امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۲۲:۵۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 32541
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۳۴
تعداد بازدید: 97
خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- گروه آیین و اندیشه: بالکان شبه جزیره‌ای در جنوب شرقی اروپا است که از شرق به دریای سیاه و دریای اژه؛ از ...

خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس- گروه آیین و اندیشه: بالکان شبه جزیره‌ای در جنوب شرقی اروپا است که از شرق به دریای سیاه و دریای اژه؛ از غرب به دریای یونان و دریای آدریاتیک؛ از جنوب به دریای مدیترانه و از سوی شمال به کوه‌های آلپ دینار و آلپ ترانسیلوانی و جلگه مجارستان مرزبندی می‌شود.
 


 

کشورهای که در شبه جزیره بالکان قرار دارند، شامل یونان، آلبانی، بلغارستان، بوسنی و هرزگوین، کرواسی، اسلوونی، مقدونیه، صربستان، مونته‌نگرو، رومانی و ترکیه(بخش اروپایی) هستند.

یکی از مراکز مهم مذهبی در شبه جزیره، بالکان مرکز علوم دینی «قم» در بلگراد صربستان است که با تلاش «سعید خلیل اویچ» از فارغ‌التحصیلان رشته دکترای فلسفه جامعةالمصطفی(ص) تأسیس شده است، این مرکز در فعالیت تقریباً دو ساله خویش توانسته است ضمن اشاعه فرهنگ اهل‌بیت در منطقه به تقریب مذاهب اسلامی کمک شایانی کند، به منظور آشنایی بیشتر با آداب و رسوم مردم مسلمانان صربستان و نوع فعالیت‌های مرکز علوم دینی «قم» در بلگراد گفت‌وگویی را با سعید خلیل اویچ در خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس ترتیب دادیم که مشروح آن در ادامه می‌آید.
 


 

* آقای اویچ قبل از اینکه وارد بحث شویم اجازه دهید کمی درباره کشور شما بپرسیم تا درک بهتری از انجام فعالیت‌های دینی در آن داشته باشیم. فاصله کشور شما با ایران چقدر است، آیا از اینجا با ماشین می‌توان به بلگراد رفت؟

-بنده دو بار از مسیر زمینی از ایران به بلگراد رفتم، انسان در این سفر زمینی خیلی اذیت می‌شود، زیرا عرض ترکیه زیاد است و باید این مسیر طولانی را طی کرد.

*بلگراد به دریای سیاه راه دارد؟

- نه، کشور بلغارستان به دریای سیاه دارد، شما تمام بلغارستان را در هشت ساعت می‌توانید طی کنید و وارد صربستان شوید.

کشوری که تنها 10 میلیون نفر جمعیت دارد/چرا صربستان به اتحادیه اروپا نپیوسته است

* شما اکنون در کجا مستقر هستید؟

- در بلگراد مستقر هستم، ولی جایی که من به دنیا آمدم، جنوب غرب صربستان است که 30  شهر مسلمان نشین دارد که حدود 300 کیلومتر با بلگراد فاصله دارد.

*سطح تکنولوژی در صربستان چگونه است؟

- یوگسلاوی سابق جزو کشور‌های مهم منطقه در نیمه قرن بیستم بود، لذا دارای زیرساخت‌های مهم است، سرعت و فضای اینترنت بسیار عالی و آزاد است، جمعیت صربستان 10 میلیون نفر است، جالب اینجاست که جمعیت کشور مونته‌نگرو کمتر از یک میلیون نفر است

*رفت‌و آمد بین کشورهای شبه جزیره بالکان چگونه صورت می‌گیرد؟

-از آنجایی که کشور کرواسی به تازگی عضو اتحادیه اروپا شده است، بنابراین باید پاسپورت داشته باشید، ولی برای ورود به کشورهایی نظیر بوسنی و مونته‌نگرو کارت شناسایی هم کفایت می‌کند.

* با توجه به اینکه مشکل مالی گریبانگیر کشورهای اسپانیا، یونان و ... شده است، چرا کشور کرواسی تلاش کرد که عضو اتحادیه اروپا شود؟

- عموماً همه کشورها خواستار ورود به این اتحادیه هستند، جمعیت کشور کرواسی بسیار اندک است و از یک طرف هم با اتریش هم مرز است، بنابراین تبادل تکنولوژی خیلی زیاد صورت گرفته است، اما باید در نظر داشت که صربستان به لحاظ تکنولوژی بسیار پیشرفته‌تر از کرواسی است، اما به خاطر حضور جنایتکاران جنگی و ماجرای دادگاه لاهه این الحاق به اتحادیه اروپا تحت شعاع قرار گرفته است.
 


 

*شما هنگام جنگ بوسنی در کشورتان حضور داشتید؟

-بله! در واقع باید بگویم که جنگ بوسنی در داخل کشور صربستان احساس نشد، هر چند که در سه سال اول جنگ در شهرهای مسلمان‌نشین صربستان یک نوع فشار روانی وجود داشت، اما مشکلی از لحاظ فیزیکی نداشتیم، با اینکه پدرم از فعالان منطقه بود.

تمام کشورهای یوگسلاوی سابق اتفاق نظر دارند که جنگ بوسنی جنگ خانمانسوزی برای کشورهای طرف جنگ بود، به همین خاطر تمام مقامات رسمی دولت‌های بوسنی، کرواسی و صربستان تأکید می‌کنند که اشتباهات گذشته را نباید تکرار کرد.

نقش استعمارگران در شعله‌ور کردن آتش جنگ دینی در شبه جزیره بالکان

*شاید نقش و حضور استعمار در شعله‌ور ساختن این جنگ مشهود باشد، به خصوص بعد از ماجرای جنگ جهانی اول و دوم!

-یوگسلاوی سابق بعد از جنگ جهانی دوم به عنوان میراث‌دار یک جریان مهم و تأثیرگذار حوزه بالکان در معادلات بین‌المللی بود، یوگسلاوی سابق عضو جنش عدم تعهد و یکی از کشورهای تأثیرگذار در عصر پیداییش این جنبش بود، لذا سیاست‌های جهانی که تا حدودی با جنبش عدم تعهد مخالف داشتند و به دلایل دیگر به دنبال توسعه همه جانبه کشورهای خود بودند، قطعاً تضعیف یوگسلاوی را یکی از برنامه‌های خودشان قرار ‌دادند.

بی‌تردید این تضعیف یوگسلاوی به فروپاشی آن انجامید، بنابراین به هیچ وجه علاقه‌مند نیستم جنگ‌های داخلی یوگسلاوی سابق را از منظر داخلی و درون مرزهای یوگسلاوی تحلیل کنم، به گونه‌ای که فکر می‌کنم اهداف مختلف خارجی و فراملی خارج مرزهای یوگسلاوی تأثیرگذار بودند.

عموماً شبه جزیره بالکان به عنوان پل فرهنگی ارتباطات بین شرق و غرب و وجود شرایط بسیار ویژه استراتژیکی، طبیعی است که مورد توجه جدی بسیاری از کشورهای مختلف قرار گیرد، علاوه بر اینکه در شبه جزیره بالکان، تنها گروه مسلمانان اروپایی هستند که همه بومی اروپا هستند، در هیچ جای دیگر در اروپا شاید شاهد چنینی مزیتی نیستیم، چرا که عموم مسلمانان اروپا مهاجر هستند.
 


 

تنها مردم بومی اروپا که مسلمان هستند/ ردپای حضور شیعه در شبه جزیره بالکان

*ورود مسلمانان به شبه جزیره بالکان به چه زمانی باز می‌گردد؟

- ورود مسلمانان به منطقه بالکان همزمان با ورود سپاه عثمانی به برهه زمانی قرن 14 و 15 میلادی بر می‌گردد، هر چند که بسیاری از تحلیل‌گران مهم و مؤثر در منطقه حضور اسلام در منطقه بالکان را به چند سده قبل از ورود عثمانی‌ها مرتبط می‌دانند و دلایل فیزیکی هم برای این نظریه وجود دارد، زیرا در بسیاری از شهرها و مناطق مختلف بالکان سنگ نوشته‌هایی پیدا شده است که مرتبط با مسلمانان است که در آنجا به خاک سپرده شده‌اند و مشخص می‌کند که مسلمانان در این منطقه حضور داشتند.

اگر اجازه بدهید من اینجا این مطلب را بیان کنم، هر چند که مردم ایران اطلاعات تکمیلی در این باره ندارند، تقریباً تحلیل‌ها و جستجوها این نظریه را قطعی کرده است که در حدود سده‌های 10 و 11 میلادی گروهی از شیعیان اسماعیلی در مناطق مختلف بالکان زندگی می‌کردند که همان شمال صربستان فعلی، شرق بوسنی و جنوب کرواسی امروز می‌شود.

اینکه مسجدی به نام «الازهر» وجود داشته است که توسط شخصی به نام «جوهر صلقی» بنا می‌شود، یعنی در دوره سلطه فاطمیان در مصر، این فرد که یک شیعه اسماعیلی است، اذانی را در مناره‌های مسجد تازه تأسیس خوانده است، در تاریخ حتی نقل شده است که این شخص در اذان خود حتی «حی علی خیرالعمل» را خوانده است، حتی گفته شده که پادشاهان مسیحی منطقه برای یک گروه از شیعیان اسماعیلی از عناوین و القابی نظیر «خالصیه» استفاده می‌کردند، زیرا این گروه از شیعیان معتقد بودند که دین‌ آن‌ها دین خالص است.

امروز در شرق بوسنی شهری به همین نام داریم، همچنین یک شهرکی به نام «شیعه» وجود دارد که اکنون هیچ اثری از شیعیان آن زمان نیست، یعنی نسل آن‌ها منقرض شده یا در قسمت جنوب مجارستان سکنی گزیدند،‌با این وجود همه مسلمانان بالکان نوادگان مسلمانانی هستند مکه از زمان عثمانی به بعد مسلمان شدند.

*تقریباً دو سالی می‌شود که به صربستان بازگشتید، چگونه به فکر تأسیس مرکز علوم دینی در بلگراد افتادید، آیا با مشکلاتی در راه تأسیس این مرکز مواجه شدید؟

-  از این سؤال شما سپاسگزارم، من توفیق داشتم که نزدیک به 16 سال از عمرم را در حوزه علمیه قم سپری کنم، از سن 12 سالگی دروس مقدماتی حوزه علمیه را خواندم و با لطف و عنایت الهی مدارج مختلف دروس علمی را طی کردم، به گونه‌ای که در پایان 16 سال اقامت در ایران علاوه بر دریافت مدرک دکتری فلسفه، در عرصه‌های مختلف دروس حوزوی؛ فقه و اصول، مباحث فلسفه، حکمت متعالی، عرفان نظری ابن عربی نزدیک به ده سال از اساتید مطرح حوزه علمیه قم بهره بردم.

بعد از 16 سال اقامت در حوزه علمیه احساس کردم که وظیفه دینی من بازگشت به منطقه است، هر چند که چنین هدفی را از ابتدای تحصیلی داشتم، قرار هم بر این بود که بعد از اتمام تحصیلات به منطقه باز گردم، الحمدلله دو تن از اخوی‌های من در این فاصله مقطع دکتری فلسفه را به پایان رساندند.
 


 

*چقدر فاصله سنی با برادرانتان دارید؟

- من فرزند ارشد خانواده هستم، یکی از برادران 5 سال و دیگری 7 سال از من کوچکتر است.

* خواهر ندارید؟
- نه! فقط سه برادر هستیم.

*داشتید درباره چگونگی تأسیس مرکز علوم دینی توضیح می‌دادید.

به همین منظور برای نشر معارف دینی، تحکیم بنیه‌های هویت دینی و هنجارهای ارزشی دین در جهان معاصر بر ان شدیم که یک کاری در حد وسع خودمان انجام دهیم و در طی مطالعات مختلفی که در صربستان داشتیم، پایتخت کشورمان «بلگراد» را برای احداث مرکز علوم دینی انتخاب کردیم، البته باید بگویم که قبل از حضور در منطقه صربستان، نزدیک به 2 سال مطالعات وسیعی در جهت تدوین سند راهبردی پیشرفت‌ها و فعالیت‌‌های مرکز انجام دادیم.

* این مطالعات زیر نظر مؤسسه خاصی انجام شد؟

- نه! تنها خودمان این کار را شروع کردیم، هر چند از متخصصان مدیریت راهبردی در ایران و صربستان استفاده کردیم تا بتوانیم هدف‌ گذاری کیفی بسیار دقیق و جدی را ترسیم کنیم.

موقعی که در بلگراد مستقر شدیم، با توجه به چشم‌انداز سه ساله فعالیت‌های خود را آغاز کردیم، فکر می‌کنم تأسیس مرکز علوم دینی در بلگراد با پشتوانه مطالعه دقیق و تحلیل محیطی بسیار جامع در نوع خود در شبه جزیره بالکان بی‌نظیر  است.

مردم شبه جزیره بالکان هویت دینی خود را دنیای معاصر فراموش کرده‌اند

*فعالیت‌های مرکز  دینی «قم» تنها مختص به صربستان است؟

- مرکز علوم دینی با رویکرد تعامل با جریان‌های مختلف موجود در منطقه بالکان به فعالیت‌های خود شتاب بیشتری داده است، به این ترتیب که در ابتدا با مطالعات درباره نحوه تعاملات با جریان‌های سیاسی به دنبال تثبیت و تعامل مؤثر با چند نوع جریان‌های بودیم تا جریان‌های دینی منطقه از جمله کشورهای کل منطقه بالکان نظیر اسلونی، کرواسی، بوسنی، صربستان، مونته‌نگرو و تا حدودی مقدونیه را در بر گیرد.
 


 

* چرا اسم مرکز را مرکز علوم دینی «قم» گذاشتید؟

-ما احساس نیاز کردیم که عموم متدینان منطقه در بازشناسی هویت اصلی دینی خود دچار مشکل هستند که این بحران اختصاصی به مسلمانان و شیعیان ندارد، یعنی امروز یک مسیحی اگر بخواهد معتقد به گزاره‌های ارزشی دین خودش باشد، در برابر چالش‌های معاصر دچار مشکل می‌شود.

ما به دنبال این بودیم که هویت دین‌مدارانه بتواند در یک کالج آکادمیک و پژوهشی در برابر چالش‌های معاصر خودنمایی کند و جواب‌های متناسب با حوزه معرفتی خودش را در فضای چالش‌ها ارائه کند.

هنگامی که یک عالم مسلمان بهتر از مسیحیان دین آن‌ها را نقد می‌کند

*حوزه فعالیت شما چه بخش‌هایی را در بر می‌گیرد؟

-بخش عمده‌ای از مخاطبان مرکز علوم دینی ما مسیحیان هستند، یکی از جریان‌هایی که ما با آن تعامل سازنده داریم، نمایندگان جریان‌های مسیحی منطقه هستند، به عنوان مثال در صربستان، بسیاری از سمینارهایی که مرکز دایر کرده است، با وجود اینکه اعضای خود مرکز بر محتوای اسلامی و محتوای مبتنی بر معارف اهل بیت(ع) تأکید می‌کنند، ولو مخاطبان افرادی که متعلق به جریان دینی مسیحی هستند.

من چند روز قبل در یک کنفرانس در بلگراد شرکت کردم که بحث در مورد حقوق دینی در اروپا بود، برای اینکه سخنرانی من تقریباً یک چهره عامی را پیدا کند و اختصاص به مسلمان‌ها نداشته باشد، از زاویه دید آن‌ها به ارائه مطلب پرداختم،  بعد از اتمام صحبت‌های من یکی از نمایندگان مهم صربستان که مدت مدیدی است به عنوان یکی از روحانیان کلیسا مشغول به فعالیت و پژوهش است، پیش من آمد و گفت: من الان چند سال است که سخنرانی‌ مانند این را نشنیدم که بتواند تا این اندازه از مسیحیت در برابر چالش‌های مدرن دفاع کند.

واقعاً برای من مایه خوشحالی بود که یک کسی که نماینده مکتب اسلام است و در حوزه علمیه اهل بیت(ع) درس خوانده است، بتواند در بازیابی هویت یک مسیحی معتقد مؤثر باشد تا آن فرد مسیحی دینداری خودش را با توجه به بحران‌های مختلف هویتی و تمدنی که جزو‌ وجودی منحصر به فرد دوره کنونی است،‌ بیابد.

البته با جریان‌های دانشگاهی و نمایندگان دانشگاهی تأثیرگذار صربستان نیز تعامل جدی داریم، نظیر مؤسسه مطالعات خارجی، سیاست خارجه، دانشکده ادبیات، دانشکده فلسفه بلگراد، آکادمی علوم صربستان که با هر کدام از آن‌ها برنامه مشترکی داشتیم، همچنین تعاملی با جریان سیاسی منطقه داریم، از جمله با تعدادی از نمایندگان تأثیرگذار رسمی دولت صربستان رابطه مؤثری داریم.

با این وجود تأسیس مرکز علوم دینی در بلگراد می‌تواند به تعمیق روابط فرهنگی صربستان با ایران اسلامی کمک کند، هر چند که ما به دنبال این هستیم که حضور این مرکز در بلگراد، بتواند به تأمین منافع ملی صربستان در تعمیق روابط با جهان اسلام به ویژه ایران اسلامی کمک کند و به دنبال این هستیم که ارزش‌های مشترک فرهنگی دو کشور واقعاً خودش را نشان دهد، بنابراین تا به حال نه تنها با هیچ محدودیت مواجه نشدیم، بلکه با بسیاری از تشویق‌های دولتی، مذهبی و دینی روبرو شده‌ایم.
 


 

-دو برادر دیگر شما هم در همان مرکز فعالیت می‌کنند؟

- بله، مرکز علوم دینی ما رویکرد پژوهشی دارد که شامل سه زیر گروه، گروه فلسفه دینی، گروه تمدن پژوهی دینی و اندیشه معاصر دینی است که هر کدام از ما برادران به تناسب مقاطع آموزشی که در ایران اسلامی پشت سر گذاشتند، ریاست یک گروه را به عهده دارند.

* با این اوصاف، برادران شما هم فلسفه خوانده‌اند؟

- بله! ما سه برادر فارغ التحصیل فلسفه هستیم، اما رشته‌های مختلف فلسفی مانند تمدن پژوهی، اندیشه معاصر دینی و فلسفه دینی.

میزان علاقه مردم بالکان به شعر حافظ/ هنگامی که شاعر پیر صرب به عشق حافظ دردش را فراموش می‌کند

*در این مدت فعالیت مرکز علوم دینی خاطره‌ای جالب در ذهن شما نقش بسته است؟

ابتدا توضیح بدهم که تعداد جمعیت مسلمان صربستان 3 تا 4 درصد است و بقیه مسیحی هستند، با این وجود غلبه فرهنگی غیر دینی در منطقه ما باعث شده مسلمانان و غیر مسلمان فاصله زیادی با هویت دین مدارانه خودشان داشته باشند، اما به این معنی نیست که آن‌ها سنت دینی خودشان را فراموش کردند و نمی‌خواهند به دنبال آن بروند، اتفاقاً برخی افرادی که به ظاهر مقید به سنن دینی خودشان نیستند، چه اسلامی و چه مسیحی در اعماق قلبشان تشنه شنیدن معارف ناب هستند.

این موضوع را در بسیاری از سخنرانی‌هایم با تمام وجود احساس کردم، یک تعبیری داریم که پیروان حضرات معصومین(ع) ایتام ائمه هستند، با این شرایط باید بگوییم که عموم مردم امروز، ایتام ائمه معصومین هستند، بنابراین وظیفه ماست که همه آن‌ها را با ادبیات الهی آشنا کنیم یعنی به دنبال آن باشیم که حوزه معرفتی صحیح توحید اسلامی مبتنی بر ارزش‌های ناب الهی را برای آن‌ها تبیین و معرفی کنیم.

یک خاطره‌ای را می‌توانم بیان کنم که به نوع خود یک خاطره ویژه‌ای است، سمیناری را در یکی از شهرهای جنوبی صربستان که 100 درصد مسیحی ‌نشین است، تحت عنوان «محتوای عرفانی شعر حافظ» برگزار کردم.

خب همان طور که می‌دانید شعرای ایرانی شهرت جهانی جدی دارند، یعنی واقعاً امروز در هیچ کشوری حتی در اروپا لازم نیست که به خودتان زحمت دهید تا حافظ، مولانا و سعدی را معرفی کنید، با این اوصاف مردم آن منطقه به شعرهای حافظ، سعدی و مولوی علاقه دارند.

در این سمینار یکی از شرکت کنندگان یک پیرمردی بود که خودش از شعرای صربستان بود که بنده نیز با اشعار ایشان آشنا بودم و  بسیار خوشحال بودم که ایشان در سمینار من شرکت داشت، ایشان به علت کهولت سن حرکتشان با کندی و با کمک عصا بود، در این سمینار درباره ابعاد عرفانی شعر حافظ مطالبی را مطرح کردم، هنگامی که سمینار تمام شد، این شاعر صربستانی همراه با من به بیرون از محل برگزاری سمینار آمد و با اشتیاق درباره شعر حافظ چند صد قدمی را برداشت و سؤالاتی را مطرح کرد، به یکباره ایشان یاد پا دردشان افتاد و همان جا نقش بر زمین شد و گفت: یادم رفت عصایم را بیاورم! تعبیر ایشان این بود که شعر حافظ حامل ارزش‌های ناب آسمانی است که توجه من را به بیماریم از بین برد و در همین لحظه یکی از دوستان سریع رفت و عصای ایشان را آورد.

می خواهم بگویم که معارف ناب حتی شعر حافظ می‌تواند یک فرد مسیحی را این چنین تاثیر بگذارد، درباره قلب مسلمانان که آماده پذیرش این معارف هستند، جای خود دارد.

* پدر شما از ابتدا مسلمان بودند؟

ـ خانواده ما اصالتاً مسلمان هستند، یعنی ما از همان مسلمانان هستیم که اصالتاً متعلق به شبه جزیره بالکان هستیم، البته عموم مسلمانان منطقه بالکان غیر شیعی هستند.

*بیشتر شافعی مذهب هستند یا حنفی مذهب؟

ـ حنفی مذهب، چیزی شبیه ترکمن‌های ایران که بخش سنتی آن‌ها که اطراف شهر گرگان زندگی می‌کنند، بنده چند سال قبل توفیق داشتم که به مدرسه علمیه اهل سنت در نزدیک گرگان رفتم و از نزدیک با اساتید آنجا صحبت کردم، واقعاً یکی از لحظات شیرین زندگی من در ایران اسلامی بود، زیرا این تعامل همزیستی و تفاهمی که در ایران است، در هیچ جای دیگر مشاهده نمی‌شود.
 


 

مردم منطقه بالکان روحیه اعتدال‌گرانه‌ای دارند/عاشق خمینی مکتب شیعه را بر می‌گزیند

*چگونه شد که پدر شما به مذهب شیعه گرویدند؟

-پدرم با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، به تدریج با شخصیت امام خمینی(ره) آشنا شدند و در پرتو آن به تدریج علاقه‌مند، بلکه عاشق و شیفته تمام عیار شخصیت امام(ره) شدند و به این نتیجه رسیدند که باید پیرو حضرت امام(ره) به تمام معنای کلمه باشند، بنابراین تشیع را به خاطر علاقه به حضرت امام(ره) انتخاب کردند.

* مشکلی از نظر خانوادگی برای ایشان پیش نیامد؟

ـ ببینید عموم مسلمانان بالکان اهل اعتدال هستند، یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد عموم مردم بالکان بلکه رویکرد منطقه‌ای حاکم بر مجموعه اروپا، همین روحیه اعتدال است، لذا در آنجا که ما معروف به تشیع هستیم، در مساجد اهل سنت حضور پیدا می‌کنیم، بنده سخنرانی می‌کنم، حتی رئیس‌ علما و مفتی‌های صربستان از من دعوت می‌کنند که در مراسم‌های مخصوص آن‌ها سخنرانی کنم، تعامل بسیار زیبایی از این جهت وجود دارد.

* پدرتان چه زمانی به ایران آمدند؟

ـ پدرم از آنجای که علاقه بسیاری به ایران داشتند، قبل از اینکه خانوادگی در ایران مستقر شویم، چند مرتبه به ایران آمدند، منتها ما در اوایل 73 شمسی خانوادگی به ایران آمدیم، تحصیلات ما هم از همان آغاز شد، آن سال‌ها واقعاً سال‌های شیرینی از عمر من بود.

کلاس‌های آموزشی که در پارک برگزار می‌شد

*آموزش شما در ایران به چه شکلی سپری شد؟

تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در ایران ادامه دادم و به همین دلیل تا به زبان فارسی مسلط شدم، البته باید بگویم موقعی که وارد ایران اسلامی شدم، یک کلمه زبان فارسی و رسم الخط آن را بلد نبودم، اصلاً در سن ده‌ سالگی به ذهنم خطور نمی‌کرد که یک روزی وارد ایران شوم.

آن سال‌ها یادم هست چون علاقه ویژه‌ای به برخی علوم حوزوی داشتم، مخصوصاً ادبیات عرب، نحو و بیان نزدیک به ده سال ادبیات عرب را به صورت خصوصی یاد گرفتم، این آموزش‌ها عموماً بعد از نماز صبح و در حدود دو ساعت قبل از شروع اولین کلاس رسمی صورت می‌گرفت، حال مکان برگزاری کلاس مهم نبود، گاهی می‌شد که در فاصله محل کلاس در یک پارک درس می‌خواندم.

ماجرای نشاط درسی در حوزه‌های علمیه

*تفاوت درس خواندن در حوزه‌های علمیه با سایر مراکز آموزشی را چگونه دیدید؟

- احساس می‌کنم که فضای علمی در حوزه علمیه بسیار با نشاط و بهجت‌آور است، به طوری که در مصاحبه‌هایی که عموماً در صربستان انجام می‌دهم همواره تأکید می‌کنم که نهاد حوزه علمیه یک نهاد بومی با یک پیشینه تاریخی بسیار مهم و با نشاط است، یعنی اگر در فضای دانشگاه‌های اروپا احساس می‌کنید که محیطی با نشاط با رویکرد پژوهشی است، این فضا و حتی بهتر از این فضا در حوزه علمیه قم درک کردم و نظام معرفتی زیبایی دارد.

در یکی از مصاحبه‌هایم درباره مباحثه میان طلاب و روحانیون سخن گفتم و تأکید کردم دو فردی که با هم مباحثه می‌کنند آنچنان نشاط علمی دارند که هر آن فکر می‌کنید که شخص با کتاب بر فرق سر طرف می‌کوبد! حتی وقتی مباحثه با آن همه سر و صدا تمام می‌شود، حتی پشت سر یکدیگر نماز می خواند، در حالی که احساس می‌کنید که انگار مسابقه‌ای در جریان بوده است.

برخی اسامی مردم مسلمان بالکان فارسی است

*اسم شما که سعید است، اسم دیگر برادرانتان چیست؟  

- عموم اسامی مسلمانان منطقه، اسامی است که به زبان عربی مرتبط است، البته بعضی از اسامی، فارسی محض است، پدربزرگ من اسمشان «خرم» - یک اسم فارسی- بود، در حالی که یک مسلمان صربستانی اصیل است، پدرم به خاطر علاقه‌ زاید الوصفی که به ایران اسلامی داشت، اسم برادر بعدی من را «تهران» گذاشت و کوچکترین برادرم نیز اسمش «معمر»  است.

* مادرتان بعد از ازدواج به مکتب شیعه گرویدند؟

ـ بله، مادرم بعد از ازدواج و اوایل عمر من که تقریباً مصادف با دو سال اول انقلاب شکوهمند انقلاب اسلامی بود به شیعه گرویدند، ایشان الان یکی از مترجمین مؤثر در صربستان هستند.

همسرم اهل مشهد است

* همسرتان را از صربستان انتخاب کردید؟

ـ همسرم اهل ایران است و بسیار خوشوقت هستم که همسرم از افرادی است که در جوار حرم ثامن ‌الحجج(ع) زندگی کرده و این را لطف و عنایت الهی در زندگی خود می‌دانم، البته بنده و همسرم در صربستان تلاش می‌کنیم که هر کدام به نحوی در عرصه‌های اجتماعی، ‌علمی و فرهنگی تأثیرگذار باشیم.

* ایشان طلبه هستند؟

ـ ایشان در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد فلسفه هنر در یک دانشگاه مجازی است،‌ البته سطح کارشناسی را در یکی از مدارس علمیه  که به شکل دانشگاهی اداره می‌شود، گذارنده است.

ویژگی‌های منحصر به فرد ایرانیان

* پس شما در پیوند بین ایران و صربستان با انتخاب یک همسر ایرانی به صورت عملی قدم برداشتید!

ـ خب! من برای فرهنگ ایران اسلامی ارزش زیادی قائل هستم و احساس می‌کنم، مردم مسلمان ایران چند ویژگی منحصر به فرد دارند، یکی اینکه عرفان جدی دارند، به نظر من کمتر ملتی را می‌توانید پیدا کنید که به اندازه ملت ایران به پشتوانه خودش پی‌ برد، این ویژگی کاملاً جدی است، این عرفان آنقدر حیان و جریان دارد که مردم ایران بخواهند یا نخواهند یک روحیه ادبی پیدا کرده‌اند،  یعنی برای من جالب است کمتر کسی در ایران است که نتواند شعر حافظ و مولانا با یک لحن خاصی قرائت نکند، من با اینکه  20 سال ایران بودم، اگر بخواهم شعر حافظ را بخوانم، یک چیز سر جایش نیست، یعنی لحنم درست نیست، اما مردم ایران به این شکل قرائت نمی‌کنند.

ویژگی دیگر مردم ایران، اعتدال، برهان و حکمت است، یعنی خیلی جالب است که معروف‌ترین نمایندگان مجمع جهانی اسلامی عموماً یک ایرانی هستند، خصلت آخری که برای من مهم است احساس می‌کنم مسلمانان ایران به دنبال این هستند که همگام با نیازهای حیات معاصر حرکت کنند، یعنی عقب ماندگی یا یک افکار خشک را در ملت ایران ندیدم، مگر استثنا که کمتر دیده می‌شود، عموماً مردم ایران دوست دارند که نشانه‌های بسیار جدیدی از تکنولوژی و پیشرفت را در متن زندگی‌شان با تأکید بر معنویت وارد کنند، به همین خاطر احساس می‌کنم فرهنگ ایرانی خیلی جدی و تأثیرگذار است.

تنها جایی که در ایران تعارف نمی‌شود

* براساس رسوم ایرانی‌ها به خواستگاری رفتید؟

ـ الان یادم نمی‌آید، اما احساس می‌کنم تمام مسلمانان باید به آداب و رسوم خودشان پایبند باشند، این نشانه یک غنای ملت است که بتواند به آن آداب و روسم خود پایبند باشد.

* یک از خصلت‌های ایرانیان تعارف کردن است، مردم کشور شما هم این گونه هستند؟

- نه! آنجا تعارف صرف نمی‌شود، بعضی از دوستان ایرانی ما در منطقه گاهی با این مشکلات برخورد می‌کنند، مثلاً در آرایشگاه به نفر بعدی تعارف می‌کنند که شما بفرمایید بنشینید، آن شخص این طوری معنا می‌کند که شما مشکلی دارید، نمی‌خواهید بنشینید و لابد دلیلی هست، بنابراین آن شخص می‌رود و می‌نشیند، به طور کرار به من گفتند که این چه مرامی است که شما دارید؟ (خنده)، البته تنها جایی که در ایران تعارف نمی‌شود ترافیک است!

* ذائقه مردم صربستان در غذا و آشپزی به کدام سمت است؟

- تفاوت جدی بین ذائقه ایرانی با ذائقه صربستانی وجود دارد.‌

* یعنی بیشتر به سمت فست‌فود هست؟!

-فست فود که اکنون مشکل جهانی شده است، یعنی در همه جا هست، اما چیزی که آنجا رایج و مرسوم است، غلات است، دامداری هم یکی از پایه‌های اقتصادی کشورماست، البته مصرف برنج در صربستان حداقل است، به همین خاطر یکی از مشکلات جدی ما خرید برنج است، زیرا برنج در صربستان قیمت بالایی دارد.

* ارزش پول کشور شما از کشور ما بیشتر است؟

- واحد پول کشور ما دینار است، اکنون برای خرید 100 دلار آمریکا حدود 8000 دینار باید پرداخت کنید.

چهار سال پیش مردم صربستان نمی‌دانستند کولر گازی یعنی چی؟!

* محبوب‌ترین غذا نزد مردم صرب چیست؟

- یک کباب مخصوص است، یعنی غذاهای گوشتی و شنیتسل‌ها وجود دارد، عموماً کنار غذا یک غذای آردی درست می‌کنند یا از سیب‌زمینی و انواع غلات استفاده می‌شود، البته من پاسخ‌های تخصصی در این زمینه نمی‌توانم بدهم(خنده)، با این وجود به خاطر حضور جدی دامداری در بخش اقتصادی دولت، لبنیات همیشه در سر سفره مردم صرب وجود دارد.

*از نظر موقعیت جغرافیایی کشور شما چگونه است؟

-صربستان معمولاً به 2 بخش تقسیم می‌‌شود، بخش جنوبی کوهستانی است و بخش شمالی که هموار است، ولی هر دو بخش به هم مرتبط هستند.

* پس تابستان گرم در صربستان معنایی ندارد؟!

- تا پنج سال قبل تابستان گرم در صربستان نبود،‌ اما تغییرات آب و هوایی باعث شده که مردم صرب در سه چهار سال اخیر از کولر گازی استفاده کنند، این در حالی است که تا قبل از آن نمی‌دانستند کولر گازی چه شکلی است!

مسابقه‌ای منطقه‌ای به وسعت یک ماه/ شعائر دینی هیچ‌گاه رنگ نمی‌بازد

* تفاوت فضای ماه رمضان در ایران و صربستان را چگونه دیدید؟

-انقلاب شکوهمند انقلاب اسلامی باعث شد که شما در کشورتان هر روز صدای اذان را بشنوید و مردم با مسجد هر روز سر و کار دارند، البته بعضی ملت‌های اسلامی از ماه رمضان برای تجدید قوای معنوی استفاده می‌کنند، به همین خاطر مردم در این ماه دور هم می‌نشینند و با برپایی نماز جماعت و انجام کارهای دینی یک شیرینی مضاعفی را تجربه می‌کنند.

یعنی در موقعی به صورت غیر منتظره می‌بینید که در نزدیکی افطار و بعد از افطار خیابان‌ها شلوغ‌تر می‌شود، مخصوصا در شهرهای مسلمان نشین در جنوب غرب صربستان این تغییرات را سریع‌تر احساس می‌کنید، زیرا همه مردم می‌خواهند شعائر دینی را تمام و کمال به نمایش بگذارند و به همین دلیل نمادهای دینی در ماه مبارک رمضان پر رنگ می‌شود.

شاید بتوان گفت که ماه رمضان در جوامعی که تا حدودی از هویت دینی فاصله گرفتند و با فشارهای خارجی روبرو بوده‌اند،‌بهترین فرصت برای بازیابی شعائر دینی و تقویت اسلام است، نظیر آن صحبتی که امام راحل(ره) درباره ماه محرم و صفر فرمودند: «محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است».

حال تصور کنید که در یک موقعیت تاریخی فشارهای متعدد نگذارند که هویت دینی در جامعه نقش داشته باشد، اما با آمدن ماه محرم دیگر فشارها موثر واقع نمی‌شود و مردم در احیای هویت دینی تلاش می‌کنند و دین خود را نشان می‌دهند.

* با این اوصاف هنگامی که به صربستان بازگشتید دلتنگ صدای اذان نشدید؟

-در این دو سال و نیمی که در بلگراد هستم، -بعد از 20سالی که در شهر مقدس قم زندگی کردم-، احساس کردم در کشور خودم غریب هستم، این نکته بسیار مهمی است! یعنی فرهنگ دینی باعث می‌شود که شما حتی میان نزدیک‌ترین خویشاوندان احساس کنید که بیگانه هستید.

یادم می‌آید برای محرم و صفر یکی از آقایان ایران اسلامی برای سخنرانی به بلگراد آمدند، ایشان ملبس به لباس روحانیت بودند، ما هم در این مراسم حضور داشتیم، مادرم در بیرون از مراسم هنگامی که ایشان را دیدند، گفتند: حاج آقا قربان شما بروم که با این لباس اینجا آمدید!، خب انسان برخی مواقع دلتنگ بعضی از ظواهر دینی می‌شود که ممکن است هم اکنون برای شما معنا نداشته باشد.
 


 

حال و هوای رمضان در میان بچه‌های صرب

*ماه رمضان در صربستان چگونه سپری می‌شود؟

- یکی از آدابی که در منطقه ما وجود دارد، این است که در اطراف دارالاماره یک حلقه چراغانی درست می‌شود، این چراغ‌ها از زمان افطار تا زمانی که باید دست از غذا کشید، روشن است، موقعی که بچه بودم- آن موقع اذان از رادیو و تلویزیون پخش نمی‌شد- همراه با دیگر بچه‌ها در بالای بلندی می‌رفتیم تا به محض اینکه چراغ‌ها روشن می‌شد،‌ می‌فهمیدیم که زمان افطار است، بعد در محلات می‌دویدیم و اعلام می‌کردیم که زمان افطار است و به هر کسی که می‌رسیدیم یک هدیه می‌گرفتیم.

با این حال فکر می‌کنید که با توجه به شرایط اقتصادی جدید، کسی وقت ندارد به فکر نزدیکان و دوستان باشد، جالب است در چنین فضایی، در این ماه مبارک رمضان همه به جنب و جوش می‌افتند، کافی است یک نفر خارج از این فضا به منطقه بیایید، آن موقع می‌فهمد که چه خبر است.

* در محرم و صفر مراسم عزاداری برگزار می‌شود؟

ـ متناسب با تعداد افرادی که حضور دارند، مراسم محرم و صفر هم برگزار می‌کنیم، امسال به خواست الهی در بلگراد مراسم عزاداری خوبی انجام شد، همچنین در سارایوو یک مراسم با شکوهی با جمعیت زیاد برگزار شد که البته من حضور نداشتم و بعضی دوستان تصاویر را برایم فرستادند.

مردم عادی که شیعه نبودند، واقعا اشک‌هایش جاری می‌شد و من تصور می‌کنم به خواست الهی این مراسم‌ها سال به سال با شکوه بیشتری پیدا خواهد کرد، البته یکی از ویژ‌گی‌های بارز مسلمانان اهل سنت منطقه این است که محب اهل بیت(ع) هستند، در هیچ مسجدی نیست که در کاشی کاری‌های آن مسجد، اسامی پنج تن آل عبا نباشد.

* مرکز علوم دینی «قم» در کجای بلگراد قرار دارد؟

ـ در یکی از مناطق مرکزی بلگراد در مجاورت مستقیم چند دانشکده مهم بلگراد، وزارت کشور و وزارت خارجه که یکی از مناطق پرتردد و مهم بلگراد است، قرار دارد.

آموزش زبان فارسی در قدیمی‌ترین کرسی شرق‌شناسی اروپا 

* دلیل خاصی داشت که  این مکان را انتخاب کردید؟

-از آنجایی که بلگراد چند دهه پایتخت کشورهای مختلف بوده است، نظیر یوگسلاوی، به همین خاطر چندین زیر ساخت‌های جدی پژوهشی و آکادمی دارد که برخی از آن‌ها بالغ بر 50 تا 60 سال سابقه دارند، به گونه‌ای که  قدیمی‌ترین کرسی شرق شناسی در کل اروپای جنوب شرقی در بلگراد صربستان در سال 1920 ساخته شده است.

همچنین نخستین درسی که در این کرسی شرق شناسی بلگراد تدریس شده است، زبان فارسی است، یعنی نزدیک 100 سال از آن می‌گذرد، به همین خاطر ما تلاش کردیم از این ظرفیت‌ها برای تعامل و همکاری‌های بیشتر استفاده کنیم.

* زیر مجموعه جامعة المصطفی العالمیة هستید؟

ـ مرکز علوم دینی «قم» در بلگراد مرکز مستقلی است و از مراکز همکار جامعة ‌المصطفی و یک مرکز بومی است.

* برای تأمین هزینه‌ها چه تدابیری اندیشیده‌اید؟

ـ تأمین هزینه‌ها به این شکل است که بر حسب تعداد و تولید پروژه‌های پژوهشی، هزینه‌ای دریافت می‌کنیم که عمدتاً شکل فعالیت‌های پژوهشی در کل اروپا به همین شکل است.

به زودی در مرکز «قم» دانشجو تربیت می‌کنیم

* پس مرکز شما یک مؤسسه علمی پژوهشی محور است؟

ـ بله! همین طور است، البته بنا داریم که این مرکز به انستیتوی علمی ارتقا پیدا کند، زیرا براساس قوانین صربستان، این مرکز می‌تواند آموزش‌های تکمیلی دکتری را راه‌اندازی کند، بنابراین احساس می‌کنم یک چشم‌انداز بسیار مهمی برای تعریف هدف راهبردی ما تلقی می‌شود.

هنگامی که قصد داشتیم مجوز مجله را از مجلس بگیریم، از آنجایی که عنوان مرکز، مرکز علوم دینی بود، ایراد جدی به ما گرفتند که علوم دینی در نظام ارزشیابی علم در اروپا معنا ندارد، شما می‌توانید مطالعات دینی یا مطالعات مدرن درباره دین را لحاظ کنید،‌ اینکه دین خودش علوم داشته باشد را نمی‌پذیریم!

خداوند توفیق داد و در نهایت توانستیم این عنوان «علوم دینی» را به تصویب برسانیم، البته این مجله به دو زبان است.

* در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمائید؟

ـ من تشکر می‌کنم که وقت گرانقدرتان را در اختیار ما قرار دادید و افتخار می‌کنم در خبرگزاری حضور به هم رساندم که مأموریتش نقل حقیقت، ارزش‌های دینی و متعالی است، در حالی که در جهان شلوغ و متزلزل امروز تنها چیزی که در خبرگزاری‌های مختلف استفاده نمی‌شود افشای حقیقت، معنویت و ارزش‌هاست.

من برای همه همکاران شما آرزوی موفقیت جدی دارم و آرزو می‌کنم این گونه خبرگزاری‌ها در بطن فعالیت‌های خود ارزش‌های متعالی آسمانی قرار می‌دهند، در جاهای مختلف بیشتر شود.

*ما نیز از شما سپاسگزاریم.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار