امروز : یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵ - 2017 January 22
۱۰:۰۱
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 2880
تاریخ انتشار: ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۳۷
تعداد بازدید: 119
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، پایگاه خبری-تحلیلی کانترپانچ در مقاله‌ای نوشت: تأیید این مسئله توسط پروژه قانون اساسی با حدود ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، پایگاه خبری-تحلیلی کانترپانچ در مقاله‌ای نوشت: تأیید این مسئله توسط پروژه قانون اساسی با حدود یک دهه تأخیر که دولت جورج بوش و سرویس‌های نظامی و اطلاعاتی آمریکا از شکنجه در عراق، افغانستان و دیگر جاها استفاده کرده‌اند، به نظر آزمایشی برای احساسات آمریکایی‌ها می‌آید. با این حال، احساسات به جای خود، کیفر خواست رسمی علیه مقامات متهم به جنایات جنگی و آغاز فرآیند اعلام جرم علیه باراک اوباما تنها واکنش‌های مناسب به این خبر می‌باشند.

طبق قوانینی که آمریکا نیز از امضاء کنندگان آن می‌باشد، شکنجه جرم محسوب می‌شود. جورج بوش و دولت وی در جنگ عراق بیش از پانصد هزار نفر عراقی را به قتل رسانده یا باعث مرگ قبل از موعد آنها شدند و اساساً یک کشور مدرن را ویران کردند. در سال 2004، زمانیکه عکس‌هایی از شکنجه و آزار و اذیت غیرنظامیان عراقی در زندان ابوقریب به بیرون را پیدا کرد، کاملاً مشخص بود که دولت بوش سیستمی را برای آدم ربایی، شکنجه، تجاوز و قتل بنا نهاده است. عبارتی از قبیل "روش‌های بازجویی ارتقاء یافته" پوششی برای اقدامات مجرمانه‌ای بود که آمریکایی‌ها مایل بودند آنرا نادیده بگیرند.

زبان ملی گرایانه جنون آمیز با تأکید بر اینکه حفظ جان آمریکایی‌ها به هر قیمتی می‌ارزد دوباره زنده شد و طبق گزارش پروژه قانون اساسی، قربانیان آمریکایی در واقع آن قیمت را پرداخت کردند و امروز تحت سرپرستی رئیس جمهور جدید خود، باراک اوباما، آنها هنوز در حال پرداخت این قیمت می‌باشند.

یکی از دلایل برجسته مدافعان فعلی شکنجه در آمریکا این است که طبق شواهد جامع جورج بوش هشدارهایی را از سرویس‌های اطلاعاتی داخلی، از سرویس‌های اطلاعاتی خارجی و از طریق تماس‌های رهبران مطرح دنیا در خصوص حملات یازده سپتامبر دریافت کرده بود. شکست یازده سپتامبر در واقع شکست واکنش به این اطلاعات مفصل و مسلمی در خصوص نزدیکی این حمله بود و نه شکست بخاطر عدم وجود اطلاعات. دولت در واکنش به این شکست گناه این حملات را به گردن عراق انداخت تا بتواند حمله به این کشور را توجیه نماید. باید بر این مساله تاکید کرد که  ارتش و سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا در خارج از کشور برای دهه‌ها از شکنجه بصورت قانونی استفاده کرده‌اند و هیچگونه ارتباطی با حمله اخیر به آمریکا ندارد.

زمانیکه باراک اوباما در سال 2009 دولت را بدست گرفت ادعای "نگاه به آینده و نه گذشته" را مطرح کرد. این قانون خواستار آن شد که جرائم جنگی در صورت وجود مدرک محرمانه بررسی و تحت پیگرد قانونی قرار گیرند. در پشت این نقاب سیاسی، اوباما برنامه‌های شکنجه و قتل سیاسی آمریکا را تا قرن 21 ادامه داد. اگر اوباما جرائم دولت بوش را تحت پیگرد قانونی قرار می‌داد، می‌توانست مجازات‌های بین‌المللی علیه جنگ طلبی و شکنجه را زنده کرده و استفاده از روش‌های امپریالیستی برای کشتن، ناتوان کردن و شکنجه دادن را حتی برای مدت موقتی خاتمه دهد. بجای این کار، اوباما استفاده از حقوق نامشروع و غیرقانونی جنگ تهاجمی، حبس دائمی افراد بی گناه و کشتار تکنوکراتیک را ادامه داد. اوباما در واقع سیاست‌های فاجعه بار دولت بوش را به مجموعه‌ای اقدامات قابل قبول امپراطوری آمریکا مبدل کرد.

برغم ادامه استفاده از شکنجه و قتل توسط آمریکایی‌ها، باید به این نکته اشاره کرد که این روش‌ها هیچ وقت اهداف ادعا شده خود را برآورده نمی‌کنند. این مسئله بخوبی در زمان دولت بوش مشخص شد که شکنجه نمی‌تواند اطلاعات مفیدی را ارائه دهد و قتل سیاسی اهداف بدشناس را حذف می‌کند.

زمانیکه دولت بوش پول‌های زیادی را برای دستگیری افرادی که علیه آمریکا اقداماتی انجام داده بودند به مردم فقیر افغان پیشنهاد می‌کرد، حتی این افراد آنقدر احمق نبودند که باور کنند که این افراد واقعاً مجرم می‌باشند. هدف ناگفته در پشت قتل و شکنجه دال بر قدرت امپریالیستی است و با هدف ایجاد فرمانبرداری و تسلیم انجام می‌شوند.

مشکل عملی استفاده از ترور دولتی بعنوان یک راهبرد سیاسی بازدارنده این است که شکنجه و قتل اتفاقی لزوماً باعث تسلیم کشورهای دیگر در برابر منافع ملی/امپریالیستی نمی‌شوند. چه تغییر رفتاری را می‌توان از طریق کشتار مردم افغانستان توسط هواپیماهای بدون سرنشین انتظار داشت بجز اینکه مانع از آن شد که افراد 16 تا 50 سال به زندگی خود ادامه دهند و یا زندگی خود را با خانواده‌هایشان سر کنند؟ چه هدف دیگری بجز ایجاد ترس و وحشت در بین مردم ازاین اقدام حاصل می‌شود؟

نویسنده این مقاله در انتها می‌نویسد: این جستار در شرایطی نوشته می‌شود که بمب‌گذاری‌هایی در بوستون رخ داده است. من در کمبریج در چندین مایلی این حوادث زندگی می‌کردم و اخیراً به نیویورک نقل مکان کرده‌ام. من ده‌ها خانواده و دوستانی داشتم که در ماراتن بوستون می‌دویدند و خودم برای 25 سال عاشق دویدن بودم و چندین بار هم نظاره گر دو ماراتن بودم. هیچ گونه جای بحثی نیست که هیچ یک از قربانی‌های این بمب‌گذاری اهداف مشروع سیاسی نبودند. در حالیکه برای افرادی که در بوستون کشته یا زخمی شدند ناراحت می‌شوم، برای بیش از نیم میلیون مردم عراق و افغانستان که به سبب جنگ‌های غیرقانونی کشته و شکنجه شده‌اند نیز ناراحت هستم. اگر اقدام تروریستی بوستون جرم بود، شکنجه و جنگ نامشروع نیز جرم محسوب می‌شود، آقای بوش و دولت وی و حالا آقای اوباما باید عادلانه بخاطر جرائم خود محاکمه شوند همانگونه که قاتلان بوستون محاکمه می‌شوند.
انتهای پیام/ص
برچسب ها:
آخرین اخبار