امروز : سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 26
۱۲:۱۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 25271
تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۳۳
تعداد بازدید: 83
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس به نقل از ایراس (موسسه مطالعات ایران و اوراسیا)، آنچه که روسیه در راس برنامه‌های خود دارد، ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس به نقل از ایراس (موسسه مطالعات ایران و اوراسیا)، آنچه که روسیه در راس برنامه‌های خود دارد، تبدیل شدن به ابرقدرت در سیاست‌ خارجی است و برای رسیدن به این نقطه از هیچ کاری فروگذاری نمی‌کند.

*مسکو سعی دارد حضور نظامی خود را در هر جای ممکن افزایش دهد

روسیه هرگز نمی‌تواند خود را خارج از دایره قدرت‌های منطقه‌ای ببیند. آنچه که روسیه در راس برنامه‌های خود دارد، تبدیل شدن به ابرقدرت در سیاست‌های خارجی است و برای رسیدن به این نقطه از هیچ کاری فروگذاری نمی‌کند. از جمله اقدامات روسیه افزایش حجم صادرات سلاح است که در سال 2012 به 15،2 میلیارد دلار یعنی افزایش سه برابری طی ده سال اخیر رسید. هدف از این کار، توسعه صنعت کشور و حفظ جایگاه خود در سیاست‌خارجی می‌باشد.

«فئودور لوکیانوف» سیاست‌پرداز روس با اطمینان می‌گوید: «پوتین بر خلاف دیمیتری مدودف، رییس‌جمهور پیش از خود، تمام حوادث دنیای امروز را از یک زاویه نگاه می‌کند. ولادیمیر پوتین در اولین دوره ریاست‌جمهوری خود پس از فروپاشی شوروی در اندیشه حفظ قدرت از دست رفته و قرار گرفتن در قطب رو در روی غرب بود، اما به خاطر تغییر شرایط جهانی و به طبع آن روسیه، پوتین نیز همچون مدودف با این حقیقت کنار آمد که به جای قدرت جهانی، قدرت منطقه باشد و حوزه عملکرد خود را از اروپا تا اقیانوس آرام حفظ کند. با این حال، وجه تفاوت وی با مدودف در تمایل پوتین به حضور فعال در تمامی حوادث جهانی و تاثیرگذاری بر حوادث در چهارچوب منافع کشور می‌باشد. زیرا از نظر پوتین هر عنصر در نظم جهانی تاثیر مستقیم بر موقعیت و وضعیت روسیه خواهد داشت».

برخی سیاست‌پردازان دیگر روس بر این عقیده هستند که دوره ریاست‌جمهوری ولادیمیر پوتین و «نظامی شدن» سیاست‌های خارجی این کشور، در حقیقت سپردفاعی در مقابل حملات احتمالی و ترس درونی رهبر کشور است، نه نمایش واقعی قدرت و موضع‌گیری کرملین به عنوان ابرقدرت.

«گری کاسپاروف»، قهرمان سابق شطرنج روسیه و رهبر حزب اپوزیسیون در گفتگویی اختصاصی با روزنامه « El Pais» گفت که «روسیه پوتین» تغییرات رادیکال اعمال می‌کند.

وی می‌گوید: «رژیم حاکم در کشور انعطاف کمتری به نسبت قبل نشان می‌دهد و حتی امکانات این حکومت برای مانور دادن در حوادث مختلف نیز کمتر شده. رژیم حاکم در روسیه به مراحل پایانی خود نزدیک می‌شود. من تصور می‌کنم که در آینده نزدیک، شاید دو تا سه سال دیگر، شاهد یک انفجار عظیم در کشور باشیم که بهای سنگینی برای کل کشور خواهد داشت».

آنچه که امروز در سیاست‌خارجی روسیه قابل مشاهده است، احساس ترس از وقوع انقلاب و یا تهاجم اسلامگرایی در این کشور است. این دو عامل، در مرکز سیاست‌گذاری‌های خارجی این کشور قرار گرفته‌اند و علیرغم عدم رضایت قدرت‌های جهانی، کرملین با تمام قدرت از دولت حاکم در سوریه حمایت می‌کند.

سال‌های متمادی اتحاد جماهیر شوروی یکی از بازیکنان بانفوذ در فضای استراتژیک خاورمیانه محسوب می‌شد: اتحاد جماهیر شوروی از سازمان آزادیبخش فلسطین حمایت قاطعانه می‌کرد. در چارچوب جنگ سرد و حمایت مهم شوروی و کشورهای غیرمتعهد که همه دوست شوروی بودند و ریاست مجمع عمومی که بر عهده الجزایر بود، رهبر جنبش آزادیبخش برای نخستین‌بار در مجمع عمومی سازمان‌ملل، از حقانیت و مظلومیت مبارزان راه آزادی سخن گفت. شوروی نزدیک به 30 سال از تنها حزب دموکرات مردمی در تمام شبه‌جزیره عربی در جمهوری دمکرات یمن حمایت به عمل آورد و روابط حسنه‌ای با عراق برقرار کرده بود که در دست صدام حسین و حزب بعث قرار داشت. اکنون، از این فضای وسیع، تنها منطقه‌ای که برای روسیه باقی مانده، کشور سوریه - کانون بحران و جنگ میهنی است و تنها پایگاه نظامی روسیه در این منطقه، بندر طرطوس در دریای سیاه می‌باشد.

* کرملین مبارزات امروز برای سرنگونی رژیم حاکم در سوریه را در چارچوب دومینو مطالعه می‌کند

به اعتقاد برخی کارشناسان غربی، ترس روسیه از این است که حوادث جاری به شکل دومینو جریان پیدا کنند. کرملین مبارزات امروز برای سرنگونی رژیم حاکم در سوریه را در چارچوب دومینو مطالعه می‌کند. این بازی از تونس آغاز شد، به سمت لیبی،‌ سپس مصر حرکت کرد. حتی وقوع انقلاب‌های جدید در کشورهای صاحب اعتبار آسیای‌مرکزی نیز دور از ذهن نمی‌باشد.

«فئودور لوکیانوف»، در جای دیگر اشاره کرده که روسیه از تمام امکانات خود برای مسئله سوریه استفاده کرده است. دولت سوریه دیر یا زود سرنگون می‌شود، به همین خاطر، زمان آن رسیده که تصمیم قاطعی برای پایان دادن به این بازی اتخاذ شود تا منافع بیشتری عاید روسیه شود. روسیه می‌تواند با امضای یک قرارداد، اسد را بفروشد. گزینه دیگر این است که نقش میانجی را برعهده گرفته و به رهبر این کشور وعده دهد که در صورت کناره‌گیری اسد از حکومت، امنیت کشور را تضمین کرده، در تشکیل دولت جدید نقش موثر خواهد داشت.

به هر صورت، غرب بر آن است تا به هر شکل ممکن کرملین را متقاعد به تغییر موضع کند. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سیاست‌های مسکو در خاورمیانه چندان موفقیتی به همراه نداشته است. پیروزی اپوزیسیون و سرنگونی حکومت دمشق، راه وقوع انقلاب‌های بعدی را در آسیای‌مرکزی باز می‌کند و در نتیجه، مشکل اسلام هر چه بیشتر گریبان‌گیر روسیه خواهد شد. اگر نگرانی‌های پوتین برای وقوع انقلاب را به آن اضافه کنیم، نتیجه گیری‌ها شکل عینی‌تر پیدا خواهند کرد.

*چرا روسیه حاضر به رها کردن سوریه نیست؟

به اعتقاد کارشناسان، کرملین از جنگ عراق، افغانستان و لیبی برای خود نتیجه‌گیری‌هایی کرده و متوجه شده که پیروزی در درگیری‌های نظامی امروز، به عوامل زیادی وابسته هستند. شاید احساس خطر از ترویج انقلاب‌هایی که طی سال‌های اخیر رخ داده‌اند، سبب شده که روسیه گستره فعالیت‌های سازمان «پیمان امنیت جمعی» (که از سال 90 کار خود را آغاز کرده) را توسعه دهد. این سازمان متشکل از کشورهای ارمنستان، بلاروس، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان است. در شرایط کنونی، کرملین یکباره تصمیم می‌گیرد فعالیت‌های اتحادیه‌های نظامی را به روزرسانی کند. حتی صحبت از تشکیل «مشت هوایی» به میان آمده که بتواند امنیت را در منطقه آسیای‌مرکزی تامین ساخته و مانع از وقوع هرگونه انقلاب ناخواسته شود. ولادیمیر پوتین در این‌باره تاکید کرد: «ما آماده‌ایم تا ماموریت خود را برای حفظ ثبات در فضای اوراسیا انجام دهیم». حتی «مراد تاژین»، دبیر سابق شورای امنیت قزاقستان نیز در همین رابطه صریحا اعلام کرد: «واکنش بحرانی در چارچوب مکانیزم‌های سازمانی به منظور بهره‌برداری از ظرفیت‌ها در صورت وقوع بحران‌های داخلی در قلمروی کشورهای عضو سازمان است».

با شرایط حاضر، روسیه برنامه‌های خود را در جهت بالابردن توان ناوگان هوایی متمرکز کرده است. اگر در نظر بگیریم که سال 2011، ناوگان هوایی روسیه دارای 20 فروند تجهیزات جدید بود، امروز و با گذشت تنها دو سال، به 35 فروند رسیده و نیروهای متحده دست کم 40 فروند جنگنده سوخومی 30 و 35 به اضافه بمب افکن سوخومی 34 در اختیار خواهند داشت. برنامه این است که بمب افکن‌های روسی با برد بلند و دست کم 140 فروند جنگنده به روز رسانی شوند. بخشی از این تجهیزات طی سال جاری برای محافظت از مسکو اختصاص پیدا می‌کنند. محل اصلی استقرار تجهیزات مذکور پایگاه 999 کانت در خاک قرقیزستان است. این ناوگان «مشت هوایی» را تشکیل می‌دهند و در صورتی که موج انقلابی از آفریقای‌شمالی و خاورمیانه به سوی کشورهای سابق شوروی جریان پیدا کند، وارد عمل خواهند شد.

ولادیمیر پوتین، ستون پنجم ناوگان دریایی خود را به عنوان برگ برنده این کشور در منطقه به شمار می‌آورد. روسیه نمی‌تواند منطقه را بدون حضور قوی و تاثیرگذار خود تصور کند. علی‌رغم سخنان برخی سیاست‌مداران اروپا، دستور کار روز وزارت دفاع در جهت حمله به غرب نیست. حتی اگر تصور کنیم که کرملین تصمیم به جنگ با اروپا داشته باشد، کافی است موشک‌های خود را به سوی غرب روان کرده و ناوگان مستقر در منطقه کالنینگراد و خاک بلاروس را به آن سو رهبری کند.

کرملین، توافق بر سر استقرار ناوگان دریای‌سیاه روسیه در منطقه سواستاپول را یک دستاورد بزرگ به شمار می‌آورد. اواخر ماه آوریل سال جاری، روسیه اعلام کرد که قصد دارد حضور نظامی خود را در منطقه کریمه افزایش دهد. روسیه به زودی ناوچه جدید «آدمیرال گریگورویچ» را وارد عمل می‌کند. الکساندر فیدوتنکوف، یک مقام نظامی روسیه نیز تایید کرد که طی سال جاری این ناوچه در ساختار نیروهای دفاعی روسیه قرار می‌گیرد و اولین ناوچه از طرح شش ستونی دفاعی روسیه با برخورداری از تجهیزات موشکی برد بلند تشکیل خواهد داد. علاوه بر این، شش زیردریایی و هفت قایق جنگی نیز در دریای سیاه مستقر خواهند شد.

با این همه، کشتی‌های جنگی تضمین‌کننده موضع دفاعی روسیه در منطقه نیستند، بلکه این عملکرد را نیروهایی مکانیزه در منطقه کریمه بر عهده دارند که هر زمان به کمک آنها نیاز باشد، بلافاصله وارد عمل خواهند شد. این نیروهای ویژه متشکل از پانزده هزار سرباز است که سیاست‌مداران اوکراینی را به هراس می‌اندازد و نقطه اتکای ستون پنجم سیاسی است که کنستانتین زاتولین (عضو «روسیه واحد» و مدیر موسسه کشورهای آسیای ‌مرکزی) رسما از آن سخن گفت. سیاست‌مداران اوکراین پس از وقوع انقلاب نارنجی وی را چندین مرتبه متهم به فعالیت‌های خرابکارانه کردند. سازمان جدید پان روسیست (یا طرفدار روسیه) در منطقه با احزاب حاکم به رقابت برخاسته است. «جنبش روسیه» از روز 14 ماه مه سال جاری در شهر اودسا کار خود را آغاز کرده و طی جلساتی به بحث و گفتگو در خصوص «مسئله تشکیل اتحادیه روسیه، بلاروس و اوکراین» (دست کم مناطق شرقی و جنوبی اوکراین) نشسته است.
انتهای پیام/خ 
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها