امروز : سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵ - 2017 January 24
۰۸:۰۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 268
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردین ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۰۱
تعداد بازدید: 241
خبرگزاری پیروان موعود- مهناز سعیدحسینی: رهبر انقلاب بارها در سخنانشان به اتاق فکر و لزوم تشکیل آن در نهادها و سازمان‌ها یا برای حل مشکلات یا معضلات ...

خبرگزاری پیروان موعود- مهناز سعیدحسینی: رهبر انقلاب بارها در سخنانشان به اتاق فکر و لزوم تشکیل آن در نهادها و سازمان‌ها یا برای حل مشکلات یا معضلات جاری کشور اشاره داشته‌اند. 
 
ایشان در تاریخ 31/2/1386 درخبرگزاری پیروان موعود- مهناز سعیدحسینی: رهبر انقلاب بارها در سخنانشان به اتاق فکر و لزوم تشکیل آن در نهادها و سازمان‌ها یا برای حل مشکلات یا معضلات جاری کشور اشاره داشته‌اند. 
 
ایشان در تاریخ 31/2/1386 در دیدار با اعضاى بسیج دانشجویى دانشگاه‌ها فرموده بودند: «از جمله‌ نیازهاى شما، یک مجموعه‌ى اندیشه ورز است. من دلم مى‌خواهد ما گرته‌بردارى از لغات خارجى را کمتر کنیم. متأسفانه کم‌کارى‌هاى ما موجب شده که گرته‌بردارى کنیم. اتاق فکر، درست ترجمه‌اى از انگلیسى است. من دلم نمى‌خواهد کلمه‌ اتاق فکر را به کار ببرم، اما چاره‌اى نیست. یک مجموعه‌ فکرى درست کنید - همان اتاق فکر در مراکز - این‌ها بنشینند فکر کنند، فکرهاى عالى بکنند. از افراد مطمئن، خاطرجمع و خوش فکر استفاده کنید.»

همچنین ایشان در تاریخ 12/2/1384  در قسمتی از سخنانشان در دیدار جمعی از معلمان استان کرمان اشاره‌ای به مسئله اتاق فکر داشتند و گفتند: «اعتقاد من این است که آموزش و پرورش براى حل مسائل اساسىِ این بخش عظیم - به تعبیر فرنگى‌ها - یک اتاق فکر احتیاج دارد. تصمیم‌ها در آموزش و پرورش نباید سلیقه‌اى گرفته شود. یک وقت بخشى از آموزش و پرورش مثلاً احساس مى‌کند که باید به جوانان آموزش‌هاى جنسى داد - تقلید کورکورانه‌ى از غرب - ناگهان مى‌بینیم از یک گوشه، نوشته و کتاب و جزوه در این زمینه منتشر مى‌شود! روى این مسئله، کجا فکر شده؟ کجا تصمیم‌گیرى شده؟ کجا سنجیده شده؟ چقدر ما باید دنباله‌رو غرب باشیم!؟ چقدر باید تجربه‌هاى شکست‌خورده و ناکام غربى‌ها را چشم بسته دنبال و تقلید کنیم!؟

مدرسه و بچه‌هاى مردم که محل آزمون و خطا نیستند؛ آزمایشگاه نیستند که ما این مسئله را تجربه کنیم، بعد ببینیم تجربه غلط از آب درآمد. با بچه‌هاى مردم که نمى‌شود این‌طورى رفتار کرد. بنابراین اتاق فکر - یعنى یک مرکز اندیشمند و آگاه - لازم است. چیزهاى فراوان دیگرى هم در آموزش و پرورش وجود دارد، که باید به آنها هم توجه کرد.»

همچنین رهبر فرهیخته انقلاب در دیدار با کارگزاران حج، اعضای جامعه مهندسین، در جمع فضلا و علمای مشهد به لزوم تشکیل اتاق فکر در هر یک از این جمع‌ها و در سطح مدیریتی کشور اشاره کرده بودند و بر تشکیل این مجموعه به عنوان راهکاری مناسب برای یافتن بهترین راه حل‌ها برای مشکلات جاری یا پیدا کردن راه‌هایی نو برای رونق و پیشرفت امور کشور اشاره داشتند. آخرین تاکید و توصیه ایشان درباره تشکیل اتاق فکر به بیانات اخیر ایشان در جمع سینماگران و برگزارکنندگان جشنواره عمار برمی‌گردد که ایشان بر لزوم تشکیل اتاق فکر برای سینمای ایران تاکید کردند.

با وجود همه این تاکیدها و توصیه‌ها تا کنون کتابی که به صورت عملی و کاربردی مراحل تشکیل اتاق فکر را شرح دهد و اهداف تشکیل اتاق فکر، ملزومات آن را به روشنی بیان کند وجود نداشت.

اما کتابی که اخیراً از علیرضا راهداری با عنوان «اتاق فکر در 10 گام» منتشر شده است، علاوه بر اینکه کتاب بسیار خوب و کاربردی در این زمینه است، از نظر بومی شدن اطلاعات، متناسب شدن آن بار سازمان‌ها، نهادها و ارگان‌های داخلی بی نظیر است. همچنین این کتاب را مجموعه‌ای از سی دی و دی وی دی همراهی می‌کند تا کسانی که شاید فرصت مطالعه دقیق کتاب را نداشته باشند، به صورت صوتی و تصویری هم به صورت عملی با تشکیل اتاق فکر آشنا شوند.
 
معرفی و گزارش از این کتاب که راهکاری بی‌نظیر برای مجموعه مدیریتی کشورمان ارائه کرده است و نویسنده آن حقیقتاً دست به تولید محتوا و اندیشه در حوزه علوم بومی زده است، فرصت و مجال مفصلی می‌طلبد که در آینده نزدیک به آن خواهیم پرداخت اما در این فرصت گپ و گفتی با نویسنده کتاب داشته‌ایم و درباره محتوای کتاب، انگیزه‌های نویسنده و تجربه‌های عملی او صحبت کرده‌ایم. این مصاحبه به شرح زیر است:
 
• با توجه به تاکید و توجه مقام معظم رهبری به موضوع اتاق فکر، در ابتدا درباره اتاق فکر و ضرورت پرداختن به چنین موضوعی توضیح می‌دهید که اصولاً اتاق فکر چیست و پرداختن به آن چه ضرورتی دارد؟

تعاریف زیادی از اتاق فکر شده است اما تعریف من بسیار ساده و مفید است. اتاق فکر ساختاری است برای تفکر روشمند جمعی. البته من تعریف جامع‌تری نیز ارائه کرده‌ام که در کتاب کاملاً در یک فصل درباره آن صحبت شده است. به چند کلمه باید دقت کنید اول از همه روشمند بودن تفکر است یعنی تفکر در اتاق فکر روشمند است همین طوری یا سلیقه ای نیست دوم این که تفکر جمعی است و سوم یک ساختار است. از این که ساختار شد دیگر تمام ملزومات یک ساختار از جمله مثلاً بودجه، نیروی انسانی و ... را نیاز خواهد داشت. این ساختار معنی کلی‌تری نیز دارد یعنی این که هر اتاق فکری خود در یک ساختار بزرگ‌تری نیز که در حد کشور یا جهان باشد عضو است و در حقیقت بخشی از این ساختار را من در اتاق فکر مادر شکل داده‌ام. ما در اتاق فکر با فکر به صورت ارشادی برخورد نمی‌کنیم که بگوییم «فکر کردن خوب است» بلکه اتاق فکر بستر، ساختار و مدیریتی را بر تفکر حاکم می‌کند در حقیقت اتاق فکر دنبال اندیشه ای است که با نگاه به محیط و محل مصرف آن پدیده آمده است و دنبال این است که تفکر را با بزرگ‌ترین مصرف کننده آن حتی حکومت پیوند بزند. تعریفی که من از اتاق فکر ارائه می‌کنم یک تعریفی است که در اثر تجربه و کار علمی در محیط این کشور انجام داده‌ام تولید شده است نه این که تعریف یک موسسه در یک ساختار کشور دیگر را بیان کنم.
 
**اتاق‌های فکر عوام‌زده‌ای که نزدیک انتخابات تشکیل می‌شوند     
 
*چه شد سراغ نوشتن کتابی با عنوان «اتاق فکر» رفتید؟

شاید مهم‌ترین دلیل آن انحراف‌های فراوانی بود که در حوزه اتاق فکر در کشور رخ داده بود و من هم تجربه کار عملی در اتاق فکر داشتم و این انحرافات را با پوست و استخوانم لمس کرده بودم، بر آن شدم که تجربه خودم را با کشور و جامعه علمی به اشتراک بگذارم تا به این انحرافات در این حوزه پایان دهم مثلاً بسیاری از سیاست‌مداران تا نزدیک انتخابات می‌شوند اتاق فکر تشکیل می‌دهند که این نشان دهنده ذهنیت عوامانه آنها از تفکر است که متأسفانه این عوام‌زدگی معمولاً در کارهای آنها نیز دیده می‌شود اشتباه گرفتن اتاق فکر با اتاق مشاوره اتاق جلسه اتاق نقد و... برخاسته از ذهنیتی عوامانه است که راه به جایی نخواهد برد. مطالبی که در حوزه اتاق فکر در کتاب بیان شده است عین تولید علم است من تجربه انجام شده در یک سازمان را به یک کتاب تبدیل و در اختیار کشور قرار داده‌ام.

دومین دلیل شاید وضعیت اسفبار اندیشه در کشور است که مرا واداشت کار جدیدی را در حوزه اندیشه در کشور آغاز کنم چون کارهای احساسی سیاسی و شعاری دیگر پاسخگو نیست، باید عمیق شد بدون این عمق و تمرکز این کشور به جایی نخواهد رفت و برای این تمرکز و عمق باید از کوچه اندیشه عبور کرد. ما سرمایه گذاری چندانی برای اندیشه در سطح اجتماع نکرده‌ایم و نتیجه آن نیز ناگفته مشخص است بسیاری از دردهای اجتماع ما با کمک اندیشه حل می‌شود. هیچ انسان و جامعه ای بدون تفکر رشد نکرده است.

دلیل سوم را این گونه بیان می‌کنم که برخی اوقات انسان به جایی می‌رسد که رسالتی را در جامعه به عهده می‌گیرد و من رسالت رشد اندیشه جامعه را در پیش گرفته‌ام من تصمیم دارم در حوزه اندیشه کشور کاری انجام دهم و برای همین این کتاب کار اول و آخر من در حوزه تفکر نخواهد بود.
 


 

**به تمام سؤال‌ها در حوزه اندیشه پاسخ داده‌ام
 
* اسم این کتاب اتاق فکر در 10 گام است. از زبان خودتان می‌خواهم بشنوم که در این 10 گام چه کرده‌اید؟

این کتاب در 10 گام شما را با همه مفاهیم اتاق فکر آشنا خواهد کرد. یعنی کتاب درهم و برهم نیست که شما آخر کتاب بخواهی بنشینی ببینی کتاب چه گفته است بلکه همه چیز مجزا شده است و به تمام سؤال‌ها شما در حوزه اندیشه پاسخ داده خواهد شد. مثلاً در کتاب در یک فصل به آسیب اتاق فکر و فصلی به پیاده سازی و فصلی به ساختار اتاق فکر پرداخته است. سعی شده است که دید کامل و جامع درباره اتاق فکر به خواننده داده شود و از این نظر یک کتاب مرجع است چون کتابی در این حوزه که به طور کامل به همه جوانب پرداخته باشد وجود نداشت. از مزیت‌های این کتاب این است که نویسنده تئوری بیان نکرده است و دغدغه های اجرا را نیز طرح کرده است.
 
• به چند نکته جالب در کتاب شما برخوردم از جمله نظریه «اتاق فکر مادر». برای خوانندگان ما در این باره بیشتر توضیح می‌دهید؟

فرض کنید شما در یک سازمان اتاق فکر دارید این اتاق فکر باید با سایر اتاق‌های فکر کشور ارتباط داشته باشد والاّ از رشد لازم برخوردار نخواهد بود چون فکر ایستا نیست و فکر نباید در اتاق فکر یک سازمان محصور باشد بلکه باید راهی به بالاترین نهاد‌های حکومتی داشته باشد اتاق فکر مادر، اتاق فکری است که نقطه اتصال تمام اتاق-های فکر کشور است این اتاق می‌تواند سیاست‌گذاری کلان در حوزه اتاق‌های فکر کشور انجام دهد. من در کتاب در بخش ساختار توضیح کاملی در این خصوص مطرح ساخته‌ام.
 
• مهندسی جامعه به سوی خلاقیت‌های مثبت
 
• نکته جالب دیگر تقسیم خلاقیت به پست و مثبت است. چه طور یک خلاقیت می‌تواند پست باشد؟

فردی که طرحی برای سرقت از بانک می‌کشد جدا‌ی از این که ارزش‌ها و قوانین جامعه را زیر پا می‌گذارد یک کار خلاقانه انجام داده است یعنی منهای ارزش، کار شما می‌توانید حتی در پست‌ترین کار‌های اجتماعی افراد خلاق را مشاهده کنید. این افراد خلاق به دلیل عدم هدایت‌های درست به سمت خلاقیت‌های پست حرکت کرده‌اند مثلاً فردی که فیلم‌های سینمایی را کپی می‌کند و در بازار عرضه می‌کند یک فرد خلاق است امّا از جهت پست. جوامعی که نتوانند ساختار صحیح اجتماعی را به وجود آورند خلاقیت افراد به سمت خلاقیت‌های پست حرکت می‌کند حال فرض کنید ما ساختار‌های اجتماعی را به گونه‌ای مهندسی کنیم که افراد گرایش به خلاقیت‌های مثبت داشته باشند آن وقت کم‌تر شاهد دور زدن قوانین اختلاس و ... که نوعی از خلاقیت پست هست مواجه خواهیم شد.
 
**اتاق فکرهایی که از بی‌فکری نشئت گرفته‌اند
 
• در کشور ما خیلی‌ها و خیلی از سازمان‌ها ادعای داشتن اتاق فکر هستند. پس چرا هیچ اتفاقی در مدیریت این سازمان‌ها نمی‌افتد و هیچ خلاقیتی در خروجی وجود ندارد؟

هر پدیده‌ای در جوامع انسانی آسیب‌هایی دارد اتاق فکر نیز از این قاعده مستثنی نیست. متأسفانه در ادبیات مدیریتی کشور و هر چند وقت یک‌بار تعدادی واژه جدید باب می‌شود که نه تعریف مشخصی از آن وجود دارد و نه مرز و خطوط آن مشخص است. برخی اتاق جلسه یا گفتگو یا بحث یا مشاوره را با اتاق فکر اشتباه می‌گیرند حتی برخی پژوهشکده خود را اتاق فکر می‌نامند اگر هر کسی هر جایی فکر کند داخل اتاق فکر است پس همه مردم داخل اتاق فکر هستند این برداشت از یک تفکر عوامانه بر‌می‌خیزد. من در کتاب به این‌ها اتاق فکر بی‌فکر گفته‌ام یعنی اتاق فکری که خودش از بی‌فکری نشأت‌گرفته است و تبلیغ بی‌فکری می‌کند. اتاق فکر بی‌فکر فقط اسمی از اتاق فکر دارد و بویی از تفکر نبرده است. مثلاً تعداد نفرات اتاق فکر 7 نفر است در حالی که در یک سازمان اتاق فکر آنها 20 نفر بود که در نهایت مشخص است نتیجه کار به کجا خواهد رفت.
 
**بعضی سازمان‌های ما مثل جوجه دارکوب منتظر هستند فکر را دهانشان بگذارند!
 
• اصلاً اتاق فکر دنبال چه چیزی است و ما باید انتظار چه خروجی از آن را داشته باشیم؟

اتاق فکر دغدغه تفکر دارد دنبال اندیشیدن است دنبال کارمند سازی نیست دنبال اجرا نیست دنبال تولید اندیشه است. متأسفانه در کشور‌های جهان سومّی از جمله ما تا یک حرفی زده می‌شود که افراد میگویند این‌ها تئوری است و با این حرف ساده روی هر تفکر علمی پا می‌گذارند و دنبال عمل‌گرایی می‌روند که چون فکر قویی دنبال این عمل‌گرایی نیست کار به انحراف می‌رود. ببینید این جمله بسیار ساده است که آدم‌ها آن طوری رفتار می‌کنند که فکر می‌کنند پس اگر جایی یک حرف علمی زده می‌شود نباید با این شعار که این‌ها تئوری‌ها است، آن فکر یا حرف علمی را دور بریزیم. از فکر خوب است که عمل خوب زاییده می‌شود وقتی فکر خراب است عمل خراب تولید می‌شود. به تجربه متوجه شدم بسیاری از سازمان‌های ایران مثل جوجه دارکوب منتظر فکری هستند که توسط فردی به دهان آنها گذاشته شود تا از این طریق رشد کنند. من می-خواهم بگویم اتاق فکر دغدغه تفکر دارد ما در اتاق فکر دنبال خودنمایی یا کارمند سازی یا پرستیژ نیستیم یا یک مُد سازمانی را به نمایش بگذاریم بلکه دنبال فکر کردن هستیم.
 
• آن وقت اگر اتاق فکر به صورت اصولی شکل بگیرد، چه مدت زمان برای رشد آن نیاز است تا اولین محصول آن به نتیجه برسد؟

به نظر من که تجربه عملی هم در این کار داشته‌ام 5 سال خیلی زود است ولی باز اگر برنامه‌ریزی داشته باشند می‌توانند به نتیجه برسند امّا فکر می‌کنم 10 سال یک زمان بسیار مناسبی است. من بعد از هفت سال فعالیت در یک اتاق فکر توانستم تجربه خود را مکتوب کنم که کتاب حاضر شده است. بسیاری از اتاق‌های فکر تشکیل شده فاقد برنامه‌ریزی و روش مشخصی هستند از این رو به انحراف می‌روند در حالی که اگر از یک روش درست استفاده کنند خیلی زود‌تر به نتیجه می‌رسند.
 
• شما اولین دوره آموزش اتاق فکر را طراحی کرده‌اید. درباره این دوره بیشتر توضیح می‌دهید؟

به تجربه متوجه شدم افرادی یا سازمان‌هایی که می‌خواهند اتاق فکر تشکیل دهند باید آموزشی در این حوزه ببینند وگرنه به انحراف خواهند رفت. در پیوست کتاب فهرست این دوره آموزشی آمده است و اولین دوره آموزشی است که در کشور در این حوزه طراحی شده است. این دوره به سازمان‌ها و افراد کمک می‌کند تا از یک سطح قابل قبولی اتاق فکر خود را شروع کنند. این دوره در دادن یک نگاه اولیه به سازمان و افراد خیلی مؤثر است.
 
**راه‌هایی که فکر شما را تکان می‌دهد
 
• یعنی شما در این دوره‌ها فکر کردن را یاد می‌دهید؟ چه طور می‌شود فکر کردن را یاد داد؟

اتاق فکر یک جریان است. ایستا نیست. چون رشد فکر ایستا نیست. برای همین شما باید مداوم تحت آموزش تفکر باشید تا فکر شما حرکت کند و برای سرعت گرفتن اندیشه نیز آموزش لازم است با آموزش مداوم و پیوسته است که فکر شما تکانه ای اساسی خواهد خورد و الا با یک جلسه دو جلسه آموزش فقط یک اطلاعاتی وارد ذهن شما خواهد شد که فایده چندانی برای شما نخواهد داشت. خیلی از افراد می‌گویند ما در دو جلسه آموزشی شرکت کردیم ولی احساس تغییری نداریم با 4 ساعت آموزش نمی‌توان فکری که مثلاً 30 سال یا 20 سال بدون حرکت بوده است، تکان داد؛ لذا مداومت و اصرار برای آموزش تفکر ضروری است. برخی نگران محتوای آموزش هستند. نگران نباشید آن قدر محتوا وجود دارد که شما اگر تا پایان عمر تحت آموزش تفکر باشید باز هم زمان کم خواهید آورد. آنچه که در اتاق فکر در آموزش روی ان تمرکز خواهد کرد آموزش اندیشه است یعنی اتاق فکر یک مرکز برای آموزش اندیشه در سازمان و شرکت در نهایت کشور خواهد بود.
 
• پس همان طور که گفتید فکرها را تکان می‌دهید. چه طور این کار ممکن است؟

برخی اوقات شما می‌بینید در یک جایی گیر کردید و نمی‌توانید حرکت کنید به یکباره یک جمله یا یک حرفی در شما حرکتی بزرگ ایجاد می‌کند یا نگرش شما را تغییر می‌دهد این حرکاتی که در رویکرد شما در زندگی ایجاد می‌شود به آن تکانه فکری می‌گویند. تکانه فکری باعث می‌شود روند حرکت روزمره شما با تغییر مواجه شود تکانه فکری تکنیکی است که من را ابداع کرده‌ام. احتمال دارد یک سخنرانی و یا حتی یک ملاقات، یک آموزش یک مقاله می‌تواند این تکانه را ایجاد کند.
 
• آن وقت ارتباط تکانه فکری با اتاق فکر چیست؟

اتاق فکر جزو مکان‌هایی است که باعث می‌شود تکانه‌های فکری بیشتری رخ دهد. اتاق فکر بستری است که باعث می‌شود رخداد تکانه فکری بیشتر برای فکر رخ دهد یعنی اگر شما می‌خواهید تکانه فکری داشته باشید یکی از مکان‌های پیشنهادی اتاق فکر است. اتاق فکر باید بتواند تکانه فکری ایجاد کند. این بحثی که من در اینجا مطرح می‌کنم نشان می‌دهد که چه میزان اتاق فکری که من از آن صحبت می‌کنم با اتاق فکری که در جامعه در جریان است متفاوت است.
 
**برای فکر کردن باید عرق ریخت
 
• بر گردیم به کتاب، شما در این کتاب هم نحوه تفکر درست را آموزش می‌دهید؟

برای فکر کردن باید تمرین کرد مثل یک فوتبالیست. من شنیده‌ام که یکی از ستاره های فوتبال دنیا برای این که خودش را آماده نگه دارد روزی هشت ساعت تمرین می‌کرد ما تلاش و تمرینی برای فکر کردن در زندگی خود نکرده‌ایم اگر برای فکر کردن عرق بریزید، فکر کردن را یاد خواهید گرفت و الا نمی‌توانید فکر کردن را بیاموزید برای فکر کردن نباید تنها مطالعه کرد بلکه باید مهارت اندیشه را نیز به کار گرفت اتاق فکر مکانی است برای تمرین فکر کردن عرق ریختن در راستای اندیشه. هر وقت در یادگیری تفکر احساس درد کردید بدانید تازه عضلات فکری شما در حال رشد است.
 
** خروجی اتاق فکر ایجاد فرهنگ خردورزی و احیاء آن در جامعه است
 
• نهایتاً این کتاب چه محصولی به خواننده‌اش می‌دهد؟

اتاق فکر محصولات متفاوتی دارد یکی از این محصولات تمرین فکر کردن است جنس این محصول ذهنی و غیر دیدنی است یعنی برخی محصولات اتاق دیدنی و برخی غیر دیدنی است. وقتی فردی در اتاق فکر اقدام به فکر ورزی کرد حتی اگر خروجی قابل ملاحظه ای نداشت همین که از ذهن خود کار کشیده و آن را وادار به حرکت کرده است خودش یک محصول است. اما خروجی دیگر می‌تواند حل مسایل سازمان باشد یا حتی مسئله یابی خودش می‌تواند خروجی دیگر اتاق فکر باشد. خروجی دیگر اتاق فکر ایجاد فرهنگ خردورزی و احیاء آن در جامعه سازمان و شرکت است. خروجی دیگر اتاق فکر ایجاد کادری متفکر است که این افراد هیچ کجا در جامعه ساخته نخواهند شد. اتاق فکر این مسئولیت خطیر را بر عهده دارد. محصولات دیگری هم وجود دارد که در کتاب مشروح ذکر شده است.
 
 



• یکی از مهم‌ترین مشکلات ما در حوزه علوم انسانی و به ویژه مدیریت و روان شناسی و کتاب‌هایی از این دست، این است که این کتاب‌ها یا ترجمه هستند یا گرته برداری از چند ایده و کتاب خارجی. این کتاب چه قدر بومی است؟ چه چیز جدید و تکنیک جدیدی به مخاطب ایرانی و مسلمان خود ارائه کرده‌اید؟

این کتاب تاریخ اتاق فکر ایران است به دلیل این که اولین تجربه مکتوب از اتاق فکر تجربه شده در ایران است. البته من با توجه به نیاز جامعه ایران تکنیک‌های تفکری را ابداع کرده‌ام. تکنیک از آخر مسئله را حل کن. که شما به جای عادت معمول، باید از آخر مسئله را حل کنید. یا تکنیک دیگر «درباره ایده‌ات کتاب بنویس» است. این تکنیک اثرات بسیار زیادی دارد چون شما را وادار به تفکر می‌کند. مثلاً شما ایده فروش یک کالا را در ذهن دارید از شما می‌خواهم درباره این ایده خود یک کتاب بنویسید. خوب شما می‌پرسید چگونه؟ که این همان تمرین فکر کردن است که قبلاً درباره آن با شما صحبت کردم. این کار باعث فکر کردن شما خواهد شد البته این تکنیک خودش نیاز به آموزش دارد. بدون تمرین و پیگیری استاد نمی‌توان این تکنیک‌ها را به کار بست. البته این تکنیک در کتاب نیامده است. تصمیم دارم این تکنیک‌ها را در کتاب‌های بعدی خود به صورت یکجا بیاورم البته در کتاب اتاق فکر در 10 گام فصلی به تکنیک‌های تفکر پرداخته شده است.
 
• فکر کنم طرح تکنیک «درباره ایده‌ات کتاب بنویس» زیاد لزومی به طرح نداشته باشد! چون بازار کتاب ما متأسفانه امروز پر شده از کتاب‌های افرادی که صلاحیت لازم را اصلاً نداشته‌اند و صرفاً ایده دم دستیشان را کتاب کرده‌اند!

این گونه نیست که کتاب نوشتن راحت باشد اگر ما همان ایده های دم دستی خود را کتاب کرده‌ایم پس چرا این رودخانه ترجمه یک طرفه در کشور وجود دارد! و جالب این که ما ایده دم دستی خود را کتاب نکرده ایم بلکه در حال ترجمه ایده دم دستی کشورهای دیگر هستیم. به نظر من اگر کسی بتواند همان ایده دم دستی خود را کتاب کند کار بزرگی کرده است. چون بسیاری از افراد حتی از نوشتن یک صفحه درباره ایده خود ناتوان هستند و کلاً ایرانیان فرهنگ شفاهی دارند. اما این که افرادی کتاب سطح پایین نوشته‌اند این بحث دیگری است. کلاً در کشور ما به دلیل نبود اقتصاد قوی در حوزه کتاب عملاً افراد کمی به این حوزه ورود پیدا می‌کنند. سعی کنید درباره یک ایده کتاب بنویسید که البته ایده با پیشنهاد و خیال متفاوت است آن وقت خواهید فهمید که اندیشیدن چه کار سختی است. خود من کتاب دیگری در حال تألیف دارم که درباره یک ایده بود که حدود دو سال طول کشیده تا این کتاب نوشته شود.
 
*در بازار کتاب ما کتاب مشابهی با کتاب شما وجود دارد؟

در حوزه اتاق فکر فقط 3 کتاب در کشور نوشته شده است و فاصله اولین کتاب با نام منطق بنیادین فکر تا کتاب بعدی حدود یک دهه طول کشیده است و این در حالی است که در کشور حدود 200 اتاق فکر فعال هستند!
انتهای پیام/و
برچسب ها:
آخرین اخبار