امروز : سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 27
۱۴:۵۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 24457
تاریخ انتشار: ۲۳ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۰۹:۳۰
تعداد بازدید: 121
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، اسرائیلی‌ها برابر آن چه بعدها در گزارش دوم وینوگراد اذعان کردند، در صدد بودند در سالگرد حادثه ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، اسرائیلی‌ها برابر آن چه بعدها در گزارش دوم وینوگراد اذعان کردند، در صدد بودند در سالگرد حادثه 11 سپتامبر 2001 نیویورک، ضربه‌های ویرانگری بر پیکر مقاومت لبنان وارد نمایند اما حزب‌الله لبنان در یک عملیات پیش دستانه، جنگ را در روز 22 تیرماه 1385 یعنی حدود دو ماه قبل از اجرایی شدن طرح عملیاتی این رژیم از طریق یک عملیات محدود در مرز نبرد را آغاز کرد که طی آن ضمن انهدام چند نفربر زرهی رژیم صهیونیستی 8 نظامی این رژیم کشته و دو نفر از آنان به اسارت در آمدند.

جنگ چند ساعت بعد با ورود جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به آسمان لبنان و انهدام چند نقطه مهم آغاز شد ولی اکثر ناظران آن را واکنشی محدود تلقی کردند اما عملیات نیروهای اسرائیلی با محاصره مرزهای دریایی لبنان در مدیترانه و اعزام حداقل 30 هزار نفر از نیروهای زمینی به شمال فلسطین اشغالی اوج گرفت.





عملیاتی که پس از آن جنگ آغاز شد

جنگی که روز به روز برای صهیونیست‌ها سخت‌تر شد/حملات کور اسرائیل و تک‌های محکم حزب الله

در روز سوم باورها به سرعت دگرگون شد و چهره‌ی یک جنگ تمام عیار ظاهر شد. روز چهارم جنگ ناو ‌»ساعر5» توسط حزب‌الله لبنان مورد حمله قرار گرفت و به همراه 30 سرنشینش غرق شد و این در حالی بود که رژیم تل‌آویو علی‌رغم بمباران وسیع ساختمان‌های متعلق به حزب‌الله نتوانسته بود آسیبی به کادر اصلی حزب‌الله وارد کند.

روز پنجم جنگ با برتری نسبی حزب‌الله ادامه پیدا کرد و چریک های حزب‌الله تصویر شکست اسرائیل را به ذهن شهروندان صهیونیستی منعکس کردند. از این روز اسرائیلی‌ها که متقاعد شده بودند که امکان ریشه‌کن کردن مقاومت را ندارند و ادامه جنگ فقط به ویرانی بیشتر اسرائیل و سرایت جنگ به نقاط حساس این رژیم منجر می‌شود از این رو از یک سو موج نارضایتی شهروندان یهودی و اعتراض به مسئولان جنگ بالا گرفت و از سوی دیگر رژیم صهیونیستی از شعار انهدام حزب‌الله فاصله گرفت و به جنگ‌ تا خلع سلاح مقاومت و راندن آنان از جنوب اکتفا کرد.










در روز نهم جنگ، رژیم صهیونیستی که از تاثیر‌گذاری عملیات هوایی و محاصره دریایی مایوس شده بود، عملیات زمینی را علیه جنوب لبنان شروع کرد. آنان با فرا خواندن هزاران نیروی احتیاط و گسیل تیپ ویژه «گولانی» به مرزهای فلسطین اشغالی تلاش کردند تا از طریق تصرف «بنت جبیل» که اسرائیل آن را پایتخت حزب الله می‌خواند مقاومت را وادار به پذیرش خلع سلاح نماید اما برخلاف تصور رژیم صهیونیستی، جنگ زمینی مطلوب حزب‌الله بود چرا که می‌توانست از طریق نبرد نامتقارن، ماشین جنگی رژیم صهیونیستی را از کار بیاندازد؛ در این مقطع اسرائیلی‌ها با صراحت اعلام کردند که سرنوشت جنگ نه در هوا یا دریا بلکه در روی زمین تعیین می‌شود. حزب‌الله نیز اعلام کرد که ما جنوب را به گورستان صهیونیست‌ها تبدیل می‌کنیم. ارتش رژیم صهیونیستی 9 روز را در این وضعیت سپری کردند و هر روز تلاش کردند تا از طریق نفوذ به نقاط استراتژیک جنوب لبنان به وعده‌ی خود جامه عمل بپوشاند اما عملیات آنان در «مارون الراس» در روز دهم متوقف شد و تصرف شهر شیعه نشین بنت جبیل نیز در روز دوازدهم جنگ به بن‌بست رسید.

تاکتیک قیچی با هلی برد به شکست می‌رسد/موشک‌ها ساکنان اسرائیل را خسته می‌کنند

آنان بعد از این دو شکست در روز سیزدهم نیروهای خود را به سمت شمال شرقی مرز لبنان حرکت دادند ولی نیروهای آنان در منطقه «الطیبه» نیز نتوانست بیش از سه کیلومتر پیشروی داشته باشد. از این رو بار دیگر به جبهه میانی بازگشتند و تلاش کردند تا روستای «عیتا الشعب» را تصرف کنند که در این نبرد نیز شکست خوردند.

روزهای آتی جنگ توام با پیش گرفتن سیاست ‌هلی‌برد نیروها در پشت نیروهای حزب‌الله همراه بود، اسرائیلی‌ها با استفاده از بالگردهای مدرن خود که مجهز به سیستم پرواز در شب بودند و از آن طرف حزب‌الله فاقد امکانات لازمه برای هدف قرار دادن این جنگ افزار استراتژیک بود، تلاش کردند تا نیروهای چریک را قیچی کنند. عملیات سنگین آنان توام با گسترش فشار حزب‌الله به شهرهای رژیم صهیونیستی بود. در این مقطع 35 شهر این رژیم تا اعماق 70 کیلومتری در معرض موشک‌های حزب‌الله بود و زندگی شهروندان صهیونیستی را به مخاطره جدی انداخته بود .از این رو حدود یک میلیون نفر از ساکنان بخش شمالی فلسطین راهی مناطق میانی فلسطین شدند و صدها هزار نفر از آنان نیز فلسطین اشغالی را ترک کردند.







جنگ در هفته سوم با شدت ادامه داشت: یگان دریایی اسرائیل شهرهای ساحلی و بویژه «صور» را زیر شدیدترین گلوله باران قرار داده بودند، بطوری که روزانه بیش از 3سه هزار گلوله به این شهرها شلیک می‌شد. نیروی هوایی با استفاده از بمب‌افکن‌های فوق مدرن خود بدون آن که با مانعی مواجه باشند بمب‌های سنگین خود را از اعماق 30 هزار پایی به سمت مراکز شیعه شلیک می‌کردند. شلیک بمب‌های پنج تنی به چند نقطه حساس در «ضاحیه» و «برج‌البراجنه» به گمان اینکه مرکز عملیات حزب‌الله در این نقاط است نشان داد که اسرائیلی‌ها در عملیات نظامی کاملا آزادی عمل دارند و با هیچ مانعی مواجه نیستند. اما در عین حال عدم موفقیت در عملیات زمینی، قدرت نمایی هوایی و دریایی صهیونیست‌ها را خنثی می‌کرد.

بعضی از فرماندهان اسرائیلی سختی مواجهه با چریک‌ها را اینگونه تبیین می‌کردند: "اینجا یک جهنم واقعی است"، "ما در بنت جبیل با اشباح می‌جنگیم" "باید با نیروهایی بجنگیم که آنان را نمی‌بینیم" و ....

جنگ با سختی تمام در زمین جریان داشت و دشمن صهیونیستی تلاش می‌کرد تا به شکلی از این معرکه خارج شود. حالا دیگر در رژیم تل‌آویو هیچ کس به پیروزی امید نداشت، نظامیان از خدمت می‌گریختند و تظاهرات غیر نظامیان علیه تصمیمات مقامات نظامی که کاملا بی‌سابقه بود، فشار عجیبی بر دستگاه تصمیم‌گیری تل‌آویو تحمیل کرد،. شهروندان صهیونیستی که در آغاز جنگ به رهبران خود اطمینان داده بودند برای ریشه‌کن شدن حزب‌الله ماه ها زندگی سخت را تحمل خواهند کرد، با مشاهده به هم ریختگی اوضاع نظامیان و سیاستمداران هر روز به تظاهرات گسترده‌ای دست ‌زده و خواستار توقف جنگ می شدند. اما این جنگ به مداخله بین‌المللی احتیاج داشت، به گونه‌ای که ضمانت‌هایی برای توقف حملات موشکی حزب‌الله فراهم شود و چشم‌اندازی از منضبط شدن حرکت چریک های حزب‌الله ترسیم گردد.

آمریکا و انگلیس دستپاچه برای پایان دادن به جنگ/اسرائیل آماده برای پذیرش شکست از چریک‌های

در این حال و هوا، نظامیان صهیونیست دست به یک عملیات جنایتکارانه در قانا زدند. قانا نام آشنایی بود، روستایی در نزدیکی‌های شهر پرجمعیت صور که پیش از این در سال 1996 شاهد جنایت شرم‌آور صهیونیست‌ها علیه زنان و بچه‌ها در مقر سازمان ملل بود. نظامیان این رژیم در روز بیستم جنگ (نهم مرداد 1385) به آسایشگاه اطفال و مردان و زنان معلول و سالخورده حمله کردند و ده ها نفر از آنان را به خاک و خون کشیدند تا مجامع بین‌المللی به سرعت دست به کار شوند و جنگ را پایان دهند.






 

بلافاصله پس از فاجعه شرم‌آور قانا، کاندولیزا رایس که پیش از این به مقامات نظامی و سیاسی تل‌اویو گفته بود در این جنگ عقب‌نشینی دیده نشده است، به تل‌آویو بازگشت و اعلام کرد: "زمان توقف جنگ فرا رسیده است"

جنگ در هفته چهارم در حال و هوای صدور قطعنامه و در عین حال با شدت ادامه پیدا کرد. انگلیسی‌ها دست اندر کار تهیه قطعنامه‌ای شدند که در آن حزب‌الله مسئول جنگ شناخته شده و در آن بر تروریسم بودن آن و لزوم خلع سلاح و حتی محاکمه آنان تاکید شده بود. آنان گمان می‌کردند می‌توانند حزب‌الله را از این طریق از موضع نظامی به موضع سیاسی منتقل کنند. اما حزب‌الله اعلام کرد که قطعنامه را نمی‌پذیرد و تداوم جنگ را ترجیح می‌دهد از این رو قطعنامه انگلیسی دو بار تعدیل گردید و عملا بی‌خاصیت شد. این قطعنامه در اولین ساعت روز 21 مردادماه به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید ولی دو روز طول کشید تا طرفین دست خود را از روی ماشه‌ها بردارند و به آتش بس تن دهند.

جالب این بود که اسرائیلی‌ها ناچار شدند از اصرار خود مبنی بر این که آخرین شلیک از سوی آنان باشد، دست بردارند و پذیرای 360 موشک در آخرین روز نبرد (23 مرداد ماه) گردند.

نگاهی به آثار و نتایج جنگ/چرا جنگ 33 روزه هنوز فراموش نشدنی است

در این جنگ، نخستین بار تلفات نظامیان رژیم صهیونیستی از تلفات طرف مقابل فراتر رفت و در مقابل 74 شهید از اعضای جنبش مقاومت اسلامی لبنان، 117 نظامی و افسر ارشد رژیم صهیونیستی کشته شدند.

این در حالی بود که این رژیم در جنگ 6 روزه سال 1967 با ارتش چند کشور عربی شامل مصر، سوریه‌ و اردن، فقط 16 کشته داده بود.

منابع نظامی رژیم صهیونیستی اعلام کردند که 245 نظامی اسرائیلی بر اثر صدمه روحی در جنگ 33 روزه دچار بیماری روانی شدند.

برتری نظامی اسرائیل به ویژه در ابعاد تسلیحاتی و آموزشی در بخش‌های نیروی هوایی، هوانیروز و زرهی که در جنگ‌های گذشته سهم بسیار مهمی در جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به داخل اسرائیل داشتند، در این جنگ فاقد کارایی نظامی بود و نتوانست نقشی در جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به داخل اسرائیل داشته باشد.

نیروی هوایی اسرائیل در جنگ 33 روزه حتی یک بمباران نتیجه بخش نداشت و فقط برای ماندن در صحنه رزم به بمباران متراکم و گسترده و انهدام زیر ساختارهای آشکار شهرهای لبنان اقدام می‌کرد.

منهدم شدن دو فروند هواپیمای جنگی اسراییل در این جنگ اوج ناتوانی نیروی هوایی این رژیم محسوب می‌شود.

تانک‌های مرکاوا که براساس تئوری برتری نظامی اسرائیل در جنگ‌های مستقیم، نزدیک و شهری، بارها موفق عمل کرده‌بود و در هر دوره براساس فناوری روز بهینه ساز می‌شد و سابقه سال ها جولان دادن در سرزمین های اشغالی، شهرهای فلسطین و همچنین در داخل شهرهای لبنان و از جمله بیروت را در کارنامه خود داشت درمحدوده بسیار کوچک جغرافیایی، یکی پس از دیگری و هر روز بیشتر از روز قبل منهدم شدند.

بالگردهای نظامی اسرائیل که عامل برتری ساز این رژیم در جنگ‌های غیرخطی و احاطه‌ای بو‌‌د دو بار هدف قرار گرفتند و نیروهای هلی برد در این جنگ توان نزدیک شدن به خطوط نیروهای حزب‌الله را نداشتند.

عملیات هلی‌برد با بکارگیری انواع بالگردهای نظامی فوق پیشرفته یکی از اصلی‌ترین تاکتیک‌های جنگ‌های غیرخطی و احاطه‌ای است که از طریق پیاده کردن نیرو در پشت خطوط و در عمق خاک طرف مقابل می‌تواند ضمن انهدام نیرو، ربودن فرماندهان و عناصر اصلی، جبهه‌های جدیدی را ضد طرف مقابل ایجاد و موجب تجزیه نیروهای طرف مقابل و از هم پاشیدگی طرح‌های پدافندی آنها شود.

این رژیم با استفاده از همین تاکتیک در جنگ با ارتش‌های عربی، اقدام به ربودن و ترور مخالفان کرده و صدماتی به آنها وارد کرده بود اما در جنگ 33 روزه با وجود اینکه کماندوهای اسرائیلی بارها کوشیدند با پیاده شدن در پشت خطوط دفاعی حزب‌الله ضرباتی را به این نیروها وارد کنند اما این تلاش‌ها با شکست همراه شد که تلاش برای ربودن شیخ «محمد یزیک» معاون سیدحسن‌نصرالله در بعلبک از جمله این اقدامات بودجه با شکست‌مفتضحانه‌ای روبرو شد.

یکی از صحنه‌های شگفت انگیز در جنگ 33 روزه منهدم شدن دو فروند ناوچه «ساعره» اسرائیل بود.

اینکه این ناوچه‌ها از کجا، چگونه و با استفاده از چه مواد انفجاری منهدم شدند و چرا سامانه‌های الکترونیک دفاعی موجود در این ناوچه‌ها کوچکترین واکنشی نشان ندادند از جمله مواردی است که نظامیان اسرائیلی و آمریکایی را حیرت‌زده کرده است.

پیروزی اطلاعاتی حزب الله بر موساد/توکل به خدا در کنار کاریزمای سید حسن نصرالله در رهبری نیروهای مقاومت

در واقع عامل این موفقیت‌های حزب‌الله برتری و مدیریت بر اطلاعات بوده است. توان، تعداد، برد، انبارهای موشک، قدرت انفجار و محل سکوهای پرتاب، اصلی‌ترین نیازمندی‌های اطلاعاتی اسرائیل در این جنگ بود که هیچ گاه نتوانست حتی به درصدی از این اطلاعات دست یابد این در حالی است که یکی از فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی مدعی بود که حدود 10 سال به صورت شبانه روز از منطقه 20 کیلومتری حاشیه مرزی مراقبت می‌شد ‌و همه عناصر اصلی و فرعی حزب‌الله در سراسر لبنان زیر نظر بودند اما در جنگ 33 روزه هیچ یک از این اقدامات نتوانست کوچکترین نقشی در جلوگیری از شکست این رژیم داشته باشد و حتی از سال‌ها تردد و فعالیت مهندسی حزب‌الله در حاشیه مرزی برای آماده سازی منطقه مطلع نشده بودند.




حزب‌الله با مخفی کردن و مدیریت بر این اطلاعات توانست همراه با وارد کردن ضربات نظامی و خسارات مالی و جانی به اسرائیل، دامنه جنگ را هم کنترل کند به عبارت دیگر توانست قدرت موشکی خود را به نیروی بازدارنده و تعیین کننده در سرنوشت جنگ تبدیل کند.

به کارگیری مرحله‌ای و گام به گام این موشک‌ها در برد و تعداد توانست در بعد سیاسی - نظامی صدمات زیادی را به این رژیم وارد کند و شاید بتوان گفت که علت محدود شدن دامنه جنگ یعنی گسترش نیافتن جنگ به بیروت و تل اویو و تعداد روزهای جنگ از 33 روز به مدتی طولانی‌تر، از جمله ابتکارات حزب‌الله در مدیریت بر اطلاعات پایه‌ای جنگ از طریق وارد شدن مرحله‌ای کنترل دامنه و شدت این جنگ بود.

تشکیل‌جلسات فوق‌سری حزب‌الله و حفظ ارتباطات رادیو و تلویزیونی با مردم داخل و خارج از لبنان از دیگر عوامل برتری ساز حزب‌الله به ویژه در جنگ روانی بود.

در اثنای‌جنگ همه جهانیان و به خصوص مردم لبنان و حتی مردم و مسئولان صهیونیستی مشتاق شنیدن پیام‌های سیدحسن‌نصرالله بودند. کمیت، محتوای پیام‌ها و به خصوص صلابت همراه با خونسردی و آرامشی که در این پیام‌ها نهفته بود، مهمترین عامل در تصمیم‌گیری طرفین برای کنترل دامنه جنگ بود، اعتماد کم نظیر مردم لبنان به حزب‌الله و رهبر جاودانه آن یعنی سیدحسن‌نصرالله و پایداری مردم از اقوام و مذاهب مختلف، موجب خلق دستاوردهای چشمگیر در ابعاد نظامی و داخلی لبنان و هم ابعاد بیرونی و بین‌المللی برای این کشور شد.

در صحنه داخلی هرگونه مجال را از عناصر مزدور خارجی و سران برخی از احزاب و دولتمردان لبنانی که از قبل برای قربانی کردن حزب‌الله در این جنگ با رژیم آمریکا به توافق رسیده بودند سلب کرد و علاوه بر این موجب بالارفتن سطح تحمل مردم در هنگام وارد شدن فشارهای شدید روانی ناشی از بمباران سنگین شهرها شده به نحوی که مردم لبنان در زیر آتش و دود و در کنار شهدا و زخمی‌های خود فقط و فقط برای سلامتی سیدحسن‌نصرالله دعا می‌کردند.

در مجموع تسلط حزب‌الله بر ارکان جنگ نامتقارن از قبیل بهره‌گیری از اصل غافلگیری، فرسایشی کردن جنگ برای ناکام گذاشتن جنگ برق آسا، دفاع متحرک همه جانبه و برخورداری از حفاظ ضد اطلاعات نظامی از جمله عوامل موثر بر پیروزی نظامی حزب‌الله در جنگ 33 روزه محسوب می‌شود.

به اعتقاد اغلب کارشناسان علت اصلی پیروزی حزب‌الله برخورداری حزب‌الله از عوامل و عناصر معنوی همچون توکل به خدا، روحیه و اراده باز می‌گردد.

انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها