امروز : یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵ - 2017 January 22
۰۷:۱۷
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 20562
تاریخ انتشار: ۱۳ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۷
تعداد بازدید: 62
به گزارش فارس، هنوز چیزی از آغاز انقلاب‌های عربی نگذشته بود که طرف‌های غربی تلاش کردند از جنبش‌های اجتماعی جهان عرب به عنوان «بهار عربی» یاد کنند. ...

به گزارش فارس، هنوز چیزی از آغاز انقلاب‌های عربی نگذشته بود که طرف‌های غربی تلاش کردند از جنبش‌های اجتماعی جهان عرب به عنوان «بهار عربی» یاد کنند. اولین بار، نشریه آمریکایی فارین پالیسی این نام را برای تحولات جهان عرب که از اواخر سال 2010 میلادی آغاز شده بود به کار بست و این نام فورا در تمام نشریات و رسانه‌های جریان غالب غربی و حتی رسانه‌های دگراندیش غرب، جای خود را باز کرد.

بهار عربی تنها یک اسم نبود بلکه یک مفهوم بود. کلمه «بهار» در ادبیات سیاسی غرب دارای بار معنایی خاصی است که مخاطب بین‌المللی اولین بار آن را در ماجرای «بهار پراگ» شنیده است. بهار پراگ دوره‌ای بود که طی آن بلوک شرق شاهد نوعی عدول سوسیالیسم به ارزش‌های غربی بود و در سال 1968 به اوج خود رسید و سرانجام با دخالت نظامی شوروی سابق که مبتنی بر «دکترین برژنف» بود، به پایان رسید. بر اساس دکترین برژنف هرگاه سوسیالیسم در کشوری در معرض خطر قرار گیرد، دیگر کشورهای سوسیالیستی باید آن را حفاظت می‌کردند و از منظر روس‌ها، سویالیسم در چکسلواکی به‌خطر افتاده بود.

کلمه بهار در ادبیات سیاسی بین‌الملل، در کل مقارن با نوعی حرکت به‌سوی ارزش‌های غربی است. ارزش‌هایی که اومانیسم، لیبرالیسم و سکولاریسم از جمله آنها هستند. بنابراین وقتی عبارت بهار عربی به چشم‌ها آشنا شد، تحلیلگران آن را به‌معنای حرکت جوامع عربی به سوی نوعی نظام تقلیدی از غرب تلقی کردند؛ نظامی که طبعا در فرهنگ هزاران ساله مردم این منطقه ریشه‌ای نداشت یا اگر داشت، با انگاره‌های دیگر پیوند خورده بود.

در میان انقلاب‌های عربی، برجسته‌ترین انقلاب، انقلاب مصر بود نه تنها از جهت سرنگون کردن حسنی مبارک بلکه از جهت الهام‌بخشی سیاسی مصر در تاریخ معاصر جهان عرب. هنوز از خاطرها نرفته است که جمال‌ عبدالناصر، پان‌عربیسم را از کرسی ریاست‌جمهوری مصر در تمام جهان عرب مدیریت می‌کرد.

در مقابل این تدبیر تبلیغاتی غرب، ایرانیان از عبارت «بیداری اسلامی» برای انقلاب‌های عربی استفاده کردند. به عکس نگاه طرف غربی که نگاهی صوری بود و به اشکال تحولات و حاکمیت سیستم دموکراتیک توجه می‌کرد، ایرانیان تحولات جهان عرب را از دریچه «هویت» نگریستند و ریشه‌های فرهنگی و تاریخی اعراب را عامل اصلی این انقلابات دانستند.

بدیهی است که ریشه‌ای‌ترین عنصر فرهنگی در مصر و دیگر نقاط جهان عرب را باید اسلام دانست، از این رو عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی ایران حمایت خود را از بیداری اسلامی اعلام کردند.

تقابل بین ایران و غرب در مساله انقلاب‌های عربی یک تقابل گفتمانی بود. ایران این انقلاب‌ها را بازگشت به فرهنگ اصیل اسلامی می‌دانست و این در حالی بود که غرب آنها را عدول از گفتمان سنتی به گفتمان مدرن تلقی می‌کرد.

در مصر، رئیس‌جمهوری هم که برسرکار آمد اگرچه یکی از اعضای سابق اخوان‌المسلمین بود اما در عمل سیاست‌های چندان متفاوتی را با رئیس‌جمهور سابق به کار نبست. وی نه روابط مصر با اسرائیل را مورد هجمه قرار داد و نه توانست وابستگی اقتصادی به ایالات متحده و متحدین منطقه‌ایش را کاهش دهد. وی در بحران سوریه نیز به‌طور کامل در کنار گفتمان غرب ایستاد و تلاش کرد به‌هرروی خود را رئیس‌جمهور برآمده از «بهار عربی» نشان دهد.

با این حال یک‌سال بعد ازانتخاب مرسی به ریاست‌جمهوری مصر، کار وی به راحتی و ظرف کمتر از یک‌هفته به پایان رسید و او حتی به اندازه حسنی مبارک نیز نتوانست در برابر موج اعتراضات مقاومت نماید.

مرسی که به نماد سازش انقلاب‌های عربی با غرب تبدیل شده بود، از یک‌سو نتوانست تغییرات مدنظر مردم را برآورده کند و ازسوی دیگر توان مقابله با قدرت تاریخی نظامیان در مصر را نداشت. نظامیان مصر دارای ریشه‌های عمیق در تاریخ معاصر این کشور هستند و به‌نوعی می‌توان گفت که هویت سیاسی نوین مصر، با نظامی‌گری عجین است. مرسی که برآمده از یک انقلاب شکوهمند بود، نتوانست گفتمانی را نمایندگی کند که از پس ریشه‌های تاریخی نظامیان برآید و بازنده میدان نام گرفت.

شاید طنز تاریخ باشد که عاقبت بهار عربی تا حدودی شبیه به عاقبت بهار پراگ از آب درآمد. گفتمان بهار عربی هم همچون بهار پراگ با دخالت نظامی به پایان رسید. شاید برخی بگویند این اتفاق فقط در مصرافتاده است اما نباید فراموش کنند که مصر بزرگترین الهام‌بخش اندیشه‌های سیاسی در جهان عرب دست‌کم در تاریخ معاصراست. در ضمن طی ماه‌های اخیرچه کسی از تغییرات بنیادین غرب‌گرایانه در لیبی، یمن یا تونس خبری دریافت کرده است؟  از این رو پایان مرسی، خواه‌ناخواه پایان بهارعربی هم می‌تواند باشد. اصولا کلمه بهار اگر در عرصه طبیعت برای ملل شرقی یادآور زیبایی و طراوت و نشاط است، در عرصه سیاسی چیزی جز نحوست از پی خود نداشته است.

اما هویت اسلامی مردم منطقه همچنان بر جای خود است و ماندن و رفتن مرسی بر آن هیچ تاثیری ندارد. در پایان ماجراهای مصر، مردم مصر غربی نشدند اما مسلمان باقی ماندند.

دموکراسی مد نظر غرب با دخالت نظامیان در انقلاب مصر عملا پایان یافت اما خاطره خروش کم‌نظیر مردم مصر و لیبی در پی اهانت به مسلمانان در یک فیلم آمریکایی هرگز از یادها نخواهد رفت و سفیر کشته شده ایالات متحده در لیبی هم هرگز زنده نخواهد شد.

گفتمان هویتی گفتمان حاکمیتی نیست که نیازمند حضور در قدرت باشد، بیداری اسلامی همچنان بر جای خود باقی است.

انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار