امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۱۹:۰۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 27865
تاریخ انتشار: ۳۰ تیر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۳۳
تعداد بازدید: 33
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر مدرسه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران به مناسبت آغاز ماه بهار ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، آیت‌الله روح‌الله قرهی مدیر مدرسه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران به مناسبت آغاز ماه بهار قرآن به شرح دعای ابوحمزه ثمالی می‌پردازد که بخش دهم آن در ادامه می‌آید:
*مادر گیتی

شب گذشته، شب جمعه و شب رحمت بود و به عنوان مقدّمه دعای کمیل نیاز بود که به مطالبی را راجع به دعا بیان کنیم. لذا توفیق عرض ارادت به ساحت قدس أمّ‌المؤمنین، حضرت حکیمه عظیمه، طاهره زاکیّه، راضیه مرضیه، منصوره طاهره، حضرت خدیجه کبری(س) را نداشتیم. برای همین امشب عرض کردیم ادب اقتضاء می‌کند که راجع به وجود حضرتش، ولو مقداری کم، توشه‌چینی کنیم.

او را می‌توان مادرِ مادر گیتی لقب داد که پروردگار عالم، رحم او را مرکز پذیرش بزرگترین خلقتش در بین خلائق قرار داد و جز حضرت خدیجه کبری(س) کسی نه در طهارت و نه در عظمت و نه در حکمت، توفیق و تحمّل بار سنگینی مثل زهرای اطهر(س) را نداشت.

لذا از عظمت حضرت خدیجه کبری(س) همین بس که رحم او، مرکز پرورش عطیّه الهی به نبیّ مکرّم(ص) شد. آنکه خود پیامبر عظیم‌الشّأن(ص) بیان فرمودند: هبه الهیّه بوده و خود قرآن فرمود: عطایی است که این عطاء کوثر است؛ یعنی همه چیز را در او قرار دادم. لذا یک معنای کوثر یعنی او که هست، همه چیز است و او عامل همه خلقت است.

پس حضرت خدیجه کبری(س) حامل چنین بار سنگینی است که از لحاظ عظمتی در حدّی است که به واسطه نور او، همه خلقت خلق شده است و نیّرة الله است. آنکه پدر گرامشان خم می‌شد و دست مبارکشان را می‌بوسید! آنکه پدر گرامشان بیان می‌فرمودند: هیچ کس در عالم عندالله تبارک و تعالی، مثل زهرای اطهر نیست. آنکه در حدیث کساء محور قرار گرفته شد، «صل علی فاطمة وابوها وبعلها وبنوها». کسی که از صلبی به صلب دیگر نیامد، در حالی که خود پیامبر(ص) فرمودند: من و مولی الموالی یکی بودیم؛ یعنی از یک اسپرم بودیم، لذا از صلبی به صلب دیگر و از صلبی به صلب دیگر در اصلاب الشّامخه آمدیم تا اینکه در عبدالمطلّب، دو نیم شدیم، من در عبدالله قرار گرفتم و او در ابی‌طالب(ع) امّا زهرای اطهر به صراحت فرمایش خود نبیّ مکرّم(ص) به آن طعام بهشتی انعقاد پیدا کرد.

پس خدیجه(س) کیست؟ آنکه می‌تواند و طاقتش را دارد که چنین حمل سنگی را حمل کند و این اوج عظمت اوست.

حضرت خدیجه(س) حتیّ خودش از پدری است که در دفاع از حریم کعبه، دلاوری نشان داد که اگر بخواهیم راجع به او سخن بگوییم، سخن به درازا می‌کشد. مادر او هم «بنت زائده‌ بن ‌اصم» بود که بانوی بسیار با فضیلتی بود و از لحاظ نسبی به قریش می‌رسید. پدرش هم همین ‌گونه بود.

همان ‌طور که در ابتدای عرایضم راجع به این بانوی مکرّمه عرض کردم، مقام این بانو به قدری بالا و والاست که او را صدّیقه، مبارکه، امّ‌المؤمنین، طاهره، زاکیّه، راضیه، مرضیه و ... می‌گویند. جالب این است همه آن اسماء و القابی که بی‌بی دو عالم(س) دارند، مادر گرامی ایشان هم دارند و این از فضائل حضرت خدیجه(س) است. ضمن اینکه یتیمان مکّه و حجاز، او را «امّ الیتامی» و بینوایان هم او را «امّ‌الصعالیک» خطاب می‌کردند. مؤمن‌ها هم که او را «ام‌ّالمؤمنین» می‌گویند و چون مادر بی‌بی دو عالم هم است، «امّ الزهرا» هم می‌گویند.

*سلام خدا به حضرت خدیجه(س)!

مقام ایشان به قدری بالا و والاست که حتّی پیامبر عظیم‌الشّأن(ص) وقتی از معراج (آن معراجی که قرآن کریم و مجید الهی بیان می‌فرمایند: «َقابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى‏» شد) بر می‌گشتند، هم خود ایشان و هم ملائکه ‌الله از اینکه پیامبر(ص) به معراج آمده است؛ شاد و بسیار خرسند بودند. حضرت آن صحنه‌های بسیار عالی و زیبا را دیدند. حضرت جبرائیل در آخر به پیامبر(ص) گفت: حالا که شما دارید به زمین می‌روید، من هم از شما یک حاجت دارم. البته نه تنها من حاجت دارم، بلکه پروردگار عالم هم از شما حاجت دارد، «حاجتی أن تقرأ علی خدیجة من اللّه ومنّی السّلام»، ای پیامبر! حاجت من از تو این است که از طرف من و خدا به خدیجه(س) سلام برسانی.

ببینید مقام باعظمت حضرت خدیجه(س) چگونه است که می‌گوید: سلام خدا را  به او برسان! لذا وقتی حضرت آمد، اوّل چیزی که بیان فرمودند، همین بود. فرمودند: ای خدیجه! بر تو بشارت باد که جبرائیل و خود پروردگار عالم به تو سلام رساندند. این حکیمه چقدر زیبا جواب داد، خدمت پیامبر عظیم‌الشّأن(ص) عرضه داشت: «اللّه السّلام و الیه یعود السّلام» یعنی او هم می‌داند که اصلاً سلام خود اوست و به او هم بر می‌گردد. همان چیزی که بعدها در دعا برای ما بیان کردند که این‌طور بخوانید: «اللّهمّ انت السّلام ومنک السّلام و الیک یعود السّلام».
 
یک بار دیگر هم وقتی دشمن به صورت بدی محاصره کرده بود و آن قضیه احد پیش آمد که دشمن شایعه کرد که پیامبر(ص) کشته شده، حضرت خدیجه(س) گریان و نالان خودش دنبال حضرت می‌گشت و به قدری اشک می‌ریخت که پیک وحی بر پیامبر(ص) نازل شد و به محضر پیامبر عظیم‌الشّأن(ص) عرضه داشت که خدا به واسطه خدیجه(س) نصرت می‌دهد و ملائکه به واسطه گریه خدیجه به گریه افتادند و خدا می‌گوید: سریع به پیش او برو و ابلاغ سلام من را به خدیجه برسان و او را بشارت بده به قصری در بهشت که نمونه است و در او هیچ غم و اندوهی نیست.

اینطور خدا برای حضرت خدیجه(س) وحی فرستاد که یکی در معراج بود و یکی هم در جریان احد.

*مباهات خدا به فرشتگان، به خاطر وجود حضرت خدیجه(س)!

حضرت خدیجه کبری(س) از دید پیامبر عظیم‌الشأن(ص) فقط یک همسر معمولی نیست، بلکه یک بانویی است که سکینه و آرامش عجیبی برای پیامبر(ص) دارد. همان‌گونه که امیرالمؤمنین(ع) به پیامبر عظیم‌الشأن(ص) آرامش می‌داد، همان‌گونه هم حضرت خدیجه(س) به ایشان آرامش می‌داد.

لذا این را اهل جماعت هم دارند که خود پیامبر(ص) فرمودند: تا خدیجه(س) بود، هم فرشتگان روزی چند بار مباهات می‌کردند به این که خدیجه وجود دارد و هم پروردگار عالم خودش بر فرشتگان مباهات می‌کند که ای فرشتگان من! ببینید چه بانویی برای پیامبر(ص) قرار دادم.

تنها کسی که خدا فقط از طریق او، به حبیبش فرزند داد!

پیامبر(ص) فرمودند: خدیجه(س) موقعی به من ایمان آورد که دیگران به من کفر می‌ورزیدند، موقعی مرا تصدیق می‌کرد که دیگران انکار من را می‌کردند، موقعی ثروتش (آن هم ثروت نه تنها بزرگترین زن عرب، بلکه بزرگترین ثروتمند حجاز که از مردان هم بیشتر داشت) را در اختیار من قرار داد که همه دریغ می‌کردند. مهم تر از همه، خدا از طریق او به من فرزندی مرحمت کرد که از طریق دیگران به من فرزند نداد.

البته خدا به همسر دیگر پیامبر(ص)، ماریه قبطیه (البته همان‌ طور که می‌دانید تا خود حضرت خدیجه(س) بود، پیامبر(ص) هیچ همسری اختیار نکرد. مثل امیرالمؤمنین(ع) که تا وقتی بی‌بی دو عالم(س) بود، هیچ همسری اختیار نکرد) فرزندی به نام ابراهیم داد، امّا ابراهیم وقتی سه ساله شد، فدای نوه خدیجه(س) شد!

به جز حضرت خدیجه(س) و ماریه، دیگر خدا به هیچ‌ کدام از همسران پیامبر(ص) فرزند نداد. ماریه هم بانوی مکرّمه‌ای بود که بعد از حضرت خدیجه(س)، خیلی مقامات والایی دارد. امّا پروردگار عالم ابراهیم را فدای ابا‌عبدالله(ع) کرد. می‌دانید هر دو روی زانوی پیامبر(ص) نشسته بودند، وحی آمد که خدا می‌گوید: یکی باید فدای دیگری شود. معلوم است می‌داند آنکه عالم باید فدایش شوند، ابا‌عبدالله(ع) است و بدین‌ ترتیب ابراهیم رفت. در حالی که به صورت ظاهر، ابراهیم، مستقیم پاره ‌تن پیامبر(ص) محسوب می‌شود، امّا می‌داند ابا‌عبدالله(ع) فرزند معنوی و حقیقی اوست که از طریق حضرت زهرا(س) به دنیا آمده، لذا ابراهیم را فدا می‌کند.

این هم یکی از فضایلی است که به خود حضرت خدیجه(س) نسبت می‌دهند که خدا نخواست، پیامبر(ص) به جز از حضرت خدیجه(س)، از دیگران فرزند داشته باشد، کما اینکه خود پیامبر(ص) هم این مطلب را فرمودند. چه فرزندی هم از حضرت خدیجه(س) نصیبشان شد که امّ ابیها است! چه فرزندی که حجتٌ‌ علی ‌حجج‌ الله است! چه فرزندی که صحف فاطمیّه متعلّق به اوست! چه فرزندی که وحی بر او می‌شده! چه فرزندی که همه عالم فدای او هستند!

من چندین بار در دهه‌های فاطمیّه نکاتی را راجع به بی‌بی دو عالم(س) از باب شأنشان، آن هم در حد ذهنی خود ما انسان‌ها بیان کردم. البته او اصلاً انسان نبود و خدا لطف کرد آن انسیه الحوراء را به شکل انسان درآورد و به حبیبش هبه کرد.

این‌ قدر پیامبر(ص) را دوست داشت که او را هبه کرد و فرمود: «إنّا اعطیناک الکوثر» همه چیزم را به تو دادم، این ‌قدر دوستت دارم که او را شبیه به انسان کردم و به تو دادم. خدا چنین فرزندی را به حضرت خدیجه(س) داده، لذا پیامبر(ص) فرمود که خدای منّان از او به من فرزندی عنایت کرد، ولی دیگران را محروم ساخت که این از فضایل حضرت خدیجه(س) است.

فرمودند: بهترین بانوان عالم، مریم‌ بنت ‌عمران و آسیه‌بنت‌مزاحم و خود خدیجه‌بنت‌خولید و بی‌بی دو عالم(س) هستند که بعد از بی‌بی دو عالم که او عطیّه الهی است و به انسان تبدیل شد، بین آن سه زن که برترین زنان عالم هستند، افضل آن‌ها، بلاشک خدیجه کبری(س) است.

این روایت را خود اهل جماعت دارند که وقتی یکی از همسران پیامبر(ص) به او اعتراض کرد که چقدر یاد خدیجه(س) می‌کنی، من که جوانم و بهتر از او هستم. پیامبر(ص) با خشم فرمود: تو بهتری؟! هیچ کسی مثل خدیجه(س) نمی‌شود، من او را از اعماق دل و قلب خویش دوستش داشتم ودارم. بعد خطاب کرد: عایشه! من دوستداران خدیجه را هم از اعماق دل دوست دارم (به تعبیر خودمانی بخواهیم معنی کنیم، یعنی دوستداران خدیجه(س) را از تو هم بیشتر دوست دارم) و پروردگار عالم همسری بهتر از خدیجه به من عطا نکرده است.

لذا بیان فرمود: می‌دانی خدیجه(س) کیست؟ خدیجه(س) آن کسی است که پروردگار عالم او را در زمره علی و حسن و حسین و جعفر و حمزه و فاطمه(علیهم صلوات المصلّین) قرار داده است.

حتّی اهل جماعت دارند که یک مرتبه وقتی عایشه، پیامبر(ص) را به خشم درآورد. پیامبر(ص) به صراحت فرمود: خدا از طریق او به من فرزندی عطا کرد که عالم متعلّق به اوست و تو محروم از فرزندی هستی. لذا یکی از حسادت‌هایی که بعضی از زنان پیامبر، به خدیجه(س) و همچنین زهرای اطهر(س) داشتند (البته اکثر زنان ایشان حسادت نداشتند و حسادت در یکی از این‌ها خیلی زیاد بود)، به خاطر این بود که فرزند نداشتند.

می‌دانید پیامبر(ص)، اشرف مخلوقات است و دلیل اینکه خدا از طریق دیگر همسران پیامبر(ص)، فرزندی به ایشان نداد و وقتی از طریق ماریه هم داد، او را برای نوه خدیجه(س) قربانی کرد، این است که رحم باید رحم طاهره باشد. اصلاب الشامخه و الارحام المطهره که بیان می‌شود، همین است.

خداوند می‌فرماید: «لولاک لما خلقت الافلاک» حبیبم! اگر تو نبودی، اصلاً خلقتی در عالم نبود. لذا هیچ کسی مثل پیامبر(ص) نیست. آنجا که طبق قرآن، یوسف صدّیق(ع) بیان می‌کند که آن کوکب‌ها و ... به من سجده کردند و پدر گرامش، حضرت یعقوب بیان فرمود: او امام من است و با این که فرزند من است، بر من فضیلت دارد و جایگاهش برتر از من است. خوب معلوم است با این مقامی که خود پیامبر عظیم ‌الشّأن دارد، اولیاء و عرفا همه در مقابل او سر تعظیم فرو می‌آورند. آدم ابوالبشر مسجود ملائکه است، آیا پیامبر که بلاشک افضل از خود آدم ابوالبشر است، مسجود ملائکه نیست؟! ایشان باذن الله تبارک و تعالی مسجود همه خلق است. پس معلوم است نطفه این حضرت کجا باید قرار بگیرد، مگر هر رحمی می‌تواند؟! «والارحام المطهّره» که این فقط خدیجه کبری(س) است. این هم نکته بسیار مهمّی که باید در آن تأمّل کنیم.

*اوصاف حضرت خدیجه(س) از زبان اهل جماعت

ابن ‌هشام، صاحب کمتاب معروف «السیرة النبویّة» که برای اهل جماعت است، بیان می‌کند: خدیجه کبری(س) هم از باب نسب، نسب بالایی داشت. چون هم از طریق پدری و هم از طریق مادری، از قریش است و با اینکه صاحب ثروت عظیمی بود، ولی از باب امانت، بالاترین امانت‌دار و بسیار اخلاقی بود و در عفّت و کرامت انسانی در مقام اعلی قرار داشت و لذا او بلندترین و عظیم‌ترین قلّه شرف را به خودش اختصاص داده بود.

ذهبی که به عنوان پیشتاز رجالیّون اهل جماعت می‌باشد، بیان می‌کند: خدیجه(س) سرور بانوان بهشت است، همان ‌گونه که وجود مقدّس امام حسن و امام حسین(ع)، سیّدان شباب هل الجنه هسنتد؛ یعنی سروران بانوان بهشت، خدیجه(س) است! و بعد چند مطلب پشت سر هم می‌گوید، می‌گوید: او نیّره بود، او جلیله‌القدر بود، او بالجد متدیّن بود، او بزرگوار و کریم بود.

راجع به کرامت و کریم بودن حضرت خدیجه(س)، هم ذهبی و هم ابن ‌حجر بیان می‌کنند: طوری بود که هر کس پیش حضرت خدیجه(س) می‌آمد، ناامید بر نمی‌گشت و اعتقاد راسخ خدیجه کبری(س) این بود که باید کریم باشی تا خدا به تو عنایت کند و چنان کریمه عجیبی بود که هر کس می‌آمد، از ثروت ایشان بهره می‌برد.

*سه کار جهت ثروتمند شدن

حالا من اینجا یک حاشیه کوچک بزنم، یک نکته‌ای را عرض کنم که جالب است، بدانید. اصلاً اولیاء خدا می‌گویند اگر کسی بخواهد بر ثروتش افزوده شود، باید چند کار بکند: اوّل اینکه مالش را طاهر به دست بیاورد؛ یعنی اینکه لقمه، لقمه حلال باشد. دوم اینکه مالش را طاهر کند؛ یعنی خمسش را بدهد. سوم اینکه دست و دلباز باشد تا خدا بیشتر به او عنایت می‌کند.

لذا رمز موّفقیّت حضرت خدیجه(س) در ثروتش هم این بود که دست و دلباز بود و خدا به ایشان عنایت می‌کرد.

*صاحب جمال و با احساس، امّا عاقله!

ابن ‌حجر می‌گوید: خدیجه(س)، کسی است که پیامبر(ص) بیشترین مشورت را با او می‌کرد و او عاقله بود. در حالی که می‌دانید زنان چون لطیف الروح هستند، در مقام احساسات زیادی هستند و روایت داریم که خیلی با آن‌ها مشورت نشود. دلیل این نیست که خدای ناکرده زنان بی‌عقل باشند، خیر. چون احساساتشان قوی است و روح لطیفی دارند، گاهی این احساسات به آن تصمیم‌گیری عاقلانه غلبه پیدا می‌کند.

ولی خیلی می‌خواهد که هم احساسات لطیف داشته باشی، هم جمال ظاهری داشته باشی و هم از آن طرف عاقله باشی و پیامبر(ص) با تو بیشترین مشورت را بکنند، مثل خدیجه کبری(س). می‌گویند: وقتی وجود مقدّس امام حسن(ع) یا امام صادق(ع) می‌خندیدند، دندان‌هایشان به قدری زیبا بود و منظّم چینش داشت که همه می‌گفتند: به مادرشان خدیجه کبری(س) رفته‌اند. لذا این بانوی مکرّمه هم از لحاظ زیبایی در جمال عجیبی بودند و هم احساسات قوی داشتند، ولی از آن طرف عاقله بودند و پیامبر بیشترین مشورت را با ایشان می‌کرد. این هم یک نکته‌ای است که باید واقعاً در آن دقّت کرد.

*درجه اعلای طهارت و جمال

در جاهلیّت، ایشان از معدود زنانی است که در طهارت، در درجه اعلی است که این را هم ابن‌ حجر اهل جماعت در کتاب خودش بیان می‌کند.

خدیجه کبری(س) خیلی فضائل دارند و از دیگر فضائلی که می‌شود، بیان کرد، این است که ایشان در مقام بالایی قرار دارند. اوّلاً در کتاب «الشافی فی الامامة» سیّد مرتضی، علم‌الهدی، آن آیت عظمی، شاگرد شیخنا‌الاعظم، حضرت مفید عزیز بیان می‌شود که حضرت خدیجه(س) دوشیزه بودند و هیچ ‌گاه با کسی ازدواج نکرده بودند. شیخ طوسی هم همین را در «تلخیص الشافی» بیان می‌کنند. بلاذری در «انساب الاشراف» و ابوالقاسم کوفی هم در «الاستغاثة فی بدع الثلاثة» و بسیاری از مورّخین دیگر این مطلب را بیان کردند.

حتی خیلی از بزرگان در کتبشان، از جمله همان سیّد مرتضی، علم‌الهدی، آن آیت عظمی، قائل به این است که سنّ حضرت خدیجه کبری(س) بالاتر از پیامبر(ص) نبوده است و بین 25 تا 28 سالشان بوده است؛ یعنی این ‌طور که بعضی بیان می‌فرمایند، نیست.

فقط از باب اینکه عاقله است، باید بدانیم که ایشان زنی تاجر است که خیلی از مردان به خواستگاری‌اش آمدند، ولی نمی‌پذیرد. هم جمال دارد، هم کمال دارد، هم ثروت دارد، هم مکنت دارد، امّا نمی‌پذیرد. همه هم متعجّب هستند. یک عدّه هم تصوّر به این دارند که چون دارای جمال و کمال است، زنی مغرور است. ابن‌ حجر هم همین را می‌گوید که تصور خیلی‌ها همین بود که او زنی مغرور و متکبّر است. با آنکه هر کسی می‌آمد، دست کرامت داشت، امّا مثلاً می‌گفتند: برای خودش یک غرور خاصّی دارد که همه متعجّب شدند چطور با یک کسی که به صورت ظاهر آن گونه ثروتی در مقابل او ندارد، ازدواج می‌کند. جالب است که خودش هم آمد و اعلان کرد که من می خواهم همسر شما باشم.

همان‌ طور که گفتیم ایشان جمال عجیبی هم داشت، به طوری که وقتی از عبدالله مهد، پدر مهد زکیه پرسیدند: چرا دندان‌های امام صادق(ع) این ‌قدر زیبا و براق است و درخشش خاصّی دارد که وقتی سخن می‌گوید مردم را به سمت خودش جذب می‌کند؟ عبدالله مهد می‌گوید: نمی‌دانم، ولی می‌دانم که راجع به خدیجه کبری(س) این‌گونه می‌گویند که در زیبایی و درخشندگی زیادی بود، کما اینکه فرزندش، زهرای اطهر(س) هم این‌گونه بود. لذا جای تعجّب نیست که کسی که از دو مادر این‌گونه ارث ببرد، این‌گونه بشود.

*اوّلین بانویی که نماز خواند

امیر المؤمنین(ع) و خدیجه کبری(س) اوّل کسانی هستند که با پیامبر(ص) نماز خواندند. این را اهل جماعت هم بیان می‌کنند که کنار کعبه می‌آمدند و مخصوصاً جلوی مردم نماز می‌خواندند.

*اوّلین بانوی ولایی

ایشان، اوّل بانویی است که معتقد به ولایت امیرالمؤمنین(ع) است. وقتی پیامبر بنی‌هاشم را جمع کرد و سه مرتبه فرمود: چه کسی یار و یاور و برادر من خواهد بود و در هر سه بار، امیرالمؤمنین(ع) بلند شدند. پیامبر(ص) فرمودند: هر کسی به من ایمان بیاورد، بعد از من، او جانشین من است. پیامبر(ص) می‌داند جانشین من ناحیه الله است، امّا از آن طرف می‌داند هم که این‌ها ایمان نمی‌آورند، جز خود امیرالمؤمنین(ع). لذا نوشته‌اند: حضرت خدیجه(س) بلافاصله بعد از آن قضیه‌ای که پیامبر(ص) به صراحت فرمود: بعد از من، ولایت برای علی(ع) است، بیان فرمودند: من ولایت علی را پذیرفتم، با اینکه امیرالمؤمنین(ع) در خانه پیامبر بود و خود حضرت خدیجه(س) او را بزرگ کرده بود، ولی پذیرفت.

*تنها بانویی که میوه بهشتی تناول کرد!

در تاریخ طبری که برای اهل جماعت است، نوشته: خدیجه(س)، نخستین بانو هست و شاید تنها بانویی است که از میوه بهشتی تناول کرد. موقعی که به بی‌بی دو عالم(س) باردار بود، بارها از انگور بهشتی آوردند و به ایشان دادند.

*تنها زنی که در عصر جاهلیّت، بت نپرستید!

در باب ازدواج ایشان مطالب بسیاری بیان شده و جالب این است که وقتی آمدند، خود ایشان این‌گونه فرمود: «إنّی رَغِبْتُ فیکَ لِقَرابَتِکَ مِنّی وَشَرَفِکَ مِنْ قَوْمِکَ وَأَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَصِدْقِ حَدیثِکَ وَحُسْنِ خُلْقِکَ» من دل به تو دارم و دلم در گروی تو است. چون هم از یک جهت خویشاوند من هستی و از قریش هستیم، ولی مهمتر این است که تو از شرافت والایی برخورداری و تو به امانت در میان مردم معروفی، تو فرد راستگویی هستی و بالاترین اخلاق را داری، «إنّک لعلی خلق عظیم».

اما بعدها با اینکه هنوز پیامبر(ص) اعلان بعثت نکرده بودند، به صفیّه، خواهرش بیان کرد: «إنّی قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ مُؤَیَّدٌ مِنْ رَبِّ العالمین». پس می‌شود گفت: خود حضرت خدیجه(س) هم مثل امیرالمؤمنین(ع)، بت نپرستیده؛ چون گفت: من یقین دارم که او از سوی پروردگار عالمیان، مورد تأیید است. یعنی می‌دانم او، پیغمبر است.

یکی از خصایص حضرت خدیجه(س) این است که می‌گویند اهل مطالعه بود و کتب آن زمان را خوانده بود و نشانه‌های پیامبری را در پیامبر(ص) دیده بود.

*خواستگاری از پیامبر(ص)!

او با نفیسه خدمت پیامبر(ص) آمد و بیان کرد: ما برای شما کسی را برای همسری دیدیم. حضرت فرمودند: چه کسی؟ ایشان با صراحت و شجاعت، در حالی هم که دارد یک مقداری هم شرم و حیا داشتند، فرمود: «هیَ مَمْلوکَتُکَ خَدیجةُ». در حالی که حضرت خدیجه(س) به اصطلاح از جهت مادی، رئیس حضرت می‌شد؛ حضرت در دستگاه حضرت خدیجه(س) کار می‌کرد، ولی می‌گویند: او کنیز شما، خدیجه است. این بانوی مکرّمه این قدر در مقام معرفت، بالا بود که خودش را کنیز حضرت می‌داند، با اینکه هنوز پیامبر(ص)، نشده‌اند.
*سال حزن

در موقع سختی می‌شود انسان‌ها را شناخت. ایشان تمام اموالشان را در اختیار پیامبر(ص) قرار داد، طوری که در آن شعب ابی‌طالب که خیلی اوضاع، سخت بود، ایشان به بردارزاده‌اش پول می‌داد و او پنهانی اجناسی را می‌خرید و می‌آورد و در مواردی باید به آن سربازانی هم که محاصره کرده بودند، پول و باج می‌دادند که سه برابر برایشان در می‌آمد.

بارها می‌شد ابولهب و همسرش، ام‌جمیل، خارهای بیابان را جمع می‌کردند و بر سر راه پیامبر(ص) می‌ریختند و حضرت خدیجه(س)، غلام‌هایش را می‌فرستاد تا خارها را از سر راه بردارند.

حضرت خدیجه به حکیم ‌بن‌ حزام که برادرزاده ایشان بود و عرض کردم چندین برابر قیمت، خوراک تهیه می‌کرد و می ‌آورد، می‌گفت: تو باید دائم در خدمت پیامبر(ص) باشی و با اینکه خودش حکیم و از ثروتمندترین افراد و محتاط هم بود، ولی ارادت عجیبی به پیامبر(ص) و حضرت خدیجه(س) داشت.

حالا چنین بانوی مکرّمه‌ای در شعب ابی‌طالب این ‌قدر گرسنگی کشید، با اینکه می‌توانست ثروت را برای خودش استفاده کند، امّا طوری شد که سنگ به شکم مبارکش می‌بست و در آخر همان جا به شهادت رسید که پیامبر عظیم‌الشأن(ص) هم آن سال را سال حزن و اندوه اعلام کردند، چون بعضی‌ها نوشتند: سه ماه قبلش هم ابوطالب(ع) از دنیا رفت و بعد هم حضرت خدیجه(س)، لذا آن سال، عام الحزن شد.

می‌دانید ابی‌طالب(ع) هم خیلی مدافع عجیبی برای پیامبر(ص) بود، امّا بعضی از وهابیّت ملعون برای اینکه نمی‌خواهند به او احترام بگذارند، مثلاً می‌گویند: بدون دین از دنیا رفت.

*وصایای حضرت خدیجه به پیامبر(ص)

حضرت خدیجه(س) موقعی که داشتند از دنیا می‌رفتند، چند وصیّت کردند:

1. یا رسول الله! وقتی من می‌روم شما مرا با عبای خودت دفن کن، من از فشار قبر می‌ترسم.

کسی این مطلب را می‌گوید که در روایت داریم، پیامبر(ص) فرمودند: فردای قیامت وقتی وارد محشر می‌شود، هفتاد هزار ملک و فرشتگان الهی، در حالی که پرچم‌هایی منقّش و مزیّن با جمله الله اکبر، در دست دارند، به استقبالش می‌روند.

2. یا رسول الله! در قبر من بخواب تا قبر بر من تنگ نشود.

در روایت داریم که خدا هم از بهشت پارچه‌هایی را برای کفن او فرستاد، ولی چون خود حضرت خدیجه(س) بیان کرده بود که عبای شما را می‌خواهم، پیامبر(ص) او را دورن عبای خودشان قرار دادند و بعد آن پارچه‌ها را دور ایشان پیچیدند.

3. دخترم را به شما سفارش می‌کنم و فقط سفارشم این است که او را مواظبت کنید.

ایشان اسماء بنت عمیس را هم خواست و گفت: من شب زفاف نیستم، تو به جای من برای دخترم زهرا، مادری کن. این را به پیامبر(ص) هم سفارش کرد که حتماً اسماء، آن روز باشد.

پیامبر(ص) گریه کردند و فرمودند: خیلی زجر کشیدی، لبخندی زد و بعد به پیامبر(ص) عرضه داشت: یا رسول الله! خدا را شاکرم که موقعی مرا قرار داد که توانستم تو را درک کنم و کنیزی تو را بکنم، امیدوارم که آن دنیا هم کنیز شما باشم. پیامبر(ص) فرمود: یا خدیجه! بر تو مژده باد که فردای قیامت تو با من هستی.

فردای قیامت ممکن است ما با همسرمان نباشیم، چون مقام‌ها فرق دارد، یکی این طرف است، یکی آن طرف! ازدواج هم معمولاً با حورالعین و مطالب دیگر است و تعداد افراد انگشت شماری هستند که با همسران خودشان باشند. امّا پیامبر(ص) فرمود: مژده باد بر تو که فردای قیامت با من هستی و همسر من در بهشت تویی. او خندید و می‌گویند: آخرین لبخندی بود که بر لبان مبارک حضرت خدیجه(س) نشست.

عرض کردم چون دیشب به خاطر قضایای دعای کمیل و ... توفیق نداشتیم، باید عرض ارادت می‌داشتیم و بی‌ادبی بود اگر عرض ادب به محضر مادر مادر گیتی عالم، أمّ‌المؤمنین نمی‌کردیم.

ما که مؤمن نیستیم ولی ای کاش اجازه دهد مادر ما هم باشد که آن‌وقت افتخاری می‌شود، خوش به حال آن‌ها که مؤمن هستند که ایشان مادرشان است.

این أمّ‌المؤمنین را بعضی‌ها برای کسان دیگر دزدیدند، کما اینکه بعضی‌ها یار غار را هم دزدیدند و برای دیگری اعلان کردند، در حالی که اصلاً ما چنین مطلبی را نداریم. سندهای تاریخی متقنی داریم که حسب روایات، عبداللّه بن بکر بن اریقط، در غار با پیامبر بوده و یار غار اوست، امّا آن‌ها ابن‌بکر را به عنوان ابوبکر گرفتند و أمّ‌المؤمنین را هم برای کسان دیگر بردند، در حالی که برای حضرت خدیجه(س) است.
خدایا! ما را از شفاعتش محروم نفرما.

شفاعت حضرت خدیجه(س) را شامل حال همه مؤمنین و همه مسلمین، همه محبّین اهل‌بیت قرار بده.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار