امروز : جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 23
۰۲:۵۶
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 29120
تاریخ انتشار: ۶ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۳۴
تعداد بازدید: 55
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: حکیم سهروردی ملقب به شهاب‌الدین، شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید (549 - 587 ق) ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: حکیم سهروردی ملقب به شهاب‌الدین، شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید (549 - 587 ق) فیلسوف نامدار ایرانی است. وی در حکمت، فلسفه و عرفان برجسته است، فقه را از ابتدا نزد مجدالدین جیلی در شهر مراغه آموخت و همانجا با فخررازی، منتقد بزرگ هم‌درس شد.

کتاب «حکمة الاشراق» مهم‌ترین اثر فلسفی سهروردی در واقع به نظریه‌ ابن سینا برای تأسیس حکمت مشرقی جامه‌ عمل پوشاند.

هشتم مرداد ماه سالروز بزرگداشت این فیلسوف و حکیم ایرانی است که به همین مناسبت با حجت‌الاسلام احمد رهدار، استاد حوزه و دانشگاه و رییس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اسلامی فتوح به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:
 
 


 

*مقدمتاً درباره وضعیت فلسفه اسلامی پیش از ظهور اندیشه‌ سهروردی توضیح دهید؟

- در تاریخ اسلام فلسفه یک ورود متأخری دارد و این نشان می‌دهد که اسلام بر بنیاد فلسفه بنا نهاده نشده بلکه بر پایه وحی است علتش نیز این است که فلسفه از یونان در قرن دوم و اوایل قرن سوم وارد عالم اسلام شد و در این دو قرن، عالم اسلام شکل گرفته بود و بی‌مصداق نبود، فلسفه توسط فارابی اواخر قرن سوم و اوایل چهارم وارد عالم اسلام شد به گونه‌ای که فارابی را به تعبیر دکتر داوری اردکانی می‌توان به عنوان یک فیلسوف مؤثر و «پدر فلسفه اسلامی» یاد کرد.

از آن زمان به بعد با نتایجی که از پژوهش‌های فلسفی فیلسوفان مسلمان مشخص است به درستی می‌توان به این فلسفه لقب فلسفه اسلامی داد، ابن سینا ادامه‌دهنده راه فارابی شد، سهروردی نیز پس از ورود به این عرصه پی برد که فلسفه اسلامی یک نقصی دارد چرا که با همه قوتی که در فلسفه فارابی مشاهده می‌شود گو این فلسفه از زمین ساخته شده و به آسمان رسیده است.

فلسفه سهروردی، فلسفه نورالانوار است

*سهروردی پس از آن چه نوع اندیشه‌ای را بسط داد؟

-سهروردی تلاش داشت تا به همه اصول فلسفی دست یابد ولی جهت فکری‌اش را تغییر داد و از آسمان به زمین پرداخت و فلسفه اشراق را بنا نهاد، ادعای خودش و نقدش به ابن سینا نیز برهمین اساس بود. نقدهای سهروردی به وجودشناسی ابن سینا معطوف است. فلسفه سهروردی به نورالانوار یا فلسفه نور نیز معروف است چراکه اعتقادش بر این بود، همه اشیاء و همه موجودات باید در ذیل نور الهی فهم و معنا شوند.

سهروردی فلسفه را با مفاهیم قدسی تبیین کرد

*بنابراین مهمترین تفاوت سهروردی با اندیشه‌های پیش و پس از خودش چه بود؟

- فلسفه فارابی، ابن سینا، ابوالحسن عامری و سایر بزرگان پیش از سهروردی یک فلسفه از زمین به آسمان بود اما سهروردی تلاش کرد تا این فلسفه را از آسمان به زمین بیاورد، فلسفه‌اش با نقدهایی هم روبه رو شده البته این نقدها طبیعی است و بین فیلسوفان حتی آنها که در یک جاده فلسفی هم حرکت می‌کنند، بازهم این مدل نقدها مشاهده می‌شود.

در نهایت تفاوت اساسی سهروردی با پیشینیانش این است که وی تلاش کرد تا فلسفه را با مفاهیم قدسی تبیین کند البته ابن‌سینا هم در اواخر عمرش متوجه نقص‌هایی در این رابطه شده بود و گام‌هایی نیز برداشت منتها در این زمینه موفق نبود.

فلسفه سهروردی مفاهیم ایران باستان را نیز در بر دارد

*سهروردی در حکمت خسروانی چه گامی برداشته است؟

-یکی از نکات برجسته در اندیشه سهروردی به عنوان یک فیلسوفان سنی مذهب خدمتی است که وی خواسته یا ناخواسته به عالم شیعه کرده و این خدمت هم برگرفته از نوع نگاهی است که از حکمت خسروانی ایرانی اقتباس کرده است. در فلسفه سهروردی مفاهیم حکمت خسروانی ایران باستان پررنگ است و حتی یکی از دلایلی که برای شیعه اثنی عشری شدن ایرانیان برشمرده می‌شود، همین تلاش سهروردی است.

*اتفاقا این جای سؤال دارد که ایران با وجود اینکه به نوعی نویسندگان سنی و بزرگان اهل تسنن را نیز پرورش داده، چرا ایرانیان مذهب شیعه را انتخاب کردند؟

-بله نکته مهمی است بسیاری از امامان بزرگ اهل سنت دارای تبار ایرانی بودند و این به معنای دقیق کلمه می‌تواند ایران را تبدیل به یک پایتخت فرهنگی اهل سنت کند به رغم اینکه ایرانیان از شیعه استقبال کردند و یکی از دلایل آن نیز این است که اندیشه‌های ایران باستان با اندیشه‌های امامان شیعه تجانس بیشتری داشته تا با خلفای اهل سنت و یکی از مهمترین کسانی هم که در آوردن اندیشه‌های ایران باستان به فضای اندیشه‌ای تاریخ اسلام مدد رسانده، همین سهروردی است البته پیش از او نیز افرادی چون فردوسی در این زمینه فعال بوده‌اند. سهروردی یکی از مفاهیمی که از اندیشه و حکمت خسروانی اقتباس کرده مفهوم «فره ایزدی» است.

*آیا این مفهوم با ظل‌الله متفاوت است؟

 -بله با وجود اینکه اینها هر دو صفت هستند اما ظل‌الله معمولا در توصیف شاهان و سلاطین به کار می‌رود در نامه‌هایی که برای سلاطین نوشته می‌شود به معنای سایه خدا در عرش و اینکه سلطان نایب خداوند در زمین است اما ما در ایران باستان مفهومی به نام «فره ایزدی» داریم که امری مقدس است به این معنا که اگر خداوند بخواهد بر زمین بیاید، مصداق چنین فردی می‌شود، این توصیف از جایگاه سلطان را «فره ایزدی» می‌گویند که ما نسبت به اهل بیتمان چنین توصیفی قایل هستیم چرا که معتقدیم اهل بیت ما مظهر صفات الهی هستند. بنابراین این نگاه شیعی به ایرانیان نزدیک‌تر بود یا تجانس بیشتری با ایران باستان داشت در نهایت وقتی مفهوم فره ایزدی وارد فضای ایران اسلامی شد به صورت طبیعی به امامت شیعه و بسط آن رسید.

در نهایت یکی از مهمترین نکات درباره زندگی سهروردی تلفیق قابل تأمل اندیشه‌های حکمت خسروانی ایران باستان با اندیشه‌های حکمی و عرفانی ایران اسلامی است.

سهروردی بین عرفان و فلسفه تجانس ایجاد کرد

*درباره تصوف و عرفان در اندیشه سهروردی توضیحاتی بدهید؟

-یک نکته مهم در اندیشه سهروردی همین مسأله تصوف است البته بین تصوف در دنیای امروز و عرفان فاصله افتاده است در صورتی که این دو مفهوم تا قبل از صفویه یکی بودند و این از کتاب‌هایی که از آن دوران باقی مانده مشخص است در نهایت جریان تصوف تقریباً چندین قرن جریان محوری اجتماعی و تاریخی ایران بوده و صوفیان پایگاه اجتماعی والایی داشته‌اند، این جریان خصوصاً در دوران سهروردی قرن ششم (متوفی 587 ه.ق) در اوج خود بوده است و خود سهروردی هم اندیشه‌های خشک و انتزاعی فلسفی را از طریق فلسفه نور، اشراقی کرد و در واقع به تعبیر دیگر بین اندیشه‌های انتزاعی فلسفی و سلوک عارفانه و صوفیانه تجانس و تناسب ایجاد کرد

زمانه سهروردی دوران رونق اندیشه‌های صوفیانه بود

*پس چرا سهروردی آنگونه که در منابع بیان شده مورد غضب قرار گرفته و به اعتقاد برخی کشته شد؟

-سهروردی به تعبیری در سن 38 سالگی جوان‌مرگ شد و بعضی نیز اعتقاد دارند که کشته شده است، البته این کشتن به صورت جدا شدن سر از بدن یا نوع دیگر قتل اتفاق نیافته بلکه به صورت حبس در محلی و مرگ از گرسنگی صورت گرفته است. کسانی او را کشتند که تفکراتی ضد صوفی داشتند اما به هر حال، زمانه، زمانه‌ای بوده که اندیشه‌های صوفیانه رونق داشته و طرح اندیشه‌های صوفیانه سهروردی نیز به رونق و بسط این آراء در عالم اسلام کمک کرده است.

بنابراین یک خدمت مهم سهروردی این بود که توانست اندیشه‌های فلسفی را مناسب با سلوک در عالم اسلام تبیین کند و همین باعث شد تا اندیشه اشراق او بر بلندای فلسفه اسلامی رونق گیرد چرا که جریان تصوف اسلامی را نباید امروزه با نگاهی که به جریان صوفیه داریم بررسی کنیم، پس از صفویه جریان تصوف منفی شد و این در حالی که است که صوفیان قبل از صفویه کارکردهای مثبتی داشتند و سهروردی نیز تقریباً در میانه همین راه بود و جریان تصوف دارای پایگاه اجتماعی و نفوذ خوبی شده بود.

ایوبیان یک جریان متعصب ضدشیعی بودند

*چطور شد که سهروردی از ایران به حلب رفت و همانجا ساکن شد؟

-من اطلاعی ندارم تا چه اندازه سهروردی به فضای مذهبی تعصب داشته اما او در هر حال در شهر حلب بزرگ شده با وجود اینکه متولد یکی از نواحی زنجان است اما طی سفری که به شام، سوریه و حلب داشته با درخواست «ملک ظاهر» پسر صلاح‌الدین ایوبی همانجا ساکن می‌شود و کتاب حکمت‌الاشراق را نیز همانجا می‌نویسد، در حلب نیز از دنیا رفته و مدفون می‌شود. فضای آن دوران حلب البته ضدشیعی بود چرا که ایوبیان یک جریان متعصب ضدشیعی بودند اما با این حال اندیشه سهروردی به بسط عالم شیعه کمک کرده است.

*در نهایت آیا امروز هم اندیشه سهروردی بر بلندای فلسفه و حکمت می‌درخشد و آیا نیازی برای بسط این اندیشه‌ها وجود دارد؟

-اندیشه سهروردی اندیشه‌ای نیست که بتوان به راحتی به فراموشی سپرد لااقل در عالم اسلام تناسب و تجانس بسیاری با اندیشه‌های او وجود دارد البته همانطور که گفتم فلاسفه نقدهایی هم کرده‌اند که این اقتضای جنس فلسفه است اما به هر حال اندیشه او قابل اعتناست.

از قضا در عصر خود ما هم فلاسفه اسلامی این اندیشه را جدی گرفتند به طور مثال دکتر ابراهیمی دینانی، فیلسوف ایرانی کتابی به نام «شعاع اندیشه و شهود در فلسفه سهروردی» نگاشته که یکی از بهترین کتاب‌ها درباره زندگینامه و افکار سهروردی محسوب می‌شود، حتی مستشرقینی نظیر هانری کربن به اندیشه اشراق توجه کردند البته کربن بیشتر صدرایی بوده تا سهروردی، اما با این وجود سهروردی در نگاه او جدی و قابل اعتنا بوده است.

نکته مهم این است که اندیشه به عقب باز نمی‌گردد، پس از سهروردی ملاصدرا از جهات متعدد پیشروتر از سهروردی، ابن سینا و فارابی شد، او جمع بین سهروردی و فارابی است اما این بدان معنا نیست که مقام و اندیشه سهروردی قابل اعتنا نباشد.

انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار