امروز : چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 26
۰۷:۰۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 19995
تاریخ انتشار: ۱۲ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۱۷
تعداد بازدید: 177
محمدمهدی حکمت، محقق و پژوهشگر فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس گفت: پیش از ...

محمدمهدی حکمت، محقق و پژوهشگر فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس گفت: پیش از اینکه به نقش استاد فلسفه در سلامت اجتماع بپردازیم نخست باید تعریفمان از فلسفه را مشخص کنیم، یک زمان فلسفه بسیار متعالی شده و فیلسوف با زندگی روزمره مردم درگیر نمی‌شود بنابراین نگاهی نیز به اجتماع ندارد اما یک وقت نیز فلسفه از این جهت علم است که استنباط‌های معارف عقلی از متون دینی به عمل می‌آورد و از این طریق به زندگی روزمره مردم ورود پیدا می‌کند.

وی با اشاره به اینکه در امکان اول فلسفه کاری با اجتماع ندارد اما در دومی در متن زندگی ورود می‌کند، گفت: برای ورود فیلسوف به اجتماع باید دو کار انجام داد، نخست این که نظریه‌پردازی‌هایش براساس آشنایی با موضوعات اجتماعی باشد تا حوزه پرداختیش عملیاتی شود در واقع بداند که دقیقاً با چه چیزی مواجه است و از سوی دیگر به مبانی حکمی خود وفادار باشد.

حکمت با تاکید بر اینکه متأسفانه فلسفه در ایران بر خلاف غرب آنطور که باید جایگاهش را به عنوان علمی راهبر نیافته است، گفت: یکی از دلایل اینکه فلسفه در غرب رشد کرد، عدم توجه به دین بود آنها به دنبال جایگزینی یک بدیل بودند، بنابراین فلاسفه غرب در حکم پیامبرانشان هستند اما در عالم اسلام اینطور نیست پیامبر دارای یک شأن متعالی است که بزرگترین آرزوی فیلسوف این است در ذیل دین قرار بگیرد. به هر حال در فلسفه اسلامی درباره اقتصاد، هنر، سلامت یا هر موضوع دیگری به صورت مستقل کار نشده است اما لابه لای مطالب می‌توان نکاتی را پیدا کرد.

این پژوهشگر فلسفه با تاکید بر اینکه در غرب اخلاق از عقل استنباط می‌شود و ارتباطی با دین و مضامین آن ندارد، گفت: در عالم اسلام رابطه بین اخلاق و دین برقرار است البته این بدین منظور نیست که فلسفه اخلاق غیرعقلانی است بلکه بازهم همه مباحث دینی به عقل باز می‌گردد. عقل معاش‌اندیش نیست معاد اندیش است و حکیم اسلامی غیرعقلانی کار نمی‌کند.

وی در ادامه افزود: به طور مثال در غرب ممکن است دزدی از ثروتمندان بر اساس مبانی عقلی امری بلااشکال باشد اما در اسلام کمترین ضرر آن بی‌نظمی در جامعه شناخته شده است از این جهت در حکمت اسلامی توجه به کلام وحی و حکم اسلام اولویت دارد و در نهایت فیلسوف اخلاق می‌تواند با توجه به مضامین اخلاقی مطرح در دین به بررسی و مسأله‌پردازی در حوزه اجتماع به ویژه اخلاق و سلامت آن بپردازد.
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار