امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۱:۴۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 21138
تاریخ انتشار: ۱۵ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۰۶
تعداد بازدید: 58
به گزارش خبرنگار جامعه فارس، الگوهای سبک زندگی در دنیا از دهه 1950 به بعد به‎شدت تغییر کرد و با اندکی تأخیر وارد کشور ما شد و باید به این نکته توجه ...

به گزارش خبرنگار جامعه فارس، الگوهای سبک زندگی در دنیا از دهه 1950 به بعد به‎شدت تغییر کرد و با اندکی تأخیر وارد کشور ما شد و باید به این نکته توجه کرد که هر قدر جمعیت خانواده کمتر باشد مجال برای تحول در الگوهای سبک زندگی به سبک الگوهای مدرن متأخر بیشتر خواهد شد.

شهرنشینی و رشد تکنولوژی­های جدید را می­توان دو عامل اصلی رشد سبک­های جدید زندگی دانست. در ایران شهرنشینی بالاخص بر گسترش این سبک­های جدید زندگی اثری مستقیم و جدی دارد. در واقع فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی زندگی شهری در کنار تغییر الگوهای فرهنگی اندیشه در باب مسائل اجتماعی هرچه بیشتر خانواده را تحت فشار ایجاد کاهش تراکم و تمرکز بر فردیت قرار داده است. فرزندان توقع بیشتری جهت در اختیار داشتن حریم خصوصی خود دارند و فشارهای اقتصادی متعاقب چنین تقاضاهایی به تدریج زمینه را جهت کاهش تعداد خانوار فراهم آورد.

یعنی هر قدر جمعیت خانواده شما بیشتر باشد، مجبور هستید با سبک قناعت زندگی کنید و یا مصادیق اوقات فراغت متفاوت خواهد بود، ولی وقتی سبک زندگی را در مفهوم توسعه و رفاه مادی قرار می‌دهیم، تجمل گرایی، مدگرایی، رفتن سراغ کالاهای فرهنگی پیش می آید و به‎طور کلی با پدیده‎های جدیدی درگیر می‌شویم و تعریف متوسط زندگی متفاوت خواهد شد و الگوهایی که در آن تجملات شکل گرفته خود را نشان می دهد. در نتیجه هرچه جامعه به‎سمت تغییر الگوهای سبک زندگی می­رود، جمعیت خود را کاهش می دهد و هر چه جمعیت کاهش پیدا کند، الگوهای سبک زندگی مجال تحول می یابد. این یک تأثیر متقابل است.

وضعیت شاخص­های ازدواج و طلاق و اثرات آن بر سیاست­های کنترل و تنظیم خانواده

در مقاله‌ای که در پورتال شورای فرهنگی اجتماعی زنان منتشر شده است بابک آل مولانا و محمد مهدی اسماعیلی به بررسی وضعیت شاخص‌های ازدواج و طلاق و اثرات آن بر سیاست‌های کنترل و تنظیم خانواده پرداخته‌اند و در این مقاله آمده است: میزان عمومی ازدواج کشور و تمامی استان‌ها طی سال‌های ٨١ تا ٨٦ با روندی افزایشی روبه‌رو بوده است و در سال ٨٦ به بیشترین حد خود رسیده است که روندی راضی کننده به نظر می‌رسد.

 این روند نشان از رواج ازدواج نزد جوانان است، ولی برخی استان‌ها از جمله استان تهران از کمترین میزان ازدواج برخوردار بوده است و حتی تغییرات آن بین این سال­ها بسیار اندک بوده و رضایت بخش نمی‌باشد که این امر ناشی از نوع و شرایط زندگی در کلانشهرها و کاهش رغبت و آمادگی جوانان برای امر ازدواج، بدلیل شرایط سخت زندگی‌ از جمله تهیه مسکن، یافتن شغل، هزینه های بالای زندگی و نیز شرایط بد اقتصادی خانواد­ه­ها و سخت گیری خانواد ده‌ها در امر ازدواج است.

برعکس استان‌های کوچک که از میزان شهر نشینی کمتری برخوردارند و بیشتر سنتی هستند، تهیه مسکن، شغل و ساده گیری خانواده ها در امر ازدواج، ازدواج را سهل‌تر نموده و رغبت جوانان را به سوی ازدواج بیشتر می‌کند و روند افزایشی مناسبی را در این شاخص نشان می‌دهد که استان‌های آذربایجان‌غربی، اردبیل، چهارمحال و بختیاری، خراسان شمالی و سیستان و بلوچستان از این جمله اند.

میزان عمومی طلاق کشور طی سال‌های٨١ تا ٨٦ روندی صعودی داشته است که این میزان تقریباً در تمامی استان‌های کشور افزایش داشته است.

طلاق، دلایل متعددی از جمله مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و غیره می تواند داشته باشد. اگر این روند صعودی همچنان ادامه پیدا کند، به بحرانی تبدیل می شود که ابتدا خانواده‌ها و سپس جامعه را مورد تهدید قرار داده و زمینه بروز بسیاری از انحرافات اخلاقی و اجتماعی را فراهم می‌کند.

استان تهران، بیشترین آمار طلاق را به خود اختصاص داده هست و این امر باید مورد توجه زیادی قرار گیرد زیرا درسال‌های آتی با مشکلاتی چون فرزندان بی سرپرست، مشکل حضانت از آنان،افزایش زنان مطلقه و مشکل اشاعه مواجه خواهد بود. استان تهران در میزان عمومی ازدواج در رده اول کمترین ها، در میزان عمومی طلاق و نیز نسبت طلاق به ازدواج، در رده اول بیشترین ها قرار دارد.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار