امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۱۷:۲۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 27791
تاریخ انتشار: ۳۰ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۳۳
تعداد بازدید: 134
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: یکی از مسائلی که در همه ماه‌ها و به خصوص در ماه مبارک رمضان اهمیت ویژه‌ای دارد ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: یکی از مسائلی که در همه ماه‌ها و به خصوص در ماه مبارک رمضان اهمیت ویژه‌ای دارد مساله اخلاق، خودسازی و تهذیب نفس است. به همین منظور، بر آن شدیم تا در ایام ماه مبارک رمضان که بهار اخلاق و تهذیب است، خلاصه بیانات اخلاقی حضرت آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی را به صورت موضوعی (مانند: تقوا، فقر و غنا، دروغ و خیانت، غیبت، زهد، صله رحم، حیا، عفت، گوشه گیری، عفو و گذشت و ...) که توسط یکی از شاگردان این مرجع تقلید تنظیم شده و در کتاب گفتار معصومین آمده است، تقدیم مخاطبان گرامی کنیم.

بسم الله الرحمن الرحیم ‏

قال رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: «یُطْبَعُ الْمُؤْمِنُ عَلى کُلِّ خَصْلَةٍ، وَ لا یُطْبَعُ عَلَى الْکَذِبِ وَلا عَلَى الخِیانَةِ».

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى‏‌فرماید: «هر خصلتى ممکن است طبیعت مؤمن بشود (گناهى ممکن است به خاطر کمى تقوا از مؤمن سر بزند) ولى محال است دروغ و خیانت در طبیعت مؤمن باشد».

در احادیث ما به مسأله دروغ و خیانت اهمیّت زیادى داده شده است، از جمله در حدیثى از امام صادق علیه‌السلام مى‌‏فرماید: «إنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً إلّا بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أدَاءِ الأمانَةِ إلَى البَرِّ وَ الفاجِرِ؛ خداوند هیچ پیغمبرى را مبعوث نکرده مگر به راستگویى و اداى امانت به نیکوکار و بدکار».

شاید اشاره به این است که راستگویى و اداى امانت جزء قوانین همه انبیا بوده و شاید استثنا به خاطر این است که مؤمن تابع هر دینى که باشد در آن دین دروغ و خیانت ممنوع است و یا اشاره به آیه‌‏‌اى است که مى‌‏فرماید: «إِنَّمَا یَفْتَرِى الْکَذِبَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ»؛ تنها کسانى دروغ مى‏‌بندند که به‏ آیات خدا ایمان ندارند.

خیانت نوعى دروغ در عمل است همان‏‌طور که دروغ نوعى خیانت در گفتار است.

یا ممکن است اشاره به این باشد که این دو عمل اساس زندگى انسان را متزلزل مى‌‏کند، چرا که تشکیل جامعه انسانى بر اساس اعتماد است که اگر نباشد، جامعه وجود ندارد و دروغ، این سرمایه را از بین مى‏‌برد.

یا ممکن است اشاره به این باشد که دروغ و خیانت کلید گناهان دیگر است، انسان اگر دروغ بگوید مى‏‌تواند تقلّب، کلاه‏‌بردارى و خیانت کند.

راه‌کار جالب پیامبر (ع) به جوان گنه‌کار

جوانى خدمت رسول اکرم صلى الله علیه و آله آمد و عرض کرد: آلوده گناه هستم چه کنم؟

فرمود: به من قول بده که یک گناه را انجام ندهى و آن دروغ است.

عرض کرد ترک مى‏‌کنم.

جوان مى‌‏خواست گناه کند ولى فکر کرد که فردا وقتى خدمت پیامبر مى‌‏رسد، حضرت سؤال خواهد کرد گناه کردى یا نه؟ اگر دروغ بگوید، که گناه کرده و اگر راست بگوید رسوا مى‌‏شود، آن جوان به واسطه ترک دروغ گناهان دیگر را هم ترک کرد.

امام حسن عسکرى علیه‌السلام مى‌‏فرماید: «جُعِلَتِ الخَبَائِثُ فى بَیتٍ وَ جُعِلَ مِفتاحَهُ الکَذِبُ؛ تمام بدی‌ها در خانه‏‌اى قرار داده شده است و کلید آن دروغ است».

وقتى این کلید از بین برود گناهان دیگر هم از بین مى‌‏رود.

رسول اکرم صلى الله علیه و آله مى‌‏فرماید: «لَا تَنْظُروا إلى کَثْرَةِ صَلاتِهِم وَ صَوْمِهِم وَ کَثْرَةِ الحَجِّ وَالْمَعْروفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّیْلِ، وَلکِنِ انْظُرُو إلى صِدْقِ الحَدِیث وَأداءِ الأمانَةِ؛ اگر مى‌‏خواهید افراد را بشناسید از طریق عبادات، آنها را نشناسید که نماز و روزه و حجّشان زیاد است و اینکه در دل شب بلند مى‌‏شوند و از خوف خدا نعره‏ مى‏‌کشند، بلکه از اداى امانت و راستى گفتار، آنها را بشناسید».

و همچنین مى‌‏فرماید: «المُؤْمِنُ إذا کَذَبَ مِنْ غَیرِ عُذْرٍ لَعَنَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَکٍ، وَخَرَجَ مِنْ قَلْبِهِ نَتْنٌ حَتّى‏ یَبْلُغَ الْعَرْشَ فَیَلْعَنُهُ حَمَلَةُ الْعَرْشِ؛ هر گاه مؤمنى بدون عذر (شرعى) دروغ بگوید، هفتاد هزار فرشته او را لعنت مى‏‌کنند، و از دهانش بوى تعفّن و گندى بر آید که تا به عرش رسد، و حاملان عرش نیز وى را لعنت کنند.

از آن حضرت پرسیدند: «أَیکونُ الْمؤمِنُ جَبَاناً؟: «نَعَمْ، قیل لَهُ: أیکونُ المُؤْمِنُ بَخِیلًا؟ قال: نَعَمْ. قیل لهُ: أیکونُ المؤمِنُ کَذّاباً؟ قال: لا»؛ آیا ممکن است مؤمن ترسو باشد؟ فرمود: آرى؛ پرسیدند: و بخیل باشد، فرمود: آرى؛ پرسیدند: و دروغگو باشد؟ فرمود: نه.

و فرمود: «رَأیْتُ کأنَّ رَجُلًا جاءَنی فقالَ لی: قُمْ، فَقُمْتُ مَعَهُ فإذا أنا بِرَجُلَینِ أحَدُهُما قائِمٌ والآخَرُ جالِسٌ، وَبِیَدِ الْقائِمِ کلّوبٌ مِنْ حَدیدٍ یُلْقِمُهُ فی شِدْقِ الجالِسِ فَیَجْنِبُهُ حَتّى‏ یَبْلُغَ کاهِلَهُ، فَیُلْقِمُهُ الجانِبَ الآخَرَ فَیَمُدُّهُ، فإذا مَدَّهُ رَجَعَ الآخرُ کما کانَ، فَقُلتُ للّذی أقامَنی: ما هذا؟ قال: هذا رَجُلٌ کَذّابٌ، یُعَذَّبُ فی قَبْرِهِ إلى‏ یَوْمِ الْقِیَامَةِ»

گویا مردى نزد من آمد و گفت: برخیز، برخاستم و با او روانه شدم تا به دو نفر رسیدیم که یکى ایستاده و دیگرى نشسته بود، در دست ایستاده قلّابى از آهن بود و آن را در کنج دهان آن که نشسته بود فرو مى‏‌برد و مى‏‌کشید تا از شانه به پشت او مى‏‌رسید، سپس بیرون مى‌‏آورد و به طرف دیگر فرو مى‏‌برد و مى‌‏کشید و همچنان این عمل را تکرار مى‌‏کرد، به آن که با من بود گفتم: این چیست؟ گفت: این مرد (نشسته) دروغگوست و تا روز قیامت این‌‏گونه در گور عذاب مى‏‌شود.
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار