امروز : پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 14
۱۴:۵۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 17953
تاریخ انتشار: ۷ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۲
تعداد بازدید: 226
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-مهدی خدایی: روز گذشته گزارشی از کلاس نظم و نثر جناب آقای «یوسفعلی میرشکاک» ابتدا با تیتر «ایرانیان حق ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-مهدی خدایی: روز گذشته گزارشی از کلاس نظم و نثر جناب آقای «یوسفعلی میرشکاک» ابتدا با تیتر «ایرانیان حق بسیاری بر گردن اسلام دارند» و سپس با تغییر این عنوان به «دورترین مردم از قرآن عرب‌ها هستند» منتشر شد که محتوای گفتار ایشان دارای اشکالاتی است که در چند بند به نقد آن خواهم پرداخت.

1ـ جناب آقای میرشکاک؛ جنابعالی در یک بند از سخنان خود عرب‌زبان‌ها را دورترین مردم از قرآن کریم دانسته‌اید که البته دربندی مجزا در رابطه با آن با جنابعالی سخن خواهم گفت، اما در جایی دیگر نیز مدعی شده‌اید که ایرانیان حق بسیاری بر گردن اسلام دارند؛ می‌خواهم با استناد به این دو گفته خودتان بگویم؛ جنابعالی که اینک در مقام تعیین قرابت افراد و اقوام به قرآن کریم نشسته‌اید گویا خود نیز اشراف چندانی بر قرآن کریم ندارید و برای اثبات این گفته خود شما را به آیات شریفه 14 تا 17 سوره مبارکه «حجرات» ارجاع می‌دهم.

خداوند کریم در این آیات با اشاره به منتی که «اعراب بادیه‌نشین» به سبب اسلام آوردن خود بر گردن پیامبر می‌گذاشتند به حبیب خود می‌فرماید: «آنها بر تو منت می‌گذارند که اسلام آورده‌اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذارید، بلکه خداوند بر شما منت می‌گذارد که شما را به سوی ایمان هدایت کرده، اگر (در ادعای ایمان) راستگو هستید».

اینک باعث تعجب است که با وجود این آیات صریح قرآن کریم جنابعالی معتقدید که ایران حق بسیاری بر گردن اسلام دارد، بلکه با استناد به آیات مذکور این اسلام است که حق بسیاری بر گردن جهان بشریت و از جمله ایرانیان دارد که آنها را از پرده‌های ظلمانی جهل به سوی نور ایمان هدایت کرد و اگر هم ایرانیان خدمتی در راه اعتلای اسلام کردند بر اثر همان نور محمدی بود که بر جان‌های آنها تابیدن گرفت تا در مسیر حق گام بردارند.

2ـ جناب میرشکاک؛ برای اینکه شاهدی از آنکه هر دوی ما به او عشق می‌ورزیم برایتان آورده باشم، توجه شما را به این جملات جلب می‌کنم؛

«اعتقاد راسخ و جازم و علمی دارم که آنچه ایرانی بعد از آمدن اسلام کرده اصلاً با آنچه در طول تاریخ گذشته خودش داشته قابل مقایسه نیست. ایران در دوران اسلامی در قرن سوم و چهارم و پنجم هجری در قله دانش و تمدن و سیاست و اقتصاد جهانی قرار داشته، هیچ جای دنیا از شرق و غرب، از آسیا و اروپا در این حد نبودند. این به برکت اسلام بوده. ایران قبل از آن هرگز چنین اوجی نداشته. در دوران سلسله‌های گوناگون ایرانی‌ از آل‌بویه بگیرید تا غزنویان و سلجوقیان و بقیه تا دوره صفویه، این بخش از تاریخ ایران قابل مقایسه نیست، اما آن بخش دیگر تاریخ ایران هم تاریخ ماست؛ آن هم ایران است؛ حالا یک حاکم طاغوتی در رأسش بوده، سنت‌های غلط و آیین‌های باطلی در آنها وجود داشته؛ آن به جای خود امر دیگری است؛ اما هنر ایرانی است».

از این عبارات رهبر معظم انقلاب در تاریخ 18/2/1387 نیز آنچه برمی‌آید این است که اسلام حق بسیاری بر گردن ایران دارد.

3- وقتی جنابعالی دو موضوع حق ایرانیان بر گردن اسلام و دور بودن اعراب از قرآن کریم را در کنار یکدیگر مطرح می‌کنید به اذهان اینگونه متبادر می‌شود که منظور شما القای نوعی تفوق ایرانیان بر اعراب است؛ اگر اینگونه باشد که انشاءالله نیست؛ آن وقت چه فرقی میان ما و اعراب قبل از اسلام و برخی از مسلمانان صدر اسلام وجود خواهد داشت، در حالی که آنها هم اعراب را از جمعیت عجم برتر می‌دانستند.

در حالی که خداوند کریم ایمان را حلقه اتصال بین ابنای بشر می‌داند و می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» و در آیه 13 سوره مبارکه حجرات ضمن اشاره به اینکه مردم را از دو جنس مرد و زن و همچنین تیره‌ها و قبیله‌ها آفریده تا به واسطه آن یکدیگر را بشناسند می‌فرماید: این «تقوا» است که وجه تمایز شما در نزد خداوند قرار خواهد گرفت و نه قبیله و نژاد.

پس اعراب مؤمن به اسلام، برادران ما هستند و به همان اندازه که ما به قرآن نزدیکیم و بلکه شاید در مواردی بیش از ما به معجزه جاوید نبی‌اکرم(ص) قرابت دارند.

4ـ اما به خصوص در مورد اینکه عرب‌ها دورترین مردم از قرآن هستند اشاره به چند نکته را لازم می‌دانم:

الف) اگر این گفته جنابعالی معطوف به حاکمان عرب باشد قابل پذیرش است، چرا که برخی از آنها در سال‌های گذشته حتی آیات مربوط به «جهاد» را از متون درسی دانش‌آموزان و دانشجویان خود حذف کردند، اما این اعمال نه تنها نتیجه نداد بلکه امروز شاهد موج گسترده بیداری اسلامی در همین کشورهای عربی هستیم؛ خوب منشأ این بیداری چه چیز به غیر از عمل به آموزه‌های قرآن کریم در رابطه با مبارزه با طواغیت و عدالت‌طلبی می‌تواند باشد؟

آنجا هم که انقلاب اسلامی ایران الگوی این جریان بیداری معرفی شده است باید توجه داشت که انقلاب اسلامی مردم ایران نیز نتیجه مبارزه با طاغوت و استکبار بر مبنای آموزه‌های قرآن کریم و به رهبری مردی قرآنی و اسلام‌شناس بوده است و اکنون نیز همان‌گونه رهبری می‌شود.

نتیجه اینکه بیداری اسلامی به علاوه مبارزات حزب‌الله لبنان و انتفاضه فلسطین و حتی مقاومت دولت سوریه در مقابل دشمن صهیونیستی، امروز عمل به قرآن است و این خود قرابت مردم عرب‌زبان به قرآن کریم را می‌رساند.

ب) نکته دیگر در رابطه با این موضوع این است که این جمله مطرح‌شده توسط جنابعالی که به نام شاعر و نویسنده فارسی‌زبان هم شناخته می‌شوید نتیجه‌ای جز دستاویز قرار گرفتن برای مغرضان و کج‌اندیشانی که در حال دامن زدن به افتراق بین امت اسلامی هستند نخواهد داشت.

حاکمان هوشمند جمهوری اسلامی و در رأس همه آنها رهبری عظیم‌الشأن بارها با نفی اعمال و گفته‌هایی که سبب خدشه به بنای عظیم اتحاد اسلامی می‌شود، قرآن و شخصیت اعظم نبی‌اکرم را محور این اتحاد قرار داده‌اند و به توفیقات بسیاری هم در این باره دست یافته‌اند. اینک اینکه ما بگوییم اعراب دورترین مردم از قرآنند در حالی که جمع کثیری از جمعیت مسلمانان را اعراب تشکیل می‌دهد و اکثر آنها نیز در منطقه حساس خاورمیانه که همواره مورد طمع مستکبران و استعمارگران بوده و هست سکونت دارند، به نظر شما چه ضربه‌ای به اتحاد مسلمین وارد خواهد شد.

از اینها که بگذریم مطالب دیگری در گفته‌های جنابعالی در جلسه مذکور وجود دارد از قبیل اینکه ریشه اصلی قصه حضرت یوسف(ع) عشق پدر به فرزند بوده است و مقایسه آن با افسانه‌ای به نام رستم و سهراب که به نظر اینجانب نیازمند این است که جنابعالی بررسی بیشتری در تفاسیر قرآن درباره این موضوع داشته باشید.

انتهای پیام/م.خ
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها