امروز : یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 26
۱۸:۴۷
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 29671
تاریخ انتشار: ۷ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۳۴
تعداد بازدید: 209
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، «الکساندر کنیازوف»، کارشناس در مسائل خاورمیانه و مرکزی با سخنرانی در کنفرانس «سازمان همکاری شانگهای و ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، «الکساندر کنیازوف»، کارشناس در مسائل خاورمیانه و مرکزی با سخنرانی در کنفرانس «سازمان همکاری شانگهای و آسیای مرکزی» به بررسی چشم‌انداز «روند شانگهای»، همکاری اقتصادی و تعامل انرژی در منطقه، وضعیت امنیتی در خاورمیانه و شرق میانه و از جمله در افغانستان و اطراف آن پرداخته است.

کنفرانس «سازمان همکاری شانگهای و آسیای مرکزی» برای یازدهمین بار در شهر شانگهای چین برگزار و به‌ عنوان میدان اصلی برای بحث کارشناسان چینی در مورد موضوع توسعه سازمان همکاری شانگهای محسوب می‌شود.

وی در سخنرانی خود در این کنفرانس اظهار داشت، با درک این واقعیت که زمان کنونی دارای اهمیت گذرا تا حد زیادی بحرانی، برای توسعه آتی کل سیستم جهانی روابط بین‌المللی است، دستور کار کنفرانس امسال که در 19-21 جولای در شانگهای برگزار می‌شود با 3 موضوع اصلی مشخص شده است.

با ارزیابی محتوای سخنرانی‌های کارشناسان چینی که اکثریت قریب به اتفاق را در میان شرکت کنندگان کنفرانس تشکیل می‌دادند (کارشناسان تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و کشورهای ناظر سازمان همکاری شانگهای به طور کلی دعوت نشده بودند) می‌توان مسائل اصلی نگرانی محافل کارشناسی چینی و در نتیجه، رهبری چینی را شناسایی کرد.

اولا جمهوری خلق چین، همانند قبل تمایل به ترویج سیطره اقتصادی خود در فعالیت‌های سازمان همکاری شانگهای به خصوص در رابطه با افغانستان و کشورهای عضو کوچک مانند تاجیکستان و قرقیزستان دارد.

همچنین چین نسبت به منافع اقتصادی در قزاقستان و یا ازبکستان بی‌تفاوت نیست، اما در اینجا در نظرات و ارزیابی‌های مقامات چینی احتیاط مشخصی وجود دارد که از طرف روسیه ابراز می‌شود. طفره رفتن از اظهار نظر درباره اتحادیه گمرکی می‌تواند گواه روشنی بر عدم وجود یک استراتژی منحصربه‌فرد و مطمئن نزد کارشناسان چینی و رهبری سیاسی چین در این زمینه باشد.

در همان زمان، امتناع جمهوری خلق چین، همانند سال‌های گذشته در فعال‌سازی حوزه سیاسی و مسائل امنیت منطقه‌ای، نظامی و کلی در چارچوب سازمان همکاری شانگهای کاملا مشخص است و در این راستا، موضع چین که بارها به‌طور عمومی در شانگهای اعلام شده به طور مستقیم با ابتکار عمل‌های فدراسیون روسیه در تقابل است.

طرح‌های پیشنهادی روسیه 2 هفته پیش توسط «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه در نشست شورای وزیران خارجه کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در چولپان – آته، در چارچوب آماده سازی برای نشست سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک که برنامه ریزی می‌شود در 13 سپتامبر برگزار شود، ارائه شدند.

«لاوروف» درباره لزوم هماهنگ سازی و اتخاذ مواضع سیاسی مشترک برای کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در مورد وضعیت در سوریه، مسأله هسته ای ایران، مسائل مربوط به انتقال حضور نظامی غرب در افغانستان و احتمال رشد تهدیدات و خطرات از طرف افغانستان برای کشورهای منطقه سخن گفت.

موضع چین اساسا در خود طرح مسأله متفاوت است، بنابراین در نشست بیشکک طرف چینی پیشنهاد می‌کند که تغییر و تحولات در حوزه‌های سنتی نفوذ را در سطح دوجانبه با رهبری روسیه بحث و گفت‌وگو کند.

رهبری جمهوری خلق چین بر این اعتقاد است که می‌توان به شریک روسی خود پیشنهاد امتناع روسیه از رقابت با چین در آسیای مرکزی و در جهت شرق میانه در عوض سطح جدید بالاتری از همکاری دوستانه از لحاظ کیفی در شرق دور و در منطقه آسیا و اقیانوس آرام که توسط کارشناسان علوم ژئوپلیتیکی چینی به نام «مدیترانه جدید» نامگذاری شده است، را بدهد.

بعید است که چنین پیشنهادی به راحتی توسط مقامات روسیه پذیرفته شود گسترش اقتصادی و تا حدودی جمعیتی چین در شرق دور روسیه و در تمام منطقه آسیا و اقیانوس آرام در حال حاضر برای روسیه ناراحت کننده است.

در همان زمان، دادن هر امتیازی به چین در آسیای مرکزی به معنای افزایش قابل توجه تعداد زیادی از تهدیدات برای منافع حیاتی روسیه و موقعیت‌های موجود روسیه در جهت جنوب است.

نمونه بارز آن می‌تواند پروژه چینی ساخت خط راه آهن از سین کیانگ از طریق بخش قرقیزستانی دره فرغانه با اتصال بعدی به شبکه راه آهن ازبکستان، ترکمنستان، ایران و دسترسی به خلیج فارس و در جهت ترکیه و سپس اروپا باشد.

با اجرای این پروژه، چنین خط ریلی می‌تواند به‌طور مستقیم نه تنها با خطوط ریلی «ترانس سیبری» روسیه رقابت کند، بلکه جایگزینی نیز برای کریدور کشیده شده حمل و نقلی قزاقستان از چین به اروپای غربی: جاده اتومبیل رو خارگوس -اورال- مینسک و راه آهن اوزن- برکت- گرگان، با حمل‌ونقل از طریق ترکمنستان که زیرساخت‌های ریلی قزاقستان را به ایران متصل کرده، محسوب شود.

پروژه احداث خطوط ریلی چینی از طریق دره فرغانه به‌طور جالب توجهی با پروژه معروف منطقه ای آمریکایی «جاده ابریشم جدید» که یکی از اهداف آن محدودسازی پتانسیل حمل‌ونقل روسیه در نظر گرفته شده است، تطابق دارد.

این پروژه بطور همزمان با تشدید گرایشات گریز از مرکز برای قرقیزستان به طور کامل اقتصاد جنوب قرقیزستان را دگرگون ساخته و بدون آن نیز احتمال زیاد تجزیه شدن قرقیزستان را تحریک می‌کند.

یکی دیگر از شباهت‌های میان این 2 پروژه در این واقعیت است که هر 2 طرح بر تغییر جهت مسیر جریان کالا با تمام تنوع خود با دور زدن اتحادیه گمرکی، متمرکز شده‌اند با وجود این انگیزه 2 طرف متفاوت است: اگر برای ایالات متحده این طرح یک پروژه ژئوپلیتیکی ساده است، اما برای چین در آن مؤلفه جغرافیایی اقتصادی اهمیت دارد.

در همان زمان پروژه چینی، پایبندی مداوم چین به منافع ملی خود را به نمایش می‌گذارد در مقایسه با روسیه و کشورهای آسیای مرکزی که در تمام دوره پس از فروپاشی شوروی هنوز این منافع را برای خود به‌طور نهایی تهیه و تدوین نکرده‌اند.

در عوض جامعه کارشناسی چین نسبت به وضعیت در افغانستان کمی ضعیف به نظر می‌رسد به‌طور کلی در اظهار نظرات راجع به این موضوع، تحلیلگران چینی با استدلال‌های کلیشه‌ای رایج از جمله با تکرار ساده بسیاری از نظریات کارشناسان، ناظران و سیاستمداران غربی از این موضوع می‌گذرند.

درباره نیاز به مشارکت در اقتصاد افغانستان، درباره تقویت نیروهای امنیت ملی افغانستان... در همان زمان، توجه اصلی را فعالیت روسیه در جهت افغانستان به خود معطوف می‌کند از جمله در فرمت سازمان پیمان امنیت جمعی. دیدگاه کلی، شکل گرفته شده در پکن مدت طولانی مبتنی بر این اصل است که در صورت ایجاد یک دوره طولانی بی‌ثباتی سیاسی و نظامی در افغانستان شمالی، رشد سطح تهدیدات از افغانستان برای کشورهای منطقه و حتی ظهور مناطق محلی درگیری در کشورهای آسیای مرکزی، کشور چین حاضر به برعهده گرفتن کوچکترین سهم مسئولیت با ماهیت سیاسی (و بیشتر از آن نظامی) نخواهد بود، در این حالت، چین به سادگی پروژه های اقتصادی خود را در افغانستان و آسیای مرکزی به‌طور موقت به حالت تعلیق در می‌آورد.

تحلیلگران چینی حتی مسائل مربوط به توسعه سازمان همکاری شانگهای با ارائه وضعیت اعضای دائم به هر یک از کشورهای ناظر این سازمان را بررسی نمی‌کنند گرچه درحال حاضر سازمان همکاری شانگهای شروع به از دست دادن جذابیت خود در چشمان کشورهای ناظر- هند، ایران، پاکستان، مغولستان می‌کند و عدم وجود چشم‌انداز روشن برای مشارکت مستقیم و پرثمر می‌تواند بسیار سریع باعث سرخوردگی کشورهای مشتاق به عضویت در سازمان همکاری شانگهای مانند افغانستان، ترکیه، و کشورهای آسیای جنوب شرقی شود.

تعیین وضعیت یک کشور به عنوان شریک در گفت‌وگو و عدم وجود قطعیت در وضعیت کشورهای ناظر یک راه حل مناسب محسوب نمی‌شود که بتواند نیازهای مشترک منطقه‌ای را در سازماندهی امنیت برآورده سازد.

برای مقامات چینی بیشتر از همه مسأله موفقیت سفر آینده رئیس جمهور چین «شی جینپینگ» به آستانه و بیشکک و به خصوص نشست سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای در پایتخت قرقیزستان در تاریخ 13 سپتامبر مورد توجه می‌باشد و نه‌تنها موفقیت، گرچه تمایل بیشکک برای برگزاری این نشست در کل شک و تردیدهای بسیاری را ایجاد می‌کند و در وهله اول، جامعه کارشناسی چین نگران امنیت این نشست می‌باشند.

به طور کلی، ماهیت سخنرانی‌ها و بحث‌ها گواه عدم وجود هرگونه ابتکارعمل اساسا جدید از طرف چین در آینده نزدیک و به‌طور کلی در چشم‌انداز قابل پیش بینی است. چین همانند سابق در برابر هرگونه سیاسی سازی سازمان همکاری شانگهای از جمله ابتکارات روسیه، مقاومت خواهد کرد، روسیه به نوبه خود در حال حاضر دقیقا اولویت‌های سیاسی را به‌نمایش گذاشته است و کشورهای دیگر عضو سازمان همکاری شانگهای تنها بایستی جای خود را بین منافع این 2 کشور محوری پیدا کنند.

دوره نسبتا طولانی جستجوی هویت نزد سازمان همکاری شانگهای هنوز هم ادامه دارد و تجربه «شانگهای پنج» که اساس سازمان فعلی است، پتانسیل بالا و در بسیاری موارد منحصر به فرد این اتحادیه را به نمایش گذاشته است، توانایی کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای برای جستجوی منافع معقول و غیر منافی با منافع ملی اعضای سازش و امکان میانجیگری داخلی بین کشورهای شرکت کننده را نشان داده است.

این شانس وجود دارد که در جمع کشورهای شرکت کننده وضعیتی ایجاد شود که این درگیری به طور کامل به عنوان یک کاتالیزور توسعه عمل کند، زمانی که درگیری مثبت باشد، و به‌معنای آغاز یک رویارویی بزرگ از جمله نظامی، نباشد در مقایسه با ساختار بلوکی، کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای مکانیسم تعاملی را ایجاد کرده‌اند که عدم استفاده از زور یا تهدید به زور در آن پیشبینی شده و انجام هرگونه عملیات نظامی در نقض ثبات در منطقه را حذف می‌کند. دقیقا این ویژگی یکی از اصول اصلی سازمان همکاری شانگهای باوجود وضعیت کنونی بیش از حد سست و مبهم آن است که بایستی آن را حفاظت کرده، توسعه داده و برای آن چشم‌اندازهای مثبت جدید ایجاد کرد.

هنوز دقیقا این اصل یکی از عوامل جاذبه برای طیف گسترده‌ای از کشورها است که ماهیت مخرب جهانی شدن آن اتحادهایی را درک کرده‌اند که به عنوان یک جایگزین برای سازمان همکاری شانگهای و دیگر اتحادها در حال حاضر یا ایجاد شده‌اند و یا قادر به ایجاد شدن می‌باشند.

علاوه براین، سطح متفاوت کشورهای شرکت کننده در معنای وسیع کلمه از لحاظ مقیاس منابع و اقتصاد تا کیفیت نخبگان سیاسی، کاملا مشهود است.

این سطح متفاوت باعث ایجاد مشکل اصلی توسعه این سازمان شده و علت آن فقدان یک چارچوب مفهومی روشن و حفظ تفاوت‌ها نزد کشورهای عضو در درک وظایف کلیدی جغرافیایی اقتصادی، ژئوپولیتیکی و حتی کاربردی در وضعیت فعلی سازمان همکاری شانگهای است.

اما فقدان «طرح سازمان همکاری شانگهای» ظرفیت و توانایی و به طور کلی ادامه حیات آتی سازمان همکاری شانگهای را تهدید می‌کند و این معضل به نظم نوین جهانی امکان مشخص‌تر، قابل پیش‌بینی‌تر، امن‌تر و به‌تدریج توسعه یافته‌تر بودن را نمی‌دهد و به‌طور کلی، شاهد هیچ چیز جدیدی نخواهیم بود.
انتهای پیام
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها