امروز : چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 26
۰۸:۱۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 27786
تاریخ انتشار: ۳۰ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۳۲
تعداد بازدید: 70
به گزارش خبرنگار خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در دوشنبه به نقل از خبرگزاری «تاج نیوز»، «محی‌الدین کبیری» رئیس حزب نهضت اسلامی و ...

به گزارش خبرنگار خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در دوشنبه به نقل از خبرگزاری «تاج نیوز»، «محی‌الدین کبیری» رئیس حزب نهضت اسلامی و نماینده پارلمان تاجیکستان در سخنانی، ضمن دفاع از مواضع و عملکرد حزب نهضت اسلامی به بیان پاره‌ای از نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی پرداخته است که همزمان با نزدیک شدن به موعد انتخابات ریاست جمهوری، مباحث آن در فضای رسانه‌ای تاجیکستان و برخی کشورهای منطقه به گوش می‌رسد.

در ادامه مصاحبه‌ رئیس حزب نهضت اسلامی تاجیکستان که در خبرگزاری تاج نیوز منتشر شده است.

سوأل: برخی حساسیت نسبت به حزب نهضت اسلامی را به انتخابات ریاست جمهوری مربوط می‌دانند و معتقدند نامزد نهضتی‌ها می‌تواند پیروز انتخابات باشد، نظر شما در این رابطه چیست؟

کبیری: نظر ما چنین نیست، باید عمل‌گرا بود. احتمال پیروزی نامزد احزاب‌ د‌یگر غیر از حزب حاکم نه تنها ضعیف است، بلکه روند شکل‌گیری واقعیت‌ها، آن را غیرممکن می‌سازد و این نیز واقعیتی مانند روندهای دیگر است.

اگر سوأل شود که پس چرا شرکت می‌کنید؟ جواب ما این است که هر انتخابات برای یک حزب سیاسی به منزله مکتب کمالات است. خود را می‌سنجد، کمبود‌هایش را اصلاح می‌کند، برنامه و دیدگاه‌های خویش را به مردم معرفی ساخته و ده‌ها فایده د‌یگر را نیز کسب می‌کند.

البته شرکت در اینگونه انتخابات‌ برخی ضررها را نیز دارد. بزرگ‌ترین آنها پائین آمدن اعتماد مردم است که از اینگونه شرکت کردن‌ها هیچ تغییراتی را احساس نمی‌کنند و همه این کار‌ها را مثل یک بازی دانسته و احزاب و نامزد‌ها را بازیگر صحنه می‌پندارند. ضرر دیگر آن، احتمال تقسیم شدن جامعه به 2 نوع ایدئولوژی است: دنیوی و دینی.

من شخصا این را نمی‌خواهم و نباید اجازه چنین وضعیتی را داد. این انتخابات باید عامل وحدت و نزدیک کردن دیدگاه‌ها شود نه اختلاف و تفرقه. ا‌گر حزب ما مسئولیت‌پذیر نمی‌بود از هم‌اکنون اعلام می‌کردیم که نامزد خود را خواهیم داشت یا نه. هرچه بادا باد! ولی این کار را نخواهیم کرد و باید تمام جوانب را سنجید و در این میان تنها منافع ملی‌ و کشور را معیار اساسی قرار داد. حزب نهضت با شناخت مسئولیت و شفافیت رفتار خواهد کرد.

اما مسئله تلاش برای کوچک و ضعیف نشان دادن حزب نهضت یا برعکس، بزرگ نشان دادن آن مسئله د‌یگری است.

بعضی گروه‌ها و افراد بخصوص دایره‌های خارجی که با اسلام و مسلمانان نیز چندان دوست نیستند، سعی دارند که ما را بزرگ نشان دهند. آنها می‌گویند حزب نهضت آنقدر قوی است که ا‌گر انتخابات دموکراتیکی برگزار شود، آنها پیروز می‌شوند.

برخی نیز می‌گویند که نهضت به یک نیروی حاشیه‌ و بی‌تأثیر و ضعیف بخصوص در داخل تاجیکستان تبدیل می‌شود. حال آن که حقیقت چیز دیگری است.

بنابراین، اگرچه شاید سیاستی برای ضعیف نشان دادن حزب نهضت در ذهن مسئولین وجود داشته باشد، ولی این مسئله نمی‌تواند سیاست تمام حکومت باشد زیرا مردم همه چیز را می‌بینند.

سوأل: سفرهای شما به کشورهای مختلف باعث نگرانی بخش‌هایی شده و نشریه رسمی دولتی «جمهوریت» که دائم مطالب انتقادی علیه شما می‌نویسد، اخیرا شما را با عنوان «گدایی از اعراب» معرفی کرده است، در صورتی که شما رئیس یک حزب و نماینده پارلمان هستید، اینگونه تحقیرها را چگونه تحمل می‌کنید؟

کبیری: این مطلب که اشاره کردید یکی از واقعیت‌های تلخ روزگار ماست، برای این تلخ است که نباید یک نشریه رسمی که از بودجه ریاست جمهوری سرمایه‌گذاری می‌شود، تا این سطح اندیشه پایینی داشته باشد. این ضربه بیش از همه به رئیس جمهور و تمام کشور است. فرهنگ سیاسی ما را مشخص می‌کند و اصلا هیچ کدام از نشریه‌ها چه خصوصی و چه دولتی نباید تا این حد پایین بیایند.

گاهی اوقات کارمندان برخی نشریات که اینگونه مسائل را به چاپ می‌رسانند از ما عذرخواهی می‌کنند که همه موارد به آنها وابسته نیست، بلکه دیگران هستند که برای آنان تصمیم می‌گیرند.

ما می‌گوییم ایجاد مانع برای این کارهای زشت، کار حکومت، پارلمان و نمایندگان مجلس است، نه روزنامه‌نگار یا کارمندان دیگر ضمن این که این موضوع باز هم به مسئله فرهنگ، آداب و ارزش‌ها برمی‌گردد.

از سوی دیگر، آیا دیده‌اید که درباره آنها یک‌بار هم به جایی شکایت کرده و یا علیه آنها چیزی گفته باشیم. این عادت را نداریم و عواقب اعمال آنها را به خدا محول می‌کنیم.

ببینید آن نفری که باید بگوید یا بنویسد، در هر صورت این کار را می‌کند. سفر داخل را هم می‌نویسند و  خارج را نیز همینطور, اگر خاموش هم باشم, باز هم خواهند نوشت. نباید دنبال این کار‌ها بود، باید کار را بر طبق ضرورت، فهم آن و امکان تداوم بخشید.

پیامبر اکرم (ص) در یک حدیث شریف می‌فرمایند: «ا‌گر کسی به شما گفت که همه مردم شهر دزد شده‌اند، بدانید که دزد بزرگ خودش است». یعنی هر کس دیگران را مثل خودش می‌بیند و تصور می‌کند. نیک‌اندیشی نسبت به دیگران خود یک نعمت و همچنین امری الهی است. برعکس خداوند بدگمانی را در قرآن مزمت کرده‌ است و بعضی آن را گناه نیز دانسته‌اند.

پس چرا ما بدگمانی و گناه کنیم. آیا بهتر از نیک‌اندیش بودن نسبت به دیگران است که هم ثواب دارد و هم وجدان انسان آرام است؟ فقط صمیمیانه دعا می‌کنیم که آن برادران یا خواهران مؤلف را (چون با نام مستعار می‌نویسند و معلوم نیست چه کسی هستند)خداوند هدایتشان کند و در چهره هر تاجیک برادر سربلند و با دست گشاده را ببینند، نه گدا.

سوأل: نظر شما نسبت به برنامه‌های تلویزیونی داداجان عطاالله در شبکه تلویزیونی «کاپلیوس» چیست؟

کبیری: نظرم مثبت نیست و می‌گویم چرا؟ این بحث‌ها و واکنش‌ها نشان می‌دهد که فرهنگ سیاسی کشور ما تا حدّ شرم‌آوری پائین آمده است. ا‌گر یک گروه همین‌طور باشد و گروه دیگر نه، فاجعه نیست. فاجعه ما در آن است که نزدیک است همه به همین سمت بروند و هر کسی با این گروه‌های تندرو نیست و کوشش می‌کند خود را دور بگیرد یا تلاش برای آرام شدن وضع دارد، وی را خائن یا ترسو می‌خوانند.

بسیار افسوس که به تحقیر و توهین توجه کرده‌اند. می‌ترسم که در آینده این روند بیشتر شود. شکی ندارم که داداجان عطاالله جسور است و آشکارا سخن می‌گوید. بار‌ها ما را هم نقد کرده‌است، بخصوص، صبر و  تحمل ما برایش معقول نیست.

در حال حاضر بر این باورم که وی پس از این، حرف‌های بیشتر و سخت‌تری خواهد گفت. ولی به این نظر هم اعتراف می‌کنیم که همه حقیقت‌ها در یک جا و در دست یک نفر نیستند. بگذار انتقاد باشد و ما هم نقد شده باشیم ولی شکستن شخصیت خوب نیست.

رئیس جمهور به عنوان مسؤل دولتی، کمبودی‌های زیاد دارد و ا‌گر داداجان یا هر کس دیگر هم می‌خواهد او را نقد کند، فعالیت‌های ایشان را نقد کند اما دخالت در زندگی شخصی یک نفر و مسائل خانوادگی و خصوصی افراد، کار خوبی نیست.

بخصوص در شرق و عالم اسلام. در غرب این یک پدیده معمولی است ولی ما باید از غرب پیشرفت علم، تکنیک و اقتصاد را درس بگیریم، نه جنبه‌های نامطلوب اجتماعی. این تنها به داداجان عطاالله مربوط نیست و منظورم همه جوانب است.

اکنون می‌بینیم که جامعه ما از نظر فرهنگ سیاسی چقدر آسیب‌پذیر شده است ولی باید انصافا گفت که این روند را چه کسی شروع کرد و  چه کسی بیشتر مقصر است؟

قبلا پرسیدید که این همه تحقیر رسانه‌های دولتی را در حق خود چطور تحمل می‌کنید. ما تحمل می‌کنیم شاید دیگران نتوانند صبر کنند و می‌بینید که یک جای دیگری سر می‌زند. نباید رسانه‌های دولتی جواب این روند را شروع می‌کردند و تحقیر و تهمت را با نام مستعار همچون سلاح تبلیغاتی وارد فرهنگ سیاسی کشور می‌کردند.

همه کارهای بد از کم شروع می‌شود. این مسئله از تحقیر و تهمت رهبران احزاب و بعضی چهره‌ها و شخصیت‌ها شروع شد و شاید فکر کردند که می‌توانند این روند را کنترل کنند. اما مرز احترام به زندگی خصوصی انسان‌ها و شهروندان عادی شکسته شد و متأسفانه تا سطح رئیس‌جمهور نیز رسید.

اکنون هم دیر نشده است و باید صبر و تحمل پیشه کرد. وقت آن رسیده  است که یک قانون اخلاق سیاسی بین حکومت، احزاب و همه سوژه‌های سیاسی کشور پذیرفته شود تا همه آن را رعایت کنند و مرزهای اخلاقی را بشناسند. 

درست است که قوانین حامی این مرزها هستند اما اخلاق سیاسی چیز دیگری است. ما بارها درباره شروع گفت‌وگوهای گسترده ملی دعوت کرده‌ایم و این موضوع یعنی پذیرش قانون اخلاق سیاسی می‌تواند یکی از موضوعات باشد و آنجا پذیرفته شود.

سوأل: در حال حاضر قضیه «زید سعیداف»، وزیر پیشین صنعت تاجیکستان توجه جامعه را شدیدا به خود جلب کرده، تشویش‌هایی را در کشور به بار آورده‌است. رفتار حکومت در قبال وی را چطور ارزیابی می‌کنید

کبیری: اکنون نظر ما این است که در این رابطه سراسیمگی رخ داد؛ چه از سوی زیدسعیداف و چه از سوی حکومت. سعیداف از لحاظ قانونی خلاف نکرد و تأسیس حزب سیاسی حق قانون اساسی شهروندان است ولی شناخت زمان و مکان لازم و خیلی مهم بود. داشتن حق قانونی یک چیز است و داشتن حق تطبیق آن چیزی دیگر.

اما شتاب‌زدگی حکومت در نشان دادن قدرت بود که نتیجه ضعف آن را آشکار ساخت. حال آن که زید سعیداف از خود جوانمردی نشان داد و به وطن بازگشت. جایی پنهان نشد و در خارج نماند و کشمکش نیز ایجاد نکرد.

همه اشتباه می‌کنند اما درک و اصلاح اشتباه نشانه قدرت و توانایی است. باید این اشتباه با روش‌های مناسب اصلاح شود. من باورم این است که خرد سیاسی نیز همین را می‌خواهد.

سوأل: امکان داشت که او تنها نامزد احزاب مخالف شود؟ چون اینچنین شایعاتی بود و گفته می‌شد که دلیل بازداشت وی نیز همین بوده است؟

کبیری: نه، نیازی نبود که برای مستقل نامزد شدن یا از نام یک حزب نمایندگی کردن، ابتدا باید حتما حزب تأسیس کند. چون همه می‌دانند که بر طبق قانون این حزب، حتی اگر ثبت‌نام نیز می‌شد حق مطرح کردن نامزد را نداشت.

اگر چنین نیتی می‌داشت، بهتر بود که تا لحظه مطرح شدن نامزدها صبر می‌کرد و بدون مانع نامزد می‌شد. چه ضرورتی داشت که خود را دچار مشکل کرده و حزب ایجاد کند. در حالی که برای انتخابات ریاست‌جمهوری کمکی محسوب نمی‌شد. این فرضیه منطقی نیست و شاید همین شایعات باعث این واکنش شدید شده باشد.

سوأل: چرا لایحه تغییر و اصلاح در قانون انتخابات ریاست جمهوری از شورای مجلس نمایندگان به کمیته‌ها نرفت و فورا رد شد و حتی به دولت نیز فرستاده نشد؟

کبیری: به نظر من این کار بهتر است. زیرا اگر پاسخ جدیدی نباشد بهتر است که یک‌باره رد شود که هم وقت صرف نشود و هم هزینه. اگر این همه مراحل را ادامه می‌داد و جواب همان قبلی می‌بود، چه فایده‌ای داشت.

سوأل: وعده تضمین انتخابات شفاف و دموکراتیک را که ریاست جمهوری در پیام امسال خود به آن اشاره کرد تا چه حد می‌توان باور داشت؟

کبیری: قبلا نیز گفته بودیم که ضمانت برگزاری شفاف انتخابات‌ را باید قانون بدهد و همه از جمله حکومت نیز آن را رعایت کنند. ما هم‌اکنون نیز به وعده رئیس‌جمهور شک نداریم اما سؤال این است که آیا منصب‌داران به وعده رئیس جمهور صادق هستند یا نه؟

رئیس جمهور به مردم این وعده را داد، حال آن که وی وظیفه‌دار نبوده و نیست که این کار را حتما انجام دهد. اما به هر حال، کار خوبی شد، چون مسؤلین باید درک کنند که چنین وعده‌ای را رئیس جمهور به مردم داده‌ است.

خوب می‌شد که در آن پیام همچنین به منصب‌داران تأکید می‌شد که هر کسی در رأی مردم خیانت کند جزای سختی می‌بیند و چند نفر خطاکار در انتخابات قبلی را هم مجازات می‌کردند. در این صورت تأثیر ضمانت دادن سخت‌تر و جدی‌تر می‌شد.

سوأل: قرار بود که تا انتخابات سال 2015 تعداد اعضای حزب نهضت اسلامی تاجیکستان به 150  هزار نفر برسد اما چرا نشد؟

کبیری: اکنون سال 2013 است و هنوز 2 سال دیگر فرصت باقی مانده است. این برنامه هفت ساله در بهار 2008 مطرح شده بود و روند رشد دموکراسی در جامعه، ثبات سیاسی و دیگر مسائل اجتماعی بیانگر آن بودند که روند تکثر احزاب در کشور توسعه می‌یابد.

به خاطر دارید که آن سال‌ها در مناسبت‌ها بین حکومت و احزاب یک آرامش و اعتدال وجود داشت. خودتان هم اشاره به شرکت نمایندگان حکومت در برنامه‌های ما کردید که نشانه همان فضا بود. این برنامه در آن سال با توجه به آن وضعیت و واقعیت پذیرفته شد و اجرایی نیز به نظر می‌رسید.

اخیرا این مسئله در حزب بررسی شد و بعضی دوستان پیشنهاد کردند که بازنگری شود. ولی اکثریت مخالف بودند. دلیل آن نیز این بود که ما باید برنامه یکساله را تغییر بدهیم و آن را مطابق با واقعیت‌ها بکنیم، نه برنامه کلی را چون نباید فکر کرد که این وضعیت حتما تا سال 2015 ادامه خواهد یافت. این که ما ماهانه 300 الی 400 عضو پذیرش می‌کنیم، طبق برنامه یک‌ساله است ولی از برنامه کلی عقب هستیم.

سوأل: به نظر شما تفاوت اساسی عضو حزب نهضت اسلامی با دیگر احزاب چیست؟

کبیری: از لحاظ حقوق و مسؤلیت نزد قانون، ملت و کشور هیچ فرقی ندارند ولی در عمل عضو حزب ما باید بداند که همه‌گونه مشکلات می‌توانند در مسیر ایجاد شوند که باید آمادگی داشته و مأیوس نشود ضمن این که قانون را از دیگران بهتر بداند و رعایت کند چونکه خواسته‌ها از وی بیشتر است.

سوأل: در این اواخر تا جایی که آگاه شدیم، جهت تأمین امنیت شخصی به مقامات مراجعه کردید. درخواست داشتن محافظان از وزارت کشور و آن هم از میان افرادی متعلق به خود رئیس حزب نهضت اسلامی چه معنایی دارد؟ آیا احساس امنیت نمی‌کنید؟

کبیری: این مسئله بعد از ضرب‌وشتم «محمدعلی حیت» معاون حزب نهضت اسلامی مطرح شد و شورای سیاسی چنین تصمیمی گرفت. البته ما به عنوان یک مسلمان به تقدیر باور داریم و از آن گریزی نیست ولی روند حوادث و تکرار چنین جنایت‌هایی نسبت به مسؤلان و رهبریت حزب، وادار می‌سازد که تدابیر احتیاطی اندیشیده شوند.

وضعیت منطقه در کل خوب نیست و صلح و  ثبات کشور ما هم دشمنان زیادی دارد که به دنبال فتنه‌انگیزی هستند.

سوأل: در ناحیه «حصار» اجازه ملاقات شما را با مردم ندادند، حتی تهدید شد که دست و پایتان را خواهند بست. چرا چنین برخوردی با یک نماینده مجلس صورت می‌گیرد؟ از پاسخ وزیر کشور درباره این حادثه راضی هستید؟ 

کبیری: در اینجا عیب زیادی به مقام نظامی ناحیه حصار وارد نیست. او یک مهره کوچک در نظام سیاست و بر طبق فضای موجود کار می‌کند.

همچنین «امرقل عظیم‌اف»، رئیس کمیته مجلس نمایندگان در امور حقوقی، دفاع و امنیت نسخه مکتوب وزیر کشور را به من نشان داد که اشکال آن فرد نظامی را آشکار و وی را به کیفر انتظامی کشیده‌اند.

این نشان می‌دهد که مسؤلیت‌شناسی هست و در حال حاضر از کار وزیر راضی هستم ولی از وضعیت عمومی نه، چون دادستانی کل در پاسخ من نسبت به این حادثه، نوشته است که در عمل پلیس کمبود و مشکلی مشاهده نشد، برعکس او جلوی قانون‌شکنی را گرفته است. ببینید یک حادثه و 2 نوع عکس‌العمل.

سوأل: شاعر معروف «بازار صابر» را به کشور بازگردانده‌اند و می‌گویند که یکی از دلایل این مسئله موضع ضدنهضت وی می‌باشد تا از او استفاده شود. آیا با این نظر موافق هستید؟

کبیری: از ما درباره استاد بازار صابر زیاد می‌پرسند بخصوص درباره حرف‌های وی نسبت به دین، دینداری و حزب نهضت.

به دیدگاه شخصی او با دین و دینداری کاری ندارم، چون تنها خداوند از دل هرکس آگاه است. می‌دانم و باور دارم که او منافق نیست وگرنه اینقدر آشکار سخن نمی‌گفت.شاید خودش هم ترسی نداشته باشد که او را مسلمان یا کافر بنامند.

او درباره دین همان حرفی را می‌گوید که برخی دیگر در دل دارند ولی ملاحظه می‌کنند یا می‌ترسند. او سخنگوی همان دایره‌هاست.

چنان که سال‌های 90 سخنگوی یک گروه د‌یگر بود. مصیبت بازار صابر هم در همین است. او فکر می‌کند که حرف خودش را می‌گوید و بازیچه کسی نبوده و نیست. این هم نشانه سادگی و صمیمیت وی می‌باشد.

ما قبلا صحبت‌هایی از استادان «قناعت»، «گلرخسار» و «برزو» گوش دادیم و خوب می‌شود که سخنان او را هم بشنویم. ما این تحمل را داریم و استاد بازار صابر نیز چنین جسارتی را دارد.

او 2 سال قبل میهمان پدرم بود و هنگام ملاقات با خود اندیشیدیم که خداوند چه قدرتی دارد. 2 پیرمرد قوم و خویش (مادر و پدر هر 2 عموزاده‌اند)، یکی پدر مسؤلانی در حزب نهضت و دیگری پدر دشمن سرسخت آن، یکدیگر را چنان به آغوش می‌کشند و از کودکی‌ها یاد می‌کنند، ولی اعتقادات و باورهای مخالف با یکدیگر دارند.

اگر بازار صابر انسانی صمیمی نمی‌بود، ملاحظه قوم و خویشی را می‌کرد ولی برای او موضع شخصی بالاتر است، همچنان که برای ما عقیده و ارزش‌ها بالاتر است.

به نظر ما شخصیت بازار صابر نباید مورد حمله قرار گرفته بلکه باید مورد آموزش و تحلیل قرار گیرد. بازار صابر نمونه روشن افراطی‌گرایی دنیوی است. همان مسئله‌ای که همیشه در مورد ظهور آن در برابر افراطی‌گرایی دینی هشدار داده و اکنون نیز هشدار می‌دهیم.

تمام دقت جامعه برای مبارزه با افراطی‌گرایی دینی در جریان است. ده‌ها کنفرانس و سمینار برگزار می‌نماییم و درست هم است، بی‌خبر از آن که جای یک گروه افراط‌‌گرا را گروه دیگری گرفته ‌است ولی با شعار‌های ضددینی.

این بازی‌هایی که بازار صابر و امثال وی ارائه می‌دهند، زمانی پشیمانی به بار خواهد آورد. وی در حالت غرور می‌تواند سخنان ناسزای دیگری هم بگوید که امروز به نفع بعضی‌هاست ولی فردا برای طرف پشتیبان و تحریک‌کنند دردسر خواهد شد و همینطور برای ملت تاجیکستان.

بازار صابر دوباره به آمریکا یا جای دیگر می‌رود و ما با همان مشکلات ایجاد کرده توسط وی و حامیان او باقی خواهیم ماند، همانطور که یک بار این مسئله تکرار شد.

در حال حاضر آوردن بازار صابر کار خوبی بود. از این پس باید او را نزد مردم و گروه‌های گوناگون برد تا ملت خود را خوب بشناسد و بداند که این ملت در چه فضایی زندگی می‌کند که دیگر بی‌احترامی نکند.

بدون این مسئله نیز ملت سررشته امر را گم کرده است و نمی‌داند به دنبال که و برای چی برود ضمن این که باز یک خیال‌پرست دیگر برای ملت دردسر می‌شود.

باور دارم که اگر او وارد زندگی مردم شود و درد مردم را بداند، یکی از اعضای فعال جامعه می‌شود.

خواهش ما از برخی جوانان این است که احساساتی نشوند و در حق او دعا کنند. خداوند تا لحظه آخر به همه امکان نزدیک شدن به ذات خودش را داده است، چرا مانع آن شویم. باید کوشش کرد که بازار صابر به سوی خداوند جلب شود ا‌گر واقعا از دوری وی ناراحت هستیم.

شاید رفتار ما بازار صابر و امثال وی را دلسرد کرده‌ است؟ در این مورد باید به جای کافر خواندن و سنگ زدن به وی، بیشتر از گذشته بیاندیشیم و فکر کنیم.

انتهای پیام/خ
برچسب ها:
آخرین اخبار