امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۰۳:۳۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 22674
تاریخ انتشار: ۱۸ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۲۷
تعداد بازدید: 31
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ راهبرد فرهنگ: مردم از بین برنامه‌های تلوزیون، برنامه‌های سرگرم کننده، مفرح و جذاب را انتخاب می‌کنند؟ ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ راهبرد فرهنگ: مردم از بین برنامه‌های تلوزیون، برنامه‌های سرگرم کننده، مفرح و جذاب را انتخاب می‌کنند؟ یا برنامه‌ای که دارای پیام ها و اطلاعات بسیار مفید است؟ اگر بنا باشد مخاطب تلوزیون بین سرگرمی و پیام، یکی را انتخاب کند، کدامیک را انتخاب خواهد کرد؟ برای جواب این سوال کافی است تامل و تحلیل بیشتری در خصوص سوال داشته باشیم. وقتی مردم می‌خواهند اوقات فراغت خود را بگذارنند، آیا بین دو راهی مطالعه و تلوزیون تماشا کردن قرار می‌گیرند؟ بدون شک اینگونه نیست. اکثریت انسان‌ها وقتی می‌خواهند پای تلوزیون بنشیند، حاضر نیستند به ازای تلوزیون دیدن وقت خود را برای مطالعه کتاب و ... بگذرانند، چرا که حوصله چنین کاری را ندارند، در حالی که مدیوم کتاب بسیار جای مناسبی برای شنیدن پیام و اطلاعات است.

غالب مردم این روزها داشتن وقت و محل مطالعه و کتابخانه در زندگی‌شان محلی از اعراب ندارد، وای به حال آنکه بخواهند، آن را با تلوزیون تماشا کردن مقایسه بکنند و بین دوراهی مطالعه یا تلوزیون دیدن گیر بکنند، اما به جرات می‌توان گفت در تمامی خانه‌های امروز محل تلوزیون دیدن بهترین جای منزل را به خود اختصاص داده است و تلوزیون بیشترین ساعت‌ها را از انسان‌های امروز می‌گیرد، به گونه‌ای که  سرانه مطالعه با سرانه تلوزیون نگاه کردن به شکل عمومی قابل مقایسه نیست.

دیدن بسیار راحت‌تر از خواندن است؛ قطعا تماشای تلوزیون بسیار راحت، سرگرم‌کننده و مفرح‌تر از کتاب خواندن، کلاس درس و ... است. پس جنس اوقاتی که مردم در کتابخانه، دانشگاه و به طور کلی محیط‌های آموزشی سپری می‌کنند با جنس اوقاتی که در پای تلوزیون، اینترنت، بازی‌های کامپیوتری  و ... سپری می‌کنند، متفاوت و متضاد است.
 
*در هنگام کلاس درس مخاطب حواس خود را فعال نگاه می‌دارد اما در هنگاه تماشای تلوزیون با یک انفعال روبروست

در هنگام کلاس درس مخاطب هوش و حواس خود را فعال و آگاه نگاه می‌دارد تا از اطلاعات و پیام‌های داده شده نهایت استفاده و بهره آموزشی را ببرد، اما در هنگاه تماشای تلوزیون مخاطب با یک انفعال، غفلت و خوشی، وقت خود را با تلوزیون سپری می‌کند چرا که برایش هنگام تماشای تلوزیون چیزی که اولویت و اهمیت دارد، تفریح و سرگرمی است.

مغز انسان به دو نیمکره چپ و راست تقسیم‌بندی می‌شود و نیمکره سمت چپ مغز حرکات سمت راست بدن و نیز فعالیتهای تعقلی و شناختی نظیر سیر مرتب تفکر، منطق، استدلال، ترتیب عددی و غیره را کنترل می‌کند. نیمکره سمت راست بر سمت چپ بدن و فعالیت‌های غیرتعقلی نظیر الهامات، خلاقیت، تخیل، احساسات، تصورات و نوآوری نظارت دارد.

به طور خلاصه نیمکره سمت چپ مغز جایگاه نوشتار و مسائل منطقی، استدلالی، نظری و فلسفی است و نیمکره راست جایگاه تصویر، احساسات و عواطف آدمی است. در واقع هرگاه شما تصویری را می‌بینید یا در ذهن خود مجسم می‌کنید، نمیکره راست ذهنتان فعال می‌شود و هرگاه متن کتابی یا یک مسئله استدلالی را می‌خوانید، نیمکره چپ ذهنتان فعال می‌شود.

در دوره جدید به واسطه سیطره گسترده‌ای که رسانه‌های تصویری و سرگرم‌کننده در زندگی انسان‌ها دارا می‌باشند، نمیکره راست ذهنی مردمان این عصر بسیار فعال و برجسته‌تر شده است به گونه‌ای که اگر مفاهیم را در حیطه ادارکات نمیکره راست مغزی تبدیل و بیان نکنیم گویی در حد عقل و ادراک مردم زمان خود سخن نگفته‌ایم.

حال برای کسی که نیمکره راست ذهنی او بسیار فعال‌تر و برجسته‌تر از نیمکره چپ مغزی اوست، پیام‌ها و اطلاعات منطقی و عقلانی بدهید، آنها را پس خواهد زد، چرا که سیستم مغزی او عادت به پیام‌ها و اطلاعات حسی و عاطفی دارد. برای چنین افرادی ارائه پیام و اطلاعات از طریق تصویر و وسایل سرگرم‌کننده حسی و عاطفی بسیار سریع‌تر و ساده‌تر از ارائه پیام از طریق کتاب و دانشگاه میسر است.
 
* تلوزیون، دانشگاه نیست که همان فرآیند آموزشی که در دانشگاه اتفاق می‌افتد، در تلوزیون انجام شود
 

بدون شک بهترین جایگاه برای تعلیم و تربیت دانشگاه است و بهترین پیام‌ها و اطلاعات از مراکز آموزشی بیرون می‌آیند، از همین روست که بعضا تلوزیون را با دانشگاه اشتباه می‌گیریم، اما تلوزیون، دانشگاه نیست، بدین معنی که همان فرآیند آموزش و اطلاعات محوری که در دانشگاه اتفاق می‌افتد، به همان گونه نیز می‌تواند در تلوزیون انجام شود لذا می‌توانیم بگوییم تلوزیون باید دانشگاه عمومی باشد.

همه اشتباهات سازندگان برنامه‌هایی که تربیت و ارشاد دینی مد نظرشان هست، از همین فهم ناقص مسئله ناشی می‌شود، و آن اینکه تلوزیون اقتضائات مخصوص به خود را دارد و با دانشگاه و مدرسه که محل تعلیم و تربیت است، کاملا متفاوت و متضاد است.

در تلوزیون همه اطلاعات و پیام‌هایی که داده می‌شود باید از فیلتر سرگرمی و جذابیت گذر کند و مطالب عقلی و نظری که نیاز به تفکر و استدلات عقلانی دارد، تبدیل شود به گزاره های حسی که بیشتر احساسات و عواطف آدمی را درگیر می‌کند.

فرآیند ارائه محتوا و اطلاعات در رسانه‌های تصویری از قبیل سینما و تلوزیون به صورت آموزش پنهان(hidden education) است و تاثیرگذار بر ضمیر ناخودآگاه آدمی است حال آنکه فرآیند آموزشی در دانشگاه با خودآگاه و درک و فهم انسان مستقیما سر و کار دارد، اما تلوزیون با ناخودآگاه و غیر مستقیم.

ظاهر اکثر برنامه‌های تلوزیونی سرگرمی و تفریح است، اما در باطن بسیاری از اطلاعات و  داده‌های حسی و تصویری شده که عنوان اطلاع ـ سرگرمی را برای آن برگزیدیم با فرم برنامه‌های جذاب و سرگرم کننده به مخاطب القاء می‌شود.

هیچ برنامه  تلوزیونی وجود ندارد که پیام و جهت‌گیری نداشته باشد و مخاطبان نیز معمولا با انفعال و غفلت، مخاطب تلوزیون می‌شوند و هیچگاه مواجه جدی و پرسشگری نسبت به آن چیزی که تلوزیون ارائه می‌کند، ندارند.

در واقع تلوزیون به واسطه منش دیکتاتور مابانه‌ای که دارد، دائما در حال یکطرفه پیام دادن است و هیچگاه این برنامه‌ها قطع نمی‌شوند و دائما حرف و پیام خود را با قالب‌های سرگرم کننده به مخاطب ارائه می‌دهند تا مغز مخاطب اشباع و اقناع شود. مخاطب در مقابل تلوزیون سرگرم کننده، مسخ می‌شود و دیگر صرفا ببینده، سازشگر است و انسان‌های امروزی بیشترین تاثیرپذیری را از پدیده‌ای دارند که کمترین دقت و مواجه آگاهانه را بدان دارند.
 
* اطلاعات در تلوزیون فرم تصویری و حسی به خود می‌گیرد
 

اما آیا تلوزیون تنها ارائه دهنده سرگرمی و تفریح است؟ قطعا مدیوم تلوزیون سرگرمی محض نیست. اطلاعات در تلوزیون به شکل اطلاع ـ سرگرمی(infotainment) استفاده می‌شود که از ترکیب دو کلمه (entertainment +information) به وجود آمده است.

در واقع اطلاعات در تلوزیون دیگر از آن شکل انتزاعی و خشک منطقی عالم عقلانی خارج می‌شود و فرم تصویری و حسی به خود می‌گیرد. تلوزیون محل ارائه اطلاعات و پیام دادن صرف نظری و عقلانی دانشگاهی نیست بلکه می‌بایست اطلاعات یا پیام‌هایی که حالت مدرسی، کتابی و دانشگاهی خارج شود و فرم تلوزیونی سرگرم‌کننده را به خود بگیرد تا تبدیل به اطلاع ـ ‌سرگرمی بشود که مخاطب تلوزیونی آن را می‌پسندد.

از طرفی نباید در برنامه‌های تلوزیونی صرفا تن به سرگرمی و جذابیت سپرد؛ باید توجه داشت که سرگرمی ماهیتا امری خنثی و بی‌جهت نیست، بلکه با چه اندیشه و رویکردی سرگرم کردن مردم بسیار مهم است وگرنه برنامه‌های تلوزیون رو به سوی ابتذال و عوام‌گرایی سطحی روی خواهند آورد که با تحت تاثیر قرار دادن غرائز حیوانی انسان حاصل می‌شود و مخاطب را در وادی عیشی غفلت‌زا و گمراه‌کننده و سرگشته در وادی توهمات نفسانی ناسوتی رها می‌کند.

فهم این گزاره که «تلوزیون موفق و پرمخاطب با برنامه‌های سرگرم‌کننده و جذاب ممکن می شود»، فهم دشواری نیست. حال سوال اساسی و مهم این است که نسبت دین با این پدیده سرگرمی‌ساز چه می‌شود؟ آیا دین باید اقتضائات تلوزیون را بپذیرد و صرفا خود را محدود به امور سرگرم کننده کند؟ آیا می‌توان دین را متناسب با کارکردهای تلوزیونی که مبتنی بر احساس و عواطف است، بیان کرد؟ یا اینکه دین صرفا در امور عقلانی و استدلالی از قبیل فقه، اصول، کلام، فلسفه و عرفان و ... تعریف می شود؟ آیا دین تنها در بخش نیمکره چپ مغز انسان فعالیت دارد؟ یا می‌توان دین را با به دور از مباحث انتزاعی و عقلانی منطقی خشک بیان کرد؟
 
* نگاهی به احادیث مربوط به ضرورت‌های آشنایی با میزان درک مخاطب
 

در احادیث داریم که سه مرد سوال واحدی را از حضرت صادق(ع) سوال کردند و هر بار حضرت متناسب با فهم و درک فرد سوال کننده، جواب متفاوتی می‌دادند. آیا وقتی امام(ع) جواب سوالات را متفاوت می‌دادند، تمامی جوانب مسئله را به شکل کامل و جامع ارائه می‌دادند؟ قطعا اینگونه نبوده است. نه اینکه امام توانایی چنین کاری را نداشته باشد، بلکه طرف مقابل ظرفیت و توان فهم را نداشته است و به قول معروف امام به اندازه ظرف وجودی سوال کننده، جواب سوال را می‌دهد.

آیا ائمه معصومین برای فهماندن معارف الهی اسلام از آموزه‌هایی که جنبه احساسی، عاطفی در عین حال عقلانی و منطقی دارد نیز استفاده کرده‌اند؟ قطعا  جواب مثبت است، تنوع و تکثر در شیوه‌های ارائه پیام و محتوای دینی مسئله‌ای است که به وضوح در سیره معصومین مشاهده می‌کنیم.

در اصول کافی حدیث شریفی از رسول‌ خدا(ص) از بیان امام صادق(ع) وجود دارد که می‌فرماید: إنّا مَعاشِرَ الانْبیآءِ اُمِرْنا أنْ نُکَلِّمَ النّاسَ عَلَی‌ قَدْرِ عُقولِهِمْ. «بدرستیکه‌ ما جماعت‌ پیغمبران‌ مأموریم‌ که‌ با مردم‌ به‌ میزان‌ عقل‌ها و ادراکات‌ خودشان‌ سخن‌ گوئیم‌».

توجه به دو نکته در این حدیث بسیار مهم است. اول در حدیث از فعل اُمِرْنا که حالت امری و دستوری دارد استفاده شده است. پیامبر اکرم(ص) صریحا بیان می‌دارند که پیامبران از جانب خداوند به این وظیفه امر واجب شده اند و نمی‌توانند از این کار سرباز بزنند. در واقع اینگونه نیست که اگر پیامبری به میزان عقل و فهم مردم صحبت نکرد، اشکالی نداشته باشد  و امر مستحب یا توصیه موکدی را انجام نداده باشد، بلکه خطا و اشتباه در وظیفه هدایتگری خود انجام داده است و الزاما می‌بایست، اینگونه عمل کنند.

دوم اینکه این پیامبران هستند که باید خود را با میزان عقل و ادراک مردم هماهنگ کنند و نه بالعکس. در واقع نباید پنداشت مردم می‌بایست خود را به میزان فهم انبیاء برسانند، این کار نشدنی است. بگوییم، چشم مردم کور، مرتبه عقل و شعور خود را افزایش بدهند تا بتوانند از علم و معرفت الهی انبیاء استفاده کنند. این حدیث شریف این مسئله را به وضوح رد می‌کند و توصیه می‌کند پیامبران به عنوان هدایتگران جامعه به اندازه درک و فهم مردم سخن بگویند و دانش خود را به گونه‌ای که مردم متوجه می‌شوند و می‌فهمند بیان بدارند وگرنه خطا و اشتباه کرده‌اند.

چه بسیار بزرگان و عالمان دینی داریم که در سطح بالایی از تفکر و اندیشه دینی هستند، اما نمی‌توانند به میزان درک و فهم مردم صحبت کنند و یا حتی گاهی اوقات اینگونه پنداشته می‌شود که شأن علمی خود نمی‌دانند که در فهم عامه مردم خود را پایین بیاورند و سخن بگویند.

بدون شک این نقطه ضعفی است که اهل علم باید به درمان آن بپدازند نه عامه مردم؛ عالمان دینی هر چقدر با کلمات و صحبت‌های ثقیل و سنگین که برای فهم عامه مردم دشوار و سخت است، بخواهند هدایتگری جامعه را انجام بدهند، بدون شک باعث فاصله مردم با عالمان دین  می‌شود.

حال در دورانی که اکثریت فهم و درک مردم با توجه به سلطه رسانه‌های تصویری در زندگی روزمره کاملا شکل تصویری و حسی به خود گرفته است و مردم بیش از آنکه بشنوند، می‌بینند و حس می‌کنند و بینش عمومی مردم از طریق رسانه‌های جمعی به خصوص تلوزیون شکل‌گیری و هدایت می‌شود، به آنها بگوییم، چشمتان کور، برای اینکه با معارف دینی و اسلامی آشنا بشوید، مجبور هستید پای موعظه‌ها، سخنرانی‌ها، کتاب‌ها و درس و بحث‌های عقلانی و منطقی بنشینید تا فهمی از دین پیدا کنید؛ قطعا سخنی بیهوده رانده‌ایم.

در عصری که مردمان نمیکره راست ذهنی‌شان فعال‌تر و رشد یافته‌تر از نیمکره چپ مغزی‌شان است و استقبال و شوق ادراک اطلاعات از طریق تلوزیون بیش از هر وسیله دیگری است بگونه‌ای که اگر مفاهیم را در حیطه ادارکات نمیکره راست مغزی تبدیل و بیان نکنیم گویی در حد عقل و ادراک مردم زمان خود سخن نگفته‌ایم، غفلت از این اقتضائات جامعه، غفلت از شناخت جامعه و زمانه است و بدون شک آدمی که در غفلت به سر می‌برد نمی تواند دیگران را هوشیار و آگاه کند. وقتی که اغلب اطلاعات به شیوه‌های سرگرم کننده و تفریحی با رویکرد آموزش پنهان به مخاطب ارائه می‌شود، حتی نمی‌توان مخاطب را به زور و حقنه هم که شده است، اطلاعاتی عقلانی را بدان انتقال داد.
 
* سه نکته مهم در تجربه فرم‌سازی حجت‌الاسلام قرائتی
 

در برنامه‌های گفتگو محور دینی که شکل ثابت و قالب برنامه‌های مذهبی صداوسیماست. تنها شاید حجت‌الاسلام محسن قرائتی را بتوان مثال زد که به یک فهم دقیق از اقتضائات تلوزیون و از طرفی رسیدن به یک قالب و فرم مخصوص تلوزیونی دست پیدا کرده است، لذا ایشان همواره بیش از روحانیون دیگر در این زمینه موفق بوده است.

آقای قرائتی در یکی از صحبت‌هایش در تلوزیون می‌گفت: همه منبری‌ها مردم را می‌گریانند، من تصمیم گرفتم در تلوزیون مردم را بخندانم.(نقل به مضمون)؛ این نظر اقای قرائتی چه میزان بر اساس شناخت از تلوزیون است بنده اطلاعی ندارم اما همینقدر می‌دانم این رویکرد همسویی بیشتر با اقتضائات تلوزیون دارد.

وقتی یکی از اقتضائات اساسی تلوزیون سرگرمی و تفریحی بودن آن است، مردم طالب خندیدن و شادی کردن هستند تا گریه و ناراحتی. این حرف به معنای نفی تاثیر گذاری حسی حزن انگیز تلوزیون نیست، بلکه غالب و رویکرد اصلی تلوزیون به انگاره‌های مفرح، شادی بخش و هیجان‌زاست؛ نکته دومی که باعث موفقیت نوع اجراهای تلوزیونی ایشان شده است، فرم و شیوه ارائه پیام‌های مخصوص به خود است.

وقتی آقای قرائتی می‌خواهد که مردم را بخنداند، خندیدن مردم برایش یک اصل مهم در فرم کارش می‌شود؛ ایشان سعی می‌کند با توجه به اطلاعاتی که ارائه می‌دهد، حتما خنده و شادی را نیز بکار گیرد، اما نکته مهم این است که میزان خنده و شادی بحث خود را متناسب و همسو با موضوع و محتوای خود شکل می‌دهد.

در واقع یک رابطه دوسویه و دوطرفه بین محتوا و فرم کاری خودش ایجاد می‌کند تا نه محتوای کلامش از بین برود و نه فرم و میزان جذابیت سخنرانی؛ اعتدال دربین اطلاعات و سرگرمی نکته اساسی است که می‌بایست در یک فرم واحد بدان دست یافت که رابطه دوسویه بین ظاهر و باطن برنامه، بین فرم و محتوا کار است، کم یا زیاد گذاشتن از هر کدام باعث از بین رفتن کلیت اثر خواهد شد. مسئله‌ای که به نظر می‌رسد آقای قرائتی در فرم مخصوص به خود بدان دست پیدا کرده است.

ایشان جزو معدود روحانیونی هستند که در سخنرانی‌های خود از  راه رفتن و تخته سیاه استفاده کرده‌اند، حال آنکه اکثر مردم تصورشان از روحانیون فردی بود که بر روی یک جای ثابت می‌نشیند و بدون حرکت و کنش خاصی یکطرفه سخنرانی می‌کند. اما آقای قرائتی چنین تصور ذهنی را کاملا بهم زد و حتی در سخنرانی‌های خود از کلام و خرد جمعی نیز استفاده می‌کند، «بگو»های ایشان خطاب به مستعمین حاضر در جلسه از تیکه کلام‌های معروف و محبوب ایشان است؛ این در حالی است که اکثریت روحانیون در برنامه های مذهبی تلوزیونی که در حال دادن پیام هستند، رفتار و بیانشان در یک برنامه تلوزیونی با حالات منبر و جایگاه درس و بحث شان تفاوت چندانی نمی‌کند.

نکته سوم و بسیار مهمی که ایشان در اجراهای تلوزیونی خود رعایت می‌کند ، این است که محتوا و پیام‌های خود را به میزان عقل و درک عامه مردم بیان می‌دارد(همان نکته کلیدی که پیامبر اکرم(ص) بدان سفارش کرده‌اند) و تا آنجا که میتواند از تمثیل، حکایت و کلمات بسیار ساده و عوام پسند استفاده می‌کند؛ ممکن است برخی از این بابت ایشان را سرزنش و کوچک بشمارند که اینگونه صحبت کردن نشان از فهم علمی پایین است، اما در واقع نشان از زیرکی  شناخت دقیق مردم و تلوزیون است.

تلوزیون جای قلمبه و سلمبه صحبت کردن نیست، اکثریت عامه مردم چنین برنامه‌هایی را پس می‌زنند. افرادی که صحبت‌ها و گفتارهای‌شان با ادبیات و کلمات بسیار ثقیل و نامتعارف عامی استفاده می‌شود، قطعا در تلوزیون مخاطبان حداکثری نخواهند داشت، اینگونه افراد می‌بایست رسانه خود را تغییر بدهند و از کتاب و درس، سمینارها و همایش‌های دانشگاهی و حوزوی و ... استفاده کنند.

تلوزیون جای نطق علمی و پرطمطراق صحبت کردن به شکل فراگیر نیست. البته لازمه حداقلی چنین برنامه‌هایی را در تلوزیون نمی‌توان نادیده گرفت، اما از طرف دیگر رویکرد چنین برنامه‌های نباید بیش از حد فراگیر شود. در تلوزیون جمهوری اسلامی ایران گاهی  آنقدر برنامه‌های گفت‌وگو محور با موضوعات و ادبیات مخاطب خاص را مشاهده می‌کنیم که برای مخاطب ملال‌آور و خسته کننده می‌شود.

* اینکه به جای کلاس درس از استودیو و دکوری جذاب استفاده کنیم خطاست
 
در مدیوم تلوزیونی که شاکله و ساختار وجودی آن مبتنی بر تفریح و سرگرمی قرار دارد،نباید آن را ابزاری بپنداریم که می توانیم با آن همانند تریبون منبر یا درس و بحث حوزی و دانشگاه استفاده کرد. ساده انگاری مضاعف این است که با تغییر دادن در ظواهر می توانیم تلوزیون را در خدمت معارف اسلامی قرار دهیم. به طور مثال به جای کلاس درس از استودیو و دکوری جذاب استفاده کنیم و همان صحبت‌ها و سخنرانی‌هایی که در منبر یا کلاس دانشگاه گفته می شود در همان استودیو و برنامه تلوزیونی گفته می شود، اتفاقی که معمولا در شبکه قرآن به فراوانی رخ می دهد.

حال برگردیم به سوال اساسی این یادداشت که آیا دین باید اقتضائات تلوزیون را بپذیرد و صرفا خود را محدود به امور سرگرم کننده کند؟ اگر بپذیریم که دین صرفا در امور عقلانی و استدلالی خشک خلاصه نمی‌شود بلکه دین را یک مجموعه جامعه و کاملی در نظر بگیریم که تمامی نیازهای امور انسانی را پاسخگو است، از جمله توصیه به داشتن سرگرمی، تفریح و شادی را نیز داده است و می‌توان با محتوا و رویکرد اسلامی بدان دست یافت و نیز الزاما باید متناسب با میزان عقل و فهم زمانه مردم صحبت کرد.

باید بفهمیم اطلاعات و پیام در تلوزیون باید با فرم سرگرم کننده، جذاب، دیدنی و نه شنیدنی به مخاطب ارائه شود تا ازجنس برنامه‌های تلوزیونی شود وگرنه مخاطب برنامه را شعاری، پیام محور و کسل‌کننده تصور خواهد کرد و آن را پس خواهد زد و از آن طرف نیز منحصرا درگیر سرگرمی و جذابیت نشویم که حاصل کار چیزی جز بازتولید غفلت و هیجانات کاذب نیست. لازمه این امر اولا شناخت دقیق معارف اسلامی با توجه به نیازهای زمانه است و ثانیا شناخت دقیق اقتضائات و تکنیک‌های برنامه‌سازی تلوزیونی است تا از پیوند این دو شناخت حکیمانه، فرم و قالب اطلاع سرگرمی اسلامی متولد شود.

یادداشت از محمدامین نوروزی
انتهای پیام/س
برچسب ها:
آخرین اخبار