امروز : پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 23
۱۴:۴۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 3219
تاریخ انتشار: ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ساعت ۱۷:۱۲
تعداد بازدید: 133
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، شماره جدید ماهنامه «خیمه» با ویژه‌نامه‌ای به مناسبت درگذشت علیرضا بهاری، مداح اهل بیت(ع)  ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، شماره جدید ماهنامه «خیمه» با ویژه‌نامه‌ای به مناسبت درگذشت علیرضا بهاری، مداح اهل بیت(ع)  منتشر شد.

در این پرونده ویژه، یادداشت‌ها و گزارش‌هایی از امیرحسین مدرس، یدا‌الله بهتاش، اکبر عطری، سیدمحسن گرسویی، مهدی آصفی، سعید مقدسیان و ... به چشم می‌خورد،. گفتگو با حمید‌رضا بهاری برادر مرحوم بهاری درباره پدر، برادر و استادش و نیز حجت‌الاسلام حمید مقدسیان، فرزند شهید محمد مقدسیان و نوه حاج شاه‌حسین بهاری درباره دایی‌اش مرحوم بهاری نیز در این پرونده جای گرفته است.

خیمه همچنین در این شماره از خود و به بهانه سالروز ارتحال آیت‌الله‌العظمی بهجت، گزیده‌ای از بیانات ایشان را درباره عزاداری ماه محرم منتشر کرده است.

اسدالله بادامچیان نیز که خود را بیشتر فرهنگی می‌داند تا سیاسی در این شماره از خیمه و در گفت‌وگویی اعلام داشته که رفتارش تاکنون مورد اعتراض خیلی‌ها بوده است.

«ورونیکا فاضلی» مسلمان‌ آلبانی‌تبار که این روزها در قم زندگی می‌کند، هم سوژه گفت‌وگوی سعیده محبی در خیمه قرار گرفته و درباره جرقه‌های این تغییر و تحول در درونش و زندگی‌اش قبل و بعد از مسلمانی حرف‌هایی زده است. 
 



 
فاضلی در بخشی از این گفت‌و گو با اشاره به ماجرای ازدواجش با یک ایرانی گفته است: او دیده بود که من تازه آنجا آمدم و کسی را هم ندارم و تنها هستم، رفته بود در مورد من تحقیق کرده بود، جالب اینکه آقای فاضلی با صاحبخانه‌ای که من در خانه‌شان زندگی می‌کردم، دوست بود و از طریق او تلفن من را گرفته بود، یک روز به من زنگ زد و گفت که می‌خواهد دیدن من بیاید، یعنی برای خواستگاری! خیلی هم زود بحث ازدواج را پیش کشید، من متوجه شدم که این آقا چیزی دارد که با بقیه فرق می‌کند و من تا به حال ندیده بودم، آقای فاضلی به من گفت اگر با من ازدواج کنی باید مسلمان شوی، قبول کردم و ازدواج کردیم؛ ولی واقعیت این است که اسلام آوردنم شناسنامه‌ای بود، هیچ چیز از اسلام نمی‌دانستم.

این بانوی مسلمان در بخش دیگری از این گفت و گو می‌گوید: هیچ تصوری درباره اسلام و مسلمان‌ها نداشتم، اصلاً یک خانم با حجاب را تا آن روز ندیده بودم، آقای فاضلی بعد از ازدواجمان مدام دنبال این بود که یک بار مرا ایران بفرستد و در محیط ایران یک چیزهایی را بفهمم و فضا را ببینم.

همسرم من و بچه‌ها را تنها ایران فرستاد، چون قرار بود مدت زیادی بمانم و خودش آنجا کار داشت نمی‌توانست بیاید، اضطراب زیادی داشتم، به من گفتند باید حجاب داشته باشی گفتم: حجاب چی هست؟ توضیح دادند و من یک مانتو بلند گرفتم و یک روسری بلند سرم کردم، آن موقع حدود 16 سال پیش همه در هواپیما هم حجاب کامل داشتند... .
انتهای پیام/ک
برچسب ها:
آخرین اخبار