امروز : سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 18
۰۲:۲۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 20564
تاریخ انتشار: ۱۳ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۷
تعداد بازدید: 91
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «بشار اسد»، رئیس جمهوری سوریه شب گذشته، چهارشنبه به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس روزنامه سوری ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «بشار اسد»، رئیس جمهوری سوریه شب گذشته، چهارشنبه به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس روزنامه سوری «الثوره» با «علی قاسم»، سردبیر و «خالد الأشهب»، مدیر تحریریه این روزنامه مصاحبه مفصل و مشروحی انجام داد و به بررسی مهمترین تغییر و تحولات جاری در سوریه و منطقه جهان عرب، از جمله مصر پرداخت.

رئیس جمهوری سوریه درباره حاکمیت اخوان المسلمین در مصر تاکید کرد که حکومت اخوانی‌ها در مصر پیش از آنکه آغاز شود، شکست خورده بود، چون این نوع از حکومت با هویت و منش مردم مصر هماهنگی و همخوانی نداشت.

بشار اسد در ادامه تاکیدات خود گفت که طرح اخوانی‌ها طرحی اختلاف افکنانه بود که هدف آن فتنه انگیزی در جهان عرب بود و اخوانی‌ها اولین کسانی‌ بودند که مفهوم «طایفه گرایی» و طرح «فتنه» را در سوریه مطرح کردند و تلاش داشتند، آن را از دهه هفتاد قرن بیست به اجرا بگذارند.

رئیس جمهوری سوریه در مصاحبه خود با روزنامه «الثوره» گفت: کشورهای توطئه کننده علیه سوریه از تمام ادات در اختیار خود از جمله ادات معنوی و مادی و روحی و روانی علیه سوریه اسفاده کردند، اما با شکست و ناکامی مواجه شدند و هم اکنون تنها گزینه دخالت خارجی را پیش رو دارند و این گزینه‌ای بسیار دشوار و دور از دسترس است که بخواهند به آن در سوریه دست یابند.

بشار اسد تاکید کرد که مردم سوریه در جهان واقع و حقیقت ثابت کرد که «ملتی زنده و پویا» به تمام معنای کلمه است. اگرچه ما اعتقاد داریم که برای حل بحران‌های ملی و داخلی تسامح و تساهل داشت، اما با این شرط که این تسامح و تساهل مردمی باشد و نه رسمی و حکومتی و برخلاف خواست مردم باشد.

رئیس جمهوری سوریه در ادامه تاکیدات خود افزود: تروریسم همچون غده‌ای سرطانی است که وقتی آن را تیغ جراحان میسپاری برای جلوگیری از گسترش و انتشار آن در بدن باید هرچه سریع‌تر آن را ریشه کرد و این غده را از بدن خارج کرد و باید دانست که انقلابی واقعی و حقیقی است که صرفا داخلی باشد و ارتباطی با خارج چه در نزدیک یا دور نداشته باشد.

  ***آنچه در زیر می‌آید، مشروح این گفت‌وگو است***

الثوره: اگرچه ما در بحران به سر می‌بریم و به طور معمول هر بحرانی سراسر کشور و تمام افراد یک ملت را درگیر خود می‌کند، در حالی‌که در بحران سوریه چنین امری را ملاحظه نمی‌کنیم، شما دلیل این امر را در چه چیز ملاحظه می‌کنید؟

اسد: برخی از ما تصور می‌کنیم که وطن قرار گرفتن گروهی از انسان‌ها در منطقه‌ای جغرافیایی است، در حالی‌که وطن حقیقی انتساب و وابستگی است. انتساب و وابستگی یعنی فرهنگ است و انتساب و وابستگی در کنار فرهنگ هویت آدمی را شکل می‌دهد. هنگامی‌که انتساب و وابستگی ما یکی باشد، وطن ما نیز یکی است و همه را دربر می‌گیرد. هنگامی‌که استعمار از سوریه خارج شد، این بدین معنا نبود که از کشور خارج شود و اجازه دهد ما آزاد شویم، بلکه از سوریه خارج شد تا به شیوه‌ها و راه‌ها و ادات دیگر و جدید ما را به قید و بند استعمار بکشد.  یکی از این ادات و راه‌ها فتنه‌ انگیزی جهت تقسیم و تجزیه سوریه است. تجزیه در اینجا تنها به معنای تقسیم و تجزیه مرزی و مرزهایی که استعمار رسم می‌کند، نیست. در واقع این هدف واقعی نیست، هدف اصلی استعمار تجزیه و فروپاشی هویت است. هنگامی‌که همه ما در یک قطعه جغرافیایی واحد باشیم، اما هویت‌های ما با یکدیگر تفاوت داشته باشد، این بدین معناست که در داخل یک کشور، وطن‌های دیگری وجود دارد، چون هر مجموعه و گروه فرهنگی تلاش می‌کند، خود را از مابقی گروه‌ها جدا کند و صاحب وطنی خاص برای خود شود. وقتی چنین امری روی دهد، باید گفت که وطن و میهن همه را در برنمی‌گیرد. اینجاست که می‌توان گفت، استعمار در خلق و ایجاد گروه‌های جدا و منزوی موفق عمل کرده که دیگران را رد می‌کند و بر این باور است که تنها دیدگاه‌ها و اندیشه‌ها و وابستگی‌اش درست است و وطن در آنها خلاصه می‌شود. این امر یک شبه روی نمی‌دهد، بلکه از زمان سرنگونی دولت اموی در سوریه برای آن برنامه ریزی شده بود و نمونه این امر را در فلسطین هم مشاهده می‌کنیم که سرانجام به تصرف و اشغال این کشور منتهی شد. به نظر من نتایج آن برنامه‌ریزی‌ها و ایجاد شکاف‌ها را هم اکنون در تاریخ معاصر خویش ملاحظه می‌کنیم که با نشو و نمای اخوان المسلمین آغاز شد و پس از استقلال با نقش منفی که این جماعت در برخی از کشورهای عربی از جمله سوریه بازی کرد، تحکیم و تقویت شد. اولین شکاف اساسی و مهمی که اخوانی‌ها میان عربیت و اسلام ایجاد کردند، تلاش برای خلق و ایجاد دو نوع از وطن به نام‌های وطنی برای اسلامگرایان و وطنی برای ملی‌گرایان بود. این افکار و اندیشه‌های استعماری با گذر مراحل مختلف از جمله جنگ لبنان ادامه یافت که یکی از مهمترین اهداف آن ایجاد دو کشور یکی برای مسلمانان و یکی برای مسیحیان بود و از آن زمان بود که نتایج اقدامات اخوانی‌ها در جهان عرب شروع به رخ دادن نمود که مهمترین و خطرناک‌ترین این نتایج شکل گیری سازمان تروریستی «القاعده» در منطقه بود که جهان غرب هیچ‌گاه از حمایت آن دست برنداشت، به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که از زمان پیروزی در ایران همواره از قضیه فلسطین حمایت می‌کرد، در حالی‌که قضیه فلسطینی از حیث اصل و جوهر دارای هویتی عربی برای اعراب بود. به همین دلیل این بار استعمار راه حل را در این دید تا فتنه‌ای میان شیعیان و اهل سنت ایجاد کند تا به این طریق رابطه میان اعراب و ایرانی‌ها را هدف قرار دهند تا اینکه شاهد روی دادن حوادث 11 سپتامبر در عرصه بین المللی و پس از آن اشغال افغانستان و عراق هستیم تا شکاف این بار میان سلفی‌های جهادی با تمام طوایف و مکاتب اسلامی ایجاد و تعمیق شود. به عبارت دیگر هرچه فتنه‌ها در داخل وطن عربی افزایش یابد، در برابر آن از وسعت و گستردگی این وطن کاسته می‌شود، آنقدر که دیگر امکان گرد آوردن همه در خود را نداشته باشد، اما سوریه همچنان وطن وسیع و گسترده برای همه است، چون اگر غیر از این بود، هیچ‌گاه نمی‌توانستیم در برابر فتنه‌هایی ایستادگی کنیم که برای آن تدارک دیده است. ما به این جهت توانستیم در برابر فتنه‌ها ایستادگی و مقاومت کنیم، چون در وطن سوریه آگاهی و بیداری مردمی وجود دارد و همین بیداری و آگاهی است که موفق شد، در برابر این فتنه موفق عمل کند. بنابراین سوریه وطنی برای همه فرزندان آن است، اما این بدین معنا نیست که خیال آسوده داشته باشیم و در برابر آن نگران نباشیم، چون اگر این فتنه‌ انگیزی‌ها را به خود رها کنیم و آنها را در یک‌جا محصور و در نطفه خفه نکنیم، بدون تردید توسعه و گسترش خواهند یافت و تمام کشور سوریه را در بر خواهند گرفت.
الثوره: از همان ابتدا گفته بود، آنچه در سوریه روی می‌دهد، «انقلاب» نیست، بدون تردید در بیان این گفته بر اصول و مبادی فکری خاصی تکیه می‌کردید و در اینجا به سخنان وزیر خارجه روسیه استناد می‌کنیم که در دیدار خود با اولین هیئت سوری معارضی که راهی مسکو شده و خود را انقلابی معرفی کرده بود، گفت: اگر شما انقلابی و تحرکاتتان انقلاب است، پس چه نیازی به خارج دارید؟ مقوله تاریخی وجود دارد که اظهار می‌کند، هیچ نظامی در دنیا نمی‌تواند، در برابر انقلاب مردم ایستادگی کند، سوال این است که شما چرا از ابتدا حوادث جاری در سوریه را انقلاب ندانستید؟
اسد: اولا و پیش از هر چیز باید بگویم که تمام چارچوب‌های تاریخ بشری تاکید می‌کنند که انقلابی حقیقی و واقعی است که صرفا داخلی باشد و هیچ ارتباطی چه دور و چه نزدیک با طرف‌های خارجی نداشته باشد، انقلاب روسیه، فرانسه و حتی ایران نمونه این مدعا هستند. انقلاب‌های واقعی انقلاب‌های مردمی و دارای ریشه‌ها و عوامل صرفا داخلی هستند و رهبری آنها را هم نخبگان فکری و ایدئولوژیک آن جامعه به دست می‌گیرند، در حالی‌که آنچه در سوریه روی داد از همان ابتدا دخالت عامل خارجی در آن واضح و آشکار بود، اگرچه تلاش‌های بسیاری برای مخفی کردن این امر صورت گرفت. دوم اینکه انقلابی می‌تواند، انقلاب واقعی باشد که برای تقویت و تحکیم پایه‌های جامعه و کشور و انسان‌ها باشد. انقلابی باشد که با روی دادن آن موجب انتشار علم و دانش از طریق بنای هزاران مدرسه و اموزشگاه علمی یا ایجاد خطوط جدید برق و شبکه‌های آبیاری به ویژه در مناطق محروم و روستایی شود. همچنین انقلابی انقلاب است که موجب تقویت پایه‌های اقتصاد سوریه از طریق خلق فرصت‌های جدید کار برای همه و براساس شایستگی و لیاقت هرکس شود. انقلاب 1963 سوریه برای تشکیل ارتشی عقیدتی صورت گرفت که موفق شد در سخت‌ترین جنگ‌ها مقاومت کند و در سال 1973 به پیروزی برسد و پس از گذشت 50 سال از تشکیل چنین ارتشی مشاهده می‌کنیم که این ارتش همچنان در سخت‌ترین شرایط ایستادگی و مقاومت می‌کند و این نشان می‌دهد که این ارتش بر اساس اصول و مبادی انقلابی و ارزش‌های فکری بنا شده و همین موجب شده تا به بتواند از سوریه در برابر هرآنچه به زیان آن اتفاق می‌افتد، محافظت کند، همان‌گونه که امروز شاهد این امر هستیم. در واقع این انقلاب، انقلابی است که برای بنای وطن و مردم صورت گرفت نه نابودی و تخریب آن، حال چگونه می‌توان بین آن انقلاب با آنچه هم اکنون در سوریه روی می‌دهد، مقایسه کرد، آیا می‌توان آنچه در سوریه هم اکنون روی می‌دهد، را واقعا انقلاب نامید و این نکته‌ای است که ما از ابتدا بر آن تاکید کردیم.
الثوره: آیا تصور نمی‌کنید که در داخل سوریه واقعا کسانی بودند که ایده انقلاب را مطرح و در ابتدا از حوادث جاری در کشور حمایت کردند، اگرچه این تحرکات کوچک و خرده بودند؟
اسد: کاملا درست است، در اینجا باید بار دیگر به موضوع هویت باز گردیم. کسانی‌که شما از آنها سخن می‌گویید، دو گروه را شامل می‌شوند، گروهی که به طور کامل از هویت خود جدا شدند و با گرایش به غرب رویای غرب را در سر پروراندند و گروه دوم کسانی هستند که از هویت خود به سمتی کاملا متفاوت جدا شدند، یعنی به سمت افراط گرایی مذهبی که خطرناک‌تر از گرایش اولی است. هر دوی این گرایشات افراط گرایی به شمار می‌آیند، اینکه از تمدن و پیشرفت‌های غرب استفاده کنیم و یا اینکه در این فرهنگ و تمدن حل و جذب شویم، دو مقوله کاملا متفاوت است. هویت عربی هویتی میانه رو و معتدل در همه چیز از جمله اجتماع و فرهنگ و دین و سیاست است، جون نمود آمیزش و ادغام تمدن‌های مختلف طی هزاران سال است، بنابراین بدیهی است که میانه رو و معتدل باشد. هنگامی‌که طرف‌های خارجی تلاش می‌کنند، این هویت را تجزیه کنند، موجب شکل گیری کانون‌های بحرانی‌ می‌شوند که از آن سخن می‌گفتیم و این همان چیزی است که از آن بیم و واهمه داریم. افراط گرایی و تندروی مذهبی همچون تبعیت از غرب و وابستگی به آن، هر دو نابود کننده هویت هستند و همین نابودی و ویرانی است که موجب بروز بحران‌هایی می‌شود که نمونه آن را در سوریه و کشورهای دیگر مشاهده می‌کنیم، بنابراین این تنها سوریه نیست که مشکل ساز است و مانعی بر سر راه به شمار می‌آید و در این بین نمود عامل خارجی در سوریه بیش از مناطق و کشورهای دیگر منطقه است.
الثوره: اما به نظر شما این احتمال وجود ندارد که مفاهیم و اشکال انقلاب در طول تاریخ تغییر کند و براین اساس بگوییم آنچه در سوریه هم اکنون رخ می‌دهد، انقلاب اما در معنا و مفاهیم دیگر آن است، به عبارتی نمی‌توانیم بگوییم که شرط نیست، انقلاب‌ها در طول تاریخ از یک خط مشی تبعیت کنند؟
اسد: همه چیز در جهان قابل تغییر است به جز اصول و مبادی انسانی و اولیه. اصول و مبادی تغییر نمی‌کنند، به همین دلیل است که ملاحظه می‌کنیم، ادیان تغییر نمی‌کنند، با اینکه با متغییرها تعامل می‌کنند. اما اگر به این دام بیافتیم که آنچه در سوریه روی می‌دهد، انقلاب است، بنابراین باید بپذیریم، اصول و مبادی هم تغییر می‌کنند و در این راه باید بپذیریم که اقدامات اسرائیل علیه فلسطینیان انقلاب اسرائیل علیه ظلم فلسطینی است، همچنین اشغال افغانستان و عراق از سوی آمریکا را باید انقلاب به شمار آورد. غرب و رسانه‌های غربی تلاش بسیاری دارند تا ما را در این دام‌ها بیاندازند و حقایق را وارونه جلوه دهند و در این راه برخی اقدامات سیاسی نیز در وارونه جلوه داده شدن این حقایق بی‌تاثیر نبودند.
الثوره: اما چه در خارج و چه در داخل برخی گروه‌ها و جریان‌ها حوادث جاری در سوریه را انقلاب دانستند، به نظر می‌رسد، این موضوع نیاز به توضیح بیشتر دارد؟
اسد: در تصحیح سوال شما باید بگویم که حتی رسانه‌های غربی دشمن به همراه اظهارات بسیاری از رهبران و سران غربی دشمن سوریه حوادث جاری در کشور را انقلاب ندانسته و درباره آن از ذکر کلمه انقلاب ممانعت کردند و تا کنون از اصطلاح «تروریسم» و نه «انقلاب» در سوریه یاد می‌‌کنند. آنها در واقع به مرحله دیگری منتقل شدند، تمایز میان «تروریسم خوب» و «تروریسم بد» و به همان شیوه و خط مشی آمریکایی آن، اما هیچ‌گاه از کلمه انقلاب استفاده نکردند و این موضوعی است که هم از چشم سوری‌های داخل و هم از دید سوری‌های خارج دور نمانده است. اما در این میان باز هستند، کسانی‌که این حقایق را نمی‌بینند، برخی از این افراد دارای دیدگاه‌ها و اندیشه‌های تروریستی یا همان اندیشه‌های سلفی جهادی تندرو هستند، از دید چنین افرادی آنچه در سوریه روی می‌دهد، بله انقلاب است، چون با دیدگاه‌ها و اندیشه‌های آنها مطابقت وهمخوانی دارد. همچنین است، وضعیت کسانی‌که دچار کوری عقلی و منطقی شده‌اند و نمی‌توانند آنچه روی می‌دهد را با عقل و منطق خود ببینند. اما این گروه‌ها اندک و محدود هستند و چندان هم مورد توجه ما نیستند، آنچه هم اکنون برای ما مهم است، داخل سوریه و کسانی است که در داخل کشور به سر می‌برند و واقعیت حاکم بر سوریه این است که ملت سوریه هم اکنون در میدان حضور دارد و همچنان مقاوم و پابرجا است.
الثوره: اجازه بدهید به بعد دیگری از بحران سوریه بپردازیم و آن حضور عناصر مسلح غیر سوری در کشور است که در برخی برهه‌های زمانی شمار آنها براساس آمارهای غربی صرف نظر از آمارهای سوری ده‌ها هزار نفر هم اعلام شده است، سوال اول این است که دیدگاه و نظر شما در قبال اینکه این گروه‌ها و افراد سوریه را به سرزمین جهاد تبدیل کرده‌اند، چیست و دوم اینکه این امر چگونه طی این برهه زمانی کوتاه صورت گرفته است؟
اسد: سوریه تبدیل به سرزمین جهاد نخواهد شد. جهاد زمانی معنای جهاد می‌دهد که شما برای خیر گام بردارید و هر آنچه در ادیان آسمانی درباره جهاد گفته و در تمام ادیان نیز به آن اشاره شده گام برداشتن در راه حق و عدالت و مساوات است، آنچه در سوریه روی می‌دهد، در تعارض آشکار و عیان با مفهوم جهاد قرار دارد و اگر در این میان بخواهیم بگوییم که سوریه تبدیل به سرزمین جهاد شده باید این اصطلاح را تصحیح کنیم و بگوییم، سوریه تبدیل به سرزمین تروریسم شده است و دلیل این سوریه تبدیل به سرزمین تروریسم شده بسیار است، از جمله اینکه تروریسم در مناطق خوب رشد و نمو می‌کند که شاهد هرج و مرج و آشوب است، مثالا در افغانستان به دنبال از بین رفتن دولت مرکزی در این کشور یا عراق پس از اشغال توسط آمریکا و هنگامی‌که تلاش کردند، سوریه را تضعیف کنند، این تضعیف جذب تروریسم در کشور را به دنبال داشت، اما این تنها عامل نیست. در میان کشورهای خارجی حامی تروریسم هم هستند که به دلایلی چند از آن حمایت می‌کنند. اول: از بین بردن قدرت بازدارندگی سوریه در تمام سطوح. دوم: خلاص شدن از این گروه‌های تروریستی در سوریه، چون این گروه‌ها تبدیل به مانع و چالشی بر سر راه کشورهای غربی شده بودند، به همین دلیل سوریه را بهترین مکان برای خلاصی از این گروه‌ها یافتند.
الثوره: اما تمام کسانی‌که در سوریه تحت لوای این گروه‌ها مبارزه می‌کنند، غیر سوری نیستند، بسیاری از آنها هم سوری هستند، همان‌گونه که دیدیم یک سوری چگونه قلب برادر سوری خود را می‌خورد، به نظر شما چه چیز ما را به اینجا رساند؟
ادامه دارد...
انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها