امروز : جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 28
۱۵:۳۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 32626
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۲۱:۵۹
تعداد بازدید: 372
علل فروپاشی امپراتوری عثمانیدر تبیین علل انحطاط عثمانی به طور عمده باید به عوامل زیر توجه کرد:

علل فروپاشی امپراتوری عثمانی
در تبیین علل انحطاط عثمانی به طور عمده باید به عوامل زیر توجه کرد:

1- افزایش نامتوازن جمعیّت و پیامدهای آن
« در طول سده شانزدهم ، جمعیت عثمانی به شکلی عظیم افزایش یافت. این افزایش جمعیت بر روند افزایش سطح زیر کشت اراضی کشاورزی پیشی گرفت، تعادل میان این دو از دست رفت و به پیدایش توده کثیری ”اضافه جمعیت" انجامید»1
استانفورد جی شاو(Stanford Jay Shaw) در این باره می گوید:

« مشکلات ازدیاد جمعیت بیشتر از افزایش شدید موالید و کاهش میزان مرگ و میر ناشی می شد و همین امر خود ازیک دوره صلح و امنیت در امپراتوری عثمانی و کاهش شیوع طاعون نشئت می گرفت. بنابراین، میزان جمعیت خواستار کار و زمین بسیار فراتر از امکانات امپراتوری بود»2



استانفورد جی شاو- تاریخدان آمریکایی در زمینه تاریخ عثمانی بود


افزایش جمعیت هرچند به جهت استراتژی های نظامی کارآمد به نظر می رسید و می توانست در امور جنگی مورد استفاده قرار گیرد و عامل جدّی در ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان امپراتوری عثمانی به حساب آید ولی پس از توقف گسترش عثمانی در قاره اروپا در پایان سده شانزدهم، به عاملی مؤثر در نابسامان نمودن اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این امپراتوری تبدیل شد. به طوری که شمار جوانان بیکار رو به ازدیاد رفت و مشکلات فراوانی را برای این امپراتوری به همراه آورد. « در اینجا این پرسش بنیادین مطرح است که چرا در اروپای غربی پدیده « انفجارجمعیت» به عاملی مهم در توسعه این مناطق بدل شد و در پایه ظهور تمدن جدید غرب قرار گرفت ولی درعثمانی تأثیری معکوس بخشید؟»3

به منظور پاسخ دادن بدین سؤال بایستی به دو عامل مهم در این جریان اهتمام بورزیم:
عامل اول: نخست اینکه برخلاف امپراتوری عثمانی در قاره اروپا چنین ازدیاد جمعیت نامتوازنی صورت نپذیرفته بود و لذا توازن میان افراد و زمین های کشاورزی و خدمات اجتماعی برقرار ماند و حتی بهبود بخشید. 

در ضمن در بسیاری از کشورهای اروپایی پدیده ای با نام انفجار جمعیت تا قبل از سده نوزدهم تعریف خاصی نداشته است. به عنوان مثال « جمعیت انگلستان حتی تا پایان سده هجدهم رشدی کند داشت و از چهار میلیون و هفتصد هزار نفر در سال 1700 میلادی به 5/5 میلیون نفر رسید. تنها در سده نوزدهم بود که این کشور با پدیده ای به نام « انفجار جمعیت» مواجه شد»4 سایر دول اروپایی نیز تجربه ای مشابه دارند.

عامل دوم: با کشف قاره آمریکا و تهاجم گسترده اروپاییان به این قاره در سده شانزدهم نه تنها مشکل نبود یا کمبود زمین های کشاورزی و حاصلخیز مرتفع شد بلکه با کشتار و نسل کشی عظیم و بی رحمانه اروپاییان از بومیان آن منطقه، سیل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکا آغاز شد. به عنوان نمونه « در پی سلطه بریتانیا بر جزایر هند غربی، جمعیت این منطقه از 50 هزار نفر به یک میلیون نفر افزایش یافت و درسال 1760 تنها درمنطقه ویرجینیا حدود 200 هزار اروپایی و 200 هزار برده سیاه می زیستند»5



سیل مهاجرت اروپاییان به قاره آمریکا پس از سفر اول کریستف کلمب


با دقت در دو عامل بالا به پاسخ سؤال مذکور نائل می شویم ازآنجاکه عثمانی ها صرف نظر از غارت و کشتارهای مرسوم، کشورگشایی هایشان را در غالب فرهنگ شرقی- اسلامی صورت می دادند و هرگز در منطقه متصرفه به نسل کشی و امحاء دست جمعی دست نمی زدند. درحالی که با اتخاذ سیاست امحاء همانند اروپاییان، جمعیت اضافی سرزمین های خود را در مناطق حاصلخیز اروپا قرار دهند.

2- سلطه اروپای غربی بر قاره آمریکا و سَیَلان ثروت این قاره به این منطقه
در سال 1492 میلادی کریستف کلمب وارد جزیره ای مرجانی شد که بعدها باهاماس(Bahamas) نام گرفت. آنها در ابتدا گمان می کردند که به منطقه هندوستان رسیده اند و اهالی بومی آن منطقه را هندی(Indian)  نامیدند. کلمب از باهاماس خارج شد و به سفر خود ادامه داد و چندین جزیره دیگر در منطقه شناسایی و کشف نمود که از جمله آنان می توان به هیسپانیولا(Hispaniola) (قسمتی از هائیتی و جمهوری دومنیکن امروزی) اشاره کرد. کلمب و همراهانش از این جزایر جواهرات و طلای فراوانی بدست آوردند و به اسپانیا و نزد ملکه ایزابل بازگشتند.



کریستف کلمب
به گفته مورّخین، کلمب مردی طمّاع، حریص، پول دوست و هوس ران بود


در سال 1492 میلادی کریستف کلمب وارد جزیره ای مرجانی شد که بعدها باهاماس(Bahamas) نام گرفت.


دراین زمان بود که قاره جدید با سیل مهاجرت اروپاییان مواجه شد. اروپاییان برای رسیدن به ثروت نهفته در قاره آمریکا به هر اقدام وحشیانه ای از جمله نسل کشی و امحاء دسته جمعی بومیان منطقه دست زدند. سَیَلان ثروت قاره آمریکا به اروپای غربی از اواخر سده شانزدهم میلادی تأثیر بزرگی بر تسریع در فروپاشی و افول امپراتوری عثمانی نهاد. « از زمان کارل پنجم، که خاندان هابسبورگ سلطنت اسپانیا و مستعمرات پهناور آن را در قاره آمریکا نیز به دست آورد، به تدریج این ثروت بیکران به پشتوانه مالی نیرومندی برای جنگ ها و دسیسه های آن علیه عثمانی بدل شد. بخش مهمی از مخارج سنگین حکومت جابرانه و جنگ های خونین کارل پنجم را طلا و نقره آمریکا تأمین می کرد.»6



کارل پنجم 
بخش مهمی از مخارج سنگین حکومت جابرانه و

جنگ های خونین کارل پنجم را طلا و نقره آمریکا تأمین می کرد.

« به نوشته دایرة المعارف بریتانیکا تنها در سال 1550 میلادی هفده کشتی برای او[کارل پنجم] سه میلیون سکه دوکات طلا از آمریکا آورد»7 با تکیه بر همین ثروت فراوان بود که خاندان هابسبورگ بعد از مدّت های طولانی توانستند از نفوذ امپراتوری قدرتمند عثمانی بکاهند و به توسعه ارضی آن پایان دهند و آغاز دوران افول امپراتوری عثمانی را کلید بزنند.




نشان نظامی امپراتوری هابسبورگ


« در این میان به ویژه سَیَلان نقره قاره آمریکا به بازارهای جهانی بر وضع مالی عثمانی تأثیرات وخیم و علاج ناپذیر برجای نهاد. از سال 1580 میلادی نقره ارزان معادن قاره آمریکا سراسر مملکت عثمانی را پر کرد و بحران مالی شدیدی پدید آورد، در نتیجه ارزش سکه نقره عثمانی(آقچه) به شدت کاهش یافت و بهای کالاها بالا رفت و این نیز به نوبه خود مایه بی نظمی شد.»8 در این میان تورّم شدید و رواج سکه های تقلّبی و کالاهای قاچاق و افزایش روزافزون نرخ بهره و گسترش پدیده شوم و هلاک کننده ربا، بر این اوضاع اسفبار شدّت می بخشید.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ارجاعات مستقیم

1-    مقاله «علل انحطاط و فروپاشی عثمانی»، شهبازی عبدالله، ص3
2-    همان، ص4
3-    همان، ص5
4-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ج1 -  ص 256
5-    همان، ج1- ص225
6-    مقاله «علل انحطاط و فروپاشی عثمانی»، شهبازی عبدالله، ص13
7-    شهبازی عبدالله(1377)، زرسالاران یهودی و پارسی، استعمار بریتانیا و ایران، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ج3 -  ص 24

برچسب ها:
آخرین اخبار