امروز : سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 21
۰۸:۵۷
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 29861
تاریخ انتشار: ۸ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۳۲
تعداد بازدید: 186
به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان، شب شهادت اول مظلوم عالم و شب یتیمی بچه های کوفه در آسایشگاه کهریزک حال و هوای خاص خودش ...

به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان، شب شهادت اول مظلوم عالم و شب یتیمی بچه های کوفه در آسایشگاه کهریزک حال و هوای خاص خودش را دارد و انگار غم این شب از سایر مکان های دیگر بیشتر است.

شب قدر شبی است که در سرتاسر عالم،عاشقان امیرالمومنین(ع) در غم آن حضرت گریه می‌کنند و این در حالی است که آسایشگاه کهریزک و در جمع پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها این شب حال و هوای دیگری دارد.

آری، شب قدر واقعا شب قدر است البته اگر کسی ارزش والای آن را درک کند وبفهمد و نهایت استفاده را از آن ببرد.

امسال تصمیم گرفتم تا شب قدر را در کنار پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های که سالها برای فرزندانشان زحمت کشیده بودند در آسایشگاه کهریزک باشم.

وقتی وارد آسایشگاه کهریزک شدم مشاهده کردم که دور تا دور محوطه آسایشگاه و در کنار حوضچه وسط آسایشگاه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها جمع شده بودند و هر کدام سر به آسمان برده بودند و با معبود خود صحبت می‌کردند.

وقتی به چهره تک تک پیرمردها، پیرزن‌ها و معلولان در آسایشگاه کهریزک نگاه می‌کردی غمی در چهره آنها نمایان بود غمی که سالها همراه با سالمندان بوده است، غم دوری از خانه، غم دوری از بچه‌ها ....

صدای گریه، ناله و ذکر بک یا الله، الهی بمحمد، بعلی، بفاطمة و... سالن برگزاری مراسم را پر کرده بود و پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها هر یک دست‌های خود را رو به آسمان برده بودند و دعا می‌کردند.

پیرمرد 80 ساله‌ای که اسمش خلیل سبزواری بود از بی‌توجهی بچه‌هایش می‌گفت بچه‌هایی که 5 سال است وی را در آسایشگاه کهریزک رها کرده‌اند.

سبزواری بیان داشت: بنده 10 تا فرزند دارم ( 5 دختر ، 5 پسر) که الان 5 سال است فرزندانم من را در آسایشگاه کهریزک رها کرده‌اند.

وی که به شدت از فرزندانش گله مند بود، گفت: در این 5 سال حتی یکی از بچه‌هایم به من سر نزده‌اند.

سبزواری در خصوص تنها آرزویش در شب قدر گفت: آرزو دارم خدا من را ببخشد، بیامرزد و ببرد.

رقیه خانم پیرزن 75 سال دیگری که به دلیل ناتوانی بر روی ویلچر نشسته بود از فرزندانش دلگیر شده، با بیان این جمله که آرزو می‌کنم بچه‌هایم همیشه سالم باشند، گفت: ولی از خدا یک چیزی را می‌خواهم و آن هم اینکه نوه‌هایم با بچه‌هایم همین رفتاری که با من کردند، انجام دهند.

وی ادامه داد: 10 سال که دختر و پسرم من را در آسایشگاه کهریزک رها کرده‌اند و در این 10 سال تنها دو بار و آن هم به صورت تلفنی با من صحبت کرده‌اند و این در حالی است که بارها و بارها قول داده‌اند که می‌آیند و من را ببرند اما هنوز این اتفاق نیفتاده است.

آری، شب قدر در آسایشگاه کهریزک شب آرزوها و شب درد و دل های پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی است که فرزندانشان به هر دلیلی آنها را دور از خود در آسایشگاه کهریزک سپرده‌اند، است.

احمد‌آقای تهرانی در خصوص چگونگی آمدنش در آسایشگاه کهریزک گفت: 7 سال پیش به اینجا آمده‌ام ضمن اینکه در این 70 ساله عمری که از خدا گرفته‌ام بیشتر آن را خادم مساجد تهران بوده‌ام.

وی تصریح کرد: حدود 7 سال پیش برادرم من را به آسایشگاه کهریزک آورد.

احمد‌آقای تهرانی در خصوص تنها آرزویش در شب قدر گفت: امیدوارم همه عاقبت به خیر بشوند و کسی دستش را جلوی نامرد دراز نکند.

به گزارش فارس؛ در مراسم شب احیاء و به هنگام سرگرفتن قرآن اشک‌های پدربزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌ها برگونه‌هایشان سرازیر می‌شد و در بین این اشک‌ها صدای ناله‌هایی شنیده می‌شد که در بین این ناله‌ها برخی از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها این جمله را می‌گفتند: «خدایا بچه‌هایمان عاقب بخیر شوند».
انتهای پیام/
   
 
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها