امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۱۳:۲۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 28592
تاریخ انتشار: ۵ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۳۴
تعداد بازدید: 70
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ «جواد کامور بخشایش» متولد 1353 و کارشناس ارشد ادبیات فارسی است. او متولد ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ «جواد کامور بخشایش» متولد 1353 و کارشناس ارشد ادبیات فارسی است. او متولد شهر «بخشایش» از آذربایجان شرقی است و سال  72 به تهران آمده و در اواخر همین سال وارد «حوزه هنری» شده و تاکنون نیز در حوزه مشغول است. با او درباره خودش، پایان نامه اش و ادبیاتی به نام ادبیات دفاع مقدس به گفت و گو نشسته ایم که می خوانید.
 
- فارس: شهر «بخشایش» از نظر فرهنگی در دوره نوجوانی شما و همچنین الان چگونه بوده و هست؟

در آن زمان شهر «بخشایش» یک قصبه بود که حالا تبدیل به شهر شده است. «بخشایش» یک شهر بسیار بسیار مذهبی ست و بنده آموخته‌ها و آموزه‌های دینی و مذهبی خودم را از آنجا دارم؛ از جلسات قرآن و سخنرانی و مساجدی که در آنجا می‌رفتم و همچنین پدر و مادر و پدربزرگم که با قرآن آشنا بودند و یک پشتوانه‌ی عمیق و محکم مذهبی برای من بوده‌اند و هستند.

* نامه‌ی همسایه ها به فرزندان رزمنده‌شان را من می‌نوشتم

- فارس: آیا کسی دوره‌ی تحصیل بود که از ابتدایی تا دانشگاه در حوزه‌ی نویسندگی و پژوهشگری شما را تشویق کند؟

بله، دوستان زیادی بودند؛ یک معلم پرورشی به نام آقای «صفوی» داشتیم که بسیار تأثیرگذار بودند و در عمل به ما آموزه‌های دینی را یاد می‌دادند و به مرور ما را به سمت مطالعه و آگاهی‌های دینی کشاندند که این خودش تأثیرگذار بود. این امر هم زمان با وقوع جنگ و اعزام بسیاری از همسایگان ما به جبهه و جنگ بود که با توجه به اینکه به انشاء خیلی علاقه داشتم، نامه‌ی بسیاری از همسایگانمان به فرزندان رزمنده‌شان را من می‌نوشتم و این نامه‌ها خیلی در من تأثیرگذار بود و جنبه‌ی عجیبی را در ذهن من ایجاد کرده بود. از هم زمان بود که انشاء‌ و مسائل انقلاب و دفاع مقدس در ذهن من خیلی پررنگ شد و پی گرفتم.

- فارس: جناب بخشایش! شما دیپلم «علوم انسانی» گرفتید؟

آن زمان رشته‌ی «فرهنگ و ادب» بود و بنده دیپلم «فرهنگ و ادب» گرفتم.

- فارس: بعد از دیپلم چه کردید؟

در کنکور شرکت کردم و دانشگاه آزاد تهران مرکز در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی که به آن علاقه‌ی زیادی داشتم قبول شدم.

* درس را از مکتب‌خانه شروع کردم!

- فارس: چه آهنربایی در این لغات و واژه‌ها بود که شما را به سمت خودش می‌کشاند؟

بنده به شدت از همان زمان علاقمند به ریشه‌یابی واژه‌ها بودم و با توجه به اینکه خودم قاری قرآن هم بودم، واژه‌های فارسی را با واژه‌‌های عربی مطابقت می‌دادم و واژه‌ها را ریشه‌شناسی می‌کردم؛ به اضافه اینکه فرهنگ ادبیات عامیانه از جمله ضرب‌المثل‌ها و مباحث این شکلی خیلی روی من تأثیرگذار بود. به متون قدیم خیلی علاقمند بودم زیرا حس می‌کردم که به قرآن و زبان عربی خیلی نزدیک هستند که بعدها فهمیدم این کتاب مثلا «تاریخ بیهقی» است که به واسطه‌ی اینکه آن زمان به نگارش درآمده است، ادبیات ما با ادبیات عرب درآمیخته و این ترکیب درآمده و ترکیبی از زبان و ادبیات فارسی و زبان و ادبیات عرب است. این واژه‌ها و این متون در آن زمان بر من تأثیر گذار بود، زیرا نکته‌ای که یادم رفت خدمت شما بگویم این بود که من درس را از مکتب‌خانه شروع کردم. شاید برای خیلی‌ها جالب توجه باشد که من با این سن کم و در عصر جدید چطور درس خواندنم را از مکتب‌خانه شروع کردم، ولی بنده در مکتب خانه درس خواندم و آن فردی که مربی بنده بود در حال حاضر در قید حیات هستند و غیر از من ده‌ها نفر دیگر خدمت ایشان درس خواندند.

خاطرم هست آن زمان که خیلی کوچک بودم کتاب‌های بزرگی مانند «گلستان و بوستان» و یا کتابی به اسم «ابواب» را می‌خواندیم، به همین دلیل پدرم ترجیح می‌داد من در مکتب خانه ادامه تحصیل بدهم تا مدرسه، به همین دلیل من تا یازده سالگی به مدرسه نرفتم و وقتی که وارد مدرسه شدم سال چهارم ابتدایی بودم، چون پدرم بالاخره راضی شده بود که من مکتب را ترک کنم زیرا در مکتب‌خانه آن جا دیگر هیچ کتابی نبود که من نخوانده باشم؛ از «قرآن و عم جزء» شروع می‌شد و به «کتاب گلستان و بوستان و ابواب» می‌رسید.

* «کوچ پرستوها» اولین درس من بود

- فارس: پس این کتاب‌ها شما را ریشه‌دارتر کرد؟

بله، تقریبا علاقه‌مندی‌ام را بیشتر کرد. بعد از آنکه پدرم راضی شد مرا به مدرسه بفرستد، خاطرم هست اولین روزی که وارد مدرسه شدم، به دلیل سن زیاد مرا ثبت‌نام نکردند و به همین خاطر مرا به مدرسه شبانه بردند و آنجا ثبت‌نام کردند. در آن زمان شبانه، اول و دوم یک کلاس بود و سوم و چهارم یک مرتبه بالاتر بود. روز اول که معلم مرا صدا کرد، پای تخته سیاه هر چه گفت نوشتم و او هم گفت که شما باید به کلاس سوم و چهارم بروید و در همان روز به کلاس سوم و چهارم رفتم. یک ماه  و نیم در مرتبه‌ی سوم و چهارم ماندم تا اینکه معلم‌مان به جبهه رفت و یک معلم دیگر آمد و از من امتحانی گرفت و گفت شما باید به کلاس چهارم روزانه بروید نه شبانه. و همین عامل باعث شد که من به کلاس چهارم مدرسه روزانه بروم، یعنی سه ماه از درس «کوچ پرستوها» گذشته بود که وارد مدرسه روزانه شدم و این اولین کلاس من برای روزانه بود. دو سال متفرقه درس خواندم و کلاس پنجم را در آن منطقه‌ای که بودیم امتحان دادم.

«کوچ پرستوها» اولین درسی بود که من در مدرسه روزانه شروع کردم به یاد گرفتن، یعنی سه ماه را هم سعی کردم که از بقیه عقب‌تر بودم خودم را برسانم و در واقع جهشی خواندم. علاقمندی به حوزه ادبیات فارسی و عربی هم از آن زمان در ذهن و دل من باقی مانده است.

- فارس: در دوره کارشناسی با چه اساتید اثرگذاری آشنا شدید که به این علاقه ضریب دادند؟

افتخار داشتم که در آن دوره در خدمت اساتید برجسته‌ای در دانشگاه باشم؛ اساتیدی مانند دکتر مرحوم غلامحسین مرزآبادی، دکتر بهزادی، دکتر احمد رنجبر، دکتر قربانی، دکتر طبیبیان، دکتر عسگر حقوقی و دیگر اساتید که از اساتید بزرگ و برجسته بودند و در علاقه و ذهن من بسیار تأثیرگذار بودند.

- فارس: در دوره‌ی کارشناسی ارشد چطور؟

از کسانی که بیشتر اثر‌گذار بودند می‌توانم از «آقای دکتر دزفولیان، آقای دکتر محمد شمالی و آقای دکتر ترابی» نام ببریم. به واسطه‌ی همین ارتباطات بود که من «تاریخ ادبیات هشت سال دفاع مقدس» را به عنوان پایان‌نامه انتخاب کنم، که یک کار نو و جدید است و فکر می‌کنم که تا به حال کسی آن را انجام نداده است.

- فارس: هم نظم و هم نثر؟

فعلا من «نثر» را کار کرده‌ام، خیلی طولانی است و خیلی گسترده هم هست.
 
* ادبیات انقلاب یک شاخه است و ادبیات دفاع مقدس هم یک شاخه دیگر

- فارس: در این پایان نامه به چه مباحثی توجه شده است؟

در این پایان‌نامه گونه‌های مختلف ادبی را بررسی کرده‌ام، ابتدا آمده‌ام ادبیات دفاع مقدس را تعریف کردم که ما ادبیات جنگ داریم،‌ ادبیات دفاع مقدس داریم، ادبیات پایداری و مقاومت داریم، تعاریف همه‌ی اینها را به شکل آکادمیک در پایان‌نامه توضیح داده‌ام که این ادبیات پایداری به چه مفهومی است؟ و از آن دو شاخه جدا کرده‌ام و همیشه روی آن نظریه خودم که انقلاب یک شاخه است و ادبیات دفاع مقدس هم یک شاخه، پایدار و استوار هستم.

- فارس: یعنی از ادبیات پایداری دو شاخه منشعب می‌شود؟

بله، چون در تعاریف ادبیات پایداری در حوزه انقلاب اگر نگاه کنیم یعنی: «به پا خاستن ملتی علیه ظلم و فساد حکومتی». در تعریف ادبیات دفاع مقدس هم داریم: ‌«دفاع از هجوم بیگانه علیه ملت، مرزها، آئین، دین و اسلام». اینها را من شاخه، شاخه کرده‌ام و همه را توضیح داده ام، گونه‌ها را توضیح داده ام و مصداق‌ها را نیز توضیح داده‌ام.

* ادبیات دفاع مقدس خودش مبدع برخی گونه‌ها و ژانرها است

- فارس: آقای بخشایش! ببینید یکسری از واژه‌ها بعد از انقلاب بیشتر مطرح شد؛ یکی بحث خاطره است، یکی بحث تاریخ شفاهی ست، بحث زندگی نامه مستند، و بحث وصیت‌نامه شهدا که حتی می‌شود آنها را به عنوان یک قالب ادبی مطرح کرد. آیا اینها در کتاب «تاریخ ادبیات دفاع مقدس» شما جایگاهی داشته است؟

بله این کتاب پیرو همین مباحث است. در یک جلسه‌ای که خدمت «مقام معظم رهبری» رسیده بودیم که نویسندگان دفاع مقدس بودند، صحبت‌ها و حرف‌هایی می‌شد، انتقادهایی می‌شد. در آنجا وقتی «دکتر سنگری» صحبت کردند به نکته جالبی اشاره کردند؛ گفتند ادبیات دفاع مقدس نه تنها از قالب‌های پیشین ادبیات بهره‌ می‌گیرد بلکه خودش مبدع برخی گونه‌ها و ژانرها است. مثلا «زندگی نامه داستانی» مختص ادبیات دفاع مقدس است و ما پیش از آن نداریم، «خاطره» به روشی که الان دارد اجرا می‌شود و کتاب تولید می‌شود برای «ادبیات انقلاب و ادبیات دفاع مقدس» است.

* ادبیات جدیدی به نام «ادبیات اسارتگاهی»

- فارس: حتی ما «وصیت‌نامه‌» ها را هم می‌توانیم به عنوان یک ژانر به حساب بیاوریم؟

به نظر من نکته‌ای که هنوز در حوزه‌ی ادبیات دفاع مقدس به آن پرداخته نشده است، نامه‌های اسارت است. به نوعی که یک بخش آن «وصیت‌نامه» می‌تواند تلقی شود که مربوط به قبل از ورود به حوزه اسارت است. اما در حوزه اسارت یک ادبیات جدیدی به اسم «ادبیات اسارتگاهی» شکل می‌گیرد. چندین هزار نامه بین اسراء رد و بدل شده است و بسیاری هستند که واقعا خیلی در نوع خودشان بی‌نظیر هستند، یعنی زنده‌ترین و انسانی‌ترین ادبیاتی ست که در نامه‌های «اسارت‌گاهی» خودش را نشان می‌دهند.

- فارس: آقای بخشایش! شما به کدام قلل مرتفع شعر و نثر و یا به تعبیری شاعران و نویسندگان توجه کرده‌اید؟

من تمامی آثار مربوط به موضوع نثر را گونه بندی و تقسیم‌بندی کرده‌ام و هر کدام را مورد بررسی قرار دادم. آن چیزی که از مجموع این هشت سال در حوزه نثر به صورت تخصصی دستگیرم شد این است که ادبیات «دفاع مقدس» شروع می‌شود، با یک حالت «تهییج و تحریک» مردم رو به جلو حرکت می‌کند و آثار -در واقع به واسطه اینکه پایه و عاملی شوند که مردم را به سمت جبهه بکشانند- تولید می‌شوند.

* در جبهه چه خبر است؟

- فارس: یعنی هنر برای مردم.

به نوعی می‌شود گفت «برای انتقال ارزش ها» یا اینکه «در جبهه چه خبر است؟»، یک نوع معنویت خاص در این آثار موج می‌زند و به مرور ما داریم در اواخر جنگ به سمت «رئال» حرکت می‌کنیم، چون که حس می‌کنیم دیگر ما احتیاجی به تمجید نداریم، چون توصیف هر یک از صحنه‌هایی که در جنگ دارد اتفاق می‌افتد در واقع آن اثر تأثیری خودش را روی خواننده می‌گذارد.

فارس: از چه نویسندگان و شاعرانی در پایان‌نامه‌ اسم برده‌اید؟

البته الان حضور ذهن ندارم ولی همه‌ی آثاری که در آن زمینه نوشته شده است، از «قاسمعلی فراست» گرفته، از شخصیت‌هایی که در اوایل انقلاب متمایل به نوشتن در موضوع انقلاب نبودند ولی برخی از آثارشان تقریبا متمایل به جنگ بود و در آن زمینه نوشته شده بود ... این نکته را هم بگویم که آثاری را من انتخاب کردم که به ادبیات ‌«دفاع مقدس» می‌پرداخت، چون ادبیات ضد جنگ یا «ادبیات سیاه» هم آن زمان بود و تولید می‌شد. مثلا بعضی از آثار «اسماعیل فصیح» هم آن زمان بود و جنگ را خوب نمی دانستند و سمت آن هم نمی‌رفتند. فکر می‌کردند که جنگ باید بایکوت باشد و در خفقان و سکوت و تاریکی باشد، و از نگاه آنها ادبیات جنگ، ادبیات سیاهی بود، اما جنگ‌ ما دفاع است و دفاع‌مان هم تقدس دارد و ویژه است. این تقدس است که ادبیات ما را و دفاع مقدس ما را و جنگ ما را ممتاز‌تر و ویژه‌تر کرده است نسبت به تمام جنگ‌های در دنیا، وگرنه جنگ همیشه خشونت و خون و خونریزی و تباهی و نابودی است اما این مقدس بودن آن، این تقدسش باعث شده که یک ویژگی خاص داشته باشد و دیده شود.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار