امروز : یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 26
۰۷:۰۴
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 3027
تاریخ انتشار: ۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۱:۳۵
تعداد بازدید: 123
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس؛ محمد حسین جعفریان، شاعر ، فیلمساز و روزنامه نگاری است که اردیبهشت چهل و شش سال پیش در خیابان طلاب مشهد ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس؛ محمد حسین جعفریان، شاعر ، فیلمساز و روزنامه نگاری است که اردیبهشت چهل و شش سال پیش در خیابان طلاب مشهد به دنیا آمده است. او طی چند دهۀ اخیر انبوهی از شعرها و مقالاتش را در مطبوعات منتشر و نیز چندین کتاب شامل مجموعه شعرها ، یک مجموعه داستان ، سفرنامه و ... چاپ کرده است . به کشورهای مختلف درگیر جنگ سفر کرده و فیلم و سریال های مستند متعددی ساخته است . مشهورترین آن ها سریال مستند " حماسۀ ناتمام " یا " درۀ پنجشیر " دربارۀ «احمد شاه مسعود» بود که سال ها پیش از شبکه یک پخش شد . رایزن فرهنگی ایران در افغانستان بوده است و ...

مصاحبه مفصل ما با دکتر محمد مرادی ، عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز راجع به شعر جعفریان را بخوانید ؛

 

** همه ویژگی های شعر محمد حسین جعفریان

فارس: محمد حسین جعفریان با توجه به این که در سال های اخیر کتابی در حوزه شعر منتشر نکرده است اما ما ایشان را بیشتر با سپیدها و مثنوی های بلند و گاهی اوقات رباعیات موفق می شناسیم . مثل مثنوی بلند " دیشت از چشمم بسیجی می چکید / از تمام شب دوعیجی می چکید / باز باران شهیدان بود و من / باز شب های مریوان بود و من " شعرهای محمد حسین جعفریان را چگونه ارزیابی می کنید؟

• آقای جعفریان متولد هزار و سیصد و چهل و شش است و پایه شعرش پایین تر از سید حسن حسینی و قیصر و علی معلم است . شاید نظر شما این نباشد ، اما در مورد مثنوی یک جریان مثنوی سرایی داریم ؛ مثنوی شهادت ، مثنوی و منظومه هایی که در وزن های مرسوم ادبیات سروده می شود و در آن ها نمادها و واژه هایی مربوط به جنگ و تلمیحاتی مربوط به جنگ فراوان دارند، حالا این وزنها مثل شعر " دیشب از چشمم بسیجی می چکید " فاعلاتن ، فاعلاتن ، فاعلن یا بحر متقارب و بعضی وقتها به ندرت با وزن هایی از این دست مفاعیلن ، مفاعیلن ، مفاعیل هستند. این یک جریانی می شود که در دهه هفتاد می بینیم . ده ها نفر در کشور پدید می آیند که مثنوی هایی به این شیوه می سرایند .

در آغاز دهه هفتاد و اواخر دهه هشتاد غیر از جناب آقای جعفریان ، علیرضا قزوه را می بینیم که در این فضا کار کرده است. بعدا همان طور که دکتر کافی در کتاب " ترکش کلمات " یا شناخت ادبیات انقلاب نام می برد ، حداقل بیست نفر از شاعران کشور را می بینیم که این فضا را تجربه می کنند و منظومه های بلند می گویند و این تبدیل می شود به یک جریان منظومه سرایی در ادبیات فارسی . قطعا در جریان منظومه سرایی ادبیات فارسی مثنوی های دفاع مقدس، این شعر محمد حسین جعفریان جایگاه ویژه ای دارد. من اگر بخواهم جعفریان را شاعر یک جریان بدانم از نظر اندیشه ای شاعر جریان جنگ و اعتراض می دانم . دو بعد در شعر جعفریان مشهود است: ابتدا بعد جنگ و دفاع مقدس و دیگری بعد اعتراض که در آثار آزادش مخصوصا بعد اعتراض را به پررنگی می توان دید . اگر بخواهیم مثنوی های آقای جعفریان را از لحاظ سبک شناسی بررسی کنیم ادامه منطقی و نو شدۀ سبک عراقی با همان احساسات سیال و واژه های جدید و ترکیب های تازه و احساس خیلی عمیق است ؛ یعنی احساس یکی از ویژگی های مثنوی سرایی آقای جعفریان است و در این مثنوی هم می بینم که می گوید :" یک نفر از خویش دلگیر است باز / یک نفر بعض گلوگیر است باز " این بغض ها در شعر زیاد تکرار می شود و نشان دهنده احساس عمیقی است که از جنگ و دفاع مقدس دارد: " جان من پوسید در شب واره ها / آه ای خمپارها خمپاره ها " که این مثنوی هم پایان شکوهمندی دارد و این واژه آه، این احساس عمیق، یکی از ویژگی های آثار محمد حسین جعفریان است که در مثنوی هایش هم دیده می شود. البته می گویم که در غزل ها هم زبانش زبان بسیار ساده ای است. زبان پیچیده نمی شود و واژه ها ی کهن در آن کمتر کاربرد دارد. همانطور که گفتم این زبان ، به زبان سهل عراقی نزدیکتر است تا زبان هندی. منظوم پردازی هندی یا زبان سبک خراسانی که این ها فکر می کنم همه ویژگی های اصلی شعر محمد حسین جعفریان است .

فارس: حالا جالب است این فضای اعتراضی که شما فرمودید در حوزه یادداشت هایی که از جعفریان این روزها در روزنامه ها و نشریات مختلف شاهد هستیم به چشم می آید.

• اصلا شخصیت آقای جعفریان این گونه است. به دلیل حضورش در جنگ و دغدغه ای که از جنگ و انقلاب دارد اگر بخواهیم مقایسه کنیم همانطور که آقای قزوه به عنوان یکی از پیکان های اصلی شعر اعتراض در زمان ما شناخته می شود ، آقای جعفریان و شاعرانی از این دست ادامه دهندگان این پیکان هستند ، یعنی اگر بخواهیم ایشان را در یک جریان فکری قرار دهیم خیلی به آقای قزوه نزدیک هستند و به نظر من این یک جریان خاص است . از شعر انقلاب که چند دهه است به حرکت خود ادامه داده و فکر می کنم سال های آینده هم با قوت به حیات شعری اش ادامه دهد .

فارس: همان طور که می دانید آقای جعفریان کتاب های نثر هم دارد و در این حوزه هم پویاست مثلا در ( پایتخت فراموشی )، ( یادداشت های سفر به افغانستان ) . نثرهای ایشان را چگونه ارزیابی می کنید ؟

• بله ، یکی از ویژگی های ایشان این است که به ادبیات مقاومت با یک نگاه صرفا ایرانی نگاه نمی کند و دغدغه یک مقاومت اسلامی را دارند . به همین خاطر در سفرنامه هایی که من در جایی خواندم ایشان به دلایل همان دغدغه مقاومت اسلامی به افغانستان ، هندوستان ، بوسنی ، تاجیکستان و عراق سفر کرده است و در زمینه ادبیات مقاومت عربی کارهایی انجام داده اند و مطالعاتی داشته اند . من فکر می کنم که اگر این بعد در ادبیات فارسی افغانستان استمرار داشته باشد بتواند بهترین جلوه را از ایشان در شاعران و ادبیات بعد از انقلاب نشان دهد .

** جعفریان ابتدا با فروغ، بعد با بیژن جلالی و اندک تشابهی با شاملو دارد

فارس: وقتی کارهای سپید جعفریان را می بینیم حس می شود که جعفریان گاهی از بیژن جلالی ، شاملو و فروغ اثر پذیرفته است . شما با این دیدگاه موافقید؟

• با شاملو کمتر موافق هستم چون دغدغه جعفریان حرف اوست ، دغدغه جعفریان همان اعتراض اوست . در زبان شاملو دغدغه شعریت بیشتر دیده می شود، هر چند شاملو هم دغدغه های اجتماعی دارد اما خیلی وقت ها دغدغه اجتماعی اش را پشت نماد واژه ها مخفی می کند و زیاد به دنبال صراحت نیست . اما جعفریان به دنبال صراحت است . اگر بخواهیم مقایسه کنیم بیشتر با نگاهی که شما اشاره کردید به بیژن جلالی و فروغ نزدیک است. هر چند که معتقدم به فروغ بیشتر نزدیک است چون بیژن جلالی هم دغدغه فلسفی و اندیشمندانه ای دارد ، ذهن گراست و نگاهش کمتر اجتماعی و بیشتر فلسفی است اما جعفریان نگاهش بیرونی و اجتماعی ست مثل فروغ در دفتر آخرش " ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد " که دارد مبارزه می کند و حرف اجتماعی اش را می زند و بیانیه اجتماعی اش را صادر می کند و محمد حسین جعفریان هم بیشتر به دنبال همین بیانیه است. اگر بخواهیم مقایسه کنیم و اولویت بندی کنیم ابتدا او را با فروغ و بعد با بیژن جلالی و اندک تشابهی با شاملو دارد. ممکن است در بعضی آثار یا شعرهای گلچین او این موارد را ببینیم .

** بیش از این که دغدغه روزمرگی های بعد از جنگ را داشته باشد ، دغدغه جاماندگی از صف جبهه را دارد

فارس: رباعی های قدرتمندی هم از آقای جعفریان شاهد هستیم . یکی از رباعی های معروفی که دارد :

 گویی که به خاک ، آسمان می دادی

در محضر عشق امتحان می دادی

ای شهره آسمان هفتم چه غریب

آن شب به تن شلمچه جان می دادی

رباعی های او از لحاظ زبان و اندیشه چگونه قابل تفسیر است ؟

• فکر می کنم ادامه جریان رباعی سرایی دهه هفتاد و دوران جنگ است . بعد از جنگ رباعی سرایی مان با حضور بعضی از شاعران جریان های متعددی پیدا کرد. برخی مثل ایرج زبردست نگاه فلسفی دارند و یک نگاه شهودآلود در رباعی هایشان دیده می شود. بعضی مثل بیژن ارژن نگاه تصویری دارند. بعضی هم مثل عرفان پور نگاه مضمون یاب و هندی دارند اما قبل از همۀ این رباعی ها یک جریان رباعی اصیل داشته ایم که با حضور کسانی مثل سید حسن حسینی ، قیصر امین پور ، سلمان هراتی و سهرابی نژاد که در دهه شصت و دوران جنگ شکل گرفت . این رباعی ها قالب اوقات شکل سنتی دارد و دغدغه آن محتوا و نمادگرایی است و مفاهیم انقلابی و حماسه و سوگ حماسه در آن زیاد است . این جریان رباعی دهه شصت است که بعد از جنگ هم بعضی ها آن را ادامه دادند و شیوه رباعی های آقای جعفریان نیز به آن نزدیک است . دل و روح و اندیشه محمدحسین جعفریان بیش از این که دغدغه روزمرگی های بعد از جنگ را داشته باشد ، دغدغه جاماندگی ها از صف جبهه را دارد.

فارس: البته در یک مصاحبه ای هم ایشان گفته بودند که بهترین آروزیشان شهادت است و حسرت جاماندن ایشان از قافله شهدا به دل ایشان مانده است و جالب این که ایشان با سن کم در جبهه حضور پیدا می کنند .

• حسرت جاماندن از قافله شهدا یکی از موضوعات و مفاهیم اصلی شعر دهه هفتاد و هشتاد است . به خصوص شعر دهه هفتاد ، اما ممکن است در شعر بعضی ها فقط در حد شعر باشد . فکر می کنم در مورد آقای جعفریان بیش از این که یک دغدغه شاعرانه باشد یک پشتوانه درونی و یک درد درونی است ، یک اندیشه و ذوق درونی است .

فارس: اگر در مورد آقای جعفریان نکته دیگری باقی مانده است بفرمایید .

• من معتقدم که زبان ایشان مخصوصا در بعضی از غزل ها قابلیت این را نشان داده که جریان خیلی کم رنگی داریم . در شعر پس از انقلاب ، شعر دفاع مقدس و شعر مذهبی که این ها قابلیت دارند علاوه بر این که بر مخاطب بزرگسال عرضه بشوند ، برای گروه کودک و نوجوان هم فضا ایجاد کنند . با یک زبان ساده و صمیمی که این قابلیت در زبان کسانی مثل آقای جعفریان وجود دارد و قابلیت این را دارد که به زبان شعر کودک نزدیک شود. و این یک جریان متفاوت را ایجاد کرده است. فکر می کنم این بعد از شعر آقای جعفریان هم در بعضی از آثارش قابل بررسی باشد. البته جز ایشان هم شاعرانی هستند که این فضا را ایجاد کرده باشند . مثلا در غزل

" ابر تا بارانتان رانده است ای بسیجی های کوچک سال

مرگ در آغازتان مانده است ای بسیجی های کوچک سال "

این فضا را به بخوبی می توانیم ببینیم. البته شاعران دیگری در بین شاعران دیار فارس مثل خانم پروانه نجاتی هستند که در غزل " پسرم آن بسیجی کوچک دوست دارد بزرگتر باشد " نیز این فضا را ایجاد کرده است. یعنی قهرمان بسیاری از شعرها کوچک ترهایی هستند که با زبان صمیمی شاعران از آن ها سخن می گویند. هر شاعری نمی تواند از این زبان استفاده کند و فکر می کنم این بعد از ادبیات بعد از انقلاب کمتر کار شده است و اگر بیشتر کار می شد می توانست یک پیوند ویژه ای بین شاعران و مخاطبان کم سن و سال تر برقرار کند .

فارس: پس به نحوی می فرمایید اگر خود آقای جعفریان تلاش می کرد می توانست در حوزه شعر و ادبیات کودک و نوجوان هم صاحب اثر باشد .

• من معتقدم این اتفاق می توانست بیفتد. حداقل اگر هم صرفا برای کودک و نوجوان شعر نمی سرود، اشعاری که از این جنس هستند و لااقل می توانستند برای نوجوانان تاثیر گذاری داشته باشند فکر می کنم با زبانی که ایشان دارند و آن درد و هیجان و احساس عمیقی که دارند می توانست کاملا جوابگو باشند و در این جریان موفق باشند .

فارس: آقای مرادی! نکته ای که در برخی از شاعران دهه شصت و هفتاد می بینیم این است که دیگر در حوزه شعر کتاب چاپ نکرده اند. آقای جعفریان هم دچار این موضوع شده اند. به نظر شما دلیل این که افراد سرشناسی مثل آقای جعفریان حدود ده سال است که مجموعه شعری چاپ نکرده اند -شاید هم ایشان مجموعه شعری داشته باشند- چیست ؟

• یکی از دلایل چاپ نشدن مجموعه شعر از سوی شاعر ممکن است این باشد که شاعر شعری نسروده باشد که فکر نمی کنم در مورد آقای جعفریان این گونه بوده باشد، چون در تریبون های مختلف از ایشان شعرهایی شنیده ام. دلیل دیگر این است که شاعر دغدغه شاعری ندارد؛ به نظر من این موضوع در مورد آقای جعفریان بیشتر صدق می کند. آقای جعفریان شعر را یک ابزار و در خدمت اعتقاداتش می داند، به همین دلیل خیلی دغدغه این را ندارد که شعرش چاپ شود، چون شاعری که می خواهد بیشتر خودش را به عنوان شاعر مطرح کند این دغدغه را در ذهن دارد . معتقدم خیلی از شاعران مثل آقای جعفریان بیشتر هدفشان آن کاری است که دارند انجام می دهند به همین خاطر خیلی مجال و دغدغه این را نداشته اند که کتاب چاپ کنند ، البته من شاعران بسیار زیادی را می شناسم که وسواس زیادی که به کتاب چاپ نکردن دارند و اینکه شعر را به بهترین ویژگی و ساخت برسانند چاپ نمی کنند. حالا فکر می کنم از این سه جریان اصلی که گفتم آقای جعفریان جزء جریان دوم باشد یعنی کسی که هدفش چاپ شعر نیست و هدفش گفتن حرف است. خب وقتی از تریبون های مختلف می توان استفاده کرد نداشتن دفتر شعر مستقل از این منظر خیلی مهم نیست .

فارس: اگر بخواهید جعفریان را در یکی دو کلمه توصیف کنید و یا بخواهید به او لقبی بدهید چه لقبی برای او انتخاب می کنید ؟

• فریاد خفته.

انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار