امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 11
۱۵:۴۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 18519
تاریخ انتشار: ۸ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۳۰
تعداد بازدید: 83
پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری، برخی اساتید روابط بین‌الملل در کشورمان بر این باور بودند که در حوزه گفتمانی، دولت آینده ایران از «آرمان‌گرایی واقع‌بین» ...

پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری، برخی اساتید روابط بین‌الملل در کشورمان بر این باور بودند که در حوزه گفتمانی، دولت آینده ایران از «آرمان‌گرایی واقع‌بین» پیروی خواهد کرد. بر اساس این استدلال، پس از یک دوره متمایل به واقع‌بینی ترکیب شده با لیبرالیسم در دوران اصلاحات و آرمان‌گرایی مطلق در دولت احمدی‌نژاد، اکنون زمان آن است که تعادلی بین آرمان‌گرایی و واقع‌بینی ایجاد شود؛ البته منظور از این واقع‌بینی عینا دیدگاه‌های موسوم به واقع‌گرایی یا همان رئالیسم در روابط بین‌الملل نیست.

در این یادداشت، این سوال مطرح است که چه نسبتی میان گفتمان سیاست خارجی دولت جدید با نظریه‌های روابط بین‌الملل می‌توان برقرار کرد. انگیزه اصلی نگارش این یادداشت پس از آن ایجاد شد که حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در روز شنبه هشتم تیرماه 92 در همایش افق رسانه ملی، به صراحت بخشی از رویکردهای خود به سیاست خارجی را عنوان داشت.

این سیاست که آن را می‌توان «پرهیز از تسلیم و ستیز» نامید، به آنچه آرمان‌گرایی واقع‌بین خوانده می‌شد بسیار نزدیک است هرچند که باید مداقه بیشتری در این سخنان نمود.

* تاکید بر مفهوم قدرت

مفهوم قدرت یکی از پایه‌ای‌ترین مفاهیمی است که شاید بتوان گفت دانش روابط بین‌الملل حول و حوش آن شکل گرفته است. حسن روحانی در سخنرانی خود در هشتم تیرماه، به صراحت از این مفهوم و بحث «محاسبه قدرت» سخن به میان آورد.

قدرت یکی از مفاهیم اصلی اندیشه واقع‌گرایی است که در ادبیات پدر اندیشه واقع‌گرایی یعنی «هانس مورگنتا» در کنار منافع ملی و امنیت ملی بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. از منظر مورگنتا، صحنه بین‌المللی مجموعه‌ای از دولت‌ها را در بر می‌گیرد که با هدف بیشینه‌سازی امنیت و کسب منافع ملی، به‌دنبال حداکثرسازی قدرت هستند.

از سوی دیگر، بدیهی است که تعریف روحانی از قدرت نمی‌تواند همچون رئالیست‌های سنتی، تنها معطوف به قدرت نظامی باشد بلکه طبعا به انگاره نوواقع‌گرایان تدافعی که قدرت را ترکیب توان‌مندی‌های دولت می‌دانند، نزدیک‌تر است. بنابراین، احتمالا در گفتمان دولت روحانی، در تعریف قدرت، میزان اثرگذاری کلان از اهمیت بیشتری نسبت به مفهوم کنترل نتایج برخوردار خواهد بود. این بدان معناست که در دیدگاه سیاست خارجی دولت روحانی، تنها مجبور کردن سایر بازیگران به پذیرش مواضع ایران مهم نیست بلکه هزینه‌ای هم که در این مسیر پرداخت می‌شود مهم است و این می‌تواند یکی از جدی‌ترین افتراقات گفتمان او با گفتمان سیاست خارجی آرمان‌گرایان باشد.

از دیگر سو، تاکید بر مفهوم محاسبه قدرت، از منظر تاکتیکی به رویکرد هزینه – فایده شبیه است. هزینه – فایده الگویی است که هم واقع‌گرایان و نوواقع‌گرایان و هم نهادگرایان نولیبرال به آن باور دارند و از آن بعضا تحت عنوان «حزم‌اندیشی» (Prudence) نام برده می‌شود. در میان نظریه‌های روابط بین‌الملل، نوواقع‌گرایان تدافعی (پدافند باور) بیشترین تاکید را بر حزم‌اندیشی دارند تا آنجا که حتی افزایش قدرت را هم تا حدی مجاز می‌شمرند که منجر به ائتلاف بین‌المللی یا منطقه‌ای علیه بازیگر مربوطه نشود.

بنابراین، می‌توان بین گفتمان سیاست خارجی دولت آینده ایران و نوواقع‌گرایی تدافعی و همچنین واقع‌گرایی سنتی، شباهت‌هایی پیدا کرد البته این به‌معنای تناسب تام و تمام این گفتمان بر انگاره‌های مزبور نیست.

* مشابهت مفهوم اعتدال با موازنه

یکی دیگر از مسائلی که دیدگاه روحانی را به واقع‌گرایی نزدیک می‌سازد، تاکید مستمر وی بر مقوله اعتدال است که از شعارهای مهم انتخاباتی او و بلکه مهم‌ترین شعار انتخاباتیش بوده است. در عرصه سیاست خارجی، اعتدال را بیش از هر چیز می‌توان به مفهوم «موازنه» نزدیک دانست. موازنه قوا از دیرینه‌ترین مفاهیم رئالیستی است که در اندیشه مورگنتا و بالاخص والتز، مبدع نوواقع‌گرایی تدافعی، بسیار بر آن تصریح شده است.

موازنه بر دو نوع داخلی و خارجی است که اولی به معنای تقویت قوای داخلی و دومی به‌معنای ایجاد پیوندهای منطقه‌ای و بین‌المللی است. قطعا در شرایط کنونی موازنه نوع دوم که به سیاست خارجی بازمی‌گردد، نیازمند تنش‌زدایی بین ایران و همسایگانش است.

بنابراین، به‌نظر می‌رسد تنش‌زدایی با همسایگان همان‌طور که در گفتمان دولت اصلاحات به چشم می‌خورد در گفتمان دولت روحانی نیز به چشم بخورد اما مشخص نیست که این تنش‌زدایی با توجه به شرایط عینی منطقه تا چه حد می‌تواند موفق باشد؟

اگر دیدگاه آقای روحانی تعامل با جهان است که هست، واقع‌گرایی اقتضا می‌کند که این تعامل با قدرت‌های بین‌المللی نیز صورت بگیرد و این یک سوال جدی است که در گفتمان آقای روحانی، تعامل با قدرت‌های بین‌المللی در چه حدی خواهد بود؟ طبعا یکی از اصلی‌ترین چارچوب‌ها برای این تعامل آرمان‌های انقلاب اسلامی است.

این نکته را هم نباید فراموش کرد که ایران در عرصه بین‌المللی در شرایط فعلی در حالت تعارض و مخاصمه با قدرت‌های بین‌المللی و حتی منطقه‌ای به‌سر می‌برد و گفتمان تنش‌زدایی تنها زمانی می‌تواند واقعی باشد که دست‌کم در دو مساله بین ایران و طرف‌های مقابل توافقاتی حاصل شود: «مساله هسته‌ای و بحران سوریه.» این که تا چه حد دولت روحانی بتواند در این دو مساله به توافق دست یابد، سوالی است که پاسخ آن تنها در عرصه عمل قابل ملاحظه است. 

* توازن بین آرمان‌خواهی و واقع‌بینی

توازن بین واقع‌بینی و آرمان‌خواهی در سخنرانی هشتم تیر، عینا از سوی رئیس‌جمهور منتخب مورد تصریح قرار گرفت. در هشت ساله اخیر، یکی از اصلی‌ترین مفاهیم مورد تاکید اصول‌گرایان حاکم بر دستگاه سیاست خارجه، مقابله با نظم ناعادلانه جهانی و پیگیری عدالت در عرصه بین‌المللی بود. همین امر به یک تعارض جدی طی هشت سال گذشته بین ایران و غرب منجر شد.

ظاهرا معنای توازن بین آرمان‌خواهی و واقع‌بینی به‌معنای کمتر شدن این تعارض است و طبعا به آن معناست که ادبیات ایران از تغییرخواهی بنیادین در نظم بین‌المللی، در دولت روحانی به‌سوی پذیرش نظم موجود و لزوم تعامل با آن خواهد چرخید. این شبیه به همان تغییری است که پس از ادبیات تند دهه 60، در دوران ریاست‌جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی نیز رخ داد.

این نگاه به‌واقع‌گرایی نزدیک است و ممکن است در صورت پیشرفت، به نهادگرایی نیز نزدیک شود و منجر به پذیرش نهادهای بین‌المللی، بالاخص الگوهای موجود از جانب ایران شود. این البته بدان معنا نیست که ایران به‌دنبال تغییر در نظم جهانی نخواهد بود اما بدان معناست که تغییر در صورت امکان از طریق تعامل پیگیری می‌شود.

نکته مهم آنکه بدیهی است ماهیت نظام جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای است که آرمان‌ها از یک ارجحیت و فوریت ویژه در تدابیر این نظام برخوردارند و طبعا دولت روحانی نیز در شرایطی که از ایجاد تعارض پرهیز می‌کند، در صورت وقوع تعارض از جانب متقابل، در برابر آن خواهد ایستاد. این امر در خصوص هر دولتی در جمهوری اسلامی ایران صادق است.

* مفاصل گفتمان سیاست خارجی روحانی در یک نگاه

در مجموع اگر بخواهیم مفاصل گفتمان سیاست خارجی دولت روحانی را بر اساس اظهارات وی جمع‌بندی کنیم به این موارد خواهیم رسید:

-  آرمان‌خواهی واقع‌گرایانه

- قدرت‌جویی بین‌المللی محاسبه‌گرانه

- تعامل با نظم بین‌المللی

- موازنه قدرت بر اساس مفهوم اعتدال

- تنش‌زدایی بالاخص با همسایگان

- رویکرد هزینه – فایده

این گفتمان با گفتمان دولت احمدی‌نژاد تفاوت‌های جدی دارد. در دولت احمدی‌نژاد عدالت‌خواهی و تقسیم جهان به دو اردوگاه خیر و شر و لزوم پیوستن به اردوگاه خیر برای تقابل با شر کاملا مشهود بود.

از نظر مصداقی، احتمالا رویکرد دولت روحانی تا حدودی به بهبود روابط ایران و نظام بین‌المللی خواهد انجامید اما به‌نظر می‌رسد نقطه‌ضعف اصلی گفتمان دولت او، فقدان انگاره‌های هویتی است که در مباحث سازه‌انگاران به‌خوبی به آنها اشاره شده است.

آنجا که کار به تقابل هویتی برسد، احتمالا گفتمان سیاست خارجی دولت روحانی چندان حرفی برای گفتن ندارد یا اینکه اگر دارد، تاکنون تاکید چندانی بر آن نشده است. نباید فراموش کرد که ایران هم در عرصه بین‌المللی و هم در عرصه منطقه‌ای، واجد یک هویت خاص شناخته می‌شود که در هر دو عرصه، دارای معارضان جدی است. بنابراین به این جنبه از ضعف گفتمانی باید توجه بیشتری شود.

* علیرضا کریمی

انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار