امروز : شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۶ - 2017 July 22
۱۹:۱۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 19041
تاریخ انتشار: ۹ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۲۰:۲۷
تعداد بازدید: 113
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا»، انتشارات قدیانی به تازگی برای گروه سنی نوجوان جلد ششم از مجموعه کتاب‌های «ماجراهای کت رویال» ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا»، انتشارات قدیانی به تازگی برای گروه سنی نوجوان جلد ششم از مجموعه کتاب‌های «ماجراهای کت رویال» را با عنوان «زادگاه کت» با نگارش «جولیا گلدینگ» و با ترجمه «اکرم کرمی» منتشر و روانه بازار نشر کرده است.

در گذشته از این مجموعه 5 جلد کتاب با عناوینی همچون «الماس پنهان»، «کت و کبوترها»، «مخفیگاه دزدها»، «تازیانه نه‌سر» و «قلب سیاه جامائیکا» منتشر شده بود.

رمان «ماجراهای کت رویال»، رمانی است 6 جلدی که شخصیت اصلی رمان نوجوانی به نام «کت» است که شخصیت عجیبی دارد و هر جا که می‌رود با خودش دردسر و مشکل به همراه می‌برد.

«کت» دارای شخصیتی مهربان و ساده است به گونه‌ای که با همه جور آدمی سر سازگاری دارد به همین منظور دختری خوب و تأثیرگذار است و می‌تواند مشکلات سخت را نیز حل کند.

در هر یک از جلدهای این رمان، «کت» و دوستان‌اش ماجراهای جدیدی را می‌آفرینند و با مشکلات جدید روبه‌رو می‌شوند اما همه این مشکلات را با پشتکار حل و مرتفع می‌کنند.
 



در بخشی از جلد ششم «ماجراهای کت رویال» با عنوان «زادگاه کت» درباره شکار برادر می‌خوانیم:
 
مراسم خاکسپاری خاله‌ام، سه روز بعد در قبرستان غم گرفته کلیسا برگزار شد. سرنوشت درخت‌های بی‌‌برگ دور آرامگاه خانوادگی که مانند نگهبان‌ها همیشه سو کوار بر سر مردگان ریاست می‌کردند، چنین بود که از ریشه در خاک دفن شوند.

بازماندگان خانواده مور آن قدر بهبود پیدا کرده بودند که بتوانند در مراسم شرکت کنند اما قیافه‌هایشان نشان می‌داد که این ضربه عاطفی قدرت و توان‌شان را گرفته است؛ مانند خیمه‌ای که تیرک وسط آن برداشته شده باشد در حال فرو ریختن بودند.

کنار قبر به یکدیگر چسبیده بودند تا شاید تسلی خاطر یکدیگر باشند. وقتی تابوت در قبر نمناک پایین می‌رفت کاترین با نگاهی خشک و سنگین به آن نگاه می‌کرد. گویی بار مسئولیت خانواده را بر دوش خود احساس می‌کرد و خود را آماده می‌ساخت تا جای مادر خانواده را بگیرد.

آقای مور که هنوز ضعف و بیماری بر بدنش مستولی بود، با چهره‌ای پیر و غم‌زده به شانه پهن داگی تکیه داده بود.

«آین» دست‌هایش را دور شانه جنی انداخته بود و دختر کوچولو هق‌هق گریه می‌کرد. و اما من، احساس می‌کردم حق ندارم کنار آنها بایستم. من که به قولم به یک شخص مرده وفادار بودم، نمی‌توانستم بدون بی‌احترامی به یاد و خاطره او خودم را به فرزندان خاله‌ام معرفی کنم.

بنابراین بیرون از جمع خانواده‌شان ایستادم، درست مثل همسایه‌ای که برای عرض تسلیت آنجا آمده باشد. سراپا گیج، غم‌زده و رنجیده خاطر بودم و سعی می‌کردم با خاله‌زاده‌هایم همدردی کنم ولی افسوس‌های خودخواهانه رهایم نمی‌کرد.

انتشارات «قدیانی» رمان «زادگاه کت» نوشته «جولیا گلدینگ» و با ترجمه «اکرم کرمی» را در 398 صفحه و با شمارگان 1100 نسخه منتشر و روانه بازار کتاب کرده است که علاقه‌مندان برای خرید این کتاب می‌توانند به این انتشارات به نشانی خیابان انقلاب،خیابان فخررازی، روبه‌رو دانشگاه تهران، خیابان شهدای ژاندارمری غربی، پلاک 90 مراجعه و یا با شماره تلفن 66975790 _66404410 تماس حاصل فرمایند. 
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار