امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۵:۴۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 28334
تاریخ انتشار: ۴ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۳۴
تعداد بازدید: 51
مهدی جمشیدی، پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در تعریف ...

مهدی جمشیدی، پژوهشگر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در تعریف مفهوم آزادی اندیشه گفت: زمانی که در مقابل قدرت و استعداد اندیشیدن انسان مانع بازدارنده و عامل جبری بیرونی نباشد، آزادی اندیشه وجود دارد.

وی با بیان اینکه انسان می‌تواند هرگونه که می‌خواهد فکر کند اما نشر و به متن درآوردن آن در قالب سخنرانی، نقاشی، فیلم، مقاله و ... مقوله جدایی است، افزود: در معنای نخست آزادی اندیشه را بدون بُعد حقوقی در نظر می‌گیریم چرا که هیچ کس قدرت تصرف ذهن انسان را ندارد بنابراین انسان هر طور که بخواهد فکر می‌کند و سلب آزادی معنا ندارد در نهایت زمانی آزادی اندیشه بُعد حقوقی می‌گیرد که فرد بخواهد آن را ابراز کند.

محقق پیشین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پاسخ به این سؤال که تفاوت آزادی اندیشه در اسلام با جوامع غربی چیست،‌ توضیح داد: در غرب اکنون اندیشه لیبرالیستی حاکم است که از آن به آزادی گرایی یا اصالت آزادی تعبیر می‌کنند و برخی بزرگان معرفتی ما از آن به اباحی‌گری نام برده‌اند به این معنا که انسان آن گونه که بخواهد باید باشد بدون هیچ قیدی و تنها قدیش آزادی دیگران است.

وی با تأکید بر اینکه براساس این اندیشه آزادی را آزادی محدود می‌کند، یادآور شد: آزادی فرد منوط به محدود نشدن آزادی دیگران است هیچ حد دیگری نباید داشته باشد. این ایده جوهری مکتب اصالت آزادی غرب است که بشر آزاد آفریده شده و هیچ آثار و قاعده بیرونی نباید باعث بروز استعدادهایش شود و لازمه زندگی اجتماعی قانون است و نتیجه‌ آن نیز به نظم در جامعه می‌انجامد.

جمشیدی با تاکید بر اینکه اسلام به هیچ عنوان مجاز نمی‌داند که شما در حریم خصوصی خود به اقدامی بپردازید که با استعدادهای بشری منافات دارد،‌ گفت: بر این اساس ملاک فقط آزادی دیگران نیست بلکه استعدادهای خود بشر هم ملاک است و این مبنای تفاوت بین اندیشه غرب و اسلام در معنای آزادی اندیشه است.

جمشیدی در پاسخ به این سؤال که مصالح عالی بشر را چه کسی تعیین می‌کند، گفت: در اندیشه‌های مختلف هرکس تشخیصی متفاوت دارد اما پاسخ باز می‌گردد به مبنای قانونگذاری جامعه که جامعه دینی شریعت و قانونش برخواسته از دین است، رهبری هم دقیقاً همین مطلب را در تئوری مردم سالاری دینی مطرح کرده است. بنابراین برای تعیین مصالح باید به دین رجوع کرد چرا که انسان‌آفرین بهترین انسان‌شناس است.

وی در نهایت درباره وضعیت جامعه کنونی و اندیشه‌های التقاطی که شاید در برخی موارد نفوذ کرده باشد، گفت: درباره آزادی سه دولت گذشته سه ایده مطرح کردند که در هر یک التقات‌هایی وجود داشته، ماهواره‌ها با محتوای فرهنگی که مبتذل هم هستند فرقی با کتب ضاله ندارند، این همان کارکردها‌ی‌های منفی است. درست است که باید جامعه را از درون پاستوریزه کرد اما آیا در این راستا حرکتی در دولت‌ها صورت گرفته و جریان‌های معرفتی و اسلامی کمک کرده و استراتژی فرهنگی دینی را ارایه داده‌اند؟ نباید مسایل را تقلیل داد با وجود اینکه دنیا کوچک شده و مرزها نزدیک شده و تبادل اطلاعات بالاست ما در وضعیت فعلی که ضعف‌های فرهنگی نیز وجود دارد باید در حوزه‌های مختلف وارد عمل شویم.

وی در پایان یادآور شد: در نهایت من هم قایل هستم که راه اصلی برای گشودن دروازه فکر و معرفت چیزی به جز تولید علوم انسانی اسلامی نیست ما ذخایر و منابع معرفتی غنی داریم که اگر با تکیه بر آنها تولیدات فرهنگی خود را ارایه و اینها به حدی از انباشتگی برسند قطعاً در حوزه داخلی می‌توانیم برتری بدست آوریم.

انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار