امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۸:۲۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 22327
تاریخ انتشار: ۱۷ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۲۳:۳۸
تعداد بازدید: 77
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، انقلاب مردم مصر در سال سوم و در نخستین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری به مرحله حساسی رسیده است. ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، انقلاب مردم مصر در سال سوم و در نخستین سالگرد انتخابات ریاست جمهوری به مرحله حساسی رسیده است. در حالی که مردم مصر پس از سرنگونی مبارک زیر سایه اختلافات گروه‌ها و جریان‌های داخلی وارد فرایندهای انتقالی شدند و حداقل 3 مرحله مهم تدوین قانون اساسی، انتخابات پارلمانی و انتخابات ریاست جمهوری را پشت سر گذاشتند، هیچ کس پیش بینی نمی‌کرد به فاصله یک سال از انتخاب رئیس جمهور، همین مردم دوباره در خیابان‌ها ظاهر شوند و خواستار تغییر رئیس جمهور شوند.

در مورد دلایل وقوع تحولات جدید مصر که از آن به کودتای ارتش علیه دموکراسی نیز می‌توان یاد کرد، تحلیل‌ها و ارزیابی‌های مختلفی نوشته شده و شاید بیشترین تمرکز تحلیلگران بر عامل ضعف دولت محمد مرسی بوده است. به عبارت دیگر، بیشتر ارزیابی‌ها بر این نکته تاکید می‌کنند که ناکارآمدی و ناتوانی مرسی در ایجاد یک حکومت فراگیر موجب افزایش نارضایتی‌ها در بخش قابل توجهی از انقلابیون مصری شد و به همین دلیل، خواستار برکناری وی شدند.

اما به نظر می‌رسد در بیشتر تحلیل‌هایی که تاکنون ارائه شده است، مواضع غرب و به طور ویژه آمریکا در تحولات مصر نادیده گرفته شده است. به نحوی که حتی این گونه تصور می‌شود در ایجاد تحولات جدید مصر، غربی‌ها هیچ گونه نقشی ندارند و همان طور که مقامات غربی در مواضعشان سعی دارند القاء نمایند، تنها نگران آینده دموکراسی در مصر هستند!

برای درک مواضع کنونی غرب در قبال تحولات جدید مصر، لازم است به این مساله مهم اشاره شود که غربی‌ها از همان روزهای اول به صورت بسیار زیرکانه با انقلاب مصر برخورد کردند؛ چرا که احساس کردند هرگونه تحول راهبردی در کشور مصر که در طول تاریخ به عنوان قلب جهان عرب معروف بوده، می‌تواند زمینه‌های لازم برای سایر انقلابیون منطقه را فراهم سازد. به خصوص این که عناصر مهم انقلاب مصر حول محور تحقق عزت و کرامت ملی و استقلال طلبی قرار دارد و چنین روندی بر خلاف مصالح و منافع راهبردی غرب در منطقه می‌باشد.

به عبارت دیگر، اولویت‌های راهبردی غرب در انقلاب مصر را حداقل در 4 گزاره زیر می‌توان شناسایی کرد:

1- عدم تغییر اساسی در سیاست‌های منطقه‌ای و راهبردی مصر به ویژه در قبال رژیم صهیونیستی؛

2- عدم تحقق یک حکومت اسلامی موفق که تبدیل به الگوی سایر انقلاب‌های عربی شود؛

3- جلوگیری از پیوستگی مصر به جبهه مقاومت منطقه‌ای؛

4- معرفی جریان‌های لیبرال و طرفدار غرب به عنوان نجات دهنده کشور از هرگونه خطر و بحران؛ 

بنابراین مدیریت غربی در فرایندهای داخلی مصر به نحوی ادامه یافت که در ابتدا به دنبال منحرف کردن اهداف اصیل انقلابیون بودند و این هدف را از طرق مختلف دنبال کردند. اما به نظر می‌رسد پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مصر و انتخاب محمد مرسی وابسته به گروه اخوان المسلمین، غربی‌ها فرصت‌های مناسب‌تری را برای مدیریت انقلاب مصر پیدا کردند؛ چرا که دولت محمد مرسی با مجموعه‌ای از چالش‌های داخلی به ویژه در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی مواجه بود که نیازمند حمایت‌های مالی خارجی بود. بنابراین تلاش برای ناکارآمد کردن حکومت محمد مرسی در دستور کار غرب قرار گرفت.

در این راستا، عمده ترین روش‌هایی که غربی‌ها برای ناکارآمد کردن حکومت مرسی به کار بستند به شرح زیر می‌باشد:

1- خودداری از پرداخت کمک‌های مالی به نحوی که در این زمینه کم ترین همکاری با دولت مرسی داشتند و حتی به نظر می‌رسد بیشتر به وی وعده‌های توخالی دادند. از جمله این اقدامات ممانعت از پرداخت کمک‌های صندوق بین‌المللی پول به دولت مرسی بوده است.

2- بسیاری از نهادهای امنیتی و نظامی و حتی فرهنگی و عمومی که ساختارهای آن‌ها در زمان مبارک پایه ریزی شده بود، حتی در زمان ریاست جمهوری محمد مرسی حفظ شدند. این نهادها و شخصیت‌های موثر آن‌ها به عنوان ابزارهای موثر غرب برای مدیریت و کنترل پیامدهای انقلاب در جامعه مصر باقی ماندند. شاید بی دلیل نیست که در جریان اعتراضات اخیر مردم، ارتش بدون هیچ گونه ملاحظه‌ای وارد عمل شد و به بهانه حفظ منافع و امنیت ملی مصر رئیس جمهور قانونی کشور را از قدرت پایین کشید.

3- البته به نظر می‌رسد دولت اخوانی مصر در حوزه سیاست خارجی حتی حاضر نشد رویکرد مستقل به اجرا گذارد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران حتی فرضیه هماهنگی اخوان با غرب را در سیاست خارجی مطرح کردند و این مساله بهانه لازم را برای مخالفین داخلی مرسی فراهم کرد. غرب هم از القاء چنین مقهومی در سطح جامعه مصر استقبال کرد.

4- ایجاد تضاد میان جریان‌های اسلامی در داخل مصر به نحوی که اخوان متهم به یک جانبه گرایی شد.

بنابراین آن چه امروزه در صحنه مصر در حال وقوع می‌باشد، اگر چه در نتیجه مدیریت اشتباه اخوان بود که البته به نظر می‌رسد اسیر بازی‌های دیگران شد، اما ماهیت این تحولات نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن منافع و دخالت غربی‌ها باشد و به همین دلیل در چشم انداز تحولات مصر وقوع برخی موارد زیر می‌تواند کماکان در جهت تامین منافع غرب محسوب شود:

1- تداوم هرج و مرج سیاسی در مصر به نحوی که انقلابیون مصر اهداف اصیل انقلابی خود را فراموش نمایند.

2- دخالت و حضور ارتش در سیاست به دلیل وابستگی‌هایش به غرب جزء اولویت‌های غرب محسوب می‌شود. بنابراین فرایند انتقال قدرت بدون دخالت ارتش در آینده امکان پذیر نخواهد بود.

3- همان طور که ارتش با بهانه منافع ملی اقدام به کودتا علیه رئیس جمهور منتخب مردم کرد، در آینده هم به همین بهانه اراده پای بندی به فرایندهای دموکراتیک پیدا نخواهد کرد.
نویسنده: رضا مومن زاده
انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار