امروز : دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 26
۱۲:۵۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 19323
تاریخ انتشار: ۱۰ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۰۶
تعداد بازدید: 78
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «با گرگ‌ها می‌رقصد» جزء معدود تولیدات روز سینمای جهان بود که تقریباً هم زمان با نمایش ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «با گرگ‌ها می‌رقصد» جزء معدود تولیدات روز سینمای جهان بود که تقریباً هم زمان با نمایش بین‌المللی خود، در سینماهای ایران هم به نمایش درآمد.

این فیلم در سال 1990 موفق به دریافت جوایز اسکار بهترین فیلم و کارگردان شد و تصویر تازه‌ای از کاستنر را (که لقب یک سوپر استار سینمایی را گرفته بود) ارائه داد. اوج موفقیت کوین کاستنر در اواسط دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی بود که به عنوان یک چهره تازه‌وارد توجهات را به خود جلب کرد. او با فیلم‌های «تسخیر ناپذیران»، «دنیای آب/ واتروورلد»،«رابین هود/شاهزاده دزدان»،«محدوده رویاها»،«انتقام» و «جی اف کی» تبدیل به یکی از گران‌ترین و موفق‌ترین بازیگران زمان خود شد.

 





کاستنر پس از این فیلم‌های موفق، در تعدادی فیلم کم فروش بازی کرد و این روزها در نقش‌های مکمل هم بازی می‌کند. اکشن ابر قهرمانانه و کمیک استریپی «مرد پولادین» که این روزها روی پرده سینماهای جهان است، از جمله کارهایی است که وی در آن نقش مکمل دارد. در قصه فیلم او در نقش جاناتان کنت پدرخوانده کاراکتر کلارک کنت/ مرد پرنده‌ای بازی کرده است.

این بازیگر 58 ساله سینما در گفت‌وگوی اینترنتی زیر درباره جنبه‌های مختلف بازیگری، فعالیت سینمایی و هالیوود صحبت می‌کند.

ـ هیچ وقت به انجام تغییرات در زندگی و کارنامه کاری‌تان فکر کرده‌اید؟

خب ، بعضی‌ها احساس می‌کنند باید کارهای متفاوتی در زندگی‌شان انجام دهند. اما من از کارهایی که تا به حال کرده‌ام، راضی و خشنود هستم. البته معنی‌اش این نیست که همیشه از نتیجه کارهایم راضی و خوشحال بوده‌ام اما از تصمیم‌هایی که گرفته‌ام راضی‌ام، زیرا این‌ها تصمیم‌هایی هستند که خودم گرفته‌ام. به اعتقاد من مهمترین مسئله در زندگی و کار این است که شما خودتان برای آینده‌تان تصمیم بگیرید.

 





ـ وقتی در فیلمی بازی می‌کنید، چه عاملی باعث می‌شود فکر کنید آن یک فیلم خوب است؟

همیشه به صورت غریزی می‌دانستم که یک فیلم خوب چیست. البته خوب بودن یک فیلم الزاماً به معنی پرفروش بودن آن نیست. همیشه نمی‌توانم فیلمی را برای بازی انتخاب کنم که تبدیل به یک کار پر فروش شود. به باور من «جنگ» (1994) یک فیلم خوب است . اما این فیلم فروش زیادی در جدول گیشه نمایش سینماها نکرد. «دنیای بی عیب و نقص» (1993) هم همین‌طور است. در این حالت، من چه کاری باید انجام دهم؟ آیا باید به این فیلم‌ها پشت کنم؟ نمی‌توانم چنین کاری را انجام دهم. اگر می‌توانم در یک فیلم خوب بازی کنم این کار را می‌کنم و حس خوبی نسبت به آن دارم. از بازی در فیلم‌هایی که آن ها را فیلم‌های خوبی می‌دانم راضی‌ام و برایم اهمیتی ندارد که فروش بالایی در جدول گیشه سینماها نمی‌کنند. به آن ها افتخار می‌کنم. برخی از این فیلم‌ها ، آغاز کننده یک راه تازه در دنیای سینما بوده‌اند و برای من، همین قدر کافی است. به اعتقاد من این فیلم‌ها باید ساخته شوند، حتی اگر در آن‌ها بازی و حضور نداشته باشم. زمانی که مردم به کارنامه کاری‌ام نگاه می‌کنند فقط به دنبال فیلم‌های پرفروش نمی‌روند و می‌گویند کوین کاستنر بازیگر محصولات مستقل و غیر متعارف هم بوده است.

 

ـ از کودکی به بازیگری علاقمند بودید؟ بازیگر شدن کار سختی بود؟

 

برای این که بازیگر شوم باید یک تصمیم بسیار بزرگ می‌گرفتم. زمانی که تصمیم می‌گیرید بازیگر شوید، با شک و تردیدهای زیادی روبرو خواهید شد. یک سوال مهم که مدام از خودتام می‌پرسید این است که بازیگر شدن من برای آدم‌های دور و برم چه معنی و مفهومی دارد! خیلی‌ها می‌پرسند، چگونه می‌خواهی این کار را انجام دهی؟ و بعضی‌ها می‌گویند چه چیزی باعث شده او فکر کند می‌تواند این کار را انجام دهد؟ البته طرح چنین سئوالاتی خیلی خوب است، زیرا باعث می‌شود تو هم برای خودت سوالاتی از این دست را مطرح کنی و به دنبال جوابی برای آن‌ها باشی. زمانی که از خودت این سئوال‌ها را می پرسی، مجبوری که سخت‌تر تلاش کنی و برای کارهایت دلایل محکم و قابل قبولی داشته باشی. پس سخت‌تر کار می کنی و این خیلی خوب است. خوشحالم که همیشه سئوالات زیادی برای من و اطرافیانم به وجود می آید و همیشه سعی دارم پاسخ خوبی برای آن‌ها پیدا کنم.

 

 





ـ در اواسط دهه نود میلادی منتقدان نقدهای تندی بر روی فیلم های شما و بازی‌تان در آن‌ها نوشتند. چه حسی نسبت به انتقادات دارید؟

شاهد اتفاقاتی بودم که پذیرش آنها برایم خیلی ساده و راحت نبود. می‌دانم چرا آن نقدها نوشته می‌شد. تازه از همسرم جدا شده بودم و شاید برخی احساس می‌کردند خودم را بازیگر بزرگی می‌بینم و شهرت و موفقیت مرا مغرور کرده است. اما این طور نبود اگر قرار بود شهرت تاثیر منفی بر روی من بگذارد، با همان اولین فیلم پر فروشم این اتفاق می‌افتاد. ولی چنین اتفاقی نیفتاد .

مسائل پیچیده‌تر از آن بود که بتوان با یکی دو توضیح کوتاه درباره‌اش صحبت کرد. بحث اصلاً بر سر چیزی مثل شهرت و محبوبیت نبود. احساس می‌کنم برای رسانه‌های گروهی و منتقدان خیلی راحت نبود که مرا در وضعیت فعلی‌ام ببینند. آن‌ها از این که زندگی خانوادگی من با مشکل روبرو شده بود،احساس خاصی داشتند.آن ها می گفتند وقتی کاستنر نمی تواند زندگی خانوادگی‌اش را حفظ کند، یعنی این که خیلی‌های دیگر هم نمی‌توانند چنین کاری را بکنند. برای رسانه‌های گروهی که به من لقب مرد خانواده داده بودند، پذیرش جدایی من و همسرم کار راحتی نبود. برخی از منتقدان سینمایی هم فکر می‌کردند این مسئله بر روی کار و حرفه‌ام تاثیر خواهد گذاشت.

البته این نکته درستی بود و خودم تاثیر این موضوع را بر کارم احساس می‌کردم. من هیچ وقت از رسانه‌های گروهی نخواستم برای فیلم‌هایم تبلیغات کنند. شما مرا در زمان اکران عمومی فیلم‌هایم مدام در حال مصاحبه نمی‌بینید. فاصله زمانی بین فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام ، یک سال و حتی دو سال بوده است. این نکته ای است که کمتر کسی آن را می‌داند و یا به آن توجه کرده است. اگر به کارنامه سینمایی‌ام نگاه کنید، می بینید که در مقایسه با بسیاری از بازیگران دیگر، من در تعداد کمتری فیلم ظاهر شده‌ام. شاید یک سوم همکارانم در فیلم‌های سینمایی بازی کرده‌ام.





 

ـ درباره هالیوود چه فکر می کنید!

اهمیت زیادی به آن نمی‌دهم و خیلی به آن فکر نمی‌کنم. اگر فیلم‌نامه‌ای مورد پنسدم قرار گیرد، بازی در آن را قبول می‌کنم و برایم مهم نیست با معیارهای هالیوودی هم‌خوانی دارد یا خیر. برای خودم قید و بند درست نمی‌کنم و نگران آن نیستم که مسئولان کمپانی‌های بزرگ فیلم‌سازی چگونه فکر می‌کنند و درباره کارهایم چه نظری دارند. البته دلم نمی‌خواهد در فیلم‌های آوانگاردی هم که برای عموم قابل فهم نیستند بازی کنم. دوست دارم بازیگر فیلم‌هایی باشم که هم حرفی برای گفتن دارند و هم این حرف‌ها را به زبانی ساده و قابل درک برای تماشاگران تعریف می‌کنند.

باید به شعور و ذهن تماشاگران احترام گذاشت و فیلم‌هایی را تولید کرد که هم برای آن ها قابل فهم باشد و هم به طرح مسائل مشکلات آن ها بپردازد. در مقابل فیلم‌های آوانگاردی به فیلم‌های تجاری صرف (که فقط و فقط با هدف فروش در جدول گیشه ساخته می‌شوند) هم اعتقادی ندارم. درست است که مهم‌ترین اصل در یک فیلم سینمایی سرگرم کردن مخاطب است. ولی به بهانه سرگرم کردن تماشاچی، نباید او را گول زد و به یک دنیای دروغین برد.

 





ـ هنگام بازی در فیلم‌ها به تماشاچی هم فکر می‌کنید؟

برای من هم بسیار مهم است که آن‌ها درباره فیلم‌هایم چه فکر می‌کنند و نوع برخوردشان با آن‌ها چگونه است. دلیل اصلی‌اش هم این است که نمی‌خواهم آن‌ها را از دست بدهم. تماشاگران سرمایه اصلی هر فیلم و بازیگری هستند.اگر آن‌ها نباشند سینما و ما هم نیستیم. ولی به یک اصل پای‌بند هستم و به خودم اجازه نمی‌دهم با نقش‌ها و فیلم‌هایم به شعور آنها توهین کنم.

 





ـ کار جدید سینمایی چه دارید؟

برای امسال و سال بعد، خیلی پرکار هستم و قرارداد بازی در بیش از 5 فیلم سینمایی را دارم. نکته جالب این است که این فیلم‌ها در ژانرها و حال و هواهای متفاوتی هستند و شباهات زیادی به یکدیگر ندارند. برای امسال اکشن ماجراجویانه و دلهره‌آور «جک راین» هم از من به روی پرده سینماها می‌رود. این فیلم به احیای مجموعه فیلم موفقی پرداخته که در دهه نود میلادی با بازی هریسون فورد ساخته شد و درباره یک مامور ضد جاسوسی به نام جک راین بود.

نسخه اصلی فیلم براساس قصه یک مجموعه کتاب پر خواننده تولید شد که تام کلنسی نویسنده آن بود. در نسخه تازه و احیا شده این مجموعه فیلم، کریس پاین در نقش کاراکتر جک راین بازی کرده و من هم ویلیام‌هارپر رئیس و منبع الهام او هستم.این نقش را خیلی دوست دارم،زیرا تفاوت زیادی با نقش های قبلی ام دارد.

انتهای پیام/ ا
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها