امروز : دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 24
۱۰:۲۸
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 18450
تاریخ انتشار: ۸ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۲۹
تعداد بازدید: 94
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، بیش از 2 دهه که از فروپاشی شوروی می‌گذرد و آسیای مرکزی همواره حوزه نفوذ سنتی روسیه قرار دارد و نه‌ ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، بیش از 2 دهه که از فروپاشی شوروی می‌گذرد و آسیای مرکزی همواره حوزه نفوذ سنتی روسیه قرار دارد و نه‌ تنها مقامات و سیاستمداران روس به‌ این موضوع اعتقاد دارند بلکه در بعضی مواقع غربی‌ها نیز به‌ حق تقدم مسکو در این منطقه اشاره می‌کنند و البته غربی‌ها تأکید دارند که روس‌ها در برابر اقدامات آنان در منطقه حساسیت نشان می‌دهند.

اما کمتر به‌ این بحث توجه شده که آیا در سال‌های اخیر نظر نخبگان و همچنین مردم آسیای مرکزی نسبت به‌ روسیه تا کجا دست‌خوش تغییر و تحول شده است؟ زیرا چنانچه در منطقه شناخت و تصویری مثبت از روسیه وجود نداشته باشد، بحث «حوزه نفوذ سنتی مسکو باقی ماندن آسیای مرکزی» فقط ظاهر قضیه را نشان خواهد داد.

براساس آمار رسمی، بیش از 35 درصد جمعیت آسیای مرکزی را جوانان تشکیل می‌دهند که جهان‌بینی آنان در فضای پسا‌شوروی شکل گرفته و بیشترشان ‌روسیه را یک کشور صرفا خارجی می‌دانند.

البته هنوز هم رسانه‌های روسی و مخصوصا شبکه‌های تلویزیونی این کشور در آسیای مرکزی مخاطبان زیادی دارند ولی بحث حائز اهمیت برای مردم منطقه و به‌ ویژه نسل جوان آن، نوع نگاه سیاست‌مداران، کارشناسان و رسانه‌های روسی نسبت به‌ آنان است.

متأسفانه برخلاف بیانیه‌های متعدد سران روسیه و منطقه در مورد دوستی و هم‌پیمانی، نگاه رسانه‌ای مسکو نسبت به‌ این کشورها و به‌ خصوص کشورهای از نظر اقتصادی ضعیف تا جایی بزرگمنشانه و حتی تبعیض‌آمیز می‌باشد.

حتی در شبکه‌های تلویزیونی روسیه سال‌ها برنامه‌های طنز همراه با تحقیر پخش می‌شود که قهرمان‌های آنان نمایندگان اقوام آسیای مرکزی می‌باشند و با چنین برنامه‌هایی با احساسات ملی مردم این کشورها بازی می‌کنند که بارها منجر به‌ موضع‌گیری پارلمان‌های برخی از کشورهای منطقه شده‌اند.

درحالی که «شریک استراتژیک» چنین روش تبعیض‌آمیز را در مورد کشورهای منطقه حائز می‌داند، به‌صورت طبیعی این کشورها نه‌تنها در سطح نخبگان سیاسی بلکه حتی مردم عادی نیز به‌ فکر پیدا کردن گزینه مناسب‌تری می‌شوند.

این درحالی است که غربی‌ها برخلاف روس‌ها که «خرسانه» رفتار می‌کنند، با سیمای دیگر روی صحنه حاضر می‌شوند و تأکید بر احترام ملت‌ها همراه با ویژگی‌های هویتی هر یک از آنان در منطقه، نکته‌ای است که جای پای آمریکا و انگلیس را بیشتر فراهم می‌کند که عملا افکار عمومی نیز با آن مخالفت خاصی ندارد.   

به‌ دلیل رفتار متکبرانه و بی‌اساس برخی از سیاست‌مداران، کارشناسان و رسانه‌های روسی است که در افکار عمومی منطقه سیمای مثبت روسیه سال‌به‌سال در حال رنگ باختن بوده و از این شرایط، آمریکا و غرب است که بهره‌برداری می‌کنند.

مسلما از میان کشورهای منطقه، قزاقستان با روسیه روابط نزدیک‌تری دارد اما با وجود این، بالا گرفتن احساسات ناسیونالیستی در روسیه و نگاه منفی رسانه‌های روسی نسبت به‌ آسیای مرکزی باعث شده تا آستانه در برنامه‌های آموزش خارجی خود کشورهای غربی را بر روسیه ترجیح دهد.

در چارچوب برنامه موسوم به «بالشاک» که قزاقستان برای آماده‌سازی ظرفیت کادر نخبه آینده در نظر گرفته است در مدت 9 سال گذشته، برای تحصیل به‌ انگلیس 3119 نفر، به‌ آمریکا 2387 نفر و به‌ روسیه فقط 800 نفر دانشجو اعزام شده است.

در رسانه‌های کشورهای منطقه به‌ صورت عمده معرفی سیمای منفی روسیه هنوز به‌عنوان «سنت» در نیامده اما همان‌گونه که اشاره شد و بخش زیادی از رسانه‌های روسی از آسیای مرکزی اساسا سیمای نامطلوب و منفی عرضه می‌کنند و همواره این منطقه به‌ عنوان کانون بی‌ثباتی، اختلاف، قاچاق مواد مخدر و... معرفی می‌شود که در اصل خدمتی است برای منافع آمریکا و غرب، زیرا برخلاف روسیه، غربی‌ها در سطح سیاست‌مداران، کارشناسان و رسانه‌ها کمتر با لحن تهدید در مورد منطقه صحبت می‌کنند.

ضعف‌های «قدرت نرم» روسیه

روسیه درحالی پروژه‌های کلان سیاسی (به‌ ویژه اتحاد اوراسیا) را مطرح می‌کند که در اصل در عرصه استفاده از قدرت نرم در منطقه بازی را به‌ کشورهای غربی واگذار کرده است.

مسأله کاهش نفوذ روسیه در آسیای مرکزی در کنار عوامل متعدد با بحث استفاده ضعیف مسکو از «قدرت نرم» به‌طور مستقیم ارتباط دارد. در حالی که در بیشتر کشورهای آسیای مرکزی تعداد بی‌شمار بنیادها و سازمان‌های غیردولتی خارجی فعال می‌باشند، روسیه حداقل حضور در این عرصه را دارد.

امروز سازمان آمریکایی «یوساید»، «اوراسیا»، «سوروس»، «کنراد آدناور»، «ابرت»، مؤسسه پژوهش‌های جنگ و صلح انگلیس و صدها نهاد دیگر غربی در منطقه فعال می‌باشند.

اقدامات غربی‌ها در عرصه‌های آموزشی بیش از پیش در مسیر تقویت شدن قرار گرفته درحالی که جایگاه روسیه سال‌به‌سال با افت مواجه می‌باشد، بنیادهای غربی اقدام به‌ ایجاد مؤسسات آموزشی در آسیای مرکزی را کرده‌اند که دانشگاه آمریکایی نمونه بارز آن به‌شمار می‌رود. علاقمندی‌ که برای ورود به‌ این دانشگاه به‌ نظر می‌رسد در رابطه با دانشگاه‌های روسی موجود در منطقه غیرقابل مشاهده می‌باشد.

شاید برای برخی این تصور پیش آید که وجود پروژه‌های «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور روسیه برای همگرایی منجر به‌ حفظ و گسترش نفوذ مسکو در این منطقه خواهد شد. شکی نیست که در قیاس با دوران مدیریت «بوریس یلتسین»، سیاست خارجی 10 سال اخیر «کرملین» در مورد آسیای مرکزی ابعاد مشخص‌تر اقتصادی، نظامی و امنیتی کسب کرده اما تاکنون در عرصه‌های همگرایی فرهنگی، آموزشی و رسانه‌ای گام‌های جدی برداشته نشده است.

نسلی که با سیمای شوروی آشنا بود و نسبت به آن نگاه مثبت داشت در حال خروج از صحنه می‌باشند و نسل جوان و به‌خصوص آن‌هایی که پس از فروپاشی شوروی بزرگ شده‌اند، دیگر الگوی روسی را جذاب نمی‌دانند.

شبکه‌های اجتماعی ابزار نفوذ غرب در منطقه

آمریکا نه‌‌تنها از طریق سامانه‌های اینترنتی بلکه از طریق ایجاد گروه‌های مختلف در شبکه‌های اجتماعی زمینه برقراری ارتباط دوجانبه در کشورهای منطقه را فراهم کرده و در راستا منافع ملی خود قرار دادن افکار عمومی، اقدام می‌کند.

به‌ این منظور از سوی سازمان‌های غربی و با مدیریت سفارت‌خانه‌های آمریکا در کشورهای منطقه برای گسترش شبکه‌های اجتماعی نظیر «فیسبوک» و «توییتر» و فعال شدن کاربران محلی، تلاش‌های بسیاری دنبال می‌شود.

اکنون در هر یک از کشورهای آسیای مرکزی چندین گروه‌ فعال در شبکه‌های اجتماعی ایجاد شده‌اند که اعضای اصلی آنان جوانان می‌باشند، مطالب، دیدگاه‌ها و تبادل نظر میان آنان در شبکه‌های یادشده اجتماعی بازگو کننده وجود روحیات شدید انتقادی از وضعیت حاکم بر فضای جوامع منطقه بوده و شکی نیست که در دورنما با بهره‌برداری از این ظرفیت منافع دولت‌های آسیای مرکزی را می‌توان به‌ چالش کشید.

حتی در 2 سال اخیر نقش شبکه‌های یاد شده اجتماعی در تاجیکستان تا جایی رشد کرد که دعوت آنان برای انجام برخی از برنامه‌ها (تجمع و راهپیمایی) مایه نگرانی‌های نهادهای مربوطه را فراهم کرده است.

سرعت افزایش تعداد کاربران شبکه‌های اجتماعی در کشورهای آسیای مرکزی تا جایی قابل توجه است که در سال‌های نزدیک می‌تواند به‌ صورت جدی در فضای سیاسی و اجتماعی جوامع منطقه به‌ اجرای نقش بپردازد.

زیرا برخلاف شبکه‌های اجتماعی روسی («مای میر»، «آدناکلاسنیکی» و «و کانتکتی») عمده مباحث مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی غربی سیاسی و همراه با روحیات اعتراضی می‌باشد.

علاوه براین نهادهای آمریکایی و غربی نظیر (Internews Network) روند روزنامه‌نگاری اینترنتی و وبلاگ‌نویسی در کشورهای منطقه را دنبال و تشویق کرده و با دوره‌های که می‌گذارند، تعداد زیادی از مردم و به‌ خصوص جوانان را به‌ فعالان فضای مجازی تبدیل می‌کنند که به‌ صورت مداوم «محصول» آموزش‌های خود را به صورت مطالب، دیدگاه‌ها، مواد ویدیویی و گزارش تصویری تهیه‌ شده توسط تلفن همراه و... را در اختیار شبکه‌های اجتماعی قرار می‌دهند.

همین‌طور فضای اینترنتی آسیای مرکزی به‌ شدت در حال سیاسی شدن بوده و متناسب با آن نسبت به‌ روسیه نیز دیدگاه‌های منفی وجود دارد.

بخشی از این امر به‌ عملکرد مستقیم آمریکا و غرب ارتباط دارد و بخش دیگر به‌ بلندپروازی‌های امپراتوری‌خواهی روسیه برمی‌گردد که با گذشته بیش از 2 دهه از فروپاشی شوروی هنوز هم آمادگی کامل پذیرش استقلال کشورهای آسیای مرکزی را ندارند.

دقیقا این نوع نگاه غیرواقعی است که بخشی از سیاست‌مداران، کارشناسان و رسانه‌های روسی به‌جای توجه به‌ مسائل اصلی و به‌ ویژه تأمین وحدت و همگرایی منطقه که ثبات و امنیت روسیه نیز در غالب آن است، غالبا به‌ اختلافات می‌پردازند و با قرار گرفتن در موضع حمایت یکی از طرف‌ها نه‌ تنها به‌ بهبود وضع کمک نکرده بلکه آن را تشدید می‌کنند.

انتهای پیام/خ
برچسب ها:
آخرین اخبار