امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 11
۰۴:۳۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 32876
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۳:۳۵
تعداد بازدید: 173
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،وی در دانشگاه سیدنی در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل کرد و پس از آن رشته بازیگری را در آکادمی ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس،وی در دانشگاه سیدنی در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل کرد و پس از آن رشته بازیگری را در آکادمی هنرهای زیبای همین شهر آموخت.

بلافاصله پس از پایان تحصیلات، دعوت به بازی در نقش اصلی یک درام تلویزیونی به نام «کوره لی» (1995) شد، جک من پس از بازی در چند کار تلویزیونی دیگر، راهی دنیای تئاتر شد و در چند نمایش مطرح استرالیایی هم چون «دیو و دلبر» و «سانست بولوار» بازی کرد.در سال 1998 به دنیای سینما پیوست و برای اولین کار سینمایی‌اش نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد انستیتو فیلم استرالیا شد.«مردان ایکس» (2000) اولین فیلم آمریکایی اوست که در آن در نقش کاراکتر ابرقهرمان وولورین / مرد گرگ‌نما ظاهر شد. «ون هلسینگ »(2004) دومین فیلم موفق و پرفروش او، پس از «اره ماهی» و «کیت و لیوپولد»است.




جکمن در کنار قرض دادن صدای خود به انیمیشن‌های «خوش قدم» 1 و 2، و «ظهور نگهبانان» در فیلم‌های «پرستیژ»، «استرالیا»، «چشمه» و «بینوایان» هم بازی کرده است. منتقدان سینمایی می‌گویند این بازیگر با وجود آن که محبوبیت زیادی در بین تماشاگران دارد، ولی کم کار می‌کند و تلاش دارد فیلم‌نامه‌های بهتری را برای کار برگزیند. در اکشن ابرقهرمانانه «وولورین» که تازه به روی پرده سینماهای جهان رفته، جکمن دوباره در نقش مرد گرگ‌نما ظاهر شده است.


در گفت‌وگوی اینترنتی زیر، این بازیگر استرالیایی تبار درباره جنبه‌های مختلف بازیگری، حضور هنرمندان استرالیایی در هالیوود و پدرشدن صحبت می‌کند.

 بازی در «بینوایان» را در حالی قبول کردید که چند سال قبل حضور در «شیکاگو» را رد کرده بودید. چه عاملی باعث شد تا بالاخره در یک فیلم موزیکال بازی کنید

ـ برایم موزیکال بودن یا نبودن یک فیلم اهمیت خیلی زیادی نداردو بازی در «شیکاگو» را به دلیل موزیکال بودنش رد نکردم. معیار اصلی برایم فیلم‌نامه و میزان اجتماعی بودن آن است. «شیکاگو» یک قصه اجتماعی را تعریف نمی‌کرد و به همین دلیل حاضر به بازی در آن نشدم. اما «بینوایان» یک مضمون عمیق اجتماعی و سیاسی دارد. طبیعی است که بازی در چنین فیلمی را نمی‌توانستم رد کنم. شما کدام بازیگر را سراغ دارید که با چنین پیشنهادی روبرو شود و از بازی در آن سرباز زند؟ کاراکتر ژان والژان یکی از بهترین و معروفترین کاراکترهای ادبی و هنری دو دنیای سینما و ادبیات است. خیلی خوشحالم که بازی در نقش این شخصیت به من محول شد. احساس می‌کنم با بازی در این جور نقش‌ها باعث خوشحالی خانواده، دوستان و طرفدارانم می‌شود و آنها به خاطر این مسئله به من افتخار خواهند کرد.




 اما شما بازیگر نقش مرگ گرگ نما در اکشن کمیک استریپی و ابرقهرمانانه‌ای مثل «وولورین» هم هستید!


ـ بله و این مسئله تضادی با آنچه که گفتم ندارد. من یک بازیگرم و باید در هر نوع نقشی بازی کنم.نمی خواهم بازیگر یک جور نقش خاص باشم و فقط در فیلم های یک ژانر بازی کنم.بازی در هر دو نوع فیلم‌های غیرمتعارف و مردم پسند را دوست دارم. باید در فیلم‌هایی که مردم عادی آنها را می‌پسندند هم بازی کنم تا بتوانم روزگارم را بگذرانم. اما نقش‌های متفاوت و غیرمتعارف را هم دوست دارم و از هر فرصتی برای بازی در آنها استفاده خواهم کرد. من با آدمهای متفاوتی برخورد می‌کنم که از یک سو می‌گویند طرفدار مرد گرگ‌نما هستند و از سوی دیگر، از من می‌خواهند که به بازی در فیلم‌های مستقل و غیرمتعارف ادامه دهم و فقط بازیگر محصولات عامه‌پسند نباشم. این صحبت خوشحالم می‌کنم و برای ادامه کار انرژی لازم را به من می‌دهد.

 درباره فیلم‌ها و قصه‌های کمیک استریپی چه فکر می‌کنید؟




ـ در کودکی‌ام هیچ وقت کتاب‌های کمیک استریپی را نمی‌خواندم. زمانی هم که قرار شد در مجموعه فیلم «مردان ایکس» بازی کنم، برایان سینگر کارگردان فیلم بازیگرانش را از خواندن این جور کتاب‌ها منع کرد. به نظرم او کار خیلی خوب و شگفت‌انگیزی کرد .زیرا مانع از آن شد که بازی‌مان با یک پیش‌داوری انجام شود. او نگران آن بود که ما با دیدن تصاویر قصه‌های کمیک استریپی به فکر خلق یک بازی خاص بیفتیم و این مسئله، ما را از حال و هوای کاراکترها دور کند. البته سینگر خودش سرصحنه فیلم‌برداری راهنمایی‌های لازم را به ما می‌کرد.


 دوست دارید کاراکتر وولورین تبدیل به یک بازی ویدئویی و کامپیوتری شود؟

ـ تا حالا با این جور بازی‌ها هم کاری نداشته و صدایم را به کاراکترهای آنها قرض نداده‌ام. فکر هم نمی‌کنم هیچ وقت چنین کاری را انجام دهم. نمی‌دانم چه دلیلی دارد وقتی فیلمی با موفقیت روبرو می‌شود، بلافاصله می‌خواهند بازی کامپیوتری آن را هم تهیه کنند. این مسئله به روحیه زیاده‌خواهی شرکت‌ها و کمپانی‌های صنعت سرگرمی بر می‌گردد. آنها که بیشتر به دنبال پول هستند، می‌خواهند از هر چیزی برای خودشان یک منبع درآمد خلق کنند. فکر می‌کنم این روحیه آنها به هنر لطمه می‌زند و باعث کم ارزش و بی ارزش شدن نسخه اصلی شده و آن را تبدیل به یک کار بی‌مایه می‌کند. تا آنجا که در توان دارم مبارزه می‌کنم تا چنین بلایی سر کاراکتر وولورین نیاید.





 زمان حضور جلوی دوربین ترس دارید یا خیر؟

ـ احساس همیشگی‌ام این بوده که اگر به ترس پشت کنی و روی خوش به آن نشان ندهی، سایه آن ترس و وحشت هیچ وقت به سراغت نخواهد آمد. به همین دلیل هیچ وقت از صحبت کردن درباره ترس‌هایم وحشتی نداشته ام و خیلی راحت از آن چه که می‌ترسم حرف می‌زنم. اما پذیرش ترس‌هایم به معنی آن نیست که با ترس و وحشت زندگی کنم. باید با ترس‌هایم رودررو شده و بر آنها غلبه کنیم. این موضوع فقط به حضورم جلوی دوربین بر نمی‌گردد و کل زندگی‌ام را در بر می‌گیرد.

بازیگری برای شما به معنی چیست؟

ـ بازیگری چیزی است که همیشه دوستش داشته‌ام. احترام خیلی زیادی برای آن قائلم و بسیار جدی‌اش می‌گیرم. اما اصلا کار ساده و راحتی نیست. خیلی‌ها فکر می‌کنند بازیگری حرفه‌ای معمولی و ساده است و برای بازیگر بودن باید کمی رو داشت و به قول معروف پررو بود. اما چنین نیست. البته اگر فقط چهره جذاب داشته باشی و بخواهی نان این چهره را بخوری، کار سختی را پیش رو نداری. تبدیل به یک بازیگر کلیشه‌ای در نقش‌های تکراری می‌شوی. اما خیلی زود هم به پایان خط می‌رسی و جای خود را به کسی دیگری می‌دهی. اما اگر بازیگری را جدی بگیری و بخواهی در قالب کاراکترهای مختلف فرو بروی، تازه متوجه می‌شوی کار خیلی زیادی پیش رو داری و باید موانع و مشکلات زیادی را پشت سر بگذاری.





 پدر شدن مانع از ادامه فعالیت بازیگری‌تان نشده است؟

ـ خیر. البته بعد از پدر شدن وقت بیشتری را به خانه و خانواده اختصاص داده‌ام. شما تا پدر نشوید نمی‌توانید حس و حال مربوط به آن را درک کنید. فکر می‌کنم پدر شدن به شکلی اجتناب‌ناپذیر و غریزی زندگی و دیدگاه شما را تغییر می‌دهد. ناگهان می‌بینید در حال انجام دادن کارهایی هستید که شاید تا دیروز حتی به آنها فکر هم نمی‌کردید. برای من خواب و استراحت خیلی اهمیت دارد. ولی در کنار فرزندم متوجه شدم این مسئله در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد و تا او به خواب نرود، چشمانم را نمی‌بندم. حتی کوچکترین چیزها و مسائل در زندگی باعث خشنودی و خوشحالی‌تان می‌شود.

 فکر می‌کنید چرا در سال‌های اخیر فیلم‌های کمیک استریپی سیاه‌تر و تلخ‌تر شده‌اند؟

ـ چون واقعیت‌های زندگی تلخ است و کسانی که برای تماشای فیلم‌ها راهی سالن سینماها می‌شوند، آدم‌هایی هستند که در همین جامعه زندگی می‌کنند و با این واقعیت‌های تلخ روبرو‌ هستند. فیلم‌ها چقدر می‌توانند به آنها دروغ بگویند و همه چیز را شیک و تمیز به نمایش بگذارند. نوعی حس عمومی وجود دارد که مردم عادی نیازی به ابرقهرمانان ندارند و یا اینکه این قهرمانان در رابطه با مشکلات روزمره آنها، نمی‌توانند کاری انجام دهند. البته یک واقعیت این است که سالها قبل از «شوالیه تاریکی» ( 2008) کریستو فر نولان، در سال دو هزار و در «مردان ایکس» بود که یک قصه کمیک استریپی با لحنی تلخ و سیاه به تصویر کشیده شد.





 با نگاه به گذشته ، چه چیزی به ذهنتان می‌آید؟

ـ لحظاتی را می‌بینم که اوضاع به گونه‌ای پیش‌ می‌رفت که خلاف خواست من بود و نمی‌توانستم کاری انجام دهم. زندگی سرشار از پند و آموزش است. تو یاد می‌گیری بر موانع غلبه کنی و اوضاع را تحت کنترل درآوری. کار بسیار سختی است، ولی یاد می‌گیری چگونه آن را انجام دهی. من به آسانی به این موقعیتی که امروز دارم نرسیدم. سال ها تلاش کردم. بارها زمین خوردم و دوباره بلند شدم. همین زمین خوردن‌هاست که آدم‌ها را آبدیده می‌کند.

 از کار در هالیوود راضی هستید؟

این جا شرایط خاص خودش را دارد. اگر در این محل کار می‌کنید باید با این شرایط آشنایی داشته باشید و آن را قبول و تحمل کنید. یک روز کاری در کمپانی برادران وارنر داشتم. در پشت صحنه چند بازیگر و هنرمند هم حضور داشتند که می‌توانم به سیلوستر استالونه و کلینت ایستوود اشاره کنم. استالونه نگاهی به من انداخت و بدون اینکه حرفی بزند رفت. به ایستوود سلام کردم و گفتم بعضی‌ها می‌گویند در فیلم‌هایم شبیه او هستم. در جواب گفت یکی دو تا از فیلم‌هایم را دیده و پسندیده است. او هم رفت و چیز دیگری نگفت. هیچ وقت مرا برای بازی در هیچ یک از فیلم‌هایش دعوت نکرد. حتی از من نخواست که به دفترش بروم و از من یک تست گریم و بازیگری بگیرد.

این موضوع و این نوع برخوردها ناراحتتان نمی کند؟

وقتی به خانه می روم و دختر کوچکم پس از باز کردن در با عشق مرا در آغوش می گیرد،همه چیز از یادم می رود. آدم خوشبختی هستم ،چون کانون خانوادگی گرمی دارم و در سینما هم به عنوان یک بازیگر مطرح شناخته شده ام.

 درباره استرالیایی‌هایی که در هالیوود کار می‌کنند چه نظری دارید؟

ـ ما دست بالا را در هالیوود داریم! وجه غالب آن هستیم. اگر به کسانی که در هالیوود کار می‌کنند نگاه کنید، می‌بینید ما اکثریت را داریم. وقتی در هالیوود کار می‌کنی خیلی خوب و لذت‌بخش است که استرالیایی هستی. هالیوود ما را قبول کرده و باید بگویم مجبور به پذیرش‌ ما شده است. چاره دیگری نداشته و ندارد. فکر می‌کنم این روزها وقت و زمان خوبی برای استرالیایی بودن است زیرا در هالیوود به دنبال استرالیایی‌ها هستند.

انتهای پیام/ ا
برچسب ها:
آخرین اخبار