امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۰۰:۰۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 30308
تاریخ انتشار: ۹ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۲:۳۳
تعداد بازدید: 61
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ مثنوی قالبی است که هر مصراع آن قافیه‌ای جداگانه دارد و برای بیان مطالب ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ مثنوی قالبی است که هر مصراع آن قافیه‌ای جداگانه دارد و برای بیان مطالب مطول و طولانی از این قالب استفاده می‌شود. از مثنوی سرایان شاخص پس از انقلاب می‌توان به علی معلم دامغانی و احمد عزیزی اشاره کرد. البته کنار این دو نام از شاعرانی همچون علی موسوی گرمارودی، سید حسن حسینی، یوسفعلی میرشکاک، پرویز بیگی حبیب آبادی، محمد حسین جعفریان، محمد رضا عبدالملکیان و ... باید نام برد.

در کنار نام‌هایی که ذکر شد از محمدرضا آقاسی نیز به طور ویژه می‌توان یاد کرد. او که خود را غبار پای اهل بیت (علیهم السلام) می‌دانست؛

نه دعبل، نه فرزدق نه کمیتم

ولیکن خاک پای اهل بیتم

بیشتر مردم آقاسی را با دکلمه‌های حماسی‌اش می‌شناسند؛ دکلمه‌ هایی که از سوگ تا سور اهل بیت را در بر می‌گرفت و هر شعری، چون گلوله آتشی بود که بر دل شیعیان می‌نشست. ظهور آقاسی در قالب‌های مطول مثنوی و شعرهای آتشگون وی حوصله مخاطب شعردوست را سر نمی‌برد. شگرد شعرخوانی وی به گونه‌ای بود که کسانی که به شعر علاقه‌مند نبودند را هم جذب خود می‌کرد. جاذبه شکل ظاهری او، تکان دادن حرکات سر و دست با توجه به محتوای سوگ و حماسه و ... در شعر ضریب اثرگذاری اشعارش را دوچندان می‌کرد.

همه اشعار محمدرضا آقاسی یک طرف ولی «مثنوی شیعه نامه» وی یک طرف. فکر می‌کنم نام آقاسی با همین شعر بر سر زبان‌ها افتاد؛
شیعه یعنی امتزاج نار و نور
شیعه یعنی رأس خونین در تنور

شیعه یعنی «سابقون السابقون»
شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون

آقاسی با وزن (فاعلاتن/فاعلاتُن/فاعلن) به تعریف شیعه می‌پردازد. او سعی می‌کند که بی هیچ‌گونه رودربایستی به ترسیم یک شیعه واقعی آل الله دست یازد، البته این نکته را هم باید یادآور شد که برخی از این تعریف‌ها برای برخی‌ها ناخوشایند است! او در مثنوی تقریباً پانصد بیتی«شیعه‌نامه» با درد و دردمندی دفتر شیعه‌گی را ورق می‌زند؛
حال ما را از اباذر بازپرس
و ز عقابان، شیوه‌ی پرواز پرس
کیستم دلداده‌ای درد آشنا
سینه‌ای با تیغ نامرد آشنا
من کی‌ام زندیق بی نام و نشان
کز برم دل می‌رود دامن کشان

«من چه گویم یک رگم هشیار نیست»
شیعه را با کار عالم کار نیست
کز من بی پا و بی سر رفتن است
و ز مسلمانی فراتر رفتن است

سراینده مثنوی حماسی و جاندار «شیعه نامه» با تکرار واژه پر صلابت شیعه، شیعگی را در عاشورا و در یاری دادن امام حسین(ع) می‌داند؛
شیعه یعنی بازتاب آسمان
بر سر نی جلوه‌ی رنگین کمان
از لب نی بشنوم صوت تو را

صوت «انّی لا اری الموت» تو را
پرچم زلفت رها در باد شد
و ز شمیمش کربلا ایجاد شد

آقاسی در ادامه با تکرار واژه سرخ «شیعه» به تعریف طوفانی و سراسر شور و تفکر آن می‌پردازد؛
شیعه یعنی سابقون السابقون
شیعه یعنی یک تپش عصیان و خون

شاعر با نهیب غیرتمندانه‌ای که در لابه‌لای ابیات به شیعیان می‌زند، ما را به سمت و سوی مثنوی «علی معلم» در لغت سالار شهیدان می‌کشاند. در آن مثنوی است که «علی معلم دامغانی» از ویژگی «خود اتهامی» بهره می‌برد؛
از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند
دست علمدار خدا را قطع کردند

آقاسی بدون بهره‌گیری از آرایه‌ها و صنایع لفظی و معنوی و به معنی واقعی کلمه بی ریای بی ریا، این گونه از شیعیان حضرت مولا سوال می‌کند؛
شیعیان مدیون خون کیستید
زنده از رقص جنون کیستید
کیست تا اسلام را یاری کند
حکم حق را در زمین جاری کند

در ابیات بعدی لحن شاعر بی آلایش‌تر می‌شود و با عریانی تمام مفاهیم متعالی مثل فرهنگ عاشورا، امر به معروف و نهی از منکر و ... را یادآور می‌شود و می‌توان گفت تنها ثمره این یادآوری «تفکر» است؛
شیعه کی تسلیم فحشا می‌شود
فسق را محو تماشا می‌شود
کربلا بر شیعه نامکشوف نیست
حکمتش جز امر بالمعروف
امر بالمعروف نهی از منکر است

شیعه‌ی بی امر و بی نهی ابتر است

آقاسی، به زعم من روان‌شناس فکوری بود که مسایل اجتماعی، سیاسی، ملی و مذهبی را در بستر شعرش به خورد مخاطب می‌داد. به همین جهت است که کمتر شعری می‌توانید از او بیابید که عنصر «پیام» در آن درخشش نداشته باشد. مثلاً او در این برش از مثنوی شیعه‌نامه -که سال‌ها پیش با نوای حاج‌صادق آهنگران ممزوج شد ـ به اندیشه والایی خودش می‌بالد و گاهی اوقات شعرش به شعارهای متعالی پهلو می‌زند. فراموش نکنیم که او سال‌ها پیش در فضاهای سیاسی و اجتماعی‌ای که در جامعه ایجاد شده بود، تیغ شعرش را از نیام برکشیده بود و این‌گونه دُر فشانی کرده بود؛
ای خداوندان ملک عافیت
والیان مسند اشرافیت
ای خداوندان رنگین نامه‌ها
صاحبان مکر در هنگامه ها
من یقین دارم مسلمان نیستید
چون ولی را تحت فرمان نیستید
من در این آشفته بازار شما
پرده بر می‌دارم از کار شما
گر شمایان نیستید اهل نفاق
مرگ خواهید از خدا بالاتفاق
سامری زادان که بازی خورده‌اید

«کز غم بی آلتی افسرده‌اید»
نقش خود را خوب ایفا می‌کنید

هرزه‌گردی را شکوفا می‌کنید
بوقتان پر گشته است از قیل و قال
تا شود خون شهیدان پایمال
دم ز تضعیف ولایت می‌زنید
تا مگر از ریشه دین را برکنید
بر سر ما سایه‌ی دست خداست

سینه‌ی ما گوشه‌ای از کربلاست
حافظ این ملک تیغ حیدر است
تیغ او از تیغتان بُران‌تر است

آقاسی در ادامه حوادث انقلاب اسلامی را به تصویر می کشد و خودش را شیفته امام(ره) و مقام معظم رهبری معرفی می‌کند و در پایان با چند بیتی که در حوزه فرهنگ انتظار جای می گیرد و در ادامه می‌آید دفتر «شیعه‌نامه» را می‌بندد؛
دست افشان پای کوبان می‌روم
بر در سلطان خوبان می‌روم
می‌روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی‌پا و بی دستم کند
می‌روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هرکه نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمام خویش را
این سخن کوتاه کردم والسلام
شیعه یعنی تیغ بیرون از نیام

البته باید یادآور شد که دفتر «شیعه‌نامه» که حاصل ذوق و تفکر شاعر شیعی - محمدرضا آقاسی - است تعداد ابیاتی که در آن به تعریف شیعه پرداخته است بیش از این است و شاید کاست‌ها و همچنین نوشته‌هایی از آن شاعر مردمی پیدا شود تا مثنوی شیعه نامه کامل شود.

تلاش محمد‌رضا آقاسی برای نوآوری در ارائه اشعارش او را از دیگر شاعران زمان خودش متمایز کرد. مهم‌ترین هنر آقاسی این بود که مردم را به شعر نزدیک کرد و مشتاق بودن همین مردم برای شنیدن اشعار او نشان از این دارد که اگر آثار وی زمان حیاتش مکتوب می شد، شاید امروز فروش کتاب های او رکورد‌دار می شد.

به هر روی تبیین اندیشه و شعر آقاسی و به خصوص معرفی و نقد «شیعه‌نامه» فرصت مطلوبی می‌خواهد تا زیباتر به شعر این شاعر انقلابی پرداخت. سخن گفتن بیشتر راجع به آقاسی را به زمان فراخ‌تری واگذار می‌نماییم و در این ایام مبارک با او زمزمه می‌کنیم؛
شیعه یعنی سالک پا در رکاب
تا که خورشید افکند از رخ، نقاب
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار