امروز : پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 23
۲۱:۲۵
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 29805
تاریخ انتشار: ۸ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۰:۳۴
تعداد بازدید: 54
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، همزمان با فرارسیدن لیالی قدر و ایام شهادت حضرت علی علیه‌السلام، سخنان ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، همزمان با فرارسیدن لیالی قدر و ایام شهادت حضرت علی علیه‌السلام، سخنان آیت‌الله سید محمد ضیاءآبادی از اساتید اخلاق تهران درباره امیرالمؤمنین(ع) منتشر می‌شود:
 


 

ما باید توجه کامل داشته باشیم که کسانی در میان ما پیدا شده‌اند که پیوسته داد قرآن می‌زنند و می‌گویند: قرآن، قرآن. مجالسی به نام بحث‌های قرآنی برگزار می‌کنند و می گویند: کتاب دینی ما قرآن است و ما می‌خواهیم حقایق دینی خود را از کتاب دینی‌مان به دست آوریم ولی اصلاً سخنی از اهل بیت رسول الله (ص) به میان نمی‌آورند. البته این تازگی ندارد.

پسر خطاب، اول کسی بود که این فکر شیطانی را در میان امت اسلامی القا کرد و اول کسی بود که گفت «حسبنا کتاب‌الله؛ قرآن برای ما کافی است و نیازی به علی نداریم». کسانی هم که به قول خود روشنفکرند و جلسه تشکیل می‌دهند و جوانان ناپخته و خام‌ را دور خود جمع کرده و قرآن، قرآن می‌کنند، دنباله رو عمر‌بن خطابند و می‌خواهند مرام کهنه و پوسیده‌ی او را تجدید نموده و فکر شیطانی او را ترویج کنند. اگر راست می‌گویند  تابع قرآنند، این قرآن است که می‌فرماید:

«...وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ ...»

«آنچه که پیامبر آورده، آن را بگیرید».

این قرآن است که بیان پیامبر را لازم لاینفک خود نشان داده می‌گوید:

«...  وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ...»

«ما قرآن را به تو نازل کردیم که تو آن را برای مردم بیان کنی و مجملات آن را تبیین نمایی».

حال، وقتی بیان پیامبر اکرم(ص) به حکم قرآن حجت است و ایشان فرموده‌اند:

«الحق مع علی و علی مع الحق یدور الحق مع علی کیف مادار»

اگر واقعاً شما راست می‌گویید و می‌خواهید برادر باشید پس به حق برگردید و بر محور حق بچرخید؛ اگر نه، روح قرآن را کنار زدن و جسم آن را گرفتن که حق نیست!

پسر خطاب این حرف را زد و بعد از او هم معاویه آن را تعقیب کرد. در جنگ صفین قرآن را بالا بردند و گفتند: ما اهل قرآن هستیم. مردم نادان نیز گول همین را خوردند و گفتند: ما اهل قرآن هستیم. مردم نادان نیز گول همین را خوردند و گفتند: ما به قول و اهل قرآن نمی‌جنگیم از این رو به روی علی (ع) شمشیر کشیدند و گفتند. باید دستور بدهی مالک اشتر که هم اکنون با لشکر معاویه می‌جنگد و اندکی مانده که به خیمه‌ معاویه برسد و ریشه‌ی فساد را برکند، برگردد؛ اگر برنگردد و جنگ تعطیل نشود تو را می‌کشیم.

امیرالمومنین(ع) دیده چاره‌ای نیست، پیغام داد که مالک برگردد و بعد هم ناچار، تن به حکمیت داد و‌آن بدختی‌ها که می‌دانیم، پیش آمد. خوارج نهروان نیز به قول خود، اهل قرآن بودند، نماز شب خوان و قاریان قرآن بودند. مردم نادانی هم که دور امیرالمومنین(ع) بودند گفتند: ما با نماز شب خوان‌ها و قاریان قرآن نمی‌جنگیم.

خلاصه؛ روح قرآن را کنار زدند و جسم قرآن را چسبیدند و گفتند: «حسبنا کتاب الله» ما هستیم و کتاب الله؛ مرجع مطاع ما، خود قرآن است و بس. بنابراین مولا علی(ع) به ابن عباس می‌فرمود: وقتی با خوارج نهروان صحبت می‌کنی:

«لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ یَقُولُونَ»

« با آنها به آیات قرآن استدلال نکن. زیرا قرآن کلیاتی دو پهلو و چند پهلو دارد، تو می‌گویی و آنها می‌گویند».

هر آیه به چند معنی ممکن است تفسیر شود. تو معنایی را از آیه می‌گیری و آنها معنای دیگری را و سخن به درازا می‌کشد و نتیجه بخش نمی‌شود.

«وَ لَکِنْ خَاصِمْهُمْ بِالسُّنَّهِ»

با بیان پیامبر که نص است با آنها صحبت کن.

بگو همان پیامبر که قرآن را آورده و قرآن هم بیان او را حجت دانسته و او را به عنوان «اهل الذکر» مرجع مردم معرفی کرده و فرموده است:

«فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ»؛

هر چه را که نمی‌دانید از دانای آن بپرسید.

آری همان که پیامبر (ص) فرموده است: «علی مع الحق و الحق مع علی»؛ وقتی بیان پیامبر را به میان آوردی:

«فَإِنَّهُمْ لَنْ یَجِدُوا عَنْهَا مَحِیصاً؛ چاره‌ای نمی‌بینند جز این که بپذیرند».
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار