امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۰۲:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 2356
تاریخ انتشار: ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۰۳:۱۹
تعداد بازدید: 467
ادامه ی نظر سراج الحق درباره ی ابن تیمیه:جنگجو و بنيان‌ گذار نهضت‌ سلفي‌ (دمشق‌ از سلف‌ صالح‌)مشكل‌ بتوان‌ ...

ادامه ی نظر سراج الحق درباره ی ابن تیمیه:

جنگجو و بنيان‌ گذار نهضت‌ سلفي‌ (دمشق‌ از سلف‌ صالح‌)


مشكل‌ بتوان‌ گفت‌ كه‌ ابن‌ تيميّه‌، در شوق‌ و ذوق‌ زايدالوصف‌ خود براي‌ انجام‌ اصلاحات‌ اجتماعي‌ و مذهبي‌ در جامعه‌ي‌ اسلامي‌، و نيز در بي‌تفاوتي‌ خود نسبت‌ به‌ متكلمان‌، فلاسفه‌ و صوفيان‌، تحت‌ تأثير اسلاف‌ خود بوده‌ است‌. 

بررسي‌ دقيق‌ آثار او آشكار مي‌سازد كه‌، در تنظيم‌ طرح‌ اصلاحي‌ خود، هيچ‌ كس‌ را جز مسلمانان‌ پرهيزگار پيشين‌ (سلف‌ صالح‌)، پيروي‌ نمي‌كندو و به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ گاهي‌ نهضت‌ اصلاحي‌ او را نهضت‌ سلفي‌ مي‌نامند. 

شعار او اين‌ بود كه‌ «به‌ سوي‌ قرآن‌ و سنّت‌ رسول‌ بازگرديد». 

او بر ضدّ هر گونه‌ بدعتي‌ به‌ شدّت‌ اعتراض‌ كرد و معتقد بود كه‌ اسلام‌ به‌ وسيله‌ي‌ صوفي‌گري‌، وحدت‌ وجود، كلام‌، فلسفه‌ و همه‌ي‌ انواع‌ عقايد خرافي‌ فاسد گشته‌ است‌. 
او مصمم‌ بود كه‌ جامعه‌ي‌ اسلامي‌ را از انجام‌ دادن‌ اعمالي‌ كه‌ منتهي‌ به‌ تعظيم‌ بي‌جهت‌ به‌ قبور پيامبران‌ و اوليا مي‌گردد پاك‌ سازد. بنابراين‌، در مدت‌ اقامت‌ خود در سوريه‌ (از 692/1292 تا 705/1305) كتابها و رسالات‌ متعددي‌ بر ضدّ صوفيان‌، متكلمان‌، و فيلسوفان‌ ارسطويي‌ مذهب‌ نوشت‌.

در بخش‌ نخستين‌ همين‌ دوره‌ بود كه‌ او شخصاً در جنگ‌ با مغولان‌ و نصيريان‌ شركت‌ جست‌. 
در سال‌ 702/1302 نيز در جنگ‌ شقهاب‌ (محلي‌ در نزديكي‌ دمشق‌) شركت‌ جست‌، و در آنجا بود كه‌ با خليفة‌الملك‌ الناصر، محمد بن‌ قلاوون‌، سلطان‌ مملوكي‌، و ديگر بزرگان‌ ملاقات‌ كرد و همه‌ي‌ آنها را تكليف‌ كرد كه‌ به‌ جنگ‌ مقدس‌ ] (جهاد) [ بپيوندند. در اواخر سال‌ 704/1304، قشوني‌ بر ضدّ مردم‌ جبل‌ خسروان‌ در سوريه‌ برد و آنها را شكست‌ فاحشي‌ داد.

از اين‌ جهت‌، ابن‌ تيميّه‌ را مجاهد (پيكارجوي‌ براي‌ اسلام‌) نيز توان‌ ناميد. در سال‌ 705/1305 ابن‌ تيميّه‌ در جلسات‌ بحث‌ آزادي‌ كه‌ در حضور جانشين‌ سلطان‌ مملوكي‌، الملك‌ الناصر تشكيل‌ مي‌شد، با انتقادات‌ مخالفان‌ خود مواجه‌ شد، و همه‌ي‌ آنها را با براهين‌ روشن‌ و مقنع‌ خود شكست‌ داد. در همين‌ سال‌ به‌ مصر رفت‌ و در مناظره‌اي‌ شركت‌ كرد كه‌ در آن‌ استادي‌ هندي‌ به‌ نام‌ شيخ‌ صفي‌الدّين‌ هندي‌ نقش‌ مهمي‌ را بازي‌ كرد. بنا بر پيشنهاد همين‌ شيخ‌ بود كه‌ مقرر شد ابن‌ تيميّه‌ با دو تن‌ از برادرانش‌ در سياه‌ چال‌ ارگ‌ كوه‌ به‌ مدت‌ يك‌ سال‌ و نيم‌ زنداني‌ گردد. (4) 

او همچنين‌، در نقاط‌ مختلف‌، به‌ سبب‌ فتواها و رساله‌هايي‌ كه‌ بر ضدّ برخي‌ از اعمال‌ مذهبي‌ و سياسي‌ صادر كرده‌ يا نوشته‌ بود، به‌ زندان‌ افتاد؛ اين‌ ] رسائل‌ و فتاوي‌ [ خشم‌ استادان‌ عصر را برانگيخت‌ تا اينكه‌ سرانجام‌ در ماه‌ شعبان‌ 726/ژوئيه‌ي‌ 1326 در ارگ‌ دمشق‌ توقيف‌ گرديد. در اينجا به‌ او اجازه‌ دادند تا برادرش‌ زين‌ الدّين‌ با او بماند، در حالي‌ كه‌ شاگرد او ابن‌ قيّم‌ الجوزيّه‌ هم‌، به‌ سبب‌ نصرتي‌ كه‌ از استاد خويش‌ كرده‌ بود، در همان‌ زندان‌ بازداشت‌ بود.
در اين‌ زندان‌، ابن‌ تيميّه‌ كتابها و جزواتي‌ نوشت‌ كه‌ در آنها از عقايد خود دفاع‌ مي‌كرد؛ و گفته‌اند كه‌ در همانجا تفسيري‌ براي‌ قرآن‌ مجيد فراهم‌ كرد در چهل‌ جلد به‌ نام‌ البحرالمحيط‌

برخي‌ از اين‌ كتابها به‌ دست‌ دشمنان‌ او افتاد، و اجازه‌ ندادند دستش‌ به‌ آنها برسد، و حتي‌ قلم‌ و مركب‌ را از او گرفتند، به‌ نحوي‌ كه‌ از آن‌ پس‌ مجبور شد با پاره‌هاي‌ ذغال‌ بنويسد. پس‌ از آنكه‌ در زندان‌ تنها ماند، اوقات‌ خود را در عبادت‌ و خدمت‌ به‌ خدا مصروف‌ گردانيد تا اينكه‌ در روز دوشنبه‌ بيستم‌ ذي‌القعده‌ي‌ 728/بيست‌ و هفتم‌ سپتامبر 1328 از اين‌ جهان‌ درگذشت‌. (5)

ابن‌ تيميّه‌ نويسنده‌اي‌ پر كار بود. هيچ‌ كس‌ نتوانسته‌ است‌ تعداد قطعي‌ كتابهاي‌ او را به‌ دست‌ بدهد؛ اگر چه‌ كتبي‌ كوشيده‌ است‌ كه‌ آنها را زير عنوانهاي‌ گوناگون‌ برشمارد. (6) او كتابها، فتاوي‌، مكاتبات‌ و يادداشتهاي‌ بي‌شماري‌ باقي‌ گذاشت‌؛ و اغلب‌ آنها را زماني‌ تصنيف‌ كرد كه‌ محبوس‌ بود. ذَهَبي‌ شماره‌ي‌ تأليفات‌ ابن‌ تيميّه‌ را به‌ طور تقريب‌ پانصد عدد مي‌داند.
ابن‌ بطّوطه‌ در رحله‌ي‌ خويش‌ مي‌گويد كه‌ اتفاق‌ چنان‌ افتاد كه‌ در زمان‌ آخرين‌ حبس‌ ابن‌ تيميّه‌ در دمشق‌ باشم‌، و همانجا ديدم‌ كه‌ سلطان‌ الملك‌ الناصر، ابن‌ تيميّه‌ را پس‌ از تكميل‌ تفسير البحر المحيط‌ آزاد ساخت‌، ولي‌ در يكي‌ از جمعه‌ها، وقتي‌ ابن‌ تيميّه‌ خطبه‌ي‌ جمعه‌ را بر فراز منبر مسجد شهر ايراد مي‌كرد، سخنان‌ زير را گفت‌: «در واقع‌، خدا به‌ آسمان‌ و بالاي‌ سر ما فرود مي‌آيد، به‌ همين‌ طريق‌ كه‌ من‌ هم‌ اكنون‌ از جاي‌ خود فرود مي‌آيم‌» و آن‌گاه‌ يك‌ پله‌ از منبر فرود آمد.

اين‌ سخن‌ به‌ شدت‌ مورد اعتراض‌ فقيهي‌ قرار گرفت‌؛ ولي‌ ابن‌ تيميّه‌ طرفداراني‌ داشت‌ كه‌ به‌ فقيه‌ حمله‌ كردند و به‌ سختي‌ با مشت‌ و لنگه‌ كفش‌ او را بزدند، چنان‌ كه‌ دستار او بر زمين‌ افتاد و شاشيه‌ي‌ ابريشمين‌ او بر سرش‌ هويدا گرديد. 

مردمان‌ به‌ ابريشم‌پوشي‌ او اعتراض‌ كردند و او را به‌ خانه‌ي‌ قاضي‌ حنبلي‌ عزّالدّين‌ بن‌ مسلم‌ بردند و او دستور داد كه‌ او را به‌ زندان‌ افگنند و شكنجه‌ كنند. ولي‌ فقيهان‌ مالكي‌ و شافعي‌ اين‌ حاكم‌ را ناروا شمردند و دعوي‌ را به‌ سمع‌ سيف‌ الدّين‌ تنكيز، كه‌ يكي‌ از پارسايان‌ و بزرگان‌ دمشق‌ بود، رسانيدند و او موضوع‌ را، همراه‌ با اتهامات‌ ديگري‌ بر ضدّ ابن‌ تيميّه‌ به‌ عرض‌ الملك‌ الناصر رسانيد؛ از جمله‌ي‌ اتهامات‌ اين‌ فتواي‌ او بود كه‌ هر گاه‌ زني‌ در يك‌ زمان‌ با سه‌ طلاق‌ مطلقه‌ شود، به‌ منزله‌ي‌ طلاق‌ محسوب‌ مي‌گردد، و نيز هر گاه‌ كسي‌ به‌ زيارت‌ قبر پيامبر (ص‌) برود، نمي‌تواند نماز خود را قصر بخواند. 
سلطان‌ اين‌ اتهامات‌ را درست‌ دانست‌؛ نظر گاه‌ ابن‌ تيميّه‌ را نپسنديد و دستور داد كه‌ بار ديگر او را به‌ سياه‌ چال‌ بيندازند. (7) اين‌ گزارش‌ ابن‌ بطّوطه‌ از لحاظ‌ تاريخي‌ درست‌ نمي‌نمايد. درباره‌ي‌ اين‌ موضوع‌ بار ديگر در ارتباط‌ با اتهام‌ قول‌ به‌ تشبيه‌ (جسم‌ انگاري‌) ابن‌ تيميّه‌ بحث‌ خواهد شد. 


اگر چه‌، ابن‌ تيميّه‌ در پيام‌ خويش‌ در زمان‌ حيات‌ خود موفق‌ نبود، در تشييع‌ و تدفين‌ او روشن‌ گرديد كه‌ او تأثير مهمي‌ بر روي‌ توده‌ي‌ مردم‌ داشته‌ است‌. گفته‌اند كه‌ متجاوز از دويست‌ هزار تن‌ مرد و زن‌ در مراسم‌ تدفين‌ او شركت‌ كردند به‌ جز سه‌ تن‌، كه‌ از ترس‌ سنگسار شدن‌، به‌ سبب‌ خصومت‌ با او، در مراسم‌ شركت‌ نجستند، همه‌ در تشييع‌ جنازه‌ي‌ او شركت‌ كردند و لازم‌ آمد كه‌ از نيروي‌ نظامي‌ براي‌ حفظ‌ توده‌ي‌ مردم‌ كمك‌ خواسته‌ شود. (8) 

ادامه دارد...

 

برچسب ها:
آخرین اخبار