امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۰۸:۳۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 26125
تاریخ انتشار: ۲۶ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۳۳
تعداد بازدید: 83
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-گروه کتاب و ادبیات: پیشنهاد پایان هفته، کتاب «عقربه‌ها خوابشان می‌آید»نوشته معصومه عیوضی، داستان بلندی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس-گروه کتاب و ادبیات: پیشنهاد پایان هفته، کتاب «عقربه‌ها خوابشان می‌آید»نوشته معصومه عیوضی، داستان بلندی درباره سفر زیارتی اعضای یک خانواده به مشهد مقدس است که در طول سفر ماجراهای گذشته مرتبط با موضوع انقلاب اسلامی در ذهن راوی داستان مرور می‌شود.
 
کتاب «عقربه ها خوابشان می آید» سرگذشت اعضای یک خانواده در تعطیلات تابستانی است که برای زیارت حرم حضرت امام رضا(ع) با قطار عازم شهر مشهد مقدس هستند. در بین راه، پسر نوجوان خانواده(راوی داستان) یک لحظه احساس می‌کند در بین مسافرانی که در راهرو واگن‌ها و کوپه‌های داخل قطار جا به جا می‌شوند، دوست ناپدیده شده خود، اسماعیل را می‌بیند، اما خیلی زود آن فرد از پیچ راهرو یکی از واگن‌ها رد می‌شود و راوی دیگر او را نمی‌بیند.

این مسئله ذهن او را درگیر خود می‌کند و در ادامه با یادآوری خاطرات راوی با دوستش، اسماعیل، مخاطب در می‌یابد که اسماعیل از نوجوانان مبارز در سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بوده که در واقعه تظاهرات روز 17 شهریور شرکت می‌کند، تیر می‌خورد، اما بعد از آن کسی از او خبر ندارد و مادر پیرش همواره منتظر بازگشت اوست.  حالا حدود یک سالی از آن ماجرا گذشته و اسماعیل همچنان ناپدید است.

قطار سرانجام به شهر مشهد می‌رسد. خانواده راوی که در مجموع هفت نفر هستند، هر یک در این سفر مشکلات خاص خود را دارند. (به غیر از دوقلوهای نوزاد که زندگی طبیعی خود را دارند.) مشکلات ریز و درشت اعضای خانواده نمی‌گذارد این سفر به آنها خوش بگذرد. حامد، پسر کوچک خانواده که از درد دندان رنج می‌برد، در مشهد کارش به بیمارستان و بستری شدن می‌کشد. با این حال سفر به پایان می‌رسد و اعضای خانواده به شهر و خانه خود برمی‌گردند و این در حالی است که راوی داستان همچنان به اسماعیل گمشده فکر می کند.
 
داستان «عقربه‌ها خوابشان می‌آید» از فضاسازی مناسبی برخوردار است و توانسته محیط های وقوع صحنه‌های داستانی را با وضوح بیشتری به مخاطبان نشان دهد. صحنه‌های آغازین داستان در کوپه داخل قطار می‌گذرد که نویسنده سعی کرده با پرداختن به جزئیات صحنه، فضای داخل کوپه را در داستان خود بازسازی کند تا مخاطبان هم همراه شخصیت‌های داستانی خود را در فضای مورد نظر نویسنده احساس کند. البته او تلاش کرده فضای بیرون کوپه را هم بسازد:
 
«قطار تلق تلق کنان در بیابان تاریک روی ریل می‌خزد و پیش می‌رود. درختان، مثل اشبح سیاهی، یکی یکی از جلوی پنجره قطار رد می‌شوند و عقب می‌روند. خانه ها از دور به قلعه‌هایی شبیه‌اند که کسی در آنها ساکن نیست؛ متروک و اسرارآمیز.» ( ص 11)
 
فضای بعدی، اتاقی در یک مسافرخانه است که نویسنده در نشان دادن محیط آن هم تقریباً موفق است. همچنین فضای محیط حرم امام رضا(ع) و بخش‌هایی از بازار شهر مشهد پرداخت مناسبی در داستان دارد. هر چند در برخی از صحنه‌ها تمرکز اصلی نویسنده روی حرکات و رفتار شخصیت‌های داستانی است و کمتر به شکل و نماهای اطراف آنها اشاره می‌شود.

از نظر شخصیت پردازی، اغلب شخصیت‌ها از ابعاد مختلف پرداخت خوب و مناسبی دارند. به ویژه شخصیت پدر که رفتارها و واکنش‌های متعددی از او در صحنه‌های مختلف داستانی دیده می‌شود. او از نظر رفاهی به طبقه نسبتاً پایین اجتماع تعلق دارد؛ شغلش دستفروشی است، با این حال، به فکر خانواده است، چون با همه مشکلاتی که دارد، خانواده هفت نفره خود را به سفر زیارتی مشهد می‌برد. به ظاهر آدم عصبانی، پرخاشگر و بی منطقی است، چون تصمیم گرفته دختر کم سن و سال خود(مرضیه) را، به رغم مخالفت او، به مرد مسنی که پولدار است شوهر بدهد، اما به وقتش هوای تک تک اعضای خانواده‌اش دارد.

در بخش‌های پایانی داستان از تصمیم خود درباره ازدواج نامتعارف دخترش منصرف می‌شود و در هنگام بستری شدن پسر کوچک خود(حامد) در بیمارستان هم تلاش‌های بی وقفه‌ای می‌کند که مجموع این رفتارها، شخصیت او در ذهن مخاطب ماندگار می‌کند.

شخصیت پررنگ بعدی، دختر خانواده، مرضیه است که هر چند بیشتر رفتارهایش متناسب با جایگاه و موقعیت او به عنوان یک دختر جوان از یک خانواده سنتی و متعلق به طبقه پایین اجتماع است، اما بعضی رفتارهایش مانند دلسوزی در قبال تک تک اعضای خانواده‌اش، به ویژه پدر که درباره او تصمیم نادرستی گرفته است، از این دختر جوان شخصیت خاصی ساخته که می‌تواند در یاد خواننده بماند. او وقتی می‌بیند پدرش در تأمین هزینه بیمارستان برادر کوچکش در شهر غریب درمانده است، تنها النگوی خود را در اختیار پدر قرار می‌ دهد تا بفروشد و شرمنده خانواده نشود. در حالیکه پیش از آن، پدر با او رفتار درستی نداشته و به رغم مخالفتش، درباره آینده او تصمیم نادرستی گرفته است.

در مقابل، شخصیت مادر خانواده ویژگی خاصی ندارد که در یاد مخاطب بماند. او یک تیپ آشنا از همان مادر در چنین خانواده‌ای است. همچنین شخصیت اسماعیل که شواهد طرح نشان می‌دهد قرار بوده مرکزیت داستان را از نظر شخصیت پردازی هم به خود اختصاص دهد، در حاشیه قرار می‌گیرد و گیرایی خاصی از منظر شخصیت پردازی ندارد.

با توجه به تداعی خاطرات راوی، شخصیت اسماعیل هم مانند بسیاری از نوجوانان مبارز سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی رفتار می کرده و وجه تمایز خاصی نسبت به بقیه مبارزان هم سن و سال خود نداشته که او را متمایز جلوه بدهد. بنابر این، او هم در حد یک تیپ شناخته شده از یک نوجوان مبارز باقی می ماند. همچنین شخصیت راوی داستان که او هم به مراتب کمتر از شخصیت اسماعیل ویژگیهای شخصیتی خود را نمایان می‌کند و در حد تیپ باقی می‌ماند.
 
به لحاظ جمع‌بندی کلیت داستان، شکل نهایی اثر نشان می دهد نویسنده سعی کرده در حال و هوای یک موضوع که این جا مسئله انقلاب اسلامی است، داستان بنویسد. نشانه آشنایی از دوران انقلاب اسلامی که ساده‌ترین و دم دستی ترین آن، فعالیت مبارزان دوران انقلاب اسلامی است را انتخاب کرده و به عنوان بستر و پس زمینه طرح داستان خود قرار داده و برای پوشش آن، وقایع زندگی روزمره یک خانواده در حالت عادی را برگزیده و به این شکل روایت داستان خود را شروع کرده است. تقریباً بیش از نود درصد از حجم داستان به روایت سفر خانواده به مشهد اختصاص یافته است.
 
در مجموع، خواندن این داستان مخاطب را با حال و هوای روزهای مرتبط با انقلاب اسلامی بیشتر آشنا می کند. به ویژه فضاسازی های اثر که در القای حس و حال آن روزها موفق عمل کرده است.
 
چاپ اول (1391) داستان بلند «عقربه‌ها خوابشان می‌ آید»نوشته معصومه عیوضی(برگزیده سومین جشنواره داستان انقلاب)با طراحی جلد افسانه آسایش، در 88 صفحه، شمارگان 2500 نسخه، قیمت  2500 تومان از سوی انتشارات سوره مهر چاپ و منتشر شده است.
 
علاقه‌مندان برای تهیه این اثر می‌توانند با شماره تلفن‌های 66460993 (پنج خط) تماس حاصل نمایند.
 
انتهای پیام/و 
برچسب ها:
آخرین اخبار