امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۹:۰۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 26872
تاریخ انتشار: ۲۸ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۳۲
تعداد بازدید: 69
به گزارش خبرنگار حوادث فارس،‌ اوایل تیر ماه سال جاری زن میانسالی به مسئولان کلانتری مراجعه و از سرقت طلاهایش توسط پسر جوانی شکایت کرد. زن میانسال به ...

به گزارش خبرنگار حوادث فارس،‌ اوایل تیر ماه سال جاری زن میانسالی به مسئولان کلانتری مراجعه و از سرقت طلاهایش توسط پسر جوانی شکایت کرد.
زن میانسال به مأموران گفت: چند روز قبل می خواستم برای انجام کاری به میدان شهرک غرب بروم و چون عجله داشتم سوار ماشین پژو پارسی شدم. راننده پسر جوانی بود و مرا به مقصد رساند.
در راه سر صحبت را با من باز کرد و من هم غافل از دامی که قرار است در آن بیفتم از زندگی ام و مشکلات آن گفتم. پسر جوان گفت می تواند با گرفتن وامی مشکلم را حل کند و به همین بهانه شماره تماس مرا گرفت."
زن میانسال ادامه داد: فردای آن روز راننده پژو پارس با من تماس گرفت و به بهانه وام با من در یک رستوران قرار گذاشت. در آنجا با وعده هایی که به من داد اطمینانم را بیشتر جلب کرد و من او را به خانه ام دعوت کردم .
پسر جوان وارد خانه ام شد و چون قبلا در صحبت هایم از محل اختفای طلاهایم با او صحبت کرده بودم، به بهانه ای خودش را به محل نگهداری طلاهایم رساند و آنها را سرقت کرد. آن روز متوجه نشدم اما چند روز بعد که به سراغ طلاهایم رفتم از سرقت آنها با خبر شدم.
با اعلام شکایت زن میانسال پرونده ای در پایگاه دوم پلیس آگاهی تشکیل شد و تحقیقات کارآگاهان برای یافتن سارق طلاها آغاز شد.
در ادامه تحقیقات کارآگاهان به سراغ محل هایی رفتند که سارق جوان با مالباخته رفته بود و در یکی از این محل ها توانستند ردی از پسر جوان را بدست بیاورند و سارق جوان به نام کوروش 30 ساله را دستگیر کردند.
در این حین مأموران به پرونده مشابهی برخوردند که حکایت از آن داشت چندی پیش زن جوانی طی تماس با مرکز فوریت های پلیسی 110 از سرقت طلاهایش خبر داده و با طرح شکایت این زن جوان پرونده ای در این خصوص در پایگاه چهارم پلیس آگاهی پایتخت تشکیل شده بود.
این زن که از ناحیه پا فلج بود به کارآگاهان پایگاه چهارم گفته بود: برای انجام و پیگیری کارهای اداری ام نیاز به یک موتورسوار داشتم که در این رابطه با پسری به نام کوروش آشنا شدم.
کوروش زمانی که وضعیت مرا دید گفت می تواند کارهای اداری و بانکی مرا انجام دهد. صحبت هایش طوری بود که من به او اعتماد کردم. کوروش خودش را طلاساز معرفی کرد و من که مقداری طلای تعمیراتی داشتم آنها را به او دادم تا باهم آنها را به یکی از طلافروشی هایی که می گفت ببریم.
کوروش وارد مغازه طلافروشی شد و بعد از مدتی برگشت و گفت طلاها را نمی‌شود اینجا تعمیر کرد و باید آنها را به بازار ببرم. با این بهانه ساعت مچی‌ام را که مارک بود از من گرفت. او گوشی تلفن همراهم را نیز از من گرفت تا با آن تمالس بگیرد اما هرگز برنگردانند.
من که فکر می کردم کوروش آدم معقولی است طلاها را به او دادم اما دیگر خبری از او نشد. او حدود 3 میلیون طلا، گوشی تلفن همراه و ساعت مچی ام را سرقت کرده است.
کارآگاهان پایگاه چهارم پلیس آگاهی به سراغ طلافروشی رفته که کوروش برای تعمیر طلا به آنجا رفته بود و مشخص شد که طلافروش کوروش را نمی شناخته. از سویی تصویر پسر جوان از دوربین مداربسته طلافروشی بدست آمد.
در ادامه تحقیقات کارآگان پایگاه چهارم با شناسایی مخفیگاه کوروش قصد دستگیری او را داشتند که متوجه شدند این متهم توسط کارآگاهان پایگاه دوم پلیس آگاهی پایخت دستگیر شده است.
در بررسی سوابق متهم جوان مشخص شد کوروش حدود 10 سال قبل در درگیری با پدرش او را به قتل رسانده اما با رضایت خانواده و پس از تحمل حبس از زندان آزاد شده است.




پسر جوان در بازجویی ها در رابطه با انگیزه خود از سرقت هایش گفت: از نظر مالی هیچ مشکلی ندارم و نه تنها بی سواد نیستم بلکه فوق دیپلم دارم. اگر اینجا هستم به خاطر نداری و فقر و مشکلات مالی نیست، به خاطر این است که دل مادرم را شکسته ام. او به من گفت ادامه تحصیل بده، ازدواج کن، اما من توجه نکردم و بی اعتنا به صحبت هایش به کار خودم ادامه دادم. برای همین اینجا هتسم چون به مادرم توجه نکردم.
وی ادامه داد: نمی خواستم دست به سرقت بزنم، زمانی که چشمم به طلاهای زن جوان افتاد وسوسه شدم و تصمیم گرفتم تا طلاهای او را سرقت کنم. به همین دلیل به او گفتم که من در بازار آشنا دارم و او بدون هیچ هزینه ای طلاها را برایت تعمیر می کند.
زن جوان که به من اعتماد کرده بود طلاهایش را به من داد. من هم طلاها را به بازار بردم تا آنها را بفروشم اما از شانس بدم چون طلاها فاکتور نداشت کسی آنها را نخرید. من هم به ناچار سوار مترو شدم تا به خانه بروم اما طلاها را از من زدند. شاید هم طلاها را گم کردم و من حاضرم آن مقداری را که دزدیده ام را برگردانم.
پسر جوان ادامه داد: من قبول دارم که طلاهای زن جوان را سرقت کرده ام اما مبلغ طلاها با ساعت مچی او حدود 7 میلیون تومان بود. اما سرقت دوم را قبول ندارم. من با شاکی دوم ارتباط برقرار کردم اما فرصت سرقت به من دست نداد.
سرهنگ کارآگاه جان پرور رئیس پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: باتوجه به اینکه هر دو شیوه سرقت مشابه هستند، احتمال دارد که متهم پرونده سرقت های مشابه دیگری را مرتکب شده باشد.
لذا برابر هماهنگی های انجام شده با شعبه 11 بازپرسی دادسرای ناحیه 4 تهران و با توجه به وجود پرونده مشابه در این پایگاه، متهم پس از تکمیل تحقیقات در خصوص شکایت مطرح شده در این پایگاه دوم و جهت ادامه تحقیقات تکمیلی در خصوص شناسایی جرایم دیگر در اختیار پایگاه چهارم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت.
لذا از کسانی که  این بدین شیوه و شگرد مورد کلاهبرداری قرار گرفته‌اند دعوئت می‌شود تا برای شناسایی متهم و طرح شکایت خود به پایگاه چهارم پلیس آگاهی واقع در سیدخندان – خیابان ابوذر غفاری مراجعه کنند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار