امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۱۶:۳۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 26563
تاریخ انتشار: ۲۷ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۰۹:۳۳
تعداد بازدید: 44
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ محمدسرور رجایی بیشتر در زمینه نویسندگی فعال است اما در زمینه شعر کودکان و ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ محمدسرور رجایی بیشتر در زمینه نویسندگی فعال است اما در زمینه شعر کودکان و بزرگسالان نیز دارای آثاری است و در جشنواره‌های ادبی مختلف نیز مقام‌هایی را کسب کرده‌ است. او خود می گوید: بنده بیشتر در زمینه هایی فعالیت دارم که به نفع مردم است».

پیدا کردن شهدای مهاجر افغانستان در جاهای مختلف از جمله کارهای ارزشمند این شاعر و نویسنده افغان است.

رجایی هم اکنون مسئولیت خانه ادبیات افغانستان در تهران را بر عهده دارد. گفت و گوی فارس با او را بخوانید.
 
ـ جناب آقای رجایی! شما بیشتر در چه زمینه‌ای فعالیت دارید؟ نویسندگی، سرایش شعر و یا روزنامه‌نگاری؟

البته بیشتر در زمینه نویسندگی فعال هستم اما در زمینه شعر کودکان و بزرگسالان دارای آثاری هستم و در جشنواره‌های ادبی مختلف نیز مقام‌هایی را کسب کرده‌ام.

ـ آیا دفتر شعری هم به چاپ رسانده‌اید؟

در زمینه شعر بزرگسالان دفتر شعری دارم که آماده چاپ است، اما هنوز علاقه و شوقی برای چاپ آن ندارم و بیشتر به فضای شعر کودکان علاقه‌مند هستم و مجموعه شعر کودک را با نام «گل‌های باغ‌گل» در افغانستان به چاپ رسانده‌ام. همچنین دو مجموعه شعر کودک دیگر هم آماده چاپ دارم.

* فعالیت های خانه ادبیات افغانستان

ـ جناب آقای رجایی! آیا اکنون با شاعران کشور افغانستان در ارتباط هستید؟

بله. در حال حاضر مسئولیت خانه ادبیات افغانستان در تهران به عهده اینجانب است. خانه ادبیات افغانستان به همت جمعی از شاعران و نویسندگان جوان افغان در سال 1382 در تهران تأسیس شد. هدف از تاسیس آن آشنایی بیشتر ادبیات کشور افغانستان با ادبیات کشورهای فارسی زبان نظیر ایران و تاجیکستان بود که به یاری خداوند در این ده سال دستاوردهای بسیاری نیز در این راه حاصل شد و به جرات می‌توانم بگویم فعالیت‌هایی که در این سالها خانه ادبیات افغانستان انجام داده است را مسئولان فرهنگی وزارت فرهنگ افغانستان نتوانسته‌اند انجام دهند. در این سالها، شش دوره جشنواره ادبی با عنوان «قند پارسی» برگزار نمودیم و به نفرات برگزیده جوایزی اهدا گردید. همچنین در این جشنواره‌ها از شاعران و نوسندگان نامی کشور افغاسنات نظیر استاد محمد کاظم کاظمی، آقای سید ابوطالب مظفری، آقای محمد جواد خاوری و بسیاری از دوستان دیگر تقدیر به عمل آمد. در کنار این فعالیت‌ها، دست به انتشار یک سری کتاب ادبی زدیم و مجموعه هایی را برای داستان افغانستان به طور اختصاصی در شش شماره با عنوان «روایت» منتشر کردیم.
یکی دیگر از اقدامات خانه ادبیات افغانستان برپایی جشنواره ادبی نوروز بود و ما موفق شدیم در طی دو دوره برگزاری آن، برترین داستان نویسان افغانستان را مورد شناسایی قرار دهیم و کتب برگزیده این عزیزان را که توسط داوران معتبر افغان انتخاب شدند را به جامعه ادبی افغانستان معرفی نماییم. کارهایی از این قبیل در خانه ادبیات افغانستان بسیار انجام شد و جلسات متعددی در حوزه ادبی برگزار گردید و هنوز هم برای شاعران و نویسندگان جوان افغانستان در روزهای پنج‌شنبه کلاس‌هایی برگزار می‌شود.

ـ جناب آقای رجایی! چه کسانی به عنوان مدرس در جلسات روزهای پنج‌شنبه در خانه ادبیات افغانستان حضور پیدا می‌کنند؟

اولین جلسه از جلسات ادبی افغانستان در حوزه هنری در سال 1373 برگزار گردید و نزدیک به بیست سال است که این جلسات دایر است. در این بیست سال اساتید بسیاری آمدند و در کنار بچه‌های افغان حضور داشتند از جمله آقای محمد ضیاء قاسمی، آقای محمد حسین محمدی، آقای علی یعقوبی و دوستان دیگر، اما از زمانی که مسئولیت خانه ادبیات افغانستان و مسئولیت دفتر شعر و قصه حوزه هنری به عهده بنده است، فضای کلاس‌ها به صورت جمعی اداره می‌شود. به این نحو که چند نفر از پیشکسوتان مثل آقایان محمدصادق دهقان، محمدحسین فیاض، علی مرد رضوانی و عارف دهقانی حضور دارند و با وجود این نقد و بررسی هر شعر با تناسب آن به اعضا واگذار می‌گردد.

حضور پیشکسوتان در این جلسات سبب می‌شود که از تندروی در نقدها کاسته شود و شاعران جوان با رسیدن به خود باوری به راحتی سخن خود را بگویند و حرف منتقدان را نیز بشوند.

در روزهای پنج‌شنبه آخر هر ماه، در خانه ادبیات افغانستان جلسه‌ای برگزار می‌گردد. در این جلسه یک اثر مکتوب و چاپ شده یکی از شاعران و یا داستان نویسان افغان با حضور یک منتقد صاحب‌نام ایرانی و یک منتقد برجسته افغان مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.

در این جلسات تاکنون منتقدین نام‌دار ایرانی من‌جمله آقای علی محمد مؤدب، اسماعیل امینی، علی‌ا.. سلیمی و دوستان بسیار دیگر حضور داشته‌اند و ما را در نقد و بررسی هرچه بیشتر این آثار یاری داده‌اند.

ـ قبل از شما چه کسانی عهده‌دار مسئولیت خانه ادبیات افغانستان بوده‌اند؟ 

در اولین دوره تأسیس خانه ادبیات افغانستان جناب آقای سید محمد ضیاء قاسمی به عنوان دبیرخانه ادبیات انتخاب شدند. ایشان به دلیل توانمندی‌های ذاتی، ادبی و هنری که دارا بودند در چهار دوره دبیر جشنواره قند پارسی نیز بودند و زحمات بسیاری را در این راه متحمل شدند. بعد از آقای قاسمی، آقای محمد حسین محمدی که از داستان نویسان مطرح افغان نیز هستند به مدت چهارسال و برای دو دوره مسئولیت دبیری خانه ادبیات افغانستان را بر عهده داشتند. از آنجا که در آئین‌نامه خانه ادبیات افغانستان هر فرد فقط برای دو دوره و برای چهار سال می تواند مسئولیت دبیر را بر عهده داشته باشد، بعد از این دو بزرگوار قرعه کار به نام بنده افتاد و اکنون مسئولیت دبیری خانه ادبیات افغانستان با اینجانب است.

ـ در کتاب «رجل سیاسی» که به کوشش آقای رحیم مخدومی جمع‌آوری شده است، داستانی با عنوان «حق‌جو» از شما به چاپ رسیده است. در آن داستان کوتاه یکسری از لغات به چشم می‌آید و گویای این موضوع است که شما سابقه حضور در جنگ را دارید. این استنباط بنده درست است؟

بله کاملاً درست است. داستانی که من نوشتم بر اساس یک خاطره‌ای بود که اتفاق افتاده بود و من آن خاطره را بر اساس کمی تغییرات و پرداختن خیال و بعضی از واژه‌های دیگری نوشتم و داستان "حق‌جو" از کار در آمد.

* فارسی همان دری است و دری همان فارسی

ـ اصراری که شما دارید در داستان‌ها -خصوصاً داستان‌های کوتاه- استفاده از واژه‌های فارسی دری است؛ مثل "برابر شدن". درست است؟ 

من خودم عقیده ام بر این است که نباید تفاوت قائل شد بین دری و فارسی. چرا که فارسی همان دری است و دری همان فارسی. به خاطر دور ماندن از هم بعضی‌ها فکر می‌کنند که فارسی افغانستان دری است. سعی می‌کنم با گویشی که مردم افغانستان بیشتر با آن ارتباط برقرار کنند بنویسم و مطمئن هستم برخی از قصه‌ها و نوشته‌هایی که من نوشتم با همین نوع گفتاری خود ما بیشتر مورد توجه مخاطبان ایرانی هم قرار گرفته است.

* نمی خواهم ذهن مخاطب خود را تنبل بار بیاورم

ـ من در همین داستان خیلی از کلمات را می دیدم مثل: "برابر شدن"، "غیر شد"، "از جایش خست"، ... "برابر شدن" معنی "روبه‌رو شدن" می‌دهد، اما "از جایش خست" را اگر خواننده ایرانی بخواند ممکن است متوجه معنی آن نشود. ای کاش در زیرنویس این کلمات را معنی می کردید. مثلا اگر کلمه "فیر شدن" را ریشه‌یابی کنیم، فارسی اصیل نیست و آن از "فایر" انگلیسی گرفته شده است به معنی "آتش گرفتن"؟

بله . به همین معنی می‌باشد. ولی به خاطر استفاده زیاد بین مردم افغانستان این کلمه بین گویش هضم شده و جا افتاده و من در بعضی از داستان‌ها زیرنویس زدم و در بعضی از جاها نزدم. و دلیل این کار من آن است که من ذهن مخاطب خود را تنبل بارنیاورم و مخاطب من باید با زبان فارسی که امروز در افغانستان رایج است آشنایی پیدا کند. و این باروری ذهنی در آن ایجاد شود و بتواند کلمه‌هایی که در اینجا استفاده می‌شود آشنایی پیدا کند و اگر ما در زیرنویس بیاوریم آن مخاطب می‌داند و در جستجو و پیدا کردن معنی آن هیچ اقدامی نمی‌کند.

* با ارزش‌ترین یادگاری من از جشنواره رسول آفتاب

ـ اخیراً در شهرستان پیشوا اختتامیه جشنواره داستان رسول آفتاب برگزار شد و شما با نوشتن داستان "حق‌جو" جزء برنده‌ها بودید. این جشنواره با جشنواره های دیگر تفاوت‌هایی داشت، از جمله آن تقدیرنامه‌ای که به شما تقدیم شد. از ان تقدیر نامه برایمان بگویید؟

عرض کنم که همان تفاوت جشنواره رسول آفتاب بود که من در آنجا شرکت کردم. من به خاطر کسب مقام شرکت نکرده بودم و هدفم یک تکلیف بود و باید شرکت می‌کردم؛ به خاطر اینکه این جشنواره بین‌المللی بود خواستم فرهنگیان افغانستان در این جشنواره شرکت کرده باشند و این تفاوت جشنواره کاملاً محسوس بود. من با احترام به تفاوت‌هایی که در این دوره‌ی جشنواره دیده بودم شرکت کردم و ابتکار بسیار شایسته ای بود که در پایین آن تقدیرنامه برای برگزیدگان، اثر انگشت خانواده‌‌ی شهدا را گذاشته بودند و آن اثر انگشت مهر تائیدی‌ بود برای آن اثر.

من اگر هیچ چیز از این جشنواره در ذهنم نماند، آن اثر انگشت از ذهن من نخواهد رفت و با ارزش‌ترین یادگاری که من از جشنواره رسول آفتاب گرفتم همین است. معتقدم هرکسی کاری در ارتباط با شهدا اسلام انجام دهد بدون ثمر نخواهد ماند. سالهایی که من برای شهدای اسلام و افغانستان کار می‌کنم اصلاً بی ثمر نبوده و ثمرات بسیار خوبی دیده‌ام. مطمئناً برکات این اثر را در ادبیات مشترکمان نیز خواهیم دید.

* به شهدای افغان نپرداخته ایم

ـ به عنوان آخرین سؤال یکی از کارهای خوبی که شما اشاره کردید پیدا کردن شهدای مهاجر افغانستان در جاهای مختلف از جمله ورامین بوده است. از این موضوع هم برای ما بگویید.

من تقریباً از سال 1386 به بعد دنبال شهدای افغانستان در دفاع مقدس بودم؛ شهدایی که تقریباً امروز از یاد رفته اند و هیچ جایی و هیچ مسئولی در این سالها به آنها نپرداختند. شهدایی که به نظر من کار بسیار بزرگی انجام دادند که اگر امروز عمل آنها درست تعریف شود، جای بازگویی برای یک فیلم سینمایی را دارد. به خاطر همین مهم‌ترین چیزی که در این ارتباطات و تحقیقات به آن رسیدم این بود که شهدای افغانی در دفاع مقدس هیچگاه به خاطر مقام و شهرت نرفته‌اند که مثلا دنبال پول و سرمایه باشد. انگیزه شهدای افغانی در دفاع مقدس اطاعت از فرمایش و فرموده‌ی حضرت امام خمینی(ره) بوده که به دیگران اشاره می‌کنند برای ما ایران و افغانستان مهم نبود، برای ما فرمایش امام خمینی(ره) مهم بود. اگر ما نگاه کنیم می بینیم در قطعه‌ی 53 بهشت زهرا 13 نفر شهدای افغانی خوابیده‌اند. به یک شهید افغانی که در بین 114 نفر شهید یک شهرستان است اشاره می کنم که با عزت و افتخار در بین مردم یاد می‌شود؛ شهید رجب علی غلامی که شهید 18 ساله افغانی است و در شهرستان بجستان دفن است و مورد شکوه اهالی است. به شهرستان بجستان رفتم و متوجه شدم شهید رجب علی غلامی به افتخار بزرگی دست‌یافته به طوری که الان یک شهرستانی که 30 هزار جمعیت دارد انگار همه فامیل او هستند. شهدا متذکر این هستند که ما راه را گم نکنیم.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار