امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 5
۱۶:۰۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 17348
تاریخ انتشار: ۵ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۰۱
تعداد بازدید: 63
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، درگذشت شاعر و نوحه سرای نامدار دفاع مقدس حبیب الله معلمی نه تنها باعث اندوه و تاسف جامعه ادبی ما شد بلکه تمام ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، درگذشت شاعر و نوحه سرای نامدار دفاع مقدس حبیب الله معلمی نه تنها باعث اندوه و تاسف جامعه ادبی ما شد بلکه تمام کسانی که اشعار معلمی را از حنجره مداحان می‌شنیدند و سال‌های دفاع مقدس را با گرمی اشعار معلمی می‌گذراندند، متالم و ناراحت شدند. در این میان شاعرانی که سال‌های جنگ در جبهه‌ها حضور داشتند و دستی بر آتش، بیش از دیگران این ضایعه را حس می‌کنند و قطعا خاطرات بسیاری از این شاعر تازه در گذشته دارند. عبدالرحیم سعیدی راد یکی از این شاعران است که در یادداشتی از معلمی و گوشه‌ای از خاطراتش گفته است:

**راضی نبود در جمع شاعران حاضر شود

سر انجام حاج حبیب الله معلمی هم به دیار شهدا پر کشید. شاعری که نامش با روزهای داغ و حماسه‌های دفاع مقدس گره خورده است. کمتر کسی می‌دانست این شاعر حماسی کشاورز است و در مزرعه کوچکش کار می‌کند و شعر می‌سراید. حاج آقا معلمی را بارها در برنامه های شعرخوانی دانشکده کشاورزی و دیگر برنامه های شعری در اهواز دعوت می‌کردم برای شعرخوانی. خودش راضی نبود در جمع شاعران حاضر شود و همواره با آن حجب و حیای مثال زدنی‌اش می‌گفت: اجازه بدهید نیایم چون شعرهای من بیشتر نوحه هستند و با زبان بسیار ساده سروده شده‌اند و ممکن است به مذاق شاعران دیگر خوش نیایند.

با این حال حیفم می‌آمد او را در جمع شاعران نداشته باشیم و به مناسبت‌های مختلف او را دعوت می‌کردم. پیر بود اما خیلی دل زنده بود و روحیه شادابی داشت. آخرین بار چند سال پیش در اهواز در مراسمی دیدمش.. خیلی پیر و شکسته شده بود. آن روز کتاب نوحه‌هایش را به من هدیه داد.

**ماجرای نوحه مشترک معلمی، سعیدی راد و سنایی

یادم نمی‌رود یک سال برای شام غریبان حضرت علی (ع) به همراه حاج صادق آهنگران و ابراهیم سنایی به دزفول آمدیم. در مسجد امام خمینی که آمدیم دیدم حاج آقا معلمی هم تشریف دارند. درست چند دقیقه قبل از مراسم بود که آقای آهنگران گفت برای امشب شعر ندارم. گفتم یعنی چه؟ خب همان نوحه دیشب را بخوان!

گفت چرا من سه تا شاعر دورم باشد و من شعر تکراری بخوانم؟ همین الان برایم شعر بگویید. گفتیم آخر الان که فرصتی نیست. گفت من یک نوحه دارم آن را می‌خوانم تا شما بندهای شعر را به من برسانید. خلاصه اینطور شد که روی تکه‌های کاغذ من و آقای معلمی و آقای سنایی هرکدام یک مصرع می‌گفتیم  و یک بند از نوحه را می‌ساختیم و به حاج صادق می‌رساندیم و او هم می‌خواند.  شب بسیار عجیبی بود. به لطف حضرت امیرالمومنین (ع) و نفس گرم آقای معلمی نوحه خوبی از آب در آمد.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار