امروز : پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 May 25
۱۲:۲۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 17821
تاریخ انتشار: ۷ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۰۴
تعداد بازدید: 74
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ احمد عزیزی در چهارم دی ماه 1337 در سرپل ذهاب به دنیا آمد. او مطالعات ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ احمد عزیزی در چهارم دی ماه 1337 در سرپل ذهاب به دنیا آمد. او مطالعات فراوانی در زمینه‌های عرفان و فلسفه و حکمت و تاریخ و تاریخ ادبیات ایران و سایر کشورها دارد. وی قبل از پیروزی انقلاب و به دعوت «شمس آل احمد» به تهران آمد و موفق به دیدار شهید «آیت‌الله مرتضی مطهری» شد و محضر پر فیض آن فیلسوف بزرگ را درک کرد.

احمد عزیزی هم در شعر و هم در نثر صاحب نظر است. مثنوی‌های او در سال‌های پس از انقلاب جای خود را بین اهل ذوق و ادب باز کرده است. نثرهای او به خصوص گاهی اوقات که به شطح پهلو می‌زند گیرایی بیشتری در آن مشاهده می‌شود. برشی از کتاب زیبای «نافله‌ی ناز» او را با هم می‌خوانیم تا به قوت نثر این شاعر انقلاب اسلامی پی ببریم.

وقتی نثرهای احمد عزیزی را مرور می‌کنیم انگار داریم تاریخ پر شکوه انقلاب را ورق می‌زنیم. نثرهای او ما را به تفکر و تامل وا می‌دارد. او در هر سطری از «نافله‌ی ناز» خود یک سینه سخن دارد؛

«بیا با هم گشتی در میدان انقلاب بزنیم. اگر آب خوری‌های کنار خیابان کم شده نگران نباشیم.

بیا کلا همان را قاضی نکنیم؛ وجدان‌ها را راضی کنیم.

بیا کنار خیابان سری به پوستر فروشی‌های سیار بزنیم؛ پوستر مادران خندان و کودکان شاداب؛ پوستر موز آناناس؛ پوستر جزایر هاوایی، پوستر سیاهپوستی که اشک می‌ریزد، پوستر حضرت مریم؛ پوستر شام آخر... پوستر شهید بهشتی را ببینیم ...

بیا در زندان زمین، در «بند جیم» با هم مقلات کنیم؛ نگذاریم از دیدگاه تاجران داخلی، تجارت خارجی بررسی شود. بیا با کاغذ مثل یک کالای اساسی رفتار کنیم.

بیا برای مردم پناهگاه بسازیم؛ در دست‌هایمان، در دلمان، بیا مردم را وقتی که در قنوت هستیم به یاد بیاوریم.

بیا با هم گشتی در خیابان انقلاب بزنیم. خیابان انقلاب مهم است؛ خیابان انقلاب مستقیما به میدان آزادی منتهی می‌شود.

بیا از نمایشگاهی که شامل زیباترین ترکش‌های تاریخ است دیدن کنیم.

بیا تا دیر نشده در صف یاران ابا عبدا... ثبت نام کنیم. بیا به خاطر علی اصغر، شیر خشک را ارزان بفروشیم. بیا به «مک فارلین» بفهمانیم که پایتخت آینده جهان کعبه خواهد بود.

بیا در سرشماری عمومی شرکت کنیم.

بیا کوپن‌ها را برداریم؛ در محله‌ی اساطیر، سیمرغ می‌دهند. بیا تا شیر فروش نیایش نرفته، از خواب بیدار شویم، وضویمان را به نیت کربلا بگیریم ...

بیا بر سر سازمان ملل فریاد آسمان خراش بکشیم. بیا زخم‌هایمان را به زبان‌های زنده ترجمه کنیم.

بیا یک روسری خونین دختران میانه‌ای را به آدرس آقای «خاویر پرز دوکوئیار» بفرستیم.

بیا در بازار سینه زنان صدای چکش آهنگران را بشنویم؛ بدانیم که موسیقی اصیل ملت ما نینواست.

بیا در 22 بهمن خانه بسازیم.

بیا چشم پناه را ترک کنیم و به جان پناه برویم؛ جسمانیت را رها کنیم و دنبال روحانیت باشیم.

بیا «ارز» خود را نبریم و زحمت کالا نکشیم.»
(نافله‌ی ناز صص 258 - 257)

نثر عزیزی نثری پویا و پوینده است کلمات جان دار به نثرهای او رنگ و بوی جویندگی و جاویدانی می‌دهند.

عزیزی با کوله باری از مطالعه تاریخ به سراغ نثر می‌آید و سعی می‌کند در همین سطرهای ساده به مخاطبش چندین نکته تاریخی و اخلاقی یاد دهد. این یادداشت را با چند سطرح آگاهانه از شطحیات پر شکوه عزیزی پایان می‌بریم و برای او از درگاه حق تعالی شفای عاجل آرزو می‌کنیم؛

«بیا به فکر آخرن باشیم، به فکر گذرنامه‌ی ملکوت، به فکر بدهی‌هایی که به خورشید داریم، به فکر غنچه‌هایی که از بهار دستی گرفته‌ایم. بیا به فکر بازوان خسته‌ی دوست باشیم، به فکر امام جمعه که هی سفارش می‌کند پیراهن تقوای ما چرک نباشد»
«همان صص 262 - 261»
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار