امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۱۹:۰۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 24837
تاریخ انتشار: ۲۳ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۳۳
تعداد بازدید: 139
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- فاطمه حامدی‌خواه: دومین حراج آثار هنر مدرن و معاصر تهران که روز جمعه 7 تیرماه در هتل پارسیان آزادی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- فاطمه حامدی‌خواه: دومین حراج آثار هنر مدرن و معاصر تهران که روز جمعه 7 تیرماه در هتل پارسیان آزادی برگزار شد،‌ با فروش نهایی 6 میلیارد و 545 میلیون تومان رخدادی تازه و تجربه‌ای بی‌نظیر در خرید و فروش آثار هنری در سطح ملی بود.

پیش از این، همه نگاه‌ها در این عرصه متوجه کشور امارات و شهر دوبی بود که محل برگزاری یکی از حراج‌‌های معتبر بین‌المللی از سوی مؤسسه کریستیز است و به فروش آثار هنر مدرن و معاصر ایران،‌عرب و ترکیه توجه دارد.

حراجی بین‌المللی که قرار بود دفتر خود را در ایران راه‌اندازی کند و بنا به دلایلی دوبی را به تهران ترجیح داد ولی اکنون با برپایی حراج تهران در سطح ملی، به نظر می‌رسد جای خالی این اتفاق در رونق اقتصاد هنرهای تجسمی تا اندازه‌ای پر شده است.

با این وجود این حراج نیز همانند هر اتفاق تازه و تأثیرگذار دیگری محل نقد و نظر‌های مختلفی است.

مدیریت این حراج با علیرضا سمیع‌آذر است که دانش‌آموخته دکترای رشته معماری از دانشگاه مرکزی لندن است.

سمیع‏آذر تا سال 1383 به مدت 8 سال ریاست موزه هنرهای معاصر تهران را بر عهده داشت و هم اکنون به عنوان کارشناس آثار هنری خاورمیانه با مؤسسه کریستیز همکاری دارد و بیشتر وقت خود را به تدریس و تألیف می‏گذراند. 

بخش اول این گفت‌وگو با عنوان «مجموعه‌داران هنری نوپا، ‌خریدار گران‌ترین آثار حراج 6 میلیاردی»  19 تیرماه منتشر شد که به موضوعاتی چون چگونگی شکل‌گیری حراج تهران، عدم اطلاع‌رسانی پیش از حراج، طیف خریداران آثار حراج، شائبه صوری بودن اعداد و ارقام حراج تهران و ...پرداخته شد.
 


 

بخش دوم گفت‌وگوی ما را با مدیر دومین حراج تهران پیش روی دارید.
 
* ضعف مبادلات بانکی و گمرکی در ایران،‌ کریستیز را به سوی دوبی سوق داد

آقای سمیع‌آذر؛ به گذشته بازگردیم،‌ چه شد که حراج کریستیز خاورمیانه در ایران دایر نشد و مسئولان این حراج ترجیح دادند شعبه خود را در دوبی دایر کنند؟ چه چیزی مانع این اتفاق در ایران بود؟

حراج کریستیز از ابتدا مشتاق بود که پایگاه منطقه خاورمیانه خود را در ایران مستقر کند چون ایران بزرگترین مولد فرهنگی کل منطقه است نه فقط در قلمروی هنر مدرن و معاصر، بلکه در حوزه میراث فرهنگی و اشیاء تاریخی نیز از کل منطقه قدرتمندتر است. بنابراین آنها مایل بودند که در قلب اشیاء تاریخی و فرهنگی خاورمیانه،‌دفتری احداث کنند. اما دلایلی آنها را مجبور کرد که این دفتر را در دوبی دایر کنند. عمده ترین این دلایل ضعف های تکنیکی برای مبادلات بانکی و گمرکی بین ایران و جهان بود. در ایران تسهیلات کافی برای خرید، پرداخت پول و خروج کالا برای خارجی ها فراهم نیست، آن طور که در دوبی مهیاست. بنابراین خارجی ها نمی توانند راحت وارد ایران شوند تا اثری هنری با کارت بانکی و ارز قابل تبدیل به همه ارزهای دنیا خریداری کنند و در خارج از ایران آن را تحویل بگیرند.

در نهایت نبود قوانین لازم و اراده کافی برای حمایت از گشایش دفتر حراج کریستیز در ایران، باعث شد مسئولان کریستیز سرانجام تصمیم بگیرند در نزدیکترین شهر خارجی به ایران دفتر خود را دایر کنند. آنها پیشنهادهای دیگری را هم داشتند، اما دوبی از بسیاری جهات بهترین گزینه برای آنها بود. با این حال ارتباط خود را با ایران از ابتدا حفظ کردند و در حراج هایشان سهم ایرانی ها از حیث تعداد آثار و نسبت آن را که تقریبا برابر با مجموع سهم کل کشورهای عربی و ترکیه است، همواره حفظ کردند.

* ایران بهترین پایگاه منطقه‌ای برای حراج کریستیز نبود

مسئولان حراج کریستیز اولین بار چه زمانی و به دعوت چه نهادی برای رایزنی درباره گشایش دفتر حراج کریستیز وارد ایران شدند و چه تلاش‌هایی در این راستا صورت گرفت؟

اولین حضور کریستیز در منطقه خاورمیانه به سال 2000 بازمی‌گردد که به دعوت موزه هنرهای معاصر تهران، ‌رئیس و مدیران عالی رتبه کریستیز به تهران آمدند و شرایط را برای گشایش دفتر خاورمیانه در تهران مورد بررسی قرار دادند. بعد از آن دو سفر دیگر نیز به تهران داشتند که در خلال آن با مقامات هنری و همچنین میراث فرهنگی ایران ملاقات ها و مذاکراتی داشتند که در نهایت منجر به برگزاری نمایشگاهی از آثار هنر مدرن ایران در لندن در سال 2004 شد. این نمایشگاه که البته با هدف فروش آثار نبود، با همکاری موزه هنرهای معاصر تهران در سالن کریستیز لندن برگزار شد. در حاشیه برگزاری این نمایشگاه، تفاهم نامه ای هم با موزه هنرهای معاصر تهران و سازمان میراث فرهنگی ایران به منظور همکاری های مشورتی منعقد شد. اما بعدها شرایط کلی کشور به سمتی رفت که آنها فکر کردند تهران بهترین پایگاه منطقه ای برای آن‌ها نیست و آن را به دوبی منتقل کردند.



 

* کریستیز تصمیم خود را تحت تأثیر نمایش آثار معدود قرار نمی‌دهد

شائبه ای وجود داشت که کریستیز در ایران دایر نشد چون قرار بود آثاری خلاف شؤونات ایران در این حراج عرضه شود؟

هیچ نگرانی و شائبه ای از باب نمایش آثار خارج از شؤونات جامعه ما هرگز وجود نداشت. هم اکنون هم همه آثاری که در حراج کریستیز به نمایش درمی آید کمابیش همان هایی است که در حراج تهران هم می توان ارائه کرد و بعید می دانم تعداد آثار غیر قابل نمایش آن بیش از حدود یک یا دو درصد کل آثار باشد. بنابراین اگر کریستیز در ایران شکل می‌گرفت،‌ برای مواردی معدود، ‌بعید بود که تصمیم کلی خود را تحت تأثیر آن قرار دهد. ملاحظات اخلاقی و رعایت موازین اسلامی در کشورهای مسلمان منطقه خاورمیانه نیز به همان دقت و سختی ایران است و در نهایت هیچ نگرانی از بابت سانسور آثار هنری وجود نداشت، بلکه عدم وجود تسهیلات تجاری، بانکی و گمرکی باعث شد که این مؤسسه که از اساس یک مؤسسه تجاری است، شرایط بهتری را در دوبی جست وجو کند.

* کریستیز اعتبارش را مخدوش نمی‌کند/ لطمه به حیثیت هنر ایران

همان طور که می دانید این حراج ها با برخی حواشی نیز همراه است مثل موضوع تقلبی بودن برخی آثار ایرانی در حراج‌های کریستیز که مشکلاتی را به دنبال داشت، این آثار را چه کسانی کارشناسی می کنند و حراج گذار چه تدبیری برای شائبه تقلبی بودن آثار می اندیشد؟

کریستیز مصمم است آثاری را به خریداران خود معرفی کند که از صحت و اصالت برخوردار باشد تا اعتماد خود را بین مجموعه دارانش مخدوش نکند. کریستیز با سابقه بیش از 2 قرن صاحب اعتباری جهانی است و برای فروش یکی دو اثر ایرانی مشکوک و نسبتاً ارزان در قیاس با فروش های کلان خود هرگز اعتبارش را مخدوش نمی کند و معمولاً از افراد متخصص برای تشخیص و اصالت آثار هنری کمک می گیرند. البته من کارشناس صحت آثار قدیمی نیستم، ولی به هر حال هر اثری هرچقدر هم کارشناسی شود ممکن است عده ای غیر مسئولانه نظر خود را اعلام کنند. افرادی که درباره آثار ایرانی حراج کریستیز تردیدهایی را مطرح کردند، نه با مؤسسه کریستیز مکاتبه کردند و نه به من که مرتبط با این حراج هستم مراجعه کردند، بلکه سراغ خبرنگاری رفتند تا تنها به صورت جنجالی به طرح این موضوع بپردازند یا شاید از کسانی انتقام بگیرند. این روش قطعاً انگیزه کسی را که به دنبال صحت و اصالت یک اثر است زیر سؤال می برد.

حراج کریستیز حتی اگر کوچکترین شائبه ای درباره صحت یک اثر هنری مطرح شود، آن اثر را از حراج خارج می کند و کسانی که به جای مراجعه به کریستیز، اقدام به این جنجال آفرینی رسانه‌ای می کنند، فقط شائبه تقلبی بودن آثار را مطرح نمی کنند بلکه هنر ایران را در یک صحنه مهم بین المللی غیر قابل اطمینان معرفی می کنند و این لطمه ای بزرگ به هنر ایران وارد می کند که غیر مسئولانه است.

ما در صحنه حراج کریستیز با رقبای متعدد بین المللی مواجهیم و ایجاد شبهه و خدشه در آثار ایرانی، موقعیت ایران را در این صحنه متزلزل می کند و این افراد باید بدانند خواسته یا ناخواسته به حیثیت هنر ایران صدمه می زنند.



 

* خانواده هنرمند،‌لزوماً بهترین کارشناسان آثار یک هنرمند فقید نیستند

طی سال‌های  اخیر،اغلب کسانی که مدعی تقلبی بودن آثار هنرمندان فقید درحراج‌ها بوده‌اند،به نوعی خانواده و بستگان این هنرمندان بوده‌اند؟ شما در حراج تهران برای پرهیز از طرح چنین شائبه‌هایی چه می کنید؟ آیا با دعوت از اعضای خانواده هنرمندان فقید برای حضور در حراج تهران، این اتهام‌ها را از خود دور می کنید؟

از نظر ما بستگان هنرمند لزوماً بهترین کارشناسان آثار هنری نیستند و گاه ملاحظات خانوادگی بر نظر آنها سایه می اندازد، چون در میان خانواده هم گاه افراد مختلف، نظرات متفاوتی دارند، مگر آن که خانواده هنرمند بعد از مرگ او بنیادی تشکیل دهد که حافظ منافع هنرمند باشد وبا استفاده از کارشناسان و متخصصان خود از نام و اعتبار هنرمند حراست کند. بنابراین به صورت کارشناسانه و مسئولانه درباره آثار آن هنرمند اظهار نظر می کند تا ضمن بررسی موارد مشکوک، ار خطر بی اعتبار شدن مارکت هنرمند به بهانه شک و شائبه جلوگیری کند.

وقتی یکی ازنزدیکان هنرمند و یا افرادی که به عنوان کارشناس آثار هنری اشتهار ندارند، در غیر قابل اطمینان نشان دادن آثار هنرمند پیشگام می شود و به سرعت این را رسانه ای می کند، دست به کاری می زنند که در واقع جاعلان آثار هنری دنبال آن هستند. با این تفاوت  که جاعلان به سود مادی دست می یابند ولی آن ها چنین سودی نیز دریافت نمی کنند. طبیعی است مجموعه داران آثار هنری هم ترجیح می دهند سراغ هنرمندان دیگری بروند که شبهه کمتری دارد و این چیزی است که خویشان و دلسوزان یک هنرمند نباید انجام دهند.

* حراج تهران ضریب خطای کمتری نسبت به کریستیز دارد

البته حراج تهران به دلیل نزدیکی به کارشناسان و اطرافیان هنرمندان فقید، ضریب خطای کمتری نسبت به حراج کریستیز دارد. برای کریستیز مقدور نیست که برای بررسی صحت آثار ایرانی،‌ که گاه از کانال های مختلفی در اروپا و آمریکا ارائه می شود، آن‌ها را به ایران منتقل کند تا کارشناسی شود. اما در تهران ما شرایط مساعدتری برای بررسی اصالت آثار داریم و طبیعی است که خطاپذیری کمتری نسبت به حراج های بین المللی داشته باشیم.

* حراج جای کشف هنرمند نیست/ حراج نقطه نهایی معرفی هنرمند

آثار هنری برای این حراج چگونه انتخاب می شود؟ بسیاری از هنرمندان جوان و با استعداد علاقه مند به شرکت در این حراج ها هستند، آنها چگونه می توانند وارد این حراج شوند؟

حراج جای کشف هنرمند نیست، بلکه کشف هنرمند باید در گالری ها صورت پذیرد. حراج در واقع در نقطه نهایی معرفی هنرمند قرار دارد نه آغاز آن. برخی چهره های جوان که دوست دارند میانبر بزنند و کارشان را با حراج شروع کنند، باید بدانند که این روشی معکوس است که درعمل جواب نمی دهد. حتی اگر هنرمندان جوان و گمنام هم بتوانند وارد حراج شوند و تصادفاً کارشان نیز فروش خوبی داشته باشد، به معنی فروش خوب آثارشان در گالری ها نخواهد بود و احتمالاً مارکت هنر آنها قبل از شکل گیری با بن بست مواجه می شود. آنها اگر در نمایشگاه بعدی موفق به فروش خوب آثارشان نشوند، ارقام فروخته شده در حراج صوری تصور خواهد شد و بدین ترتیب شانس موفقیت هنرمند در نطفه خفه می شود، حتی اگر فروش خوبی هم داشته باشد.

در عین حال اگر اثر یک هنرمند در حراج فروش نرود، نقطه پایان مارکت اوست، در حالی که اگر آثار او در گالری‌ها فروش نرود، همیشه شانس دیگری برای فروش آثارش در نمایشگاه‌های بعدی وجود دارد.

به طور طبیعی و معقول، آثار هنری یک هنرمند ابتدا باید در گالری های مختلف در نمایشگاههای گروهی و انفرادی ارائه شود تا بعد رفته رفته به فرصت های بالاتر دست پیدا کند و بعد از آن که مارکت  شناخته شده و قابل اطمینانی کسب کرد،‌ می تواند به حراج راه یابد. این زمانی است که یک اثر هنرمند مشتریان متعددی دارد که قاعدتاً باید در یک حراج به مزایده بپردازند.

* حراج باید از موفقیت مارکت یک هنرمند مطمئن شود

در حراج تهران آیا هنرمند هم به صورت مستقل و شخصی می توانست آثارش را در حراج شرکت دهد یا این که حتما باید از طریق گالری‌دار و مجموعه دار امکان شرکت در حراج را پیدا کند؟

حراج می تواند مستقیم به هنرمند مراجعه کند. اگر چه ترجیح می دهد از طریق گالری و مجموعه داران اقدام کند.نکته مهم این است که حراج سعی می کند از موفقیت مارکت یک هنرمند اطمینان حاصل کند تا وقتی که او را به مجموعه داران معرفی می کند به آنها اطمینان دهد که این اثر نه تنها از نظر کیفیت هنری، بلکه از نظر اعتباری که در مارکت هنری دارد نیز کاملاً مورد وثوق است و حراج خرید آن را به مجموعه داران توصیه می کند. یادمان باشد یک حراج فقط فرصتی برای فروش آثار و در خدمت هنرمندان و گالری داران نیست، بلکه با ایجاد شرایط مطلوب برای خرید آثار در خدمت خریداران نیز هست.

* گالری‌ها خود را متعهد به هنرمند می‌دانند

به نظر می رسد که این هدف در گالری ها نیز دنبال می شود؟

این کاری است که به طور معمول گالری داران انجام نمی دهند آنها بیشتر خود را متعهد به هنرمند و فروش اثرش می دانند، ولی حراج خود را به اعتماد مجموعه داران متکی می داند. بنابراین اثری که اطمینانی از حیث اهمیت،‌ارزش و اعتبار نداشته باشد به مجموعه دار معرفی نمی کند تا اعتمادش را از دست ندهند.

در شب حراج فضای خوبی حاکم بود که همه مجموعه‌داران حس کردند آثار پیشنهادی از حیث کیفیت و ارزش با مطالعه انتخاب و ارائه شده است و لذا هرچه پیشنهاد می شد خریداران متعددی پیدا می کرد. این اتفاق نمی افتاد مگر در سایه اعتمادی که در فاصله این دو حراج از سوی مجموعه داران جلب شده بود و در پرتو آن حتی با قیمت های بسیار بالاتر از رقم برآورد شده، آماده خرید بودند.
ادامه دارد...
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار