امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۰۱:۰۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 2531
تاریخ انتشار: ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۷:۵۷
تعداد بازدید: 122
هفته گذشته، دو تن از مقامات نظامی عالی‌رتبه اسرائیلی – وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح این رژیم – در اظهاراتی مدعی شدند که اسرائیل در صورت ...

هفته گذشته، دو تن از مقامات نظامی عالی‌رتبه اسرائیلی – وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح این رژیم – در اظهاراتی مدعی شدند که اسرائیل در صورت احساس نیاز، خود به تنهایی علیه برنامه هسته‌ای ایران اقدام نظامی انجام خواهد داد.

این اظهارات درست یک هفته پیش از سفر وزیر دفاع آمریکا، «چاک هیگل» به سرزمین‌های اشغالی فلسطین صورت می‌گرفت. نکته جالبی که اندکی هم عجیب به‌نظر می‌رسد این است که رئیس پنتاگون هم در سفر به تل‌آویو دقیقا بر همین ادعای اسرائیلی‌ها صحه گذاشته و اظهار داشت که کشورش تصمیم‌گیری در خصوص حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران و همچنین زمان این حمله را به اسرائیل واگذار کرده است.

در این سیر از اظهارنظرها، اظهارات مقامات اسرائیلی چندان عجیب به‌نظر نمی‌رسد، چه این سخنان پیش‌تر نیز از زبان بالاترین مقام اجرایی رژیم مزبور بر زبان جاری شده بود و نه‌تنها جاری شده بود، بلکه به تکرار مکرر بدل گشته بود. آنچه حیرت‌برانگیز و محتاج مداقه است، اظهار نظر چاک هیگل است که در کنار وعده فروش هرچه بیشتر تسلیحات به تل‌آویو، امری را تایید کرده است که آمریکایی‌ها تاکنون از تایید آن شانه خالی می‌کردند.

به‌واقع، دولت اوباما سخت از درافتادن در ورطه جنگی دیگر در خاورمیانه ابا دارد و از همین روست که در ماجراهای لیبی و سوریه نیز مستقیما مداخله نکرده و در کنار گود تنها به ارائه کمک‌های لجستیکی و نظاره ماجراها اشتغال داشته است. از این رو و از آن بابت که در افتادن با لیبی و سوریه در مقایسه با درافتادن با ایران تنها یک «زنگ تفریح» است، باراک اوباما و دولتش به طریق اولی بر این تلاش بوده‌اند که کار به چالش نظامی نکشد.

در این میان، حتی برخی تحلیلگران غربی هم اذعان می‌کنند که برخی از تحریم‌های تندی که دولت و کنگره آمریکا علیه ایران اعمال کرده‌اند، تنها در راستای ساکت کردن نتانیاهو و به عبارت دیگر، از مقوله «استخوان پیش روی سگ انداختن» بوده است.

چندی پیش و با سفر باراک اوباما به سرزمین‌های اشغالی فلسطین، نوشته‌های روزنامه‌های غربی از آن حکایت داشت که نخست‌وزیر اسرائیل با این سفر، اعتماد بیشتری به اوباما پیدا کرده و لذا قصد دارد فرصت بیشتری به تحریم‌های ضدایرانی بدهد. با همه این حرف‌ها، سفر هیگل به اسرائیل بازی را تغییر داده و مفصلی جدید به مفاصل گفتمان ضدایرانی واشنگتن و تل‌آویو افزوده است.

از این رو باید به بررسی پاسخ این سوال پرداخت که هیگل از این سخنان چه منظوری داشته است؟ در این یادداشت احتمالات موجود مورد مداقه مختصر قرار می‌گیرند.

* احتمال اول: تطابق معنی با لفظ

یکی از احتمالات این است که پشت پرده در اظهارات وزیر دفاع آمریکا وجود نداشته و وی دقیقا منظورش این بوده است که اسرائیل هروقت خواست می‌تواند به تاسیسات هسته‌ای ایران یورش آورد و در این فقره، روی کمک‌های تسلیحاتی آمریکا هم می‌تواند حساب کند.

در این صورت، این بدان معناست که آمریکایی‌ها این برآورد را دارند که عزم اسرائیل برای تجاوز نظامی به ایران جدی است و از سوی دیگر، خود نیز مخالفتی با این امر ندارند و در ضمن، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که آمریکا مجبور نخواهد بود بیش از کمک تسلیحاتی به اسرائیل، کمک دیگری در چنین نبردی به این رژیم بکند.

چنین احتمالی از چند لحاظ قابل مناقشه است:

1- ایالات متحده می‌داند که در صورت حمله اسرائیل به ایران، ایران بیکار ننشسته و هم مستقیما و هم به‌واسطه متحدین خود در منطقه، اسرائیل را هدف قرار خواهد داد. بنابراین حمله اسرائیل به ایران حمله‌ای پرهزینه است و آمریکایی‌ها که خود را هژمون عرصه بین‌المللی می‌دانند، بعید است تصمیمی تا این حد پرهزینه را به اسرائیلی‌ها واگذار کنند؛

2- واشنگتن واقف است که در صورت تجاوز به برنامه هسته‌ای ایران، منافع ایالات متحده در منطقه و بالاخص جریان مستمر نفت از خلیج فارس متاثر خواهند شد، لذا در چنین نبردی آمریکا نمی‌تواند کنار گود بنشیند؛

3- دولت اوباما به قدرت لابی‌های یهودی آمریکا واقف بوده و می‌داند در صورت ورود اسرائیل به‌چنین جنگی، فشار این لابی‌ها دولت اوباما را مجبور به دخالت خواهد کرد، آن هم در شرایطی که اوباما سخت از درافتادن در ورطه نبردی دیگر در خاورمیانه، ابا دارد.

بنابراین آمریکایی‌ها نمی‌توانند تصمیمی با این درجه از اهمیت را به تل‌آویو واگذار کنند، آن هم در شرایطی که در اسرائیل کابینه‌ای تندرو بر سر کار است که از منظر محیط روانی، قابلیت بازی با آتش (Brinksmanship) را نیز دارد.

با این تفاصیل، بعید است معانی آنچه چاک هیگل گفته است، دقیقا با لفظ تطابق داشته باشد.

* احتمال دوم: فرار به جلوی هیگل برای رهایی از خطر

هیگل از مدت‌ها قبل به‌عنوان فردی مظنون در عرصه سیاسی آمریکا مطرح بوده و اتهام وی نیز عدم حمایت کامل از اسرائیل بوده است. او در ابتدای دوران خود در پنتاگون به سر می‌برد و با مشکلی به‌نام ادعاهای هر روزه اسرائیل علیه ایران و احتمال درافتادن نیروهایش در جنگی سخت مواجه است.

از سوی دیگر، هیگل به نیکی می‌داند که اسرائیل پس از خاطره جنگ 1956 کانال سوئز، دیگر بدون کمک واشنگتن به هیچ نبردی وارد نشده است. این امر را باید نزد نیروهای مسلح اسرائیل همچون یک راهبرد دانست چرا که اسرائیل بدون حمایت فرامنطقه‌ای، توان جنگ‌های بزرگ منطقه‌ای را ندارد.

از سوی دیگر، پس از انقلاب‌های عربی در خاورمیانه، موقعیت اسرائیل دچار نوعی چالش جدید شده و مهم‌ترین پیمان صلح این رژیم با کشورهای عربی که کمپ دیوید بوده نیز تا حدودی در ابهام قرار گرفته است. این در شرایطی است که سازمان‌های اطلاعاتی آمریکایی و اسرائیلی با یکدیگر در این خصوص که ایران تصمیمی برای تولید سلاح هسته‌ای ندارد، هم‌عقیده‌اند.

با این شرایط، هیگل از یک‌سو می‌داند که اسرائیل بدون کمک نظامی مستقیم خارجی به احتمال زیاد اقدام نظامی علیه ایران نخواهد کرد و از سوی دیگر واقف است که از اساس چنین حمله‌ای ضرورت ندارد. در چنین شرایطی احتمالا هیگل به این باور رسیده است که تهدیدات متعدد اسرائیلی‌ها علیه ایران، بیشتر جنبه باج‌گیری از واشنگتن را دارد تا تهدید واقعی ایران.

این احتمال وجود دارد که کهنه‌سرباز آمریکایی جنگ ویتنام برای اینکه هر روز با تهدیدی جدید مواجه نشود، از تاکتیک فرار به جلو استفاده کرده باشد: «ما موافقیم. هر سلاحی بخواهید می‌توانید بخرید. حالا اگر می‌توانید، به میدان بروید.»

هیگل اگر چنین فحوایی را مدنظر قرار داده باشد، تهدیدی را که مقامات نظامی تل‌آویو برایش ایجاد کرده بودند، با زیرکی به یک فرصت بدل کرده است. وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل در آستانه سفر هیگل به تل‌آویو وی را در یک تنگنای تصمیم‌گیری قرار دادند و وی با فرار به جلو این تنگنا را به اسرائیل بازگرداند. اینکه تصمیم با خود اسرائیل است، احتمالا همان جمله‌ای است که تل‌آویو هرگز تمایل نداشت بشنود.

آنچه تل‌آویو نیاز دارد این است که یا واشنگتن را علیه ایران وارد جنگ کند و یا برای آنکه وارد جنگ نشود از ایالات متحده امتیاز طلب کند که حداقل آن تحریم‌های هرچه بیشتر علیه ایران است. هیگل با سخنان خود، احتمال اول را باطل کرده است و جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا نیز با طرح این تقاضا از کنگره که فعلا تحریم‌های جدیدی علیه ایران اعمال نشود، احتمال دوم را باطل کرده است.

* احتمال سوم: توافقی از پیش تعیین‌شده برای اعمال فشار بیشتر بر ایران

بر اساس این احتمال، از آنجا که مقامات نظامی آمریکایی و اسرائیلی کاملا با یکدیگر هماهنگ عمل می‌کنند و در واقع یک روح در دو کالبد هستند، ممکن است برای ایجاد جو روانی بیشتر علیه ایران در نظام بین‌المللی و بحرانی‌تر نشان دادن فضای پیرامون برنامه هسته‌ای ایران، با یکدیگر توافق کرده و چنین نشان دهند که واشنگتن با حمله نظامی اسرائیل به ایران موافق است.

پیش‌فرض تل‌آویو و واشنگتن در این فقره آن است که ایران تحت فشار اقتصادی تحریم‌ها و فشار روانی جنگ، سرانجام به توافقی که مد نظر طرف غربی است تن داده و از مواضع سرسختانه خود در مذاکرات هسته‌ای کوتاه خواهد آمد. بر این اساس، چون فشار اقتصادی به‌تنهایی کفایت نکرده است، این احتمال وجود دارد که ایالات متحده و اسرائیل برای ایجاد یک احتمال جدی حمله نظامی در ذهن تصمیم‌سازان سیاست خارجی ایران، توافق کرده باشند. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، مدت‌هاست که خواستار یک «تهدید معتبر نظامی» علیه ایران است.

* فرجام

به‌طور کلی، به این احتمال که اسرائیل به‌تنهایی بخواهد ایران را هدف حمله نظامی قرار دهد، نمی‌توان چندان وقعی نهاد. این رژیم در طول تاریخ ثابت کرده است که همان‌طور که به جنگ اعتیاد دارد، به تحت‌الحمایه بودن در جنگ‌ها نیز نیاز دارد.

به‌واقع اگر اسرائیل به‌تنهایی قادر به از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران بود، تاکنون این کار کرده بود کمااینکه در خصوص حمله به عراق و سوریه کوچک‌ترین تردیدی به‌خود راه نداد.

در میان سه احتمال طرح شده، احتمال‌های دوم و سوم می‌توانند درست‌تر باشند اما به هر حال، طبعا ایران آمادگی لازم برای مقابله با هر سناریویی را دارد.

هشدار روشن عالی‌ترین مقام نظام جمهوری اسلامی ایران در خصوص با خاک یکسان شدن تل‌آویو و حیفا در صورت تجاوز نظامی به ایران، بیانگر سطح آمادگی نیروهای مسلح برای پاسخگویی به‌هرگونه تهدید تل‌آویو است.

* علیرضا کریمی
انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار