امروز : پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 29
۰۴:۲۷
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 31564
تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۳۴
تعداد بازدید: 145
محمدرضا کائینی پژوهشگر تاریخ معاصر در گفت وگوباخبرنگارفارس با اشاره به نزدیکی زمانی دورویدادشهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری (در11مرداد1288)وصدور ...

محمدرضا کائینی پژوهشگر تاریخ معاصر در گفت وگوباخبرنگارفارس با اشاره به نزدیکی زمانی دورویدادشهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری (در11مرداد1288)وصدور فرمان مشروطیت( در14 مرداد1285)گفت:نزدیکی این دو رویداد به یکدیگر زمینه ساز بازنگری این مقوله است که به راستی نسبت «مشروطه خواهی »با «مشروعه خواهی»چیست؟

این محقق تاریخ معاصر بااشاره به اینکه مغفول گذاردن مشروعه پژوهی به منزله ابتر و واژگونه  کردن مشروطه پژوهی است اظهارداشت:آسیب بزرگ تاریخ نگاری مشروطه آن است که این تاریخ را جریان فاتح مشروطه نگاشته وبه مصداق کلام امیرمومنان(ع)فضایل دیگران را نیز به مشروطه خواهان داده و فضایل مشروعه خواهان را نیز به تمامه از آنها ستانده است.این درحالی است که برخورد سطحی یا غیر منصفانه با«مشروعه خواهی»به منزله  حذف یا درز گرفتن نیمی از حقیقت یا تاریخ مشروطه است.

وی درادامه افزود:اهمیت مشروعه پژوهی آنگاه مضاعف میشود که به یاد آوریم بسیاری ازهشدارهاوتحذیرهای این جریان در مشروطه اول ،در مشروطه دوم عینیت یافت و بسیاری از عالمان و پیشقراولان شاخص مشروطه خواهی ،توسط جریان افراطی  و خشونت طلب آن کشته و یا منزوی شدند.درنهایت وبه واقع، فاتح جریان  مشروطه خواهی- باتمام تنوع و گستره ای که درآغازکارداشت-تنها اقلیتی ازغرب گرایان افراطی بودند که در برانگیختن مردم برای تاسیس عدالتخانه، نقشی به شدت حداقلی و کمرنگ داشتند. این گروه که به رغم سینه چاکی برای آزادی و تحدید زورمداری، چندی بعدبه مدافعین جدی استبداد همه جانبه رضاخانی تبدیل شدند،برون داد مشروطه به شمارمیروند!

کائینی بااشاره به اینکه اساسا نگاه همدلانه تاریخ نگاران به جریان مشروعه خواهی به شدت پرهزینه بوده است ،گفت:در شرایطی که چهره های شاخص مشروعه خواه چون آیات شیخ فضل الله نوری،آخوند حاج ملاقربانعلی زنجانی و سید محمد کاظم یزدی با اعدام  و تبعید و تهدید به ترور مواجه می‌شدند،مسلما کسی به تبت واقعیت دیدگاهها وکارکرد آنها ترغیب نمی شده است.اختناق موجود در آن دوره موجب شده که اطلاعات ما از اندیشه و عمل این جریان،گذشته از اسناد، تنها مدلولات التزامی سخنان مخالفین یعنی اعترافات ناخواسته آنان ونیز منقولات موثقی باشد که از آن دوره و عمدتا توسط مراجع  و علما ازاساتیدشان نقل شده است.امروزه ما در استناد به برخی منقولات درباره مشروعه و مشروطه خواهی با این سوال مواجه می‌شویم که ناقل در دوره مشروطه نمی زیسته است!این درحالی است که در آن دوره بسیاری از علما چاره ای جز پنهان کردن دیدگاههای خود و در نتیجه سینه به سینه منتقل کردن آن نداشته اند،درنتیجه  بسیاری از وقایع توسط نسل دوم علمای مشروعه خواه بیان شده است.

این تاریخ پژوه درادامه وبه عنوان مصداقی از منقولات نسل دوم عالمان مشروعه خواه به خاطرات و دیدگاه‌های مرحوم آیت الله العظمی بهجت درباره واقعه مشروطه اشاره کرد و ادامه داد:مرحوم آیت الله بهجت شاگرد چهره هایی چون آیات شیخ محمد حسین اصفهانی ،سید جمال الدین گلپایگانی و...از شاگردان آخوند خراسانی بود واززبان برخی ازآنان خاطرات و نکاتی ناب پیرامون منش چهره هایی چون آخوند،سید محمد کاظم یزدی ونیز افکارومطالبات شیخ فضل الله نوری نقل میکرد که میتواند در بازسازی فضای دوره مشروطه و چالش های آن بسیار مفید و موثر افتد.البته ما مدعی نیستیم که لزوما تمام منقولات ِموجود در این باره درست وقابل استناد هستند ،اما بر این باوریم  که روش متعارف در علم اصول در سنجش اخبارومنقولات، میتواند دراین عرصه نیز به کار آید.

وی به تداوم اختناق در عرصه تاریخ نگاری مشروطه تا دهه های اخیر اشاره کرد و گفت:  فضای سنگینی که بر تاریخ‌نگاران و تحلیل‌گران مستقل مشروطیت تحمیل شده بود تا چند دهه قبل نیز ادامه یافت. مرحوم استاد علی دوانی برای بنده نقل می‌کرد: هنگامی که درسال41 کتاب نهضت دوماهه روحانیت را منتشر و در فصل اول آن از شیخ فضل الله نوری تجلیل کردم،رفتار برخی به گونه ای بود که گویا سخنی عجیب نقل کرده ام!معامله روشنفکران و طرفداران گردش آزاد اطلاعات با مرحوم آل احمد به خاطر داوری یک خطی او درباره شیخ فضل الله در غربزدگی،نیز از نکات روشنگروعبرت آموز در باب پیشینه مشروعه پژوهی است.مرحوم شمس آل احمد برای نگارنده نقل میکرد:علت عناد چهل ساله روشنفکران بابرادرم ونیز اینکه باند کتابفروشان جلوی دانشگاه هنوز هم حاضر نیستند کتاب های جلال را در ویترین خود قرار دهند،همان داوری او درباره شیخ فضل الله است.

این تاریخ نگار در ادامه اظهار داشت: برخی تصور می‌کنند که آل احمد از سر ماجراجویی و با انگیزه وارد کردن شوک به روشنفکران و بدون پشتوانه اطلاعاتی درباره شیخ چنین قضاوتی کرده و مثلا دانسته‌های او در برابر اطلاعات افرادی مانند فریدون آدمیت بسیار ضعیف است و حال آنکه اینگونه نیست. آل احمد از بستگان نزدیک مرحوم آیت الله حاج شیخ روح الله دانایی قزوینی از یاران و همگامان نزدیک شیخ بود و اطلاعات دست اول و دقیقی از اندیشه و آرمان او داشت و به همین دلیل هم تسلیم فضای حاکم بر روشنفکری دوره خود در این باره نشد.

وی علت فروکش کردن نسبی حملات به شخصیت و آرمان شیخ در 4 دهه اخیر را وقوع انقلاب اسلامی درایران ونگاه همدلانه  رهبرکبیر انقلاب نسبت به اوبرشمردوادامه داد:امام راحل درهمان سالیان اولیه انقلاب دربرابرحملات روشنفکران به شیخ موضعی قاطع گرفتند وشیخ ابراهیم زنجانی قاضی دادگاه شیخ راکه معتمد مشروطه خواهان بود «فردی منحرف»لقب دادند.این فضای جدیدبستری شد تاگروهی از مورخان وپژوهندگان مستقل بااستفاده از اسناد ومنقولات موجود بازخوانی تاریخ «مشروعه خواهی»راوجهه همت خود قراردهندودربرابریک دوره طولانی ازفضاسازی تاریخی درباره شیخ ویارانش بایستند که دراین میان نقش فقید سعید مرحوم استاد علی ابوالحسنی (منذر)بس نمایان ودرخورستایش است.

کائینی درعین حال گفت:بااین همه ،این فضادیری نپائید که باسپری شدن دهه اول انقلاب ورحلت امام باردیگر جریان مشروطه پژوهیِ سکولار فعال شد وحمله به مشروعه خواهی به مثابه پای ثابت عملکردآنان درآمد.پس ازچندی  وبه طور مشخص پس ازدوم خرداد76،این رویکرد تامدتها مورد حمایت دستگاههای فرهنگی وابسته به دولت نیز بود وتاسالها از آن به عنوان یکی ازمحمل های تبلیغ سکولاریسم استفاده میشد. درمجموع وبه رغم تمامی  تلاش های مخالف،مشروعه پژوهی به عنوان یک جریان نمایان درعرصه تاریخ نگاری مشروطه ،همچنان حضوری پررنگ داردومیتواند سخنان ناگفته وتازه ای رادرنقد تاریخ نگاری جریان فاتح مطرح کند. این حضورازآن روی مهم است که هنوزبسیاری ازاسناد ومنقولات مربوط به این موضوع جمع آوری نشده است.خود من به طور ملموس چندسال قبل و دردوره ای متوجه این واقعیت شدم که  به کار انتشارویژنامه ای برای شیخ فضل الله نوری بودم.درفرآیند اخذ مصاحبه ها ونیزدریافت مقالات ازعلما ومحققینی که برخی ازآنها اکنون درگذشته اند،به دهها سند یانقل قول موثق وخانوادگی  ازبسته گان شیخ برخوردم که بعدها مورد استناد محققین قرارگرفت.

این تاریخ نگار درپاسخ به سوال خبرنگارفارس که علل ناکامی مرحوم آخوند خراسانی درفعالیت های وی درنهضت مشرو طه راازمنظربرخی شاگردان وحامیان آن مرحوم جویاشد ،گفت:علت این امرمشخص است،جریان فاتح مشروطه امثال مرحومان آخوند ومیرزاحسین میرزا خلیل وشیخ عبدالله مازندرانی نبودند،بلکه چهره هایی ازتبار تقی زاده بودند.این مسئله برای جریان مشروطه خواه نجف نوعی احساس شکست وغبن به همراه آوردوتامدت ها اسباب سرخوردگی ایشان شد.این حالت حتی به برخی شاگردان مرحوم آخوند هم سرایت کرد تاجایی که استاد علی دوانی نقل مینمود که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی ناکامی مرحوم آخوند درماجرای مشروطه رایکی ازعلل احتیاط خوددرامرسیاسی برمیشمرد وتاآخرنیز حاضر به ترک این حالت نشد.نمونه دیگر این چهره ها مرحوم آیت الله طالقانی است که به رغم احیاء اثر«تنبیه الامه وتنزیه المله »آیت الله نائینی وپاورقی نویسی برآن، درمقدمه خود براین اثر به این نکته اذعان داردکه پس ازفرازوفرودمشروطیت،عمده ناظران و ناقلان سرخوردگی مولف این کتاب رانقل کرده اند.

وی درادامه گفت: امروزاکثر شاگردان مع الواسطه آخوند به رغم احترام به مکانت علمی واخلاقی ایشان،رویکرد او درمشروطه  راناتمام وناموفق ارزیابی میکنند،چراکه پس ازسپری شدن یک قرن حقایق وواقعیت فعل وانفعالات مشروطیت مشخص شده است.امروزه آشکاراست که امثال سید اسدالله خرقانی ها که منکربرخی ضروریات تشیع ازقبیل  وجود نص برامامت امیرالمومنین (ع)وشفاعت بودند،ازنجف با انجمن های سری ،تندرووخشونت طلب مشروطه خواه درتهران مرتبط بودند ومنویات وآمال خودراتحت عنوان دستورات یاارشادات آخوند به تهران منعکس میکردند.

محمدرضا کائینی  درپاسخ به خبرنگارفارس درباره میزان صحت وسقم گفت وگویی که  دریکی دوسال اخیر منتشر وبه آخوند خراسانی نسبت داده شده است گفت:اکثریت عالمان ومراجع حوزه انتساب این گفت وگو به آخوند ،راقبول ندارند و برخی ازایشان دردیدار باهیئت علمی کنگره  آخوند خراسانی که حدود سه سال پیش برگزارشد به این نکته اشاره کرده اند.ازاین گذشته تاکنون ازاین گفت وگو سه نسخه متفاوت ودرحجم های گوناگون به بازارآمده که درنسخه آخر تنها آخوندخراسانی درباره مضارهدفمندی یارانه ها صحبت نکرده است!علاوه براین منقولاتی که دراین جزوات آمده ونوع استدلال ها بسیارسست کم مایه است وبسیار بعید می نماید که صاحب کفایه باآن عمق علمی ودقت نظری که ازوی معهود است اینگونه سخن بگوید.

وی درادامه درباره اهداف جاعلین ازانتشار این گفت وشنود اظهارداشت:به نظرمیرسد که هدف عمده واصلی منتشر کنندگان  تخطئه ولایت فقیه باشد که دراین صورت باید گفت گویا آنان ازبدیهی ترین نکات درزندگی مرحوم آخوند بی اطلاع بوده اند.آخوند بامعرفی ودرواقع انتصاب هیئتی ازفقها برای نظارت براسلامیت مصوبات مجلس،عملا مجلس تازه تاسیس آن دوره را-که درشرایط ان روزجامعه ولایتی فراترازآن متصورنبود-تحت نظارت واعمال ولایتِ عده ای فقیه واسلام شناس قرارداد.سوال اینجاست اگرکسی به ولایت فقیه معتقد نباشد ،ازچه باب به چنین عملی دست میزند؟یادرنامه ها ومکتوبات متعددی که ازنجف میرسید دستورعزل یااخراج   فلان یابهمان رامی دهد؟آخونددرحالی که ولایت نداشته باشد چه فرقی بایک فرد متعارف دارد؟ وتصرفات اینچنینی او بااستناد به کدام اختیارات توجیه میشود؟

این تاریخ پژوه دربخش دیگری ازاین گفت وشنود درپاسخ به سوال خبرنگارفارس درباره نقش انجمن های مخفی ومنحرف درایجاد دوگانه مشروطه خواه ومشروعه خواه گفت:این انجمن ها دردوره ناصری پایه گذاری شدندودرفاصله ترورناصرالدین شاه تااعتراضات منتهی به مشروطه به شدت فعال شدند.البته این جماعت درسطوح رهبری نهضت مشروطه فعالیت نمیکردند،بلکه سعی داشتند باجمع کردن عده وعده، درزمان مناسب نقش خودرادربیرون آوردن زمام نهضت ازدست روحانیت ومذهبیون ایفاکنند،همان اتفاقی که دقیقا درمشروطه اول پایه گذاری ودرمشروطه دوم تکمیل شد.

وی ادامه داد:به عنوان نمونه ازکارکردهای این انجمن ها، فرستادن  چهره ای چون سید اسدالله خرقانی به نجف برای نفوذ به بیوت مراجع ومشوه نشان دادن چهره مشروعه خواهان وبه طورمشخص شیخ فضل الله نوری است.افرادی چون او در ارسال بسیاری از مکتوبات مرحوم آخوند بر له مشروطه خواهان وعلیه طالبان مشروعه  نقش برجسته ای داشتند.این فصل ازتاریخ مشروطیت جای تامل وعبرت اندوزی فراوان داردکه متاسفانه به درستی بدان پرداخته نشده است.
انتهای پیام/س
برچسب ها:
آخرین اخبار