امروز : دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 21
۱۹:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 24125
تاریخ انتشار: ۲۲ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۳۴
تعداد بازدید: 61
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، گروه آیین و اندیشه: یکی از مسائلی که در همه ماه‌ها و به خصوص در ماه مبارک رمضان اهمیت ویژه‌ای دارد ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، گروه آیین و اندیشه: یکی از مسائلی که در همه ماه‌ها و به خصوص در ماه مبارک رمضان اهمیت ویژه‌ای دارد مساله اخلاق، خودسازی و تهذیب نفس است. به همین منظور، بر آن شدیم تا در ایام ماه مبارک رمضان که بهار اخلاق و تهذیب است، خلاصه بیانات اخلاقی آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی را به صورت موضوعی (مانند: تقوا، فقر و غنا، دروغ و خیانت، غیبت، زهد، صله رحم، حیا، عفت، گوشه گیری، عفو و گذشت و ...) که توسط یکی از شاگردان این مراجع تقلید تنظیم شده و در کتاب گفتار معصومین آمده است، تقدیم مخاطبان گرامی کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم

قال علیٌّ علیه‌السلام: «لا یَقِلُّ عَمَلٌ مَعَ التَّقْوى‏، وَ کَیْفَ یَقِلُّ ما یُتَقَبَّلُ؟»

حضرت على علیه‌السلام مى‌‏فرماید: «عملى که همراه با تقوا باشد کم نمى‌‏شود (هرچند به نظر ناچیز آید)؛ چگونه کم خواهد بود عملى که مقبول درگاه خداست؟».

با تقوا کسى است که به واجبات اهمیّت بدهد و از محرّمات دورى کند، و تمام اعضاى او کلید داشته باشد.

بدون شک هر انسانى فطرتاً خواهان این است که با ارزش و پرافتخار باشد، و به همین دلیل با تمام وجود براى کسب ارزشها تلاش مى‏‌کند، ولى معیار ارزش نزد فرهنگ‌‏هاى مختلف کاملًا متفاوت است و گاه ارزشهاى کاذب جاى ارزشهاى راستین را مى‌‏گیرد.

گروهى ارزش واقعى خویش را در انتساب به قبیله معروف و معتبرى مى‌‏دانند، به همین جهت براى تجلیل مقام قبیله و طایفه خود تلاش زیادى مى‌‏کنند، تا خود را به وسیله انتساب به آن بزرگ جلوه دهند.

گروه دیگرى مال و ثروت، کاخ و قصر، خدم و حشم و مانند این امور را نشانه‏ ارزش مى‏‌دانند و براى به دست آوردنش تلاش مى‏‌کنند، در حالى که عده دیگرى مقامات اجتماعى و سیاسى را معیار ارزش مى‌‏دانند.

و به همین ترتیب هر گروهى در مسیرى گام بر مى‌دارد و به برداشت شخصى خود دل مى‏‌بندد و آن را ارزش مى‌‏شمرد.

امّا از آنجا که این موارد ذکر شده براى ارزش متزلزل، مادّى و زودگذر است، یک آیین آسمانى همچون اسلام هرگز نمى‌‏تواند با آن موافقت کند؛ لذا خط بطلان روى همه آنها مى‌‏کشد و ارزش واقعى انسان را در صفات ذاتى او به خصوص تقوا و پرهیزکارى و تعهّد و پاکى او مى‏‌شمرد و حتّى براى موضوعات مهمّى، همچون علم و دانش، اگر در مسیر ایمان و تقوا و ارزشهاى اخلاقى قرار نگیرد، اهمیّت قائل نیست. ملاک کرامت و ارزشمندى در پیشگاه خدا، تقواست که هیچ بدیل و جانشینى ندارد.

در آیات فراوانى از قرآن کریم، به صورت مختلف لفظ تقوا و یا مشتقّات آن وارد شده است. یکى از بزرگ‏‌ترین ارزشها در نظام ارزشى اسلام، بلکه محور همه ارزش‏‌ها تقواست.

تقوا اطلاقات متعدّد و معانى مختلفى دارد؛ در بعضى از موارد به معناى اجتناب از گناهان و در موارد دیگر، رعایت همه احکام شرعى، اعمّ از واجبات و محرّمات است.

اگر روحیّه تقوا و خداترسى در نهاد آدمى وجود نداشته باشد و مواظب نباشد که احکام الهى یعنى انجام واجبات و ترک محرّمات را رعایت کند، انسان بى‏‌بند وبار، بى‌‏مبالات، بى‏‌تفاوت و سر در گم بوده و راه به جایى نمى‏‌برد.

بنابراین اوّلین شرط در مسیر تکامل آن است که آدمى، براى اعمال و رفتار خود معیار و ضابطه‏‌اى در اختیار داشته باشد و هواهاى نفسانى خود را تحت کنترل بگیرد در غیر این صورت هرگز به سعادت دست پیدا نخواهد کرد.

اهمیت تقوا در آیات قرآن کریم

خداوند اهمیّت تقوا را در آیات متّعددى بیان کرده که به چند آیه اشاره مى‌‏کنیم:

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِّنْ ذَکَرٍ وَأُنثَى‏ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ»؛ اى مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم، و شما را تیره‌‏ها و قبیله‌‏ها قرار دادیم، تا یکدیگر را بشناسید؛ (اینها ملاک امتیاز نیست بلکه) گرامى‌‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست، به درستى که خداوند دانا و آگاه است.

در این آیه خداوند معیار واقعى ارزشهاى انسانى را در برابر ارزشهاى دروغین مشخص مى‌‏سازد. با توجّه به شأن نزولى که براى این آیه ذکر شده، مى‏‌توان به عمق این ارزش انسانى پى برد.

بعد از فتح مکّه پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله دستور داد بلال بر پشت بام کعبه اذان بگوید، عتّاب بن اسَید که از آزاد شدگان بود گفت: خدا را شکر مى‌‏کنم که پدرم از دنیا رفت و چنین روزى را ندید! و حارِث بن هِشام نیز گفت: آیا رسول اللَّه صلى الله علیه و آله غیر از این کلاغ سیاه کسى را پیدا نکرد؟ اینجا بود که آیه فوق نازل شد و معیار ارزش واقعى را بیان کرد.

و در آیه دیگر مى‌‏فرماید: «یَا بَنِى آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاساً یُوَارِی سَوْآتِکُمْ وَرِیشاً وَلِبَاسُ التَّقْوَى‏ ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»؛ اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام شما را مى‏‌پوشاند و مایه زینت شماست، امّا لباس پرهیزکارى بهتر است اینها (همه) از آیات خداست تا متذکّر (نعمتهاى او) شوند.

تقوا کلید کرامت‏

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در سال فتح مکّه همراه فضل بن عبّاس و اسامه بن زید داخل خانه خدا شد و سپس بیرون آمد و دستگیره در را گرفت و فرمود: ستایش خداوندى که بنده‌‏اش را تصدیق کرد و وعده‌‏اش را به انجام رسانید و به تنهایى بر همه احزاب چیره گشت، خداوند غرور عرب و بالیدن آنان به پدرانشان را از بین برد. همه شما از آدم هستید و آدم از خاک و ارجمند‌ترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست.

شیخ مفید مى‏‌گوید: شنیدم که روزى سلمان فارسى وارد مسجد رسول خدا صلى الله علیه و آله شد و مردم او را به سبب حقّى که داشت و به احترام موى سپیدش و منزلت خاصّى که نزد پیامبر صلى الله علیه و آله و خاندان او داشت بالاى مجلس نشاندند. عمر وارد شد و چشمش به سلمان افتاد و گفت: این مرد عجم کیست که در میان عربها صدرنشین شده است؟ رسول خدا صلى الله علیه و آله روى منبر رفت و خطبه‏‌اى ایراد کرد و فرمود: «انَّ النّاسَ مِن عَهدِ آدَمَ الى یَومِنا هذا مِثْلُ أسنانِ المُشْطِ، لا فَضْلَ لِلعَرَبیِّ عَلَى العَجَمّیِ ولا للأحْمَرِ عَلَى الأسوَدِ الّا بِالتَّقوى؛ مردم از روزگار آدم تا به امروز همچون دندانه‏‌هاى شانه هستند. عرب را بر عجم و سرخ را بر سیاه برترى نیست، مگر به تقوا».

تقوا معیار پذیرش اعمال‏

خداوند متعال در آیه 27 سوره مائده داستان فرزندان حضرت آدم علیه‌السلام- هابیل و قابیل- را ذکر مى‏‌کند، که هر کدام براى تقرّب به خداوند نذرى را آورده بودند و از یکى پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد. آن که نذرش قبول نشد گفت: تو را خواهم کشت! برادر دیگر گفت: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ»؛ خدا تنها از پرهیزکاران مى‏پذیرد.

مفضّل بن عمر مى‌‏گوید: خدمت امام صادق علیه‌السلام بودم موضوع اعمال مطرح شد گفتم: عملم اندک و ضعیف است. فرمود: خاموش باش و از خدا آمرزش بخواه.

سپس فرمود: عمل اندک با تقوا بهتر از عمل بسیار بدون تقواست.

پرسیدم: چگونه؟ فرمود: آرى همانا مردى که به دیگران غذا مى‌‏دهد، با همسایگان مدارا مى‌‏کند، و در خانه‌‏اش به روى دیگران باز است، ولى اگر موقعیت حرام برایش پیش بیاید و او آن را انجام دهد، این عمل زیاد بدون تقواست، امّا مرد دیگرى که هیچ یک از این اعمال را انجام نداده ولى اگر در برابر کار حرامى قرار گیرد آن را مرتکب نشود (این همان عمل کم با تقواست که ارزش دارد).

آثار تقوا

از آثار تقوا به چند نمونه اشاره مى‏‌شود:

1. تقوا سبب از بین رفتن سرخوردگى‌‏هاى روحى و اجتماعى و حلّ مشکلات اقتصادى مى‏‌شود

«وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَّهُ مَخْرَجاً و یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَایَحْتَسِبُ»؛ و هرکس تقواى الهى پیشه کند خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏‌کند و او را از جایى که گمان ندارد، روزى مى‏‌دهد».

این آیه از امید بخش‌‏ترین آیات قرآن است که پرده‏‌هاى یأس و ناامیدى را مى‌‏درد و به افراد باتقوا وعده نجات و حلّ مشکلات مى‌‏دهد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‌‏فرماید: «مَا تَرَکَ أَحَدٌ مِنْکُمْ للَّهِ شَیئاً إلّاآتَاهُ اللَّهُ مِمّا هُوَ خَیرٌ لَهُ مِنْهُ مِنْ حَیْثُ لایَحْتَسِبُ، وَلا تَهاوَنَ بِهِ وَأَخَذَهُ مِنْ حَیْثُ لایَعْلَمُ إلّاآتَاهُ اللَّهُ مِمّا هُوَ أشَدُّ عَلَیْهِ مِنْهُ مِنْ حَیْثُ لایَحْتَسِب» هیچ یک از شما به خاطر خدا چیزى را رها نکند، مگر این که خداوند بهتر از آن را از جایى که گمانش را هم نمى‏‌برد، نصیبش فرماید و هیچ یک از شما به خداوند بى اعتنایى نکند و ندانسته چیزى را نگیرد، مگر اینکه خداوند بدتر از آن را از جایى که فکرش را هم نمى‏‌کند بهره او گرداند.

2. تقوا برکات آسمان را نازل مى‏‌کند

«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى‏ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیْهِمْ بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ»؛ و اگر اهل شهرها و آبادیها ایمان مى‏‌آوردند و تقوا پیشه مى‌‏کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‌‏گشودیم، ولى (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم».

منظور از برکات زمین و آسمان چیست؟ بعضى آن را به نزول باران و روییدن گیاهان تفسیر کرده‏‌اند، و بعضى به اجابت دعا و حلّ مشکلات زندگى، ولى این احتمال هم وجود دارد که منظور از برکات آسمانى، برکات معنوى و منظور از برکات زمینى، برکات مادّى بوده باشد. امّا با توجّه به آیات گذشته تفسیر اوّل از همه مناسب‏‌تر است.

برکات جمع برکت و در اصل به معناى ثبات و استقرار چیزى است- در برابر موجودات بى‌‏برکت که زود فانى، نابود و بى اثر مى‌‏شوند- و به هر نعمتى که پایدار بماند اطلاق مى‏‌شود.

ایمان و تقوا نه تنها سبب نزول برکات الهى مى‌‏شود، بلکه باعث مى‏‌شود که آنچه در اختیار انسان قرار گرفته در مصارف مورد نیاز به کار گرفته شود.

ویژگی‌هاى اهل تقوا

امام باقر علیه‌السلام مى‌‏فرماید: «وَاعْلَمْ یا جابِرُ أنّ أهْلَ التَّقْوى‏ هُمُ الأغْنِیاءُ، أغْناهُمُ الْقَلِیلُ مِنَ الدُّنیا، فَمَؤونَتُهُم یَسیرَةٌ، إنْ نَسِیتَ الْخَیْرَ ذَکَّروکَ، وَإنْ عَمِلْتَ بِهِ أعانوکَ، أخَّروا شَهَواتِهِمْ وَلَذّاتِهِمْ خَلْفَهُم، وَقَدَّمُوا طاعَةَ رَبِّهِمْ أمَامَهُمْ» به ‏راستى بى‏‌نیازان واقعى همان پرهیزکارانند.

اندکى مال از دنیا آنان را بى نیاز کرده و کم خرج و قانع هستند. اگر خیر و خوبى را فراموش کنى، به یادت مى‏‌آورند و اگر به آن عمل کنى کمکت مى‏‌کنند. لذّتها و شهوتهاى خود را پشت سر انداخته و طاعت پروردگارشان را پیش روى نهاده‏‌اند.

اهل تقوا، راستگو، امانت‏دار و در زندگى بردبارند. حضرت فرمود: «لِلمتّقى ثَلاثُ‏ عَلاماتٍ: اخلاصُ الْعَمَلِ، وَقِصَرُ الأمَلِ، وَاغتِنامُ المَهْلِ» پرهیزکار سه ویژگى دارد: اخلاص در عمل، کوتاهى آرزو و بهره گرفتن از فرصت‏‌ها.

دنیا از منظر اولیای الهی

جابربن عبدالله انصارى مى‌‏گوید: در بصره در رکاب امیرالمؤمنین علیه‌السلام بودم، پس از پیکار با جنگ افروزان (طلحه و زبیر و عایشه)، به ما سرکشى کرد و پرسید: درباره چه صحبت مى‏‌کردید؟ گفتم: در مذمّت دنیا. فرمود: چرا دنیا را نکوهش مى‌‏کنید؟

بعد حضرت مقدارى از دنیا فرمود: «الدُّنیا مَنْزِلُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَها، وَ مَسْکَنُ عافِیَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنها، وَدارُ غِنىً لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْها، فیها مَسْجِدُ أنْبیاءِ اللَّهِ، وَ مَهْبِطُ وَحْیِهِ، و مُصَلّى مَلائِکَتهِ، وَ مَسْکَنُ أَحِبّائِهِ، و مَتْجَرُ أَوْلیائِهِ، اکتَسَبوا فیها الرَّحْمَةَ و رَبِحوامِنْها الجَنَّةَ، فَمَنْ ذا یَذُمُّ الدُّنیا یا جابرُ؛ دنیا براى آنها که درست باشند منزل راستین است، و براى آنها که درست درکش کنند جاى عافیت و سلامت، و براى آنان که از آن توشه گیرند خانه توانگرى، سجده گاه پیامبران، فرودگاه وحى الهى، نمازخانه فرشتگان، مسکن دوستان خدا و بازار تجارت اولیاى اوست که در این بازار، رحمت بدست آوردند و سود بهشت را بردند. جابر! چه کسى دنیا را مذمّت مى‌‏کند؟»

سپس امام علیه‌السلام ادامه داد و به جابر فرمود: اینک همراه من بیا.

جابر مى‏‌گوید: همراه آن حضرت تا گورستان رفتم، آنجا بانگ بر آورد: «یا اهْلَ التُرْبَةِ وَ یا اهْلَ الْغُرْبَةِ أمّا المَنازِلُ فَقَدْ سُکِنَتْ، وَ أمّا المَواریثُ فَقَدْ قُسِمَت وَامَّا الأزْواجُ فَقَدْ نُکِحْنَ. هذا خَبَرُ ما عِنْدنا، فَما خَبَرُما عِنْدَکُمْ؟ ... لَوْ أُذِنَ لِلْقَومِ فى الکلامِ، لَقالوا: انّا وَجَدنا خَیْرَالزّادِ التَّقْوَى‏»

اى خاک‌نشینان، اى دورافتادگان، بعد از شما خانه‏‌هایتان را اشغال نموده و اموالتان را قسمت کردند و زن‌هایتان را به شوهر زنى گرفتند. این خبرى است که ما داریم، شما چه خبر دارید؟

آنگاه اندکى سکوت کرد و سر برداشته و فرمود: قسم به آنکه آسمان را برافراشته و زمین را گسترده اگر اینان اجازه سخن گفتن داشتند، مى‌‏گفتند: ما دریافتیم که بهترین توشه، تقواست.
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار