امروز : جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵ - 2017 January 20
۱۰:۲۳
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 17868
تاریخ انتشار: ۷ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۳
تعداد بازدید: 153
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ زهره برقعی (استادیار گروه فلسفه دانشگاه قم): حکیمان الهی در نظام هستی دو سیر نزولی و صعودی را ترسیم ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ زهره برقعی (استادیار گروه فلسفه دانشگاه قم): حکیمان الهی در نظام هستی دو سیر نزولی و صعودی را ترسیم کرده‌اند. در سیر نزولی فیض وجود از عقل شروع شده، مراتب عقول را می‌پیماید و پس از طی مراتب مثالی و برزخی به عالم ماده نزول می‌کند؛ عالم ماده که دارای قوه و استعداد کمال است با سیر به طرف کمالات و گذر از مرتبه مثالی به مرتبه عقل صعود می‌کند. هر چند ممکن است در جزئیات و مراتب وجودی این دو سیر اختلاف باشد اما در پذیرش اصل آن، فیلسوفان اسلامی اتفاق‌نظر دارند. اهل عرفان نیز برای انسان چهار سفر بیان می‌کنند که مطابق آن، انسان بعد از دو سفر از خلق به سوی حق و سفر در حق، در سفر سوم به سوی خلق باز می‌گردد و در سفر چهارم با سیر در خلق و ارائه طریق حق، خلق را به سوی حق هدایت و راهنمایی می‌کند و تا نیل به مطلوب آنان را پیش می‌برد.
از نظر ملاصدرا بدن انسان ضمن حرکت جوهری خود، به وسیله همین حرکت جوهری می‌تواند دو نوع تکامل داشته باشد: اول، تکامل مادی و جسمانی بدن که به رشد و کمال بدن کمک می‌کند و سرانجام به پیری و مرگ می‌رسد. دوم، تکامل دیگری که غیرمادی است و در درون و همراه بدن انجام می‌گیرد و نفس یا خود انسانی را می‌سازد. وی تحولات نفس را مدارج نفس نامیده و آن را به دو دسته تقسیم می‌کند. اول، تحولات و مدارج پیشینی (سابق)، دوم، تحولات و مدارج پسینی (لاحق)، جمادیت، نباتیت و حیوانیت را مدارج پیشینی و تحول نفس به عقل منفعل، عقل بالفعل و عقل فعال را تحولات و مدارج پسینی شی‌ء می‌نامد.

به نظر ملاصدرا تمام مدارج پیشینی و پسینی نفس جزء لاینفک نفس انسانی هستند، با این تفاوت که مدارج گذشته او معدات و مقدمات هستند و کمک می‌کنند تا بعد عقلانی و مجرد (غیرمادی) خود را بگذراند و به کمال خود برسد.

به اعتقاد وی، انسان بعد از سیر صعودی و نیل به حق، سیری نزولی خواهد داشت. روشن است که این نزول عین صعود نیست بلکه مشابه آن است؛‌ زیرا عینیت مستلزم تکرار در تجلیات حضرت حق و از محالات ذاتی است.

در اینجا ملاصدرا بخش دیگر نظریه خود را بیان می‌کند: «من هذا القبیل رؤیة النبی (ص) صورة جبرئیل و الملائکة فی هذا العالم». حکایت صورت‌های مثالی و تمثیل فرشتگان برای پیامبران که از آن به وحی تعبیر می‌شود، همه مربوط به سیر نزولی پیامبر بعد از صعود به عالم عقول است.

*پیامبران با روح قدسی به مقام عقل نایل گردیده‌اند

بنابراین، به اعتقاد صدرالمتألهین پیامبران که دارای روح قدسی‌اند به مقام عقل نایل گردیده و در این مقام معانی و حقایق امور را به علم حضوری ادراک می‌کنند، و در مقام نزول در مرتبه خیال آن معانی تجسم یافته و به شکل محسوس بر زبان پیامبر جاری می‌شود. با این بیان روشن می‌شود که چرا هیچگاه پیامبر در وحی دچار شک و تردید نمی‌گردد. قرآن که سراسر رمز و اشاره به معانی غیبی است، برای پیامبر به طور کامل، روشن و ظاهر بوده، هیچ ابهام و پوشیدگی و خفایی در معانی و مقاصد آن برای او وجود ندارد، زیرا او از پیش، حقایق مدلول‌های کلام خدا را در معراج روحانی خویش مشاهده کرده است. به عبارت روشنتر، پیامبر در مقام اتصال به عالم عقول وحی را دریافت کرده و نقش تخیل به سیر نزولی و مقام ابلاغ مربوط می‌شود.

با این توضیح پاسخ ملاصدرا و دفاع وی از دیدگاه فارابی روشن شد، بدون اینکه تنافی لازم آید، زیرا عبارت وی کاملاً گویای آنست که رسول در مقام ابلاغ رسالت خود و سخن با مردم از قوه متخیله استفاده می‌کند نه در مقام دریافت وحی.

*پیامبران نوعی مستقل

ملاصدرا در جایی دیگر برای تبیین برتری و رفعت مقام پیامبران، ایشان را نوعی مستقل معرفی می‌کند؛ نوعی میان انسان و فرشته که در مرز مشترک بین جهان ملک و ملکوت قرار دارد. او می‌نویسد: «فانهم کالملائکة فی اطلاعهم علی ملکوت السماوات و الارض و کالبشر فی احوال المطعم و المشرب و المنکع»؛ یعنی آنان در آگاهی بر ملکوت و باطن آسمان‌ها و زمین، مانند فرشتگان و در حالات مختلف خوردن، آشامیدن و ازدواج، همانند بشرند.

ظاهر کلام صدرا اشکال دیگری را تداعی می‌کند؛ آیا نوع مستقل بودن پیامبران با اسوه و الگو بودن ایشان منافات ندارد؟ چه تفاوتی است در اینکه پیامبران از جنس فرشتگان باشند یا نوعی غیر از انسان که فقط در جسم به انسان‌ها شباهت دارند؟ در حالیکه آیات متعدد قرآن کریم بر بشر بودن پیامبران تأکید دارند و حتی در بیشتر موارد به شکل حصر بیان شده‌اند؛ «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ»، یا در آیه شریفه‌ای با استفاده از «لو امتناعیه»، ملک بودن پیامبران را محال دانسته است و می‌فرماید: «وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَکًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَیْهِم مَّا یَلْبِسُونَ».

آشنایی با مبانی ملاصدرا ما را در حل این مشکل نیز یاری می‌رساند، صدرا المتألهین هر فرد انسان را نوعی دانسته که با حرکت جوهری حقیقت خویش را می‌سازد. پیامبر انسانی است که با به فعلیت رساندن تمام استعدادهای خود و بکارگیری ظرفیت‌های موجود، توانسته با گذر از مرز عالم عالم طبیعت و عالم مثال صورت انسان کامل را کسب نماید، از این رو، نه در مرز مشترک بلکه در بالاترین مرتبه ملکوت جای گرفته است.

مطابق باورهای دینی ما حقیقت محمدیه صادر نخستین و برترین مخلوق الهی است. حضرت محمد (ص) فرموده‌اند: «اول ما خلق الله نوری». چنین نیست که پیامبران نوعی پایین‌تر از فرشته و برتر از انسان باشند، بلکه براساس مبانی ملاصدرا پیامبر انسانی است که با حرکت جوهری به مقامی رسیده که فرشتگان را به آن راهی نیست. از این رو، صدرالمتألهین پیامبران را نه نوع مستقلی غیر انسان بلکه نوعی از انواع گوناگون انسان می‌داند و با این بیان درصدد بیان مشترکات پیامبران با فرشتگان و با انسان‌های دیگر است. مقصود وی از قرار داشتن در مرز مشترک بین فرشته و انسان نیز همین است که پیامبران انسان‌هایی هستند که از جهاتی به فرشتگان شباهت دارند.

*قسمت پایانی کلام ملاصدرا شاهد بر این ادعاست:

و ان کانوا من حیث الابدان بشریین أرضین فهم من حیث الارواح ملکیون سماویون، قد أیدوا بقوة روحانیة قدسیة خصوا بها، کما قال فی عیسی (ع): «وَأَیَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ»، فقال فی محمد (ص): «بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ*عَلَى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ» و تخصصیهم بهذا الروح لیمکنهم ان یقبلوا من الملائکة بما بینهم فی المناسبة الروحانیة و یفیدوا للأمة بما بینهم من المناسبة البشریة»:

یعنی از جهت بدن بیشتر زمینی هستند ولی از حیث روح از عالم فرشتگان و آسمانی‌اند، که به نیروی روحانی قدسی که اختصاص به آن دارد تأیید و یاری می‌شوند. اختصاص آنان به این روح برای آن است که بتوانند از فرشتگان که به آنان مناسبت و نزدیکی روحی دارند، وحی را گرفته و به امتی که با آنان مناسبت بشری دارند برسانند.

با این بیان پاسخ اشکال دیگری نیز روشن می‌شود اشکال اینست که بعضی با استناد به منزه بودن خداوند از جسم و جسمانیت، واقعی بودن وحی را انکار می‌کنند و آن را حاصل تخیل و حالات درونی پیامبر می‌دانند؛ پیامبر می‌پندارد که فرشته‌ای در مقابل او ایستاده و با او سخن می‌گوید نه اینکه در واقع چنین باشد، زیرا ایستادن یک بشر مادی در مقابل خدا یا فرشته و استماع کلام او با مقام تجرد و تنزه الهی سازگار نیست. این گروه نداشته‌اند که نبوت، اتصال روحانی بین ملأ اعلی و جنبه روحانی انسان است نه جنبه مادی و جسمانی. بی‌تردید، نزول جبرئیل بر پیامبر هنگام وحی، نزول جسمانی نبوده تا با دیدگان حسی دیده شود، زیرا اگر کسی با پیامبر خود جبرئیل را نمی‌دید. اگر دیگران جبرئیل را مشاهده می‌کردند یا به تصرف رسول‌الله (ص) در جان ایشان بود یا به قدرت مشاهده‌گر.

*روح و باطن پیامبر با روح‌القدس ارتباط برقرار می‌کند

در سخنان فیلسوفان تصریح شده است که روح و باطن پیامبر با روح‌القدس ارتباط برقرار می‌کند. به عنوان نمونه، ابن‌سینا می‌نویسد: «فیکون الموحی الیه یتصل بالملک بباطنه و یتلقی وحیه بباطنه»؛ یا آیت‌الله جوادی آملی، با بیانی شیوا و رسا مطلب را چنین بیان می‌کند:

حقیقت وحی از مقام علی عظیم نشأت گرفته است، از این رو، همراه با علو و عظمت مخصوصی است که تحمل آن میسور آسمان‌ها و زمین نیست؛ زیرا هر چند آسمان و زمین از نظر ستبری خلقت از انسان شدیدترند «أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا» - اما چون جانی که پذیرای وحی الهی باشد در آسمان‌ها نیست یا آنکه جان آسمان‌ها آن قدرت و عظمت را ندارد که مانند جان انسان کامل وحی را تحمل کند ... از این رو، فرمود «تَکَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ»، زیرا اگر آسمان بخواهد این وحی را که از بالا تنزل می‌یابد بپذیرد متلاشی می‌شود؛ چون آن تجرد تام در آسمان نیست که بتواند وحی را که از بالا تنزل می‌یابد بپذیرد متلاشی می‌شود؛ چون آن تجرد تام در آسمان نیست که بتواند وحی مجرد تام را هضم کند ... اگر جلوه حق بر کوه بتابد آن را متلاشی می‌کند؛ «فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا». هر چند کوه از نظر جرم سنگین است اما توان تحمل معانی مجرد عقلی را ندارد؛ «لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ». هر چند کوه می‌تواند در نهاد خود معدن بپروراند، در سینه سرمای سنگین یخ‌ها و برق‌ها و تگرگ‌ها را تحمل کند، و می تواند در دامن خود سیل خروشان را تحمل کند، اما توان حمل وحی را ندارد.

به عبارت روشن‌تر، انسان دارای سه مرتبه مادی، مثالی و عقلی است؛ آنکه فرشته مرتبط و وحی را دریافت می‌کند، انسان مادی نیست بلکه انسان عقلی و در بعضی مراتب انسان مثالی است. ملاصدرا تصریح می‌کند که استماع وحی، شنیدن کلام عقلی به وسیله گوش قلبی است؛ «استماعه مقارعة الکلام العقلی بسمعه القلبی».

*رؤیت فرشته حقیقی است که با صورت مثالی درک می‌شود

به اعتقاد ملاصدرا چون پیامبر در تمام مراحل با چشم و گوش عقلی و باطنی وحی را درک می‌کند، کسی غیر از وی آن را درک نمی‌کند. بنابراین، رؤیت فرشته و شنیدن کلام او نه وهم است و نه خیال، بلکه یک حقیقت است، حقیقتی که نه با چشم و گوش ظاهری بلکه با صورت مثالی درک می‌شود. او معتقد است:

انما تلاقی الصف الاول للملائکة من القوی البشریة الروح القدسیه فی الیقظة فاذا اتصلت الروح النبویة بعالمهم - عالم الوحی الالهی - یسمع کلام‌الله و هو اعلام الحقایق بالمکالمة الحقیقة بینها و بینه، لکونها فی مقام القرب و مقعد الصدق و الوحی هو الکلام الحقیقی الالهی.

یعنی یک صنف از فرشتگان با روح قدسی انسانی در حالت بیداری ملاقات می‌کنند، در این صورت پیامبر کلام الهی را می‌شنود و این اعلام حقایق با مکالمه حقیقی بین فرشته و پیامبر صورت می‌گیرد، و وحی کلام حقیقی الهی است.

موهبتی بودن وحی

هر چند فیلسوفان به تکامل قوه خیال یا قوه حدس و قوه عاقله پیامبر معتقدند و راه رسیدن به این مقام را تطهیر روح از زشتی‌ها و تعلقات دنیوی می‌دانند اما این را منافی با موهبتی بودن مقام نبوت و دریافت وحی نمی‌شمارند. ملاصدرا تصریح می‌کند: «ان النبوة موهبیة لاکسبیة» یا در مفاتیح الغیب می‌گوید: «أخطأ من ظن ان النبوة کسبیة بل عظائیة موهبیة» و در ادامه یادآور می‌شود: «زعمت الضعفاء ان النبوه کسبیة».

از آیات و روایات چنین استفاده می‌شود که به رغم غیر اکتسابی بودن وحی، برخی مقدمات آن اکتسابی است. برای دریافت حقایق وحی و تلاوت آن بر مردم، نورانیت، توانایی و لیاقت لازم است. در مراحل نازله این مقامات، ریاضات، سلوک، اذکار و قهر و غلبه بر غرایز حیوانی بسیار مؤثر است، زیرا این مراحل نتیجه و خاصیت همان روح‌ أمری است که در همه افراد انسان نهفته است و با تهذیب باطن و صفای قلب می‌توان به آن دست یافت. اما وصول به اوج این مقام بلکه هر مقام دیگر، به گزینش و با اختیار الهی است و به استعداد و سرشت انسان برگزیده بستگی دارد و بهای سلوک نیست.

*حقیقت وحی فوق ادراک انسان است

برخی تحلیل عقلانی را دارای اشکال‌های متعدد می‌دانند: از جمله اینکه لازمه تحلیل عقلی مساوات ساحت معرفت وحیانی با معرفت عقلی است. براساس این تحلیل، وحی امری اکتسابی خواهد بود نه موهبتی؛ هر گونه ارتباط با عقل فعال را باید وحی شمرد و هر کسی با تقویت قوای نفسانی خود باید بتواند با عقل فعال ارتباط داشته و وحی را دریافت کند. این تحلیل مستلزم آنست که منزلت پیامبر فروتر از منزلت فیلسوف باشد چون پیامبر از طریق مخیله و فیلسوف از طریق تأمل نظری با عقل فعال مرتبط می‌شود و معلومات عقلی برتر از معلومات تخیلی است، و بالاخره این تحلیل مبتنی بر دیدگاه فیلسوفان درباره تحول و افلاک است که بطلان بسیاری از مبادی و اصول آن اثبات شده است.

براساس مباحث گذشته پاسخ بسیاری از این اشکال‌ها روشن شد. یادآور می‌شود که در نقد و ارزیابی لازم است مجموع سخنان فیلسوفان با هم مورد دقت و تأمل قرار گیرد و استناد به یک بخش از سخنان ایشان بدون در نظر گرفتن بخشهای دیگر بی‌انصافی است. همچنین تعدادی از اشکالها ناشی از توجه نداشتن به جایگاه بحث یعنی اماکن توجیه عقلانی وحی است، به همین دلیل استاد مطهری از آن به عنوان فرضیه یاد می‌کند. بیان دیگر، تبیین فلسفی وحی تنها درصدد اثبات امکان عقلی وحی و ارتباط انسان با عالم ملکوت است. در حقیقت فلاسفه می‌خواهند اثبات کنند که ادعای پیامبران مبنی بر ارتباط با عالم دیگر و دریافت یک سلسله حقایق و معارف، قابل توجیه عقلانی است اما کیفیت این ارتباط و چگونگی دریافت معارف مجهول و ناشناخته است، زیرا حقیقت وحی فوق ادراک انسان است و با الفاظ بشری قابل توصیف نیست از آنجا که ما تجربه‌ای از حالات پیامبری و ادراکات خاصی نبوی نداریم و آن را نچشیده‌ایم، اگر صاحبان وحی نیز آن را برای ما وصف کنند مانند اینست که برای نابینایی مادرزاد که هیچ منظره و رنگی را ندیده و نمی‌شناسد، زیبایی و رنگ گل‌ها و شکوفه‌ها و سرسبزی و خرمی باغ‌ها و بال‌های رنگارنگ طاووس توصیف شود؛ او هیچ فهم معینی جز تصورات مبهم از آنها نخواهد داشت.

منشأ برخی دیگر از شبهات، عدم دقت در استعمال بعضی اصطلاح‌ها و الفاظ مشترک، نظیر حکیم، عقل و خیال است. چنانکه گذشت، قائلان به تحلیل عقلی وحی، تکامل قوه عاقله را تنها در تعلیم و تعلم، استنتاجات منطقی و تأملات فلسفی نمی‌دانند. ابن‌سینا در نمط سوم اشارات تصریح می‌کند: «ان للحدس وجوداً و ان للانسان فیه مراتب ... یمکن النتهاؤه الی غنی فی اکثر احواله عن التعلم و الفکرة». استاد مطهری معتقد است تحلیل عقلی وحی هر چند تمام نیست و پرسشهای متعدد دیگری در این باره باقی است اما بهترین فرضیه‌ای است  که تاکنون ارائه شده است.

*سیر نزول وحی همانند سیر نزولی وجود، از عالم عقل شروع و به عالم حس ختم می‌شود 

از دیدگاه فلاسفه اسلامی، به ویژه ملاصدرا، وحی نزول ادراک و دریافت پیامبر از مرتبه ادراک عقلی به ادراک تخیلی و سپس حضور معلوم عقلی و تخیلی در حس مشترک است که از این طریق به مرحله احساس راه می‌یابد. به عبارت دیگر، پیامبر نخست به عالم عقول صعود کرده و پس از دریافت و ادراک حقایق عقلانی - از آنجا که به دلیل طهارت باطن و تمرکز قوا دارای بالاترین مرتبه قوه تخیل است - مدرکات عقلی در قوه خیال او تمثل و سپس در حس مشترک تجسم می‌یابد. در این مرحله است که مدرکات عقلی پیامبر به صورت الفاظ و اصوات در گوش او شنیده احساس می‌گردد. همچنین است حالت رؤیت فرشتگان که ادراک عقلی ذوات و عقول مجرد با طی سلسله مراتب از عقل و خیال گذشته، به واسطه حس مشترک به احساس بصری می‌انجامد و پیامبر صورت فرشته یا همان عقل مجرد را به چشم می‌بیند. از این رو مکالمه با فرشتگان و رؤیت ایشان حقیقی خواهد بود.

حاصل کلام آنکه، سیر نزول وحی همانند سیر نزولی وجود، از عالم عقل شروع و به عالم حس ختم می‌شود یعنی در وحی مدرکات عقلی تخیل و سپس احساس می‌گردد، برعکس آنچه در ادراکات عادی اتفاق می‌افتد که نخست احساس و سپس تخیل و تعقل می‌گردد.

هر چند برخی عبارات فلاسفه در تحلیل عقلی وحی، مبهم و در وهله نخست ممکن است متعارض با اصول و مبانی دیگر ایشان و حتی منافی با باورهای دینی به نظر آید، اما تفسیری که ملاصدرا مبتنی بر مبانی معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی خود از آن ارائه می‌دهد، در نظام فلسفی حکمت متعالیه کاملاً قابل توجیه و دفاع عقلانی است و نه تنها با آموزه‌های دینی منافاتی ندارد بلکه بسیاری از روایات نیز مؤید آن است.

براساس تحلیل عقلانی وحی، پیامبران وحی را از طریق ارتباط با فرشتگان به صورت حضوری- نه حصولی - دریافت می‌کنند. از مزایای تحلیل عقلانی وحی پذیرش آن از سوی فیلسوفان مسلمان با مشارب مختلف فلسفی - مشاء، اشراق و متعالیه - و حتی بعضی متکلمان و مفسران است. حتی غزالی که در تهافت الفلاسفه تلاش دارد نظر فارابی را رد کند، در المنقذ من الضلال به آن تمایل یافته است.

انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار