امروز : سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 26
۰۹:۰۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 26133
تاریخ انتشار: ۲۶ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۳۳
تعداد بازدید: 51
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- فاطمه حامدی‌خواه: دومین حراج آثار هنر مدرن و معاصر تهران که روز جمعه 7 تیرماه در هتل پارسیان آزادی ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- فاطمه حامدی‌خواه: دومین حراج آثار هنر مدرن و معاصر تهران که روز جمعه 7 تیرماه در هتل پارسیان آزادی برگزار شد،‌ با فروش نهایی 6 میلیارد و 545 میلیون تومان رخدادی تازه و تجربه‌ای بی نظیر در خرید و فروش آثار هنری بود و البته برگزارکنندگانش معتقدند که رکوردهای بسیاری را برای هنر ایران بر جای گذاشته است که فروش صددرصدی همه آثار، فروش یک تابلو از سهراب سپهری به قیمت 700 میلیون تومان و فروش 16 اثر بالای 100 میلیون تومان از آن جمله است.

با این حال یکی از نکات قابل توجه آن، ‌ورود آثاری از پیشگامان هنر نوگرای ایران به این حراج بود که با وجود همه اهمیتی که دارد، سابقه این حضور را در دیگر حراج‌های معتبر منطقه نمی‌توان جست.

اما در مجموع، دومین حراج تهران که از سوی بخش خصوصی شکل گرفت و به اجرا در آمد، در آینده می‌تواند مورد ارزیابی و نقد و نظر کارشناسان و صاحبنظران هنری به ویژه در مقایسه با نمونه‌های دولتی آن قرار گیرد تا از این رهگذر  با رفع کم وکاستی‌های برگزاری نمایشگاه‌های فروش آثار هنری و حراج‌‌ها در بخش دولتی و خصوصی، باور ارزش افزوده آثار هنری را به خصوص در میان سرمایه‌داران دولتی تقویت کرده و با اعتمادسازی در این خصوص به هدف نهایی رشد اقتصاد هنر در این بخش نزدیک‌تر شویم. 

مدیریت این حراج که قرار است هر ساله برگزار شود،‌با علیرضا سمیع‌آذر است که دانش‌آموخته دکترای رشته معماری از دانشگاه مرکزی لندن است.

سمیع‏آذر تا سال 1383 به مدت 8 سال ریاست موزه هنرهای معاصر تهران را بر عهده داشت و هم اکنون به عنوان کارشناس آثار هنری خاورمیانه با مؤسسه کریستیز همکاری دارد و بیشتر وقت خود را به تدریس و تألیف می‏گذراند.

بخش نخست این گفت‌وگو با مدیر حراج تهران با عنوان «مجموعه‌داران هنری نوپا، ‌خریدار گران‌ترین آثار حراج 6 میلیاردی» منتشر شد که به مباحثی چون  چگونگی شکل‌گیری حراج تهران، عدم اطلاع‌رسانی پیش از حراج، طیف خریداران آثار حراج، شائبه صوری بودن اعداد و ارقام حراج تهران و ... پرداخته شد و در بخش دوم این گفت‌وگو که با عنوان «سمیع آذر: حراج، نقطه نهایی معرفی یک هنرمند است» انتشار یافت به موضوعاتی چون سابقه حضور مسئولان حراج کریستیز در ایران، دلایل عدم راه‌اندازی دفتر کریستیز در ایران، ادعای تقلبی بودن برخی آثار راه یافته به حراج‌ها و راهکار کاهش این ضریب خطا، چگونگی انتخاب آثار و همچنین چگونگی راه یافتن هنرمندان جوان به حراج مورد بررسی قرار گرفت.

بخش پایانی این گفت‌وگو را با علیرضا سمیع آذر مدیر حراج تهران پیش روی دارید:  



 

* اولین حضور هنرمندان نسل اول هنر نوگرای ایران در حراج

در دومین حراج تهران، برخی از هنرمندان نسل اول هنر مدرن ایران از جمله جوادی پور،‌اسفندیاری و ... حضور داشتند که برای اولین بار آثارشان در یک حراجی ارائه می شد. این هنرمندان بر چه مبنایی آثارشان وارد حراج شد آیا در قید حیات نبودن این هنرمندان در این زمینه تأثیرگذار بود؟

یکی از وظایف حراج تهران این است که هنرمندان مهم و معتبری را که به طور معمولی در مارکت هنر نیستند، به مجموعه داران معرفی کند. نخستین نسل از هنرمندان مدرنیست ایران چون جواد حمیدی، احمد اسفندیاری، محمود جوادی پور و ... از آن جمله بودند که نه تنها در حراج های خارجی حضور نداشتند، بلکه در داخل کشور هم کمتر نامی از آنها به میان می آمد. آنها هنرمندان نوگرای دهه 30 و 40 بودند که پیشتر در مارکت هنر نامی از آنها نبود و پس از معرفی در حراج تهران با استقبال مجموعه داران هم رو به رو شد.

حراج تهران قطعاً به این تلاش ادامه خواهد داد تا علاوه بر پیشگامان، افرادی از نسل دوم و سوم هنر مدرن ایران را نیز به تدریج به مجموعه داران معرفی کند؛ چهره هایی که شایسته حضور در مارکت هستند، اما مورد بی توجهی بوده اند و حق این است که جایگاه شایسته خود را پیدا کنند.

* استفاده از نفوذ حراج تهران در معرفی استادان تاریخ هنر ایران

چرا تاکنون آثار آنها با همه اهمیتی که دارد، وارد حراج هایی چون کریستیز نشده بود؟

چون آثار زیادی هم از آن ها بر جای نمانده و طبعاً گالری داران و مجموعه داران کمتری، آثارشان را معرفی می کردند. مضافاً این که آثار این هنرمندان اگر چه از نظر تاریخ هنر معاصر ایران بسیار ارزشمند است، اما شاید از نظر تجاری ارزش بالایی نداشته باشد و احیاناً حراج گذاران تصور کردند که این آثار برای فروش نمونه های جذابی نیستند.

البته حراج تهران که نقشی ملی را برخود فرض می کند، ناچار است به اهمیت نام های بزرگ و اساتید هنر ایران در نسل های مختلف توجه کند و از نفوذ خود برای معرفی آنها و تشویق مجموعه داران به خرید آثار آنها استفاده کند.

* حراج به تمایل مجموعه‌داران و خریداران آثار هنری توجه دارد

گفته می شود که آثار ارائه شده در حراج‌ها لزوماً آثار برجسته‌ای از نظر هنری نیستند. نظر شما چیست؟

مارکت هنر، مسیری جدا از دنیای موزه ها، مراکز آموزشی و تاریخ هنر را طی می کند. بیشتر به تمایل مجموعه داران، افراد متمول و خریداران آثار توجه دارد تا نظر هنرمندان و منتقدان هنری. این مسئله خاص ایران نیست و در همه جای دنیا نام های بزرگی که در مارکت هنر حضور دارند، دقیقاً نام هایی نیست که در تاریخ هنر هم مطرح می شوند. در همه جای دنیا برخی هنرمندان در تاریخ هنر مورد توجهند و آثارشان در موزه ها به نمایش گذاشته می شود، اما درحراج ها و مارکت هنرآثارشان یا شرکت داده نمی شود و یا با مبالغ پایین عرضه می شود. از سوی دیگر از آثار برخی هنرمندان که با ارقام خیره کننده خرید و فروش می شود، در تاریخ هنر و موزه‌ها کمتر یاد می شوند.

بنابراین نباید انتظار داشت آنچه در حراج می گذرد با آنچه در تاریخ هنر،‌محافل نقد هنری و موزه‌ها مطرح است منطبق باشد.
 


 

* تأثیر مثبت حراج بر کیفیت آثار هنری ایران

تأثیر حراج و خریداران آثار هنری را بر آثار هنرمندان و جهت دهی به آثار هنری چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا این حراج ها روی آثار هنرمندان ایرانی تأثیر مثبتی داشته است؟

این یک واقعیت است که از طریق مارکت هنر علائق برخی افراد متمول و مجموعه داران  روی آفرینش های هنری هنرمندان تأثیر می گذارد و آنها را به خلق آثار مورد علاقه شان ترغیب می کنند. اما هیچ زور و تحمیلی در میان نیست. در یک نگاه ساده برخی آثاری را خلق می کنند که فروش خوبی دارد، اما منتقدین آثارشان را نمی پسندند. برخی هم علاقه مند نیستند و اعتبار نامشان و یا نظر منتقدین برایشان اهمیت بیشتری دارد و به این ترتیب از مزایای مارکت هنر چشم پوشی می کنند و در مسیری که درآمد کمتری دارد اما متضمن اعتبارشان در جامعه هنریست، گام برمی دارند. این انتخابی شخصی است که در عرصه های دیگری غیر از هنر هم دیده می شود. افراد می توانند از بین ارزش هایی که والایی فرهنگی دارد یا آنچه مزیت تجاری دارد یکی را انتخاب کنند و البته همه دوست دارند راهی که متضمن هردو باشد را در پیش بگیرند.

اما تا آنجا که من شاهدم، مارکت هنر به صراحت در کیفیت آثار هنری هنرمندان ما تأثیر مثبت گذاشته است و هر کس نگاه فراگیر داشته باشد و با دقت به تحلیل جامع وضعیت هنر ایران بپردازد، متوجه این حقیقت می شود که از برکت مارکت رونق یافته هنر ایران، کیفیت آثار هنرمندان جوان و استادان پیشکسوت ما ارتقاء یافته است.

بسیاری از هنرمندان پیشکسوت ما اکنون آثاری را خلق می کنند که پیشتر در شرایط جسمی بهتر خلق نمی کردند و آثار امروزشان از جهاتی برتری دارد. بسیاری از هنرمندان نسل جوان و میانی هم امروز به انگیزه کسب فرصت بهتر در مارکت آثاری خلق می کنند با کیفیت بالاتر و با غنای مفهومی بیشتر از کارهای نسل پیشین.

بنابراین از موارد خاص اثرات منفی مارکت هنر که بگذریم، به طور کلی مارکت هنر در کیفیت آثار، ارائه مطلوب تر و جاذبه مفهومی و تکنیکی آن، نقش مثبتی ایفاء کرده است. این که هنرمند با هنرش بتواند زندگی خود را بهتر اداره کند، قطعاً انگیزه و شوق او را دوچندان می کند، تا این که تصور کند آفرینش های هنری او با تنگدستی و تحمل مشکلات بیشتری در زندگی اش همراه است.

* دولت نقش چندان مؤثری در رشد هنر ایران ایفاء نکرده است

با توجه به حضور فعال و موفق بخش خصوصی در برگزاری نمایشگاه‌های فروش آثار هنری و حراج‌ها، به نظر شما بخش دولتی با امکاناتی که در اختیار دارد چه کمکی می تواند در این راستا بکند؟

خوشبختانه در این سال ها بخش خصوصی فعال تر شده و حضور خود را در عرصه هنر معاصر ایران پررنگ تر کرده است. نمونه بارز آن احداث چندین گالری با  استاندارد بالا در یک سال گذشته و ارتقاء کیفیت نمایش آثار در گالری های قدیمی تر تهران است.

اما نباید از یاد ببریم که مهمترین مراکز نمایشگاهی ما در اختیار دولت است، از جمله موزه هنرهای معاصر، فرهنگسرای نیاوران و موسسه فرهنگی و هنری صبا که متأسفانه نقش چندان موثری در رونق هنر، نه فقط در مارکت، بلکه در حوزه های مختلف پژوهشی، نمایشگاهی، کشف استعدادهای جوان و شکل گیری جریان های هنری ایفا نمی کنند و فعالیت های محدودشان عملاً بلاتأثیر بوده است. اگر آنها در معرفی جریان های هنری ایران نقش مهمتری ایفا می کردند، امروز وضعیت هنر در سطح داخلی و خارجی به مراتب بهتر می بود.

مسئولین نباید فکر کنند صرفا با اقدامات سلبی همانند صدور مجوز و کنترل نمایشگاهها و نظارت بر گالری ها می توانند تأثیرگذار باشند، بلکه این برپایی نمایشگاه های مهم و رویدادهای شاخص و تماشایی است که می تواند ‌نقش تأثیرگذاری را ایفا کند. رکود این مراکز هنری در عمل دولت را در وضعیت منفعل و بلاتأثیری قرار داده است. در آینده امکانات کالبدی موجود باید هر چه فعالتر در مسیر توسعه و ارتقاء هنر قرار گیرد تا از این منظر مراکز دولتی هم از انفعال خارج شده و به بازیگرانی مهم و موثر در عرصه هنر تبدیل شوند.



 

* حراج تهران بدون حامی مالی برگزار شد

حامیان مالی این حراج چه کسانی بودند و هزینه‌های آن چگونه تأمین شد؟

حراج اسپانسری عمده ای نداشت و هزینه هایش از محل درآمدهای آن تأمین می شود.
 
چند درصد از فروش آثار به حراج تعلق می گیرد؟

درصدی که به حراج اختصاص پیدا می کند بستگی به قیمت هر اثر دارد که به طور میانگین 15 درصد است و صرف هزینه های نسبتاً زیاد آن خواهد شد. امیدواریم که حراج همه ساله برگزار شود و ضمناً حراج های پراکنده دیگری هم برای حوزه های مختلف مثل ‌هنرهای سنتی راه اندازی شود.

* همراهی معاونت هنری در صدور مجوز
 
برای گرفتن مجوز با مشکلی مواجه نشدید؟

مجوز ما از سوی وزارت ارشاد صادر شد که با دستور معاونت محترم هنری این وزارت بود و براساس آن مرکز هنرهای  تجسمی خیلی دوستانه و با درک اهمیت این رویداد مجوز آن را به ما داد که این برای ما موجب بسی دلگرمی بود.

* سال‌های آینده نتایج توجه رسانه‌ها به حراج را شاهدیم
 
بازتاب حراج در رسانه ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

آن چه برای من دلگرم کننده است توجه رسانه ها به این رویداد بود؛ پوشش رسانه ای و اهمیتی که به آن دادند و معرفی آن به عنوان یک موفقیت ملی در تاریخ هنر کشور بی سابقه است. در این حراج خیلی چیزها رکورد بود اما درصدر آن باید از توجه رسانه ها، نشریات و رسانه ملی یاد کرد که همه به شکلی مثبت این اقدام و دستاوردهای آن را ستایش کردند. بی شک در ماه ها و سالهای آتی نتایج این توجه را در عرصه عمومی خواهیم دید، چون این رویداد را خبری خوب و امیدبخش در امتداد پیروزی های ملت ایران معرفی کردند. این برای هنرمندان ما موجب پشت گرمی است و برای گالری داران و خریداران آثار هنری و حراج تهران هم دلگرم کننده است.

این که چندین روزنامه این اتفاق را به عنوان خبر اول خود اعلام کردند و صدا و سیما در بخش های مختلف خبری به آن پرداخت، در عمر من بی‌سابقه بود و بسیار متأسفم که برخی هنرمندان چون سهراب سپهری در قید حیات نیستند که حضور خود را در این سطح از توجه اجتماعی نظاره گر باشند.

این نه تنها از اهمیت هنر، بلکه از قدرت رسانه خبر می دهد که جامعه را برای ورود به عرصه هنر که صحنه چینش بهترین گل های سرسبد خود در عرصه خلاقیت های هنری و آفرینش های انسانی است، تشویق می کند. والاترین محصولی که انسان خلق می کند، هنر است و معرفی هنر، معرفی بهترین دستاوردهای انسانی و نبوغ بشری است و این که رسانه ها این موفقیت را ترویج می کنند، نشان دهنده تکامل فرهنگی و اعتلای هنری است. ما سالانه هزاران فارغ التحصیل هنر داریم که با این خبر بسیار دلگرم می شوند و آینده خود را در این مسیر روشن می بینند و به ایرانی در آینده می اندیشند که صحنه قدرتمندی در اعتلای فرهنگی و درخشش هنری در سطح بین المللی است.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها