امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۲۳:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 27028
تاریخ انتشار: ۲۸ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۳۴
تعداد بازدید: 65
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، گروه آیین و اندیشه: یکی از مسائلی که در همه ماه‌ها و به خصوص در ماه مبارک رمضان اهمیت ویژه‌ای دارد ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، گروه آیین و اندیشه: یکی از مسائلی که در همه ماه‌ها و به خصوص در ماه مبارک رمضان اهمیت ویژه‌ای دارد مساله اخلاق، خودسازی و تهذیب نفس است. به همین منظور، بر آن شدیم تا در ایام ماه مبارک رمضان که بهار اخلاق و تهذیب است، خلاصه بیانات اخلاقی حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی را به صورت موضوعی (مانند: تقوا، فقر و غنا، دروغ و خیانت، غیبت، زهد، صله رحم، حیا، عفت، گوشه گیری، عفو و گذشت و ...) تقدیم مخاطبان گرامی می‌کنیم که توسط یکی از شاگردان این مرجع تقلید تنظیم شده و در کتاب گفتار معصومین آمده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

قالَ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: «انَّ اللَّهَ یُحِبُّ إذا انْعَمَ على عَبْدٍ أنْ یَرى‏ أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلَیْهِ، وَیُبغِضُ البُؤْسَ وَ التَّبَؤُّسَ».

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى‌‏فرماید: «هنگامى که خدا به بنده‏‌اى نعمت داد دوست دارد اثر نعمتش را در او ببیند و در رنج زندگى کردن بنده‏‌اش را دوست ندارد».

در احادیث ما روایاتى هست که فقر را هم مدح و هم مذمّت مى‌‏کند. این روایات با هم تضاد ندارند، چون روایاتى که فقر را مدح مى‏‌کند یا ناظر به فقر الى اللَّه است، که آیه ذیل به آن اشاره دارد: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ»؛ اى مردم شما به خدا محتاج هستید در حالى که او از شما بى‏‌نیاز و پسندیده است».

مطابق این آیه تمام ذرّات وجود ما در تمام عمر از ذات خدا امداد وجود مى‌‏گیرد.

و یا ناظر به فقر به معناى ساده بودن زندگى است، و گرنه ذات فقر سرچشمه انواع خرافات و مفاسد است.

فقر از نظر اسلام

در کلام معصومین علیهم‌السلام آمده است: «الْفَقْرُ سَوادُ الوَجْهِ فِى الدّارَیْنِ» فقر سیاه رویى در دنیا و آخرت است».

همچنین رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى‌‏فرماید: «لَوْ لا رَحْمَةُ ربّی عَلى‏ فُقَراءِ امَّتی کادَ الْفَقْرُ أن یَکُونَ کُفْراً» اگر رحمت خداوند بر فقراى امّت من نبود هر آینه فقر، آنها را به کفر مى‏‌کشاند».

فقر یکى از بدبختی‌هاى ملّتهاست چرا که باعث وابستگى است. و این وابستگى علاوه بر اینکه آنها را محتاج دولت‏‌هاى دیگر مى‏‌کند موجب مى‏‌شود که فرهنگ و ارزش‌هاى آنها را نیز پذیرا شوند. به همین دلیل در حدیث مى‌‏فرماید:

خداوند وقتى نعمتى به کسى مى‌‏دهد دوست دارد که آثار نعمت در او نمایان باشد؛ یعنى نعمت را مخفى نکند و تظاهر به فقر نکند، چرا که فقر و تفاقر هر دو بد است. بؤس و تبؤّس معنایش همین است که تفاقر کند.

رسول خدا صلى الله علیه و آله مى‏فرماید: «مَن تفاقر افتقر؛ کسى که خود را به درویشى زند نیازمند شود».

وقتى آثار نعمت در او نمایان شود خود نوعى شکرگزارى خداوند است و فایده دیگرش این است که به افراد نیازمند کمک مى‌‏کند و کار خیر انجام مى‌‏دهد.

این نعمت شامل علم، نفوذ اجتماعى، مال و ... مى‌‏شود و مردم باید از این نعمتها استفاده کنند البتّه نباید نعمت و دارایى خود را به رخ دیگران بکشیم و در ورطه تجمل‌‏گرایى گرفتار شویم، چرا که تجمّل پرستى و مسابقه دادن در تجمّل کار قارونی است.

بعضى از روایات غنا و بى‌نیازى حقیقى را غناى نفس مى‏‌داند.

رسول اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: «لَیْسَ الغِنى‏ عن کَثْرَةِ العَرَضِ، وَ لکِنَّ الغِنى‏ غِنى النَّفْسِ؛ توان‌گرى برداشتن مال بسیار نیست بلکه بى‌‏نیازى دل است».

کلمه عَرَضْ معمولًا به مال و متاع دنیا گفته مى‌‏شود و علّتش این است که واقعاً عارضى است و دوامى ندارد و زایل مى‏‌شود و مطابق فرمایش پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، غنا و بى‏‌نیازى از کثرت مال و ثروت حاصل نمى‏‌شود بلکه غناى حقیقى، غناى نفس است.

این مسأله در زندگى افراد بسیار مهم است، چرا که ما افراد زیادى را مى‌‏بینیم که اموال زیادى دارند ولى باز هم حریص هستند، شب و روز تلاش مى‏‌کنند ولى نه خودشان از زندگى خود استفاده‌‏اى مى‌‏برند و نه دیگران از اموالشان خیرى مى‌‏بینند، هر چه به دست مى‌‏آورند باز از فقر و کمبود مى‌‏نالند.

در مقابل افرادى را مى‌‏بینیم که چیزى از مال دنیا ندارند ولى بى‏‌اعتنا و بى‏‌تفاوت هستند. بنابراین آنچه انسان را بى‌‏نیاز مى‌‏کند، غناى نفس است و آنچه انسان را نیازمند و فقیر مى‌‏کند، فقر نفسانى است.

نقل شده است که روزى بهلول به سراغ هارون رفته و یک پول سیاه در دست هارون گذاشت، هارون گفت: این چیست؟ بهلول گفت: نذر کرده‌‏ام اگر مشکلم حل شود صدقه‏‌اى به فقیرى بدهم و هر چه فکر کردم فقیرتر از تو پیدا نکردم.

این اشخاص ظاهرشان غنى است امّا باطنشان یک دنیا فقر است و در مقابل افرادى هستند که دستشان تهى است، اما باطن آنها بى‌‏نیاز است.

ریشه‌‏هاى فقر معنوى

عوامل و ریشه‌‏هاى فقر معنوى عبارتند از:

1. آرزوهاى دور و دراز که سبب مى‌‏شود خود را همیشه نیازمند ببیند.

2. وابستگى به دنیا که انسان را گرسنه نگه مى‏‌دارد، در مقابل زهد که غناى نفس است.

3. فراموش کردن آخرت، که خیال مى‏‌کند هر چه هست همین دنیاست.

4. چیزى را ارزشمندتر از پول نمى‌‏داند و حال آنکه بزرگى نفس، آبرو و شخصیّت، استقلال وجودى و آرامش وجدان از پول بالاترند، ولى بعضى آبرو را فداى پول و مال مى‏‌کنند.

امام على علیه‌السلام در خطبه همّام مى‌‏فرماید: «عَظُمَ الخالقُ فى‏ انْفُسهِم فَصَغُرَ مادُونَهُ فی أعیُنِهِمْ؛ پرهیزگاران کسانى هستند که خدا در نظرشان بزرگ و غیر خدا در نظر آنها کوچک است».

آنها که با خدا آشنا هستند غیر خدا در نظرشان ارزشى ندارد، یک قطره آب در نظر کسى ارزش دارد که دریا را ندیده، و یا روشنایى شمع براى کسى ارزش دارد که آفتاب را ندیده است.

آنها که معرفة الله دارند غناى نفس هم دارند، و کسى که غناى نفس داشته باشد دین، آبرو و شخصیّت خود را نمى‌‏فروشد.
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار