امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 11
۰۵:۱۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 22990
تاریخ انتشار: ۱۹ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۱۹
تعداد بازدید: 52
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات و فارس، برگزاری اولین همایش ملی مردمی شعر ولایت که شب گذشته در تالار ایوان شمس برگزار شد با حاشیه‌های جالبی همراه ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات و فارس، برگزاری اولین همایش ملی مردمی شعر ولایت که شب گذشته در تالار ایوان شمس برگزار شد با حاشیه‌های جالبی همراه بود.

1- این همایش یکی از نادر همایش‌هایی بود که با استقبال بی‌نظیر مردم مواجه شده بود. به طوری که در تالار ایوان شمس هیچ صندلی خالی برای نشستن باقی نماند. مردم هم از نیم ساعت قبل از شروع مراسم در سالن انتظار منتظر شروع برنامه بودند.

2- تیپ‌های مختلفی از مردم در این برنامه حاضر شده بودند، از پیر و جوان و کودک و حتی بچه‌های شیرخوار. تیپ ظاهری افراد شرکت کننده هم بسیار متنوع بود با حجاب و پوشش‌های متنوع! با این وجود جمعیت تا آخر در سالن ماند و سکوت بسیار خوبی موقع اجرای شعرخوانی‌ها در سالنی با اینهمه جمعیت حکمفرما بود. همراهی جمعیت با مجری و برنامه هم در نوع خودش جالب بود.

3- بیشتر شاعران وقتی شعر می‌خواندند، از حاضران می‌خواستند صلوات بفرستند.

4- مهدی جهاندار وقتی برای شعر خوانی به جایگاه رفت از ابتدا تا انتهای شعرخوانیش با حرکات سر و صورت به شاعران مختلف که در سراسر سالن پراکنده بودند، سلام می‌کرد!
 



 
5- امیر توانا املشی جوان‌ترین شاعری بود که در این مراسم شعر خواند. شعر او درباره پدر جانبازش بود و ارتباطش با رهبر انقلاب. این شاعر جوان شعرش را بسیار خوب خواند و حاضران ارتباط خیلی خوبی با شعرش پیدا کردند به گونه‌ای که بیش از دیگران توسط حضار تشویق شد. در پایان مراسم هم عده‌ای از حاضران که گمان می‌کردند در این مراسم شاعر برتر انتخاب می‌شود، از او به عنوان بهترین شاعر جمع یاد می‌کردند که جایزه را می‌برد!

6- علیرضا قزوه وقتی به جایگاه آمد از حاضران خواست برای سلامتی استاد مشفق و حسین اسرافیلی صلوات بفرستند.

7-وقتی نوبت تقدیر از استادان پیشکسوت رسید، فاضل نظری به مشفق کاشانی کمک کرد تا روی سن بیاید. بعد از تقدیر هم میرشکاک و قزوه برای سبزواری که به علت ضعف نمی توانست بایستد صندلی گذاشتند و تا آخر شعرخوانی مشفق روی سن ماندند و سبزواری و مشفق را همراهی کردند.

8- مشفق کاشانی قبل از اینکه شعر بخواند از رضا حمیدی مشاور و دستیار وزیر ارشاد بسیار تشکر کرد و گفت: اگر خدمات و زحمات آقای حمیدی در این چند سال در کتابی تدوین شود، نشان می‌دهد که چه خدمات بی‌نظیری برای اهل فرهنگ و ادب انجام داده و اندازه تمام سال‌های گذشته خدمت کرده است.
 



 
9-حمید سبزواری که از ضعف جسمانی رنج می‌برد، نتوانست شعری بخواند و به حاضران گفت: متاسفانه چیزی در دست ندارم که بخوانم و پیری حواس از من گرفته است و بر بنده بیش از این امکان نیست.

10- در پایان مراسم مجری عکس بزرگی را روی صحنه آورد که جواد شیخ الاسلامی از شاعران جوان کشورمان در گوش رهبر انقلاب چیزی می‌گفت. مجری از او خواست که به حاضران بگوید چه در گوش رهبری گفته است. شیخ الاسلامی هم جواب داد: اگر حرف خصوصی و در گوشی نبود که در گوش آقا نمی‌گفتم.
 



 
این شاعر همچنین ماجرای این عکس را چنین شرح داد: این عکس مربوط می‌شود به دیدار سال گذشته شاعران با رهبر انقلاب در ماه رمضان. ما تلاش کردیم یکی از شاعران پیشکسوت خراسان به دیدار رهبر انقلاب بیاید که موفق شدیم. اما خودم پشت درها ماندم و هیچ کاری از دستم بر نمی‌آمد. به پدرم زنگ زدم و گفتم دعا کن که بتوانم رهبر را ببینم. بالاخره بعد از ماجرایی که جریانش مفصل است، توانستم داخل بروم و  بعد هم توانستم با ایشان صحبت کنم. به ایشان گفتم مطلبی می‌خواهم بگویم. گفتند بگو. گفتم این طور نمی‌شود و خصوصی است. گفتند در گوشم بگو و این عکس مربوط به آن لحظه است که بهترین لحظه عمرم است.
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار