امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۷:۴۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 23068
تاریخ انتشار: ۱۹ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۳۳
تعداد بازدید: 66
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ رجب افشنگ، از شاعرانی است که پنجاه بهار از عمرش سپری شده است. بیشتر ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ رجب افشنگ، از شاعرانی است که پنجاه بهار از عمرش سپری شده است. بیشتر علاقه‌مندان شعر او را با عنوان شاعر شعر سپید می‌شناسند. حضور امثال «رجب افشنگ» در شهرستان‌ها حضوری تأثیرگذار و علمی است، اما متأسفانه آنچنان که باید و شاید از ظرفیت‌های او و امثال او استفاده‌های قابل توجهی نشده است. دغدغه‌های رجب افشنگ، به عنوان دوست سلمان هراتی، در حوزه شعر معاصر شنیدنی است. از او علاوه بر شعر و اندیشه سلمان، از ایرج قنبری و مصطفی علی‌پور و دیگران نیز شنیدیم. مصاحبه مفصل ما با این شاعر کوشا و توانمند را بخوانید.

فارس: جناب آقای رجب افشنگ! متولد چه سالی هستید و برایمان بگویید که «افشنگ» به چه معناست؟

متولد سال 1342. «افشنگ»‌ یک کلمه «پهلوی» است و به معنای «شبنم» ‌می‌باشد.

فارس: در کارنامه شما می‌خواندم که سال 1342 در روستای «حسن کلایه» از توابع خرم‌آباد «تنکابن» به دنیا آمده‌اید؟

بله، «حسن کلایه» یکی از روستاهای بخش خرم‌آباد تنکابن است. «تنکابن» چند بخش دارد؛ بخش«خرم‌آباد» و بخش «عباس‌آباد» که از بخش‌های وابسته به شهرستان «تنکابن» هستند.

فارس: مرحوم «سلمان هراتی» ‌هم در روستای «مرکز دشت» بخش «خرم‌آباد» به دنیا آمده است.

بله، این روستاها کنار هم بوده‌اند. «خرم‌آباد» از قدیم یک شهر تاریخی بوده است و بیشتر چهره‌های فرهیخته و علما از این بخش بوده‌اند. از جمله «ایرج قنبری»‌ که از بخش «خرم‌آباد» تنکابن هستند.

فارس: مرحوم «هراتی» که در «مرزدشت» زندگی می‌کردند روستای همسایه «حسن کلایه» است؟

«مرزدشت» یکی از روستاهای بخش‌ خرم‌آباد تنکابن است، البته آبا و اجداد آقای «هراتی»‌در یک منطقه‌ای زندگی می‌کردند به نام «هراتب‌بر» که یک منطقه ییلاقی بوده است و بعد نیاکان ایشان از آن منطقه کوچ می‌کنند و به یک منطقه کارگرنشین به نام روستای «مرزدشت»‌ ساکن می‌شوند. او هم در آن روستا به دنیا می‌آید ولی اصالتاً «سلمان هراتی» اهل روستای «هرات‌بر» از بخش خرم‌آباد تنکابن است.

* چگونه شاعر شدم

فارس: از دوران کودکی و نوجوانی خودتان و آن زمانی که شروع به شعر گفتن کردید برای ما بگویید؟

بنده در سال های اولیه کارهای هنری خودم بیشتر داستان و ادبیات داستانی کار می‌کردم. بعد در سال 62 که وارد دانشگاه اصفهان شدم با جامعه‌شناسی تاریخ و جامعه‌شناسی و فلسفه هنر بیشتر آشنا شدم و به اینجا رسیدم که دیگر نمی‌توانم در قالب داستان به ایجاز برسم و دردهای تاریخی خود را بیان کنم لذا به طرف شعر رفتم، زیرا احساس کردم شعر کلام موزون و موجزی ست و جزء بناهای اوّلیه تاریخ و هنری بشر می‌باشد، زیرا بشر قبل از اینکه نوشتن را آغاز کند ابتدا در هنر شعر گام زد، به خاطر همین شعر یک مقوله سنگین‌تر است و بیشتر مرا راضی می‌کرد.، به همین دلیل از سالهای 64-63 بنده داستان‌نویسی را کنار گذاشتم. بیشتر به سبک «رئالیسم»‌ قلم می‌زدم، البته نوشته‌هایم به کتاب نرسید ولی سبک‌هایم بیشتر مانند «صادق هدایت»‌ بود، یا سبک‌های «ناتورالیسم» ‌مثل «صادق چوبک»‌ بود. بعد از سال 68 و فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، دو سه سالی که در تهران بودم با آقای هادی کیاسری و آقای یزدان سلحشور و جناب آقای شجاعی صائین که الان مدیرعامل خانه کتاب هستند و همچنین آقای «اثباتی» ‌ارتباط داشتم و به همین دلیل بیشتر به شعر گرایش پیدا کردم.

فارس: دقیقا چه سال هایی بیشتر به شعر روی آوردید؟

از سال 68 به بعد کارهای من دیگر چاپ می‌شد.

* باید خودمان را از این سبک‌ها عبور دهیم

فارس: در آن زمان هم در حوزه شعر «سپید» کار می‌کردید یا خیر؟

من آن زمان در بخش‌های «چهارپاره» کار می‌کردم، «رباعی» کار می‌کردم، البته «چهارپاره»‌ بیشتر ولی آنچه را که به عنوان یک هویت هنری چاپ کرده‌ام بیشتر شعر «سپید» بوده است. البته قبل از چاپ کارهایم بنده نزدیک 10 سال در زمینه شعر مطالعه و کار کردم و زوایای آشکار و پنهانی شعر را مورد ارزیابی قرار دادم که این مطالعات و ارزیابی‌ها منجر به چاپ اوّلین کتاب بنده در سال 1375 شد. از سال 68 که کارهای من چاپ می‌شد، کارهای جدی و خوبی داشتم که قابل مطرح شدن بود زیرا حرفی برای گفتن در شعر «سپید» داشتم و واقعاً کاراکترهای شعر «سپید» -مخصوصاً آثار آقای شاملو را- شناخته بودم، زیرا همه نقدها و شعرها و کتاب‌های او را مطالعه کرده بودم و با آن مطالعات آمدم و نشستم و روی شعر کار کردم. اعتقاد دارم کسی که می‌خواهد شعر «سپید» ‌موفق ارائه دهد باید از زمان، زبان و فلسفه شعر «شاملو» بگذرد زیرا «شاملو» فلسفه شعر سپید و شعر معاصر را خوب ارائه داده بود و و آن را بعد از «نیما» خوب درک کرده بود و جدای از مسائل سیاسی تاریخی آن (که ما فعلاً در این مصاحبه به آن کاری نداریم) به هر حال ما اگر ملزم به این هستیم که بتوانیم یک شعر «سپید» قابل طرحی ارائه دهیم و بعد از مرحله «مدرن و پست مدرن» باشد، بایستی خودمان را از این سبک‌ها بتوانیم عبور دهیم.

* برآیند و حاصل ادبیات انقلاب اسلامی هستیم

فارس: آقای افشنگ! مجموعه اشعار شما «آه است و آتش نیست»‌ و مجموعه اشعار «تا مزار سلمان هراتی» را که مطالعه می‌کردم، متوجه شدم یک عشق و دوستی و محبّتی که شما نسبت به هم داشتید بارز است. از آن بیشتر برایمان بگویید.

«تا مزار سلمان» شاید نتیجه و حاصل 6-5 سال زندگی ذهنی و شبانه‌روزی من با «سلمان» بوده است. بنده این شعر را زمانی سروده‌ام که «سلمان» وجود نداشت. این شعر را سال 89-88 سروده‌ام، زمانی که جسم «سلمان» وجود نداشت ولی روح او همیشه با من زندگی می‌کرد، من با اخلاقیات «سلمان»، صداقت‌ «سلمان»، نگاه «سلمان» به انقلاب و مردم زندگی می‌کردم و هنوز که هنوز است دارم زندگی می‌کنم. من 6-5 سال با «سلمان» به صورت ذهنی زندگی کردم و این زندگی موجب شد تا شعر بلندی را تحت عنوان «تا مزار سلمان هراتی»‌ بسرایم و چاپ کنم، زیرا بنده با «سلمان» تقریباً هم نسلم و نگاه ما مشترک است. هر دوی ما فرزندان انقلاب هستیم و وقتی از انقلاب می‌گوییم یعنی با تمام فراز و فرودهایش و با تمام شادی‌ها و غم‌هایش، ما برآیند و نتیجه و حاصل ادبیات انقلاب اسلامی هستیم.
فارس: جناب افشنگ! دوستی شما با «سلمان» از چه زمانی آغاز شد؟

از سال 1360 در انجمن شعر‌ «تنکابن» با مرحوم «سلمان هراتی» آشنا شدم.

فارس: همان انجمنی که آقای «ایرج قنبری» در جهاد سازندگی ایجاد کرد؟

بله، در ابتدا در جهاد سازندگی بود و آقای «ایرج قنبری» مسئول آن بودند و خانم «ناهید یوسفی» و دوستان دیگر هم می‌آمدند. من آن زمان دانش‌آموز بودم و با گذشت سالیان سال از آن انجمن هنوز که هنوز است من نمی‌توانم آن وجنات و نجابت «سلمان هراتی» را فراموش کنم.

* جامعه‌شناسی جنگ را در قالب شعر سپید بهتر توانستم نشان دهم

فارس: جناب افشنگ! چرا قالب شعری را که برای «سلمان هراتی» سروده‌اید «سپید» است؟ آیا این انتخاب دلیل خاصی داشته است؟

من به شعر «سپید» از این دیدگاه نگاه می‌کنم که ما می‌توانیم حتی گوشه‌های جامعه‌شناسی تاریخ را در آن به کار ببریم. ما می‌توانیم از فضای بازی که این قالب شعر در اختیارمان می‌گذارد به نحو احسن استفاده کنیم. در کتابی که شعر «تا مزار سلمان هراتی» هست من از «فروغ و از شاملو» و خیلی از افراد دیگر هم استفاده کردم. این فضا و گستردگی که شعر «سپید» دارد، به قول شعرا آدم خیلی بهتر می‌تواند شلنگ‌اندازی کند. ما حتی گونه‌های کشف تاریخ را می‌توانیم در شعر «سپید» بیان کنیم، و حتی در کتاب‌هایی که در مورد جنگ دارم جامعه‌شناسی جنگ را در قالب شعر «سپید» بهتر توانستم بیاورم و نشان دهم.

فارس: یکی از شعرهای شما را می‌خوانم و شما راجع به آن چند کلمه صحبت کنید؟

بخوان به نام پرنده/ که از تبار درختان است/ و چشم اندازش/ هر سپیده/ گلی از باغ آسمان/ بخوان به نام چشمه/ وقتی که می‌‌جوشد/ بخوان که مردان کوچک ما/ رنج هزار افسانه را در سینه شقایق خویش پنهان دارند...

این اثر از کارهای اوّلین کتاب من به عنوان «کتیبه‌های زخمی» است که در سال 75 «حوزه هنری تهران» آن را چاپ کرده است. در این شعر من تحت تأثیر شعر «شفیعی کدکنی» هستم.

فارس: بخوان به نام گل سرخ...

بله، این شعر بر می‌گردد به اصالت جوانان ما در عرصه دفاع مقدس که از تبار پاکان و بزرگان بودند.

فارس: شما در حال حاضر کجا ساکن هستید؟

در «تنکابن» ساکن هستم.

* نگاه دولتی باعث می‌شود در انجمن‌ها فضای علمی و جامعه‌شناسی نداشته باشیم

فارس: اوضاع فعلی شعر «تنکابن» که در حال حاضر شما در آن فضا دارید نفس می‌کشید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

انجمن ادبی شعر «تنکابن» سابقه و قدمت 20 ساله دارد، ولی چندین سالی هست که بنده کمتر در انجمن حضور پیدا می‌کنم زیرا فضای گفتمان و تأمل و تعامل در آن کم رنگ شده است و خود مراکز دولتی هم از این مسئله و انجمن‌ها کمتر حمایت می‌کنند و بیشتر با دیدگاه دولتی به این انجمن‌ها نگاه می‌کنند. و این نگاه باعث می‌شود که ما در این انجمن‌ها یک فضای علمی و جامعه‌شناسی نداشته باشیم و تا وقتی که این نگاه وجود داشته باشد، نتایج مثبتی نمی‌توانیم بگیریم. انجمن «تنکابن» هم از این قاعده مستثنی نبوده است و نتوانسته به عنوان مثال ثمره‌ای داشته باشد و جوانان خوبی را در سطح کشور معرفی کند و این اتفاق از طریق انجمن ادبی «تنکابن» نیفتاده است. البته در «تنکابن» چهره‌های شناخته شده و خوبی مانند مازیار عارفانی، آرش منصور گرگانی و ... هستند که آقای «آرش منصور گرگانی» اخیراً‌ کتابی را تحت عنوان «منظومه مردگان» توسط نشر «فرهنگ ایلیا» در رشت چاپ کرده که کتاب بسیار خوبی است. ایشان از چهره‌های بازمانده انجمن ادبی تکابن هستند که در دهه هشتاد بچه‌های خوبی را پرورش داده بود که البته نتوانستند به طور مستمر کارشان را ادامه دهند، ولی تک و توک در بین آنها چهره‌های خوبی گل کرد که یکی از آنها آقای «آرش منصور گرگانی» ست که پزشک هم هستند.

از شاعران دیگر آقای «احمد شکوری» و آقای «یاسر گلیج» هستند که اخیراً به عنوان شورای شهر اسلامی شهر «تنکابن» انتخاب شدند. ایشان چهره با استعدادی هستند که ثمره انجن ادبی «تنکابن» و بعد از آقایان «مصطفی علی پور و قنبری» و دیگر دوستان. این بچه‌ها، بچه‌های نسل دوّمی هستد که در انجن ادبی «تنکابن» شرکت داشتند و بالا آمدند.

فارس: آقای افشنگ! از آقای «مصطفی علی پور» نام بردید، با آقای «علیپور» هم حشر و نشر داشتید؟

بله، آقای «علی پور» را من تا سال 68 ندیده بودم و از این سال بود که دیگر رابطه ما شروع شد. «آقای علی پور» در نقد ادبی و به اصطلاح دیدگاه‌های جامعه شناسی دیدگاه‌های خیلی وسیع و خوبی دارند و شعر را خوب می‌گویند و خیلی خوب هم نقد می‌کنند. به غیر از آقای «علی پور» یکی از چهره‌های برگزیده «مازندران» که در «تنکابن» زندگی می‌کنند استاد «حسن شکوری» ست که از چهره‌های منتقد سرشناس ادبی مازندارن و کشور هستند.

فارس:‌ آقای افشنگ! بنده وقتی با دوستان صحبت می‌کنم ذکر خیر شما زیاد است. حضرتعالی به عنوان یک نخبه «تنکابن» در کشور معروف هستید. می‌خواستم ببینم در چند سال اخیر آیا شده است مجلس بزرگداشت یا پاس داشتی به نام حضرتعالی در «تنکابن» برگزار شود؟
بنده دنبال این چیزها نیستم.

فارس: حالا نه شما، بقیه افرادی که در حوزه ادبی کار می‌کنند. مثلا کار «آه است و آتش نیست» شما سال گذشته جزء نامزد «قلم زرین» از «انجمن قلم ایران» بوده است. همچنین یک کتاب دیگر در سال 85 با عنوان «حماسه همین پلاک و خاطره» -که برگزیده کتاب سال دفاع مقدس شده بود- را دیدم. شما بیشتر در حوزه ادبیات دفاع مقدس فعال بوده‌اید؟

بله، من 8-7 تا از کتاب‌هایی که چاپ کرده‌ایم راجع به دفاع مقدس بوده است.

فارس: می‌خواستم ببینم کاری در این حد شده است، مثلاً چیزی مثل چهره ماندگار؟

بنده چندین بار برگزیده استان بودم و از من در مازندران تقدیر کرده‌اند. البته این برنامه‌ها کلی بوده، این که بزرگداشت یا پاس داشت جداگانه‌ای صرفاً برای من گرفته شود نه، تا به حال چنین اتفاقی نیفتاده است!

* زمانی می‌توانیم این ماده را بپرورانیم که جامعه‌شناسی را وارد این ادبیات کنیم؛ یعنی جامعه‌شناسی جنگ

فارس: اوضاع فعلی ادبیات انقلاب اسلامی را در حال حاضر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ادبیات «انقلاب اسلامی» مخصوصاً ادبیات «دفاع مقدس»‌ باید از سیطره دولتی خارج شود. جنگ یک اتفاقی بوده که افتاده است، همان‌طور که انقلاب اسلامی هم یک اتفاقی بوده که افتاده و این اتفاق به هر حال برای خودش یک رازهای نظامی، یک رازهای سیاسی و یک رازهای اجتماعی دارد. در عین حال که ادبیات ما مانند ادبیات «دفاع مقدس»‌ بوده است و پشتوانه «ادبیات عاشورایی» داشته است و در جهان بی‌بدیل بوده، ولی ما نباید این قدر فضا را به اصطلاح دور از دسترس قرار بدهیم که کسی جرأت نزدیک شدن به مثلاً فضای رزمندگان را نداشته باشد یا جرأت نزدیکی مثلاً به فضای جنگ را نداشته باشد و اگر بخواهد این فضاها را یک مقدار به چالش بکشاند، فرد فکر می‌کند که دارد دچار گناه می‌شود؛ در حالی که چنین چیزی نیست. این اتفاق تاریخی ماده اوّلیه ماست، تاریخ ماده است؛ ما زمانی می‌توانیم این ماده را بپرورانیم که جامعه‌شناسی را وارد آن کنیم؛ یعنی جامعه‌شناسی جنگ، جامعه‌شناسی اجتماعی‌، جامعه‌شناسی تاریخی، جامعه‌شناسی هنر و ... و تا وقتی این چراگونه‌ها را در جنگ وارد ادبیات انقلاب اسلامی نکنیم و گفتمان‌ها را ایجاد نکنیم ادبیات انقلاب اسلامی رشد نخواهد کرد.

فارس: به عنوان آخرین سؤال، چند نفر از افراد شاعر را نام می‌برم و شما راجع به آن ها چند کلام بفرمایید.

«سلمان هراتی»
بزرگمرد مسلمان.

«فروغ فرخزاد»
عاشق
«بهروز اثباتی»
عزیز
«ایرج قنبری»
دوست داشتنی
«مصطفی علی پور»
مهربان
«احمد زارعی»
پدر همه، که خدا رحمتش کند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار