امروز : چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 26
۲۰:۴۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 18002
تاریخ انتشار: ۷ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۷:۳۴
تعداد بازدید: 199
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،‌ اوضاع آمریکا در منطقه به شدت آشفته شده است، سایه بحران سوریه و قدرت نمایی حزب الله در قصیر ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،‌ اوضاع آمریکا در منطقه به شدت آشفته شده است، سایه بحران سوریه و قدرت نمایی حزب الله در قصیر بر دیپلماسی واشنگتن سایه افکنده است.

در شهر استراتژیک «القصیر» نه تنها سلفی‌های تندرو و شورشیانِ مرکب از مخالفان مسلح سوری و جنگجویان داوطلب عرب و غیر عرب سلفی از سراسر جهان، متحمل شکستی فضاحت بار شدند، بلکه حامیان آنها یعنی آمریکا، انگلیس، فرانسه، ترکیه، عربستان، قطر و.. که حمایت تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی شورشیان در حال جنگ با نظام سوریه را با جدیت و قدرت عهده دار هستند، نیز با شکست سخت و بی سابقه‌ای مواجه شدند که قطعاً در تاریخ تحولات منطقه به یادگار باقی خواهد ماند.

کاخ سفید سفرِ برنامه ریزی شده وزیر امور خارجه‌اش را به منطقه برای فعال سازی تلاش‌های سازش و گفت‌وگوهای فلسطینی-اسرائیلی لغو کرد تا به رایزنی و مشورت‌های فشرده نهادهای سیاسی-امنیتی- نظامی و اتاق‌های فکر مؤسسات دولتی و خصوصی دست اندر کار مسائل خاورمیانه بپیوندد تا راه خروج آبرومندانه‌ای برای آمریکا و همپیمانانش از تنگنای بازی سیاسی- نظامی و تعهدات منطقه‌ای و بین‌المللی که در قبال تحولات سوریه پذیرفته‌اند، بیابند.

این تنگنا از آن جا ناشی می‌شود که آمریکا به روسیه تعهد داده بود در گفت‌وگوهای ژنو 2 بر راه حلی سیاسی برای بحران سوریه توافق کنند و نقاط اختلاف را هم به جای پیش شرط تلقی کردن، در دل مذاکرات و توافق‌های فیمابین قرار دهند، اما آزادی قصیر از چنگ مخالفان، اوضاع و شرایط جبهه غربی و عربی و ترکی و شورشیان را آنچنان درهم ریخت و آشفته کرد که این جبهه ترجیح داد به بهانه‌های گوناگون مانع تشکیل نشست ژنو 2 شده و نهایتاً با تعویق آن به زمانی نامشخص خود را از مواجه شدن با شکستی سیاسی در امان بدارد و فرصتی یافته تا یک بار دیگر شانس خود را در عرصه نظامی بیازماید و در صورت امکان شکست خود را جبران و معادله نظامی را حداقل به وضعیت گذشته و به حالت " لا غالب و لا مغلوب " برگرداند.

در واقع سقوط دژ استراتژیک و ترمینال تجمیع و توزیع و انتقال تسلیحات و نیروی انسانی شورشیان و شکسته شدن بن بست نظامی به نفع نظام سوریه به شکل گیری معادله جدیدی منجر شد که در آن نظام سوریه را در موقعیت برتر نسبت به مخالفان مسلح و شورشیان وابسته به خارج قرار داد و همزمان محور مقاومت به رهبری ایران را در سطح منطقه و نیز روسیه به عنوان حامی بین‌المللی سوریه در سطح جهانی در جایگاه بالاتری نسبت حامیان شورشیان قرار داد که این امر حکایت از شکل گیری آرایش جدیدی از قدرت در سطح منطقه و در عرصه جهانی داشت.

مقابله با وضعیت جدید، به اولویت رویکرد سیاست خارجی آمریکا در منطقه تبدیل شد و مقصد سفر جان کری را از فلسطین اشغالی به کشورهای حامی شورشیان یعنی قطر و عربستان تغییر داد. این تنها یک تغییر فیزیکی نبود، تغییر در رویکرد هم بود. اگر آمریکا در صدد حل سیاسی بحران سوریه بود بدون شک به ترکیه سفر می‌کرد تا معارضین را برای گفت‌وگو آماده کند، اما چون در صدد تشدید بعد نظامی است لذا در نشست قطر در جمع به اصطلاح دوستان سوریه که اینک از 75 کشور به 11 کشور کاهش یافته، راه‌های شکستن معادله نظامی جدید را جستجو می‌کند.

به عبارت دیگر در پی ایجاد موازنه سیاسی از طریق موازنه نظامی برآمده است، و البته آنچه در این بین فراموش شده است، امنیت مردم سوریه است که قربانیان اصلی سلاح‌های ارسالی برای دامن زدن هرچه بیشتر جنگ در این کشور هستند.

آمریکا، انگلیس، عربستان، قطر و ترکیه، که سنگ حمایت از مردم سوریه را به سینه می‌زدند، اینک دغدغه حفظ جایگاه و موقعیت خود را دارند و بهانه دفاع از مردم سوریه و حمایت از غیرنظامیان را دیگر کسی نمی‌پذیرد.

همزمان با بحران سوریه که به شدت آمریکا و همپیمانانش را به خود مشغول کرده است، یک رشته بحران‌های دیگر به سراغ آمریکا و همپیمانانش آمده است که وضعیت بهم ریخته آنان را بیش از پیش آشفته کرده است.
این بحران‌ها عبارتند از:

1- بحران اجتماعی در ترکیه و ناتوانی دولت این کشور در حل مسالمت آمیز آن،

2- بحران سیاسی-اجتماعی-اقتصادی مصر که پیامدهای امنیتی برای رژیم صهیونیستی نیز در بر دارد،

3- جابجایی قدرت در قطر و پیامدهای آن به لحاظ سیاسی بر منطقه بویژه بر عربستان با توجه به وجود منازعه قدرت در درون خاندان حاکم و همچنین خلأ ناشی از غیاب بازیگران مهمی چون حمد بن خلیفه امیر سابق و حمد بن جاسم نخست وزیر و وزیر خارجه سابق قطر که در پرونده سوریه نقش مهمی را ایفا می‌کردند،

4- وضعیت شکننده پادشاه اردن به لحاظ سیاسی و اقتصادی و اعتراضات مردمی و احزاب سیاسی معارض این کشور بویژه اخوان المسلمین،

5- ضعف و ناتوانی آمریکا در افغانستان و تن دادن به مذاکره با طالبان به امید دستیابی به راه حل آبرومندانه برای خروج از گرداب افغانستان قبل از درج یک شکست تاریخی دیگر در فهرست شکست‌های این کشور،

5- بالابودن ضریب آسیب پذیری عربستان و وجود پتانسیل اجتماعی بروز اعتراضات مردمی و احساس ناامنی و عدم اطمینان در آمریکا و اسرائیل در مورد وضعیت عربستان.

نباید فراموش کرد که نظام امنیتی منطقه‌ای آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بر دوپایه مصر و عربستان بنا شده بود که در حال حاضر پایه مصری آن کم و بیش فرو ریخته و پایه عربستانی آن هم سخت متزلزل و غیر قابل اعتماد است.

در مقابل، در حالی که کشورهای همپیمان آمریکا در منطقه به شدت درگیر مشکلات داخلی و بحران‌های اجتماعی، سیاسی، امنیتی و.. هستند، وضعیت در کشور رقیب، یعنی ایران به رغم فشارهای خارجی متعدد الجوانب، شاهد استقرار و شکوفایی سیاسی، علمی، عمرانی و اخیراً تبلور اوج اعتماد سیاسی در داخل و اعتبار بین‌المللی و منطقه‌ای در خارج، ناشی از مشارکت حداکثری مردم در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب چهره‌ای متفاوت و متعارض با حدس و گمان‌های دستگاه‌های دیپلماتیک و نهادهای سیاسی، نظامی، امنیتی و اطلاعاتی و اتاق‌های فکر کشورهای مختلف است.

به هر حال آشفتگی و انفعال در جبهه غربی و عربی معارض با ایران و استقرار و موفقیت در این سوی معادله فرصتی طلایی برای ایران رقم زده است که بهره برداری از آن بر عهده دستگاه دیپلماتیک و سیاست خارجی کشورمان خواهد بود.
یادداشت: سید مرتضی نعمت زاده
انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار