امروز : یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵ - 2017 January 22
۱۵:۰۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 30544
تاریخ انتشار: ۹ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۷:۳۳
تعداد بازدید: 118
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس «لمیس الضیف» نویسنده و فعال بحرینی در یادداشتی در روزنامه لبنانی «الاخبار»، به شباهت اقدامات ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس «لمیس الضیف» نویسنده و فعال بحرینی در یادداشتی در روزنامه لبنانی «الاخبار»، به شباهت اقدامات دیکتاتورها برای بر هم زدن وحدت مردم کشور تأکید می کند.

این یادداشت تحت عنوان «در هر نظام دیکتاتوری یک حبیب العادلی وجود دارد» به تشابه انفجار کلیسای «قدیسان» مصر در ژانویه 2011 و انفجار اخیر یک مسجد در بحرین می‌پردازد.

در ژانویه سال 2011 انفجار در برابر کلیسای «قدیسان» در منطقه سیدی بشر اسکندریه خشم مسیحیان و مسلمانان را برانگیخت و مسلمانان پیش از مسیحیان در برابر کلیسا تجمع کردند تا این اقدام را محکوم کنند اما با این وجود سایه شک، برزخی میان مسلمانان و مسیحیان مصر ایجاد کرد.

بعد از فروپاشی نظام مبارک اسناد و مدارکی کشف شد که از دست داشتن «حبیب العادلی» وزیر کشور وقت در ترتیب و برنامه ریزی این انفجار حاکی داشت.

بر اساس این طرح وزارت کشور با مأمور کردن گردان 77 به انجام این عملیات تخریبی و متهم کردن گروه‌های اسلامگرا قصد داشته تا روند اعتراضات مسیحیان مصر را کُند کند.

چه کسی باور میکرد حکومتی که خود را متعهد به حمایت از مردم می‌خوانده و اقدامات تروریستی را محکوم می‌کرد خود در واقع پدر خوانده جرائمی است که خشونت و نفرت را در میان مردم مصر ترویج می‌دهد.

انفجار اخیر یک خودرو بمب گذاری شده در نزدیکی یک مسجد اهل تسنن در «الرفاع» بحرین در سایه تظاهرات شیعیان، تقلیدی آشکار از سناریوی کلیسای شهر اسکندریه در سریالی طولانی از تلاش برای ایجاد فتنه در میان بحرینی هاست.

چند عامل عملی کردن این اقدام را در مدت زمان فعلی توجیه می‌کند.

1-اعلام 14 آگوست به عنوان زمان آغاز نافرمانی مدنی بحرین و انقلابی جدید که بر اساس «جنبش تمرد» و در ادامه انقلاب 14 فوریه بحرین شکل می‌گیرد.

2-بروز حالت بی ثباتی در میان اهل تسنن که حامیان سنتی رژیم بحرین به شمار می‌آیند و سخن  آنها از نا امیدی از حکومت؛ چند روز قبل از این انفجار ساختگی، «ابو حارث الخان» یکی از رهبران سلفی تندرو بحرین در واکنش به تشکیل جریان تمرد بحرین گفته بود که حکومت نباید از فاکتور مذهب گرایی برای به خیابان کشیدن سنی ها در مقابله با اهل تشیع استفاده کند زیرا دوره سوء استفاده به پایان رسیده و هیچ کسی از ظلم حکومت در امان نمانده است.

3- اما عامل سوم ابعاد منطقه‌ای دارد زیرا در میان کشورهایی مانند قطر، امارات و کویت که حاکمان آنها مردم خود را در رفاه قرار داده‌‌اند و با وجود تغییر قدرت در قطر خبرها حاکی از افزایش درآمد کارمندان، افزایش خدمات درمانی و بخشش وام‌ها دارد؛ ملت بحرین در حالی ایستادگی می‌کند که کمک هزینه‌های گرانی تنها 25 دینار است و این کم کاری در حق مردمی است که رفاه را در همسایگی خود می بینند.

اما مهم ترین عامل، این دیدگاه است که این انفجار می‌تواند اقدامی پیشگیرانه برای هموار کردن راه خشونت مذهبی در کشور باشد که ممکن است اقدامی برای زندگی دوباره بخشیدن به رژیم تلقی شود.

زیرا در هر کشوری یک «حبیب العادلی» وجود دارد که حاضر است از مادر و فرزند به خاطر پدر بگذرد.

بعد از حادثه انفجار بحرین مراجع شیعی و حرکت وفاق (بزرگترین جریان معارض بحرینی) و همه جریان‌های معارض بحرینی در محکوم کردن این اقدام متحد شدند و تأکید کردند که خشونت راه خروج از بحران کشور نیست و باید به راهکار سیاسی پایبند بود.

این در حالی است که همه مقامات بحرینی یک صدا مواضع تحریک آمیزی اتخاذ کرده که نشان دهنده تلاش آنها برای انداختن ملت به جان هم است.

«اگر می خواهی بر مردم تسلط داشته باشی آنها را قانع کن که در معرض خطر قرار دارند و به آنها درباره امنیتشان هشدار بده و مخالفان خود را به خیانت متهم کن و ملی گرایی آنها و وطن دوستی آنها را مورد شک قرار بده» (آدولف هیتلر)

حادثه «الرفاع» هیچ شباهتی با مردم بحرین ندارد بلکه نشانه رژیم‌های سست است و بعید نیست که حکومت بحرین جنایتی علیه شیعیان نیز مرتکب شود و آن را به گردن اهل تسنن بیاندازد.

حادثه الرفاع که رژیم می‌خواست به تابوت جریان تمرد بحرین تبدیل شود باید به دلیل محکم تری بر عصیان و تمرد تبدیل شود زیرا حکومتی خودخواه و جنگ طلب که مردم خود را دست کم گرفته نه به خود احترام می‌گذارد و نه لیاقت احترام دارد.
انتهای پیام/ر
برچسب ها:
آخرین اخبار