنورتر از او باشد؛ گوئيا از زبان امير المؤمنين (ع) سخن مى گويد. (ابن طاووس، على بن موسى، «لهوف»، ترجمه مير ابو طالبى، قم، دليل ما، چاپ اوّل، 1380، صص 169- 170؛ با استفاده از همان نرم افزار.)

(14). ناصر مكارم شيرازى و ديگران، «تفسير نمونه»، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1361، ج 13، ص 7/ ابنجمعه العروسى الحويزى، تفسير نورالثقلين، به كوشش هاشم رسولى محلّاتى، قم، اسماعيليان، 1373، ج 3، ص 319؛ به نقل از مقاله خادمحسين فاضلى، همان.

(15). بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، همان، ص 957.

(16). همان، ص 383.

(17). ذبيح الله محلّاتى، همان، ج 3، ص 62؛ به نقل از مقاله خادمحسين فاضلى، همان.

(18). جعفر النقدى، «زينب الكبرى بنت الامام»، النجف الاشرف، المكتبة الحيدريه، 1361، ص 21؛ سيد نورالدين جزائرى، «خصائص الزينبيه»، ترجمه باقر ناصرى، چاپ دوم، قم، جمكران، 1379، ص 61؛ به نقل از همان مقاله.

(19). با استفاده از اين فراز از زيارت عاشورا: «... لَعَنَ اللّهُ امّهً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و ازالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الّتى رَتّبَكُمُ اللّهُ فيها ...؛ خدا لعنت كند امّتى را كه شما را از مقامتان راندند و مراتبى كه خداوند شما را در آن مرتبه قرار داده بود، از شما زائل كردند.» (قمى، عبّاس، «مفاتيح الجنان»، ذيل زيارت عاشوراى معروفه يا زيارت امام حسين (ع) در روز عاشورا.)

(20). بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله، همان، ص 956.

(21). همان، ص 974.

(22). ابن طاووس، على بن موسى، «لهوف»، همان.

(23). «امينة الله»؛ همان منبع.

(24). برگرفته شده از كتاب «جام حضور» تأليف حجّت الاسلام و المسلمين سيدعباس موسوى مطلق؛ به نقل از سايت آيت الله عبدالقائم.[1]

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها