امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۸:۲۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 18993
تاریخ انتشار: ۹ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۲۰:۲۷
تعداد بازدید: 80
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ شعر پس از انقلاب اسلامی رویش‌های قابل توجهی داشته است. دکتر محمد مرادی و ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ شعر پس از انقلاب اسلامی رویش‌های قابل توجهی داشته است. دکتر محمد مرادی و دکتر محمدمهدی سیار هر دو جزء این رویش قرار می‌گیرند. حضور هر دوی این دو شاعر انقلاب اسلامی در دانشگاه‌ها (و همچنین اساتید دیگری مثل ایشان) نوید دهنده آینده شکوهمندی برای شعر انقلاب است.

محمدمهدی سیار اهل شیراز و استاد دانشگاه است. دکتر محمد مرادی نیز استاد دانشگاه شیراز و به تدریس زبان و ادبیات فارسی مشغول است.

وقتی به دکتر مرادی پیشنهاد دادم که می‌خواهم با شما راجع به شعر و اندیشه «محمدمهدی سیار» به گفت‌وگو بنشینم با روی گشاده و آغوش باز پذیرفت. او شعر سیار را خوب می‌شناسد، شاید بهتر از خودش. او شعر سیار را شامل سه بعد «مذهب»، «عرفان» و «عشق» می‌داند. تمام کارهای منتشر شده سیار را خوانده است و برخی از آنها را حفظ است.

در این مصاحبه تلاش کردم تا نظرهای علمی دکتر مرادی در مورد شعر سیار را بدانم و فکر می‌کنم تا حدودی موفق شده باشم. از شما دعوت می‌کنم که مصاحبه راجع به «محمدمهدی سیار» -شاعر جوان انقلاب- را بخوانید؛

- آقای مرادی شما اشعار محمدمهدی سیار را در مجموعه‌های «حق‌السکوت» و «بی‌خوابی عمیق» دیده‌اید؟

بله، این دو کتاب را بارها مطالعه کرده‌ام.

* حق‌السکوت موفق‌تر است
- به نظر شما کدامیک از این دو مجموعه موفق‌تر است؟ البته این توضیح را باید بدهیم که بیشتر کارهای «بی‌خوابی عمیق» سیار «در حق‌السکوت» آمده است. به نظر شما با همین شرایطی که عرض کردم کدامیک موفق‌تر است؟

با این وضعیت می‌باید حق‌السکوت موفق‌تر باشد، از این بعد که به هر حال یک تعدادی از اشعار که به نظر من ممکن است ضعیف‌تر باشند و در بی‌خوابی عمیق هستند و بیشتر هم اشعار آزاد هستند، حذف شده‌اند و اینجا غزل‌ها که شگرد اصلی محمدمهدی سیار هستند درج شده‌اند. از این بعد فکر می‌کنم که مجموعه دوم قوی‌تر باشد، ولی از این بعد اگر نگاه کنید که در حق‌السکوت چند شعر جدید بیشتر اضافه نشده، ممکن است در ذهن مخاطب این سوال پیش بیاید که چه اتفاقی افتاده که در طول این دو سال -که در چاپ این دو کتاب فاصله است- چهار پنج شعر جدید بیشتر از سوی شاعر اضافه نشده است.

- فکر می‌کنم این عادت آقای سیار است که دیر به دیر شعر می‌گویند؟

من فکر می‌کنم محمدمهدی سیار کم‌گوست و این را هم از تعداد ادبیات شعرها هم می‌بینیم.

- یعنی به مصداق «کم گوی و گزیده گوی چون در/ تا ز اندک تو جهان شود پر»

بله، همه اشعار چهار، پنج یا شش بیت است، هر چند که یکی از شیوه‌های غزل‌سرایی جوان دهه هشتاد همین است که غزل‌ها معمولا تعداد ابیات کمتری دارند که اینها دلایلی هم از نظر بنده دارد.

* تاثیرپذیری‌ سیار از قیصر
- با توجه به این صحبت‌ها پس شما می‌فرمایید بحث شعر سپید و شعر آزاد سیار نمره‌اش از غزلهایش پایین‌تر است؟

این نه تنها نظر من بلکه فکر می‌کنم نظر دیگران هم باشد. هرچند که امسال محمدمهدی سیار با شعر آزادش در جشنواره فجر رتبه آورد، هر چند که سال‌های قبل با شعر کلاسیکش رتبه آورده است و ما می‌بینیم در محافلی که اشعار داوری و ارزیابی می‌شود، محمدمهدی سیار را بیشتر با شعر کلاسیک و به ویژه غزل می‌شناسند. در بی‌خوابی عمیق یک دلیل که باعث می‌شود من فکر کنم که کارها ضعیف‌تر است این باشد که احساس می‌شود سیار تحت تاثیر بعضی از اشعار قیصر امین‌پور است و تاثیرپذیری‌اش از قیصر امین‌پور را در بعضی از دفترهایش و شعرهای آزادش به نظر من می‌توان دید.

- سیار در عرصه شعر سنتی رباعی‌های خوبی هم می‌گوید، در این باره چه نظری دارید؟

بله، مثلا رباعی آفتابگردان اینطور که در ذهنم هست در این حوزه از مابقی رباعی‌های ایشان بهتر است و رباعی‌های سیاسی که گاهی اوقات می‌گوید و جوهره طنز ظریفی هم در آنها به چشم می‌خورد.

- بی‌تاب‌تر از جان پریشان در شب/همان مثل گل آفتابگردان در شب»

بله، همین رباعی که شما یک بیتش را خواندید.

* هر شاعر باید کمیت داشته باشد
- در عرصه رباعی می‌شود راجع به سیار حرف جدی زد؟

به نظر من هر شاعر باید کمیت داشته باشد؛ یعنی موفق‌ترین شاعر هم اگر کمیت مشخصی در یک قالب نداشته باشد نمی‌توان او را جدی گرفت. الان رباعی‌هایی که از سیار در دو دفترش چاپ شده است به ده عدد نمی‌رسد. درباره رباعی موقعی می‌توان صحبت کرد که شاعر لااقل ده‌ها رباعی داشته باشد. البته در ادبیات کلاسیک ما در مورد رباعی‌ سراهایی صحبت می‌کنیم که صدها رباعی داشته باشند و خیام یک استثناء است. اما در رباعی معاصر به دلیل کم‌گویی، فکر می‌کنم در مورد کسی به عنوان رباعی‌سرا صحبت کنیم که لااقل یکی دو دفتر ویژه رباعی داشته باشد و یا حداقل پنجاه و یا صد تا رباعی منتشر شده از او دیده باشیم.

این موضوع نشان نمی‌دهد که سیار رباعی‌سرای خوبی نیست، این موضوع را نشان می دهد که می‌تواند به صورت بالقوه با توجه به رباعی‌هایی که سروده، رباعی‌سرای خوبی هم باشد. اما در عمل به هر حال رباعی زیادی نداشته است.

* سیار یک مضمون‌گرای اندیشه‌محور است
- وقتی که اشعار سیار را می‌خوانیم و ورق می‌زنیم به بینش تاریخی او پی می‌بریم؛ مثلا یک غزلی دارد به نام خطوط آخر:
امام، رو به پریدن... عمامه روی زمین
قیامتی شد بعد از اقامه روی زمین

این یکی از غزل‌هایی است که بنده بسیار دوست داشتم و خاطرات خوشی با این غزل دارم. بینش تاریخی سیار حاصل مطالعه گسترده ایشان در زمینه تاریخ اسلام و مباحث دیگر است، شما این نکته را قبول دارید که سیار فردیست که مطالعات گسترده تاریخی دارد؟

بله، قطعا قبول دارم. آن دسته از دوستانی که کتاب جریان‌شناسی غزل شاعران جوان استان فارس را خوانده‌اند، می‌دانند که من آنجا بارها اشاره کردم از معدود شاعران جوانی که بینش عرفانی و فلسفی دارد محمدمهدی سیار است و یک دلیل موفقیت او هم از نظر من همین است؛ چون اغلب شاعران ما شگردمحور هستند و این شگردها پشتوانه فرهنگی، فلسفی و عقلی و مزدورانه ندارد، اما سیار این را دارد و شاید به همین دلیل است که در بین شاعرانی که خیلی مضمون‌گرا هستند، سیار مضمون‌گراست؛ اما مضمون‌گرای اندیشه‌محوریست که می‌تواند مضمون‌هایش را به پشتوانه همین اندیشه حفظ‌ کند، یعنی اگر مضمون را از شعرش بگیریم شعرش زمین نمی‌خورد، بدون مضمون هم شعر سیار می‌تواند در بین مخاطب به حیات خودش ادامه دهد، هم در این شعر و هم در شعرهای دیگر. هرچند من معتقدم که این در شعرهای مذهبی سیار بیشتر دیده می‌شود، در شعرهایی که برای حضرت امیر سروده است، علاوه بر این بینش یکی از ویژگی‌هایش حساسیت در انتخاب واژه‌هاست؛ مثلا در غزلی که در مورد حضرت امیر گفته می‌بینید که در بعضی از کلمات تغییر کرده است. می‌بینید یک حساسیت در انتخاب واژه‌ها از سوی سیار وجود دارد که بعضی از واژه‌ها را به مرور زمان عوض می‌کند.

* سیار می‌خواهد زبان و شعر را در خدمت اعتراض قرار دهد
- وقتی کارهای سیار مخصوصا کارهای ابتدایی‌اش را در بی‌خوابی عمیق می‌خواندم، بعضی کارهایش ظاهرا تقلیدی از کارهای کاظمی بوده، حتی حروفی مثل «که» را کاظمی در کارهایش زیاد آورده است؛ وقتی می‌خواهد جمله معترضه‌ای بگوید. سیار یک جاهایی در کتاب «بی‌خوابی عمیق» به نظر من از محمدکاظم کاظمی تقلید کرده است. در این باره چه نظری دارید؟

فکر می‌کنم دلیلش بیشتر بینش است. سیار یک ویژگی که دارد این است که شاعر اعتراض است، شاعری است که می‌خواهد زبان و شعر را در خدمت اعتراض قرار دهد، در خدمت آن هدف غایی‌اش که عمدتا مذهبی و اخلاقی است. به نظر من کاظمی هم شاعر اعتراض است و قطعا شاعران اعتراض تمایل ادبی‌شان برای خواندن شعر نزدیک به شاعران اعتراض است و این باعث می‌شود تاثیرپذیری غیرمستقیم و بعضا مستقیم هم گاهی وارد شعرشان بشود. و این که اشاره کردم سیار در بعضی از اشعار آزادش گاه به قیصر نزدیک می‌شود به این خاطر است که قیصر هم در بسیاری از اشعارش شاعر اعتراض است.

- بله، یکی از شاخصه‌های شعر انقلاب اسلامی اعتراض است.

بله، البته بعضی‌ها در حوزه اعتراض خیلی درخشان‌تر هستند. از شاعران گذشته ما که شاعران نسل قبل از سیار غیر از آقای کاظمی که اشاره کردید، آقای قزوه شاخص شعر اعتراض هستند، حسن حسینی بسیاری از اشعار بعد از جنگش شاخص اعتراض است و سلمان هراتی و طاهره صفارزاده را هم می‌توان در این دایره قرار داد. و کسانی مثل محمدمهدی سیار هم اعتراض به عنوان یکی از شاخصه‌های اصلی‌شان مطرح می‌شود، اما از این جهت الان به عنوان شاخص به حساب می‌آید که در دهه هشتاد خیلی شاعران اعتراض دیگر نیستند، یعنی یک‌جور سکوت در بین شاعران به چشم می‌‌خورد.

* در زمانی هستیم که شاعران ما در اشعار خود خیلی به سوی حماسه و اعتراض نمی‌روند
- یعنی ماندگاری محمدکاظم کاظمی در صحنه اعتراض باعث شده که ما بگوییم کارهای سیار شبیه به کارهای کاظمی است؟

به نظر من بیشتر روحیه و نگرش و جهان‌بینی مشترک است که اینها را به هم شبیه کرده. ما الان در زمانی هستیم که شاعران ما در اشعار خود خیلی به سوی حماسه و اعتراض نمی‌روند، اما وقتی کسی مثل سیار به سمت اعتراض می‌رود ناخودآگاه ذهنمان به سمت شاعرانی می‌رود که اینگونه بوده‌‌اند و خب محمدکاظم کاظمی هم که اصلا در این زمینه شاخص است.

- کارهای سیار در حوزه شعر آیینی و مذهبی، کارهای جدی و زیبایی است ولی گاهی این حجاب شده است برای ندیدن غزل‌های عاشقانه سیار. به نظر من غزل‌های عاشقانه سیار خوب معرفی و دیده نشده اند. نظر شما چیست؟

من معتقدم که شعر سیار دارای سه بعد است: بعد مذهب، بعد عرفان و بعد عشق. هر چند که این عرفان و عشق خیلی اوقات نزدیک به هم می‌شوند و فکر می‌کنم که البته هیچ آسیبی برای شعر سیار نیست که او شعر مذهبی زیبا بگوید. شعر اگر شعر باشد مذهبی‌ترین اشعار می‌توانند جهانی‌ترین اشعار باشند و این هیچ آسیبی نمی‌زند؛ اما شاید به خاطر آمیختگی باشد که خیلی اوقات بین عشق و مضمون و یا عشق و عرفان در شعر سیار اتفاق می‌افتد؛ یعنی وقتی مخاطب شعر سیار را می‌خواند به خاطر پس‌زمینه شناختی که از اشعارش دارد ناخودآگاه مجبور است برداشتی عرفانی از اشعار سیار داشته باشد، یعنی یک برداشت مذهبی از اشعار سیار داشته باشد و دنبال مضمون بگردد و بعد به دنبال محتوا برود؛ همین باعث شده آن مفاهیم عاشقانه‌ای که شما می‌‌‌گویی در بعضی از اشعار، مخصوصا اشعاری که در وبلاگ ایشان می‌بینید، اشعاری که متعهد‌تر هستند و هنوز در این مجموعه چاپ نشده‌اند شما می‌توانید ببینید.

* استقبال خاص و استقبال عام از یک شاعر
- در سال‌های اخیر با توجه به اینکه حق‌السکوت کتاب سال جمهوری اسلامی شد و استقبال خوبی هم از این کتاب شد. باز هم دلایل تان را راجع به اینکه یک شاعر چه ویژگی‌هایی باید در کارهایش باشد تا مردم از آن استقبال کنند بگویید.

اینجا چند مسئله وجود دارد، اینکه چون محمدمهدی سیار پشتوانه عاطفی و فرهنگی در شعرش وجود دارد، جزو معدود غزل‌سرایان دهه هشتاد ماست که قابلیت ماندگاری دارد چون به هر حال گذشت تاریخ خیلی از نام‌ها را کنار خواهد زد، اما شاعران چند بعدی احتمال ماندگاریشان بیشتر است و سیار این ویژگی را در غزل‌هایش دارد، یعنی اگر همین حالا بدون هیچ جانبداری بخواهیم تعداد معدود و انگشت‌شماری از غزل سرایان موفق متولد بعد از انقلاب را نام ببریم، در این فهرست نام محمدمهدی سیار قرار خواهد گرفت، نه به خاطر تبلیغ و جوایزی که ایشان دریافت کرده‌، بلکه فقط برای شعر سیار.
اما در حوزه استقبال؛ بعد استقبال دو شاخه دارد، یکی استقبال عام و یکی استقبال خاص. من معتقدم استقبال خاص از شعر سیار به دلیل شعر سیار است. ولی استقبال عام از شعر سیار همیشه نمی‌تواند به خاطر شعر سیار باشد. به هر حال جوایزی که گرفته و تبلیغاتی که بعضا صورت می‌گیرد تاثیرگذار است. می‌خواهم بگویم که ما باید بگذاریم شعر سیار را افراد خاص استقبال کنند و بیشتر به دنبال ترویج این شعر در بین افراد خاص باشیم و در جامعه خاص این شعر را ترویج دهیم و معرفی کنیم و جامعه عام هم قطعا بعدا از جامعه خاص تبعیت خواهد کرد و انشاءالله که این اتفاق از نوع دوم برای همه شاعران انقلاب بیفتد. این باعث می‌شود که یک شاعر در درازمدت ماندگار شود و من امیدوارم که برای محمدمهدی سیار هم همین اتفاق بیفتد.

- بنده برای خودم هم چند بار پیش آمده که شعر و اسم سیار را در مقالات سیاسی و اجتماعی دیده‌ام، مثلا این بیت سیار که «امروز پاره پاره قرآن به نیزه‌هاست/فردا سری که قاری آیات پرپر است» را چندین بار در سرمقاله‌های نشریات مختلف دیده‌ام که صاحب مقاله این شعر را در تایید حرف خودش به کار برده است. این واقعا نشان می‌دهد از یک طرف شعر سیار در میان افراد مختلف که حالا رشته ادبیات هم نمی‌خوانند دارد جا باز می‌کند و از طرف دیگر به مقبولیت قابل توجهی دست یافته است.

یک دلیل آن که گفتم بحث شهرت سیار است و یک بعد آن، بعد هندسی کلام سیار است. زبان، زبان یکدستی است و شعر بافت احساسی عمیقی دارد و شعرها معمولا در یک بیت اتفاق می‌افتد. یکی از ویژگی‌هایی که بعضی از شعرها بیشتر بر سر زبان‌ها می‌چرخد این است که ساختار تک‌بیتی در آنها قوی باشد و این از ویژگی‌های شعر سیار است و همین باعث شده که شعرها قابلیت تبادل در دهان‌ها را داشته باشند. این هندسه مناسب شعر سیار است و این بعد دقیقا بعد شاعرانگی‌اش است. امیدواریم که این بعد شاعرانگی که در شعرها و در بسیاری از بیت‌ها و نه فقط در این تک‌بیت‌ها بلکه در بیت‌های دیگر هم وجود دارد، به هر حال در شهرت و بر زبان‌ها جاری شدن ابیات سیار موثر بیفتد.

* مهم‌ترین ویژگی سیار
- اگر بخواهید یک صفت برای سیار انتخاب کنید، آن چیست؟

راستگو، یعنی من معتقد هستم که سیار انسان است؛ یعنی آن صفتی که قیصر می‌گوید که شاعری که دغدغه مردمش را ندارد یا شاعر نیست یا انسان نیست، اما می‌بینیم که سیار از کسانی است که فقط به دنبال شعر نیست و مهم‌تر از شعر شخصیت انسانی خودش را سعی کرده است که حفظ کند. من فکر می‌کنم این مهم‌ترین ویژگی خود سیار است که در شعرهایش هم دیده می شود.
روحیه تعادل هم در سیار هست. من فکر می‌کنم سیار اهل اندیشه است و این اندیشه را در شعر سیار هم می‌بینیم و همین باعث شده که بین اندیشه و بین زبان، بین زبان و زبان کلاسیک، بین قالب‌های کهن و قالب‌های نو سعی کند تعادل را حفظ کند. هرچند که هر شاعری به هر حال در یک زمانی به یک ساحت خاصی متمایل می‌شود ولی تا حدودی من حرف شما را می‌پذیرم.

* قطعا یکی از آنها محمدمهدی سیار است
- شما چون در دانشگاه هم تدریس می‌کنید، اگر بخواهید کتاب‌های شعر بعد از انقلاب را به دانشجویانتان پیشنهاد کنید، آیا کتاب‌‌های شعر سیار هم در این بین هستند؟

من پیشنهادم این است که آثار شاعران متعددی خوانده شود نه یک نفر و ده نفر، ولی اگر بخواهیم ملاک تعیین کنیم، گاهی جوایز می‌توانند ملاک باشند، چون منتقدانی کارها را دیده‌اند. به هر حال در پژوهش‌های دانشگاهی الان برای محدود کردن آثاری که باید بررسی شوند و روی آنها پایان‌نامه نوشته شود، جوایزی مثل کتاب سال، کتاب فجر، شعر فجر ملاک قرار می‌گیرند و دانشجویان بر این اساس می‌روند و کار می‌کنند و البته نیازی نیست که ما سفارش کنیم، بسیاری از شاعران جوان انقلاب هستند که ما بر خلاف انتظار می‌بینیم که دانشجویان در کلاس درس شعرهای آنها را از حفظ می‌خوانند، یا اشعار آنها را از اینترنت می‌گیرند و شعرها و غزل‌ها و تعداد زیادی از ابیات آنها را می‌آیند و می‌خوانند. بنده اگر بخواهم ده نفر از غزل‌سرایان دهه اخیر را -چه برای پژوهش و چه برای خواندن- معرفی کنم قطعا یکی از آنها محمدمهدی سیار است.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار